سنت پیامبر خاتم در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

۱. شأن پیامبر شأن تعلیم و تبیین قرآن و دین: قرآن کریم یکی از شئون مهم پیامبر را تفسیر و تبیین قرآن بیان می‌‌کند و بدین‌سان اعلام می‌کند دومین منبع دین، سنت نبوی است که لازمه‌اش مکمل و حجت الهی بودن تبیین و تفسیر پیامبر از قرآن است: ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ[۱].

آیه فوق به طور رسمی تبیین و تفسیر آیات نازله را بر عهده پیامبر واگذار می‌کند. آیه دیگر افزون بر تبیین قرآن، تبیین و حل و فصل اختلاف‌های مردم در عرصه‌های مختلف مثل امور اعتقادی و عملی را نیز از شئون آن حضرت برمی‌‌شمارد.

﴿وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ[۲]: مقصود از اختلاف کنندگان، غیر مسلمانان اعم از مشرکان، کفار و پیروان ادیان دیگر است که مورد اختلافشان شامل اصل خدا و توحید، صفات خدا، و سایر آموزه‌ها مثل عدل قضا و قدر و اختیار می‌شود[۳].

﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ[۴].

علامه طباطبایی با اشاره به دو آیه فوق می‌‌نویسد: اگر گفتار و رفتار پیغمبر اکرم(ص) و حتی سکوت و امضای آن حضرت برای ما، مانند قرآن حجت نبود آیات مذکوره مفهوم درستی نداشت، پس بیان پیغمبر اکرم(ص) برای کسانی که از آن حضرت می‌شنوند یا با نقل قابل اعتماد نقل می‌شود، حجت و لازم الاتباع است[۵].

قرآن بر آیات محکم و متشابه مشتمل است که زمینه اختلاف و به دنبال آن تأویل و توجیه‌های مختلف در آیات متشابه بیشتر است؛ لذا برای تفسیر حقیقی آن به منبع و شاخص عصمت نیاز است که آیه فوق آن را «راسخون» معرفی می‌کند که قطعاً سنت نبوی اولین و متقن‌ترین آن است: ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[۶].

آیه زیر تبیین راه هدایت برای بشریت را شأن پیامبر توصیف می‌‌کند که کفار با مقابله با آن حضرت خود را از نعمت مزبور محروم کرده‌اند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى[۷].

آیه دیگر محور و عامل هدایت مردم را دو عامل یعنی آیات الهی و وجود شخص پیامبر ذکر نموده و به توبیخ کفار با وجود دو ملاک فوق پرداخته است: ﴿وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ[۸].

۲. امر خدا به فراگیری دین از «اهل الذکر»: پیش‌تر اشاره شد که از منظر قرآن یکی از شئون پیامبر، تعلیم و تبیین آموزه‌های دین است. تحقق این شأن نوعاً با وجود شخص متعلم و طالب علم عملی می‌شود. قرآن به این نکته تفطن داشته است؛ لذا در آیه زیر مؤمنان را به طرح سؤال‌های دینی خود از «اهل الذکر» امر می‌کند. لازمه امر به رجوع به «اهل الذکر»، اعتبار و حجیت قول آن است، وگرنه امر بدان لغو خواهد بود: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۹]. روشن است مصداق کامل «اهل الذکر» از منظر عقل و روایات، شخص پیامبر(ص) است[۱۰] که خداوند با آیه و امر فوق آن حضرت را به عنوان یک منبع و معیار دین توصیف و معرفی می‌کند.

۳. اهتمام خداوند بر عدم ضلالت پیامبر(ص): ﴿وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ[۱۱].

آیه شریفه از قصد مخالفان پیامبر(ص) خبر می‌دهد که در صدد اضلال و گمراه کردن حضرت بودند؛ لکن صدر آیه تأکید می‌کند فضل خاص خداوند بر نگهداری و حفظ پیامبر(ص) از گمراهی تعلق گرفته است و آیه همچنین تأکید دارد مخالفان هیچگونه ضرر و آسیبی را بر پیامبر(ص) نمی‌توانند وارد کنند.

۴. امر به أخذ اوامر پیامبر و دوری از نواهی آن: برخی آیات به صورت مطلق مسلمانان را به اطاعت در اوامر و انزجار در نواهی پیغمبر امر نموده و استنکاف از آن را کفر توصیف می‌کند. روشن است امر به اطاعت مطلق و خصوصاً توصیف اطاعت وی به شاخص هدایت و توصیف مخالفت با آن به کفر فقط برای انسان معصوم قابل تصور است و برای غیر معصوم چنین امری از خدای حکیم و علیم سزاوار نیست: ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[۱۲]، ﴿قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ[۱۳].

آیات دیگر فلسفه اطاعت از پیامبر(ص) را «هدایت» و «شمول رحمت الهی» بیان می‌کند:

  1. ﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ[۱۴].
  2. ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ[۱۵].

۵. پیامبر محور و مرجع حل اختلافها: آیه‌های زیر افزون بر امر به اطاعت از خدا و پیامبر، به طور خاص خاطرنشان می‌‌سازد که مرجع و محل حل تنازعات و مناقشات، رجوع به پیامبر است:

  1. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ[۱۶].
  2. ﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا[۱۷].
  3. ﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا[۱۸].

قضای خدا قضای تشریعی (وضع احکام و قوانین) و قضای رسولش عام بوده و شامل تشریعی و موضوعات عمومی! اختلافی نیز می‌شود[۱۹].

۶. پیامبر ملازم حق: در بحث منبع بودن قرآن اشاره شد که یکی از ادله آن عین حق یا ملازمه با حق بودن است که آیاتش گذشت. آیه زیر نیز بعثت و رسالت پیامبر از سوی خدا را «حق» توصیف می‌کند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَكُمْ[۲۰].

۷. اطاعت پیامبر هم‌ردیف اطاعت خدا و مستلزم سعادت: در آیات متعددی اطاعت از خدا و رسولش در کنار هم یاد شده که نتیجه‌اش فوز و سعادت اخروی است:

  1. ﴿وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا[۲۱].
  2. ﴿مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا[۲۲].

۸. پیامبر، الگو و اسوه: قرآن کریم از پیامبر به عنوان الگو و اسوه حسنه و نیک به صورت مطلق تعبیر می‌کند که لازمه اسوه بودن رجوع و پیروی از آن است که آن خود مستلزم حجیت و منبع و معیار بودن سنت است: ﴿مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا[۲۳].[۲۴]

منابع

پانویس

  1. «(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.
  2. «و ما این کتاب را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را در آن اختلاف ورزیدند برای آنها روشن گردانی و تا رهنمود و بخشایشی باشد برای گروهی که ایمان دارند» سوره نحل، آیه ۶۴.
  3. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۳۹۸؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج٢٠، ص٢٣٠؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، صص ۲۶۰ و ۲۸۴، ج۴، ص۱۳۰؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲۶، ص۳۴؛ عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص۷۸ و ج۸، ص۵۷۵.
  4. «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد» سوره جمعه، آیه ۲.
  5. سید محمدحسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۸۳ - ۸۴.
  6. «در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش» سوره آل عمران، آیه ۷.
  7. «به راستی آنان که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند بازداشتند و با پیامبر پس از آنکه رهنمود برای آنان روشن شد ناسازگاری کردند» سوره محمد، آیه ۳۲.
  8. «و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
  9. «اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳؛ سوره انبیاء، آیه ۷.
  10. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص١١۰؛ سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۸۴.
  11. «و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمی‌کنند و به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند» سوره نساء، آیه ۱۱۳.
  12. «و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.
  13. «بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند (بدانند که) بی‌گمان خداوند کافران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲.
  14. «پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸.
  15. «و از خداوند و فرستاده (او) پیروی کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۲.
  16. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  17. «و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید» سوره نساء، آیه ۸۳.
  18. «و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.
  19. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۸۹.
  20. «ای مردم! این پیامبر حقیقت را از سوی پروردگارتان برای شما آورده است پس ایمان بیاورید که برایتان بهتر است» سوره نساء، آیه ۱۷۰.
  21. «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند» سوره نساء، آیه ۶۹.
  22. نساء: ۱۳ و ۸۰؛ نور: ۵۲؛ احزاب: ۷۱؛ فتح: ۱۷.
  23. «هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰؛ ﴿تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ» سوره نساء، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}} «و کسانی که از خداوند و پیامبرش فرمان برند و از خداوند بهراسند و از او پروا کنند کامیابند» سوره نور، آیه ۵۲؛ ﴿يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا «تا کردارهایتان را شایسته گرداند و گناهانتان را بیامرزد و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بی‌گمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱؛ ﴿لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا «بر نابینا و لنگ و بیمار (اگر به جهاد نیایند) گناهی نیست و هر کس از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کند او را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها روان است و هر کس روی برتابد او را عذابی دردناک خواهد کرد» سوره فتح، آیه ۱۷.
  24. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۵۵-۶۰