سیره اجتماعی حضرت فاطمه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

سیره حضرت فاطمه (س) در زندگی اجتماعی می‌تواند به عنوان الگو معرفی شود. آن حضرت در عین حال که از ویژگی‌های لطیف زنانه برخوردار بود اما حیات او سرشار از وقایع و رخدادهای مهم فرهنگی و اجتماعی، بود. آن حضرت برای برخی از اصحاب کلاس تشکیل می‌داد و در کنار کارهای خانه از مسائل اجتماعی غافل نبود.

حضور حضرت فاطمه در عرصه‌های گوناگون

از جمله قلمروهای الگوبخشی سیره حضرت فاطمه (س) زندگی اجتماعی و سیاسی آن حضرت است. حیات اجتماعی بانوی اسلام در این بُعد نیز برای شیفتگان مکتبش بسیار درس‌آموز است. او همان‌گونه که در ابعاد مختلف علمی، اخلاقی، عبادی، تربیتی و سایر کمالات انسانی و ارزش‌های دینی پیشگام بود، در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز انسانی ممتاز و چهر‌ه‌ای فعال به شمار می‌رفت.

فاطمه (س) گرچه در شرایط عادی، بانویی خانه‌دار بود و دور از مردان بیگانه زندگی می‌کرد و تمایل نداشت حتی مردی نابینا کنار او بنشیند و با او هم‌سخن شود، اما این بدان معنا نیست که دختر پیامبر (ص) از مسئولیت‌های اجتماعی خویش غافل بوده و خود را در برابر جامعه و مسائلی که در آن می‌گذرد مسئول نمی‌دانسته است.

حضرت زهرا (س) هرگز در یک نقطه از ابعاد زندگی توقف نداشت و به یک مرحله و یک بُعد از ابعاد آن هر چند مهم، اکتفا نکرد؛ چراکه نه اسلام را محدود به بعد عبادی و فردی‌اش می‌دانست و نه رسالت و مسئولیت زن را تنها در خانه‌داری و تربیت فرزند. از این رو، به موازات اهتمام به مسائل خانه و خانواده و نیز مسائل عبادی، مسائل اجتماعی و مبارزاتی و سیاسی جامعه نیز برایش مطرح و با ارزش بود. او این رهنمود هشدار دهنده را از پدر بزرگوارش شنیده بود که: "هر کس صبح کند در حالی که اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست"[۱].

بدین روی، فاطمه (س) در زندگی اجتماعی خویش اهتمامی وافر به حل و فصل امور مسلمانان و رفع دردمندی‌ها و نیازمندی‌ها از زندگی آنان داشت[۲].

سیره اجتماعی

از منابع تاریخی چنین بر می‌آید که حضرت زهرا (س) برای ایفای مسئولیت‌های اجتماعی با شخصیت‌هایی از یاران رسول خدا (ص) همچون سلمان، مقداد، ابوذر، بلال، عمار و جابر بن عبدالله انصاری ارتباط داشت، با آنان جلسه می‌گرفت، حوزه درسی تشکیل می‌داد و سخنان آموزنده و اطلاعات و رازهای غیبی و دعاهای مخصوص به آنان می‌آموخت[۳].

وقتی بیمار می‌شد، آنان به عیادتش می‌آمدند و در اعیاد و روزهای خجسته و هنگام تولد فرزندانش برای عرض تبریک به حضورش می‌رسیدند و یا برای حل مشکل در مانده‌ای به او مراجعه کرده، از حضرتش استمداد می‌جستند.

فاطمه (س) در کنار پرداختن به امور خانه از مسائل اجتماعی غافل نبود. صله ارحام می‌کرد و به دیدار خویشاوندان می‌شتافت و با آنان نشست و برخاست داشت و حتی پس از مرگ فراموششان نمی‌کرد و ضمن حضور مستمر بر مزارشان برای آنان از خدا طلب آمرزش می‌نمود و با دعا و قرائت قرآن، از فداکاری‌ها و مجاهدت‌های آنان در راه اسلام تقدیر و تکریم می‌کرد.

بر پایه حدیثی که از امام صادق (ع) نقل شده است، آن حضرت هفته‌ای دو بار، روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت شهدای احد، به ویژه حمزه سید الشهداء می‌رفت و به همراهان، محل استقرار پیامبر (ص) و نیروهای اسلام در جنگ، همچنین اردوگاه مشرکان را نشان می‌داد[۴].

بنابر نقلی که هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت آمده است، حضرت زهرا (س) در مراسم تشییع و تدفین خواهرش حضرت رقیه همسر عثمان در قبرستان بقیع شرکت کرد و اشک عزا ریخت[۵].

بخشش‌ها و انفاق‌های حضرت زهرا (س) تلاش‌های ایثارگران وی در رفع نیازهای جامعه اسلامی و کسانی که به آن حضرت رجوع می‌کردند. دعاهای شبانه در حق دیگران به ویژه همسایگان و مقدم داشتن آنان برخود، همه بیانگر نگرش اجتماعی و فعالیت‌های چشمگیر فاطمه (س) در سطح جامعه است[۶].

بدین ترتیب زندگی فاطمه (س) همان‌گونه که در ابعاد فردی، عبادی، اخلاقی و تربیتی حجت است، در ابعاد اجتماعی، سیاسی و نظامی نیز حجت و درس‌آموز است. او به همگان آموخت که درباره مسائل مختلف فردی و اجتماعی چگونه موضع بگیرند و نیز آموخت که در مواردی که ضرورت ایجاب کند، با حفظ معیارها و ضوابط مذهبی می‌توان به میدان اجتماعی پا نهاد و حتی وارد عرصه کارزار شد و به یاری رزمندگان شتافت. همچنین نشان داد که زن مسلمان باید در عرصه سیاسی، آن‌گاه که تشخیص دهد، حق به انزوا و فراموشی سپرده شده و مردم، راه انحراف در پیش گرفته‌اند، به دفاع از حق بپردازد و با پرچمداران باطل به ستیز برخیزد و در این راه تا سرحد شهادت پیش رود[۷].

مشارکت در امور اجتماعی

قدر مسلم این است که فاطمه(س) با داشتن چهار فرزند که به تدریج به زندگی آنان وارد شده‌اند، معیشت بسیار سختی داشته است. در تمام مدت زندگی مشترک با امیرالمؤمنین به‌طور پیوسته مشغول پرستاری از فرزندان خردسالش بود، اما نقش اجتماعی خود را نیز به‌طور کامل ادا نموده و حضور در صحنه‌های اجتماعی از جمله مسئولیت‌های آن حضرت بوده است.

مشارکت فاطمه(س) در عرصه‌های اجتماع یک مشارکت وسیع و همه‌جانبه بوده است. البته داده‌های تاریخی در این زمینه خیلی زیاد نیست. این گناه بر گردن مورخان است. زن‌ها در صدر اسلام مشارکت همه‌جانبه داشتند و هیچ محدودیتی برای آنان نبود. بنی‌امیه و بنی‌عباس زنان را از صحنه‌ها بیرون کردند؛ زیرا مشارکت زنان در حیات سیاسی یک جامعه به معنای مشارکت همه مردان آن جامعه خواهد بود و حاکمان جور و ظلم از اینکه مردم در صحنه‌ها حاضر باشند، وحشت دارند، به همین جهت زنان را از صحنه‌ها خارج کردند در حالی که زنان در صدر اسلام حضور فعال داشتند. زنانی که اسلام نیز به نیکی از آنان یاد می‌کند، زنانی اجتماعی هستند و کاملاً در صحنه‌های سیاست و اجتماع حضور فعال دارند. زنانی چون بلقیس ملکه سبا، آسیه همسر فرعون، مریم(س)، دختران شعیب، مادر و خواهر حضرت موسی(ع).

فاطمه(س) در مسائل عمومی اجتماع نیز نقشی فراگیر و فعال داشته است. پس از غزوه اُحُد که رسول‌الله(ص) با قرائت آیاتی از قرآن به دلجویی از بازماندگان شهدا می‌پرداخت، بر مزار آنان حاضر می‌شد و برای آنان از خدا طلب آمرزش می‌نمود. فاطمه(س) در این دلجویی‌ها پا‌به‌پای پدر رفتار می‌کرد. واقدی می‌نویسد: «پیامبر اکرم(ص) کنار پیکر حمزه نشست و گریست. فاطمه(س) نیز در کنار پدر نشست و گریست. او در مصیبت حمزه بسیار گریان بود و پیامبر اکرم(ص) هم با گریه او گریه می‌کرد و می‌فرمود: هرگز مصیبتی به بزرگی مصیبت تو به من نرسیده است. آن حضرت مکرر می‌فرمود: ای کاش من هم با شهیدان اُحُد شهید می‌شدم»[۸].

فاطمه(س) هر دو سه روز یک بار به زیارت شهدا می‌رفت و کنار قبور ایشان می‌گریست و دعا می‌کرد[۹].

در برخی از کتاب‌های تاریخی آمده است که فاطمه گاه دست فرزندان خود را می‌گرفت و به دیدار خانواده‌های شهدا می‌رفت و یا در تشییع پیکر پاک شهیدان شرکت می‌کرد[۱۰].

فاطمه(س) از طرف پدر مسئولیت دیدار با خانواده‌های شهدا را داشت تا مشکلات آنها را بپرسد و به گوش پدر برساند تا رسول الله(ص) آنها را حل کند.

همچنین فاطمه(س) گاه بر مسند قضا می‌نشست؛ چنان‌که دو زن که در مورد مسئله‌ای اختلاف داشتند، نزد او آمدند و طرح دعوا نمودند و حضرت بین آنان داوری کرد[۱۱].

فاطمه(س) معلم زنان نیز بود. شواهد زیادی وجود دارد که آن حضرت جلسات عمومی تدریس برای زنان داشته است. همچنین زنان به صورت فردی به نزد او آمده و سؤالات دینی خود را می‌پرسیدند. به نمونه‌ای اشاره می‌کنیم: زنی به حضور فاطمه(س) رسید و گفت: من مادر ضعیف و ناتوانی دارم که درباره نماز خواندن خود دچار مشکلی شده و مرا به حضور تو فرستاده است تا سؤال کنم تکلیف او چیست؟ زن سؤال خود را مطرح کرد و حضرت جواب او را داد. سپس آن زن سؤال دیگری مطرح کرد و پاسخ شنید. سؤال سوم تا دهم تکرار شد و فاطمه(س) با حوصله زیاد هر یک از سؤال‌ها را پاسخ داد. آن زن خجالت‌زده شد و گفت: ای دختر رسول خدا! تو را خسته کردم. فاطمه(س) فرمود: ایرادی ندارد، سؤال خود را ادامه بده و هر چه می‌خواهی سؤال کن[۱۲].

با این وصف می‌باید احادیث بسیاری از فاطمه(س) نقل شده باشد، اما سیر حوادث پس از وفات پیامبر اکرم(ص) و دگرسانی صحنه سیاست و به دنبال آن جریان فرهنگ منع حدیث و تدوین آن و جلوگیری از نشر فضایل و علوم اهل‌بیت و غیره موجب شد احادیث اندکی از ایشان به دست ما برسد.

ملاقات و مراوده با مؤمنین: اصحاب رسول الله به راحتی به خانه فاطمه(س) رفت و آمد داشتند و سؤالات خود را از محضر او می‌پرسیدند. فاطمه نوعی مرجعیت فکری و دینی داشته است و به سؤالات آنان پاسخ می‌داده‌اند.

جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که من صحیفه فاطمیه را از فاطمه(س) آموختم. سلمان فارسی نیز می‌گوید: فاطمه به من دعای نور را آموخت و فرمود این دعا را از پدرم آموختم و به تو می‌آموزم.

فاطمه(س) حتی با غیر مؤمنین نیز ملاقات داشته است و طرف استمداد آنان واقع شده است. پس از شکستن صلح حدیبیه، ابوسفیان به مدینه آمد تا شاید بتواند پیمان را برای مدتی طولانی‌تر تجدید کند. او با بعضی از اصحاب ملاقات نمود، اما آنها او را طرد کردند. سپس به خانه فاطمه(س) آمد و از او درخواست نمود تا میانجی باشد. آن حضرت فرمود: ابوسفیان عزم پدرم جزم شده است[۱۳].

از دیگر مراودات ایشان، حضور در فعالیت‌های دسته‌جمعی چون مراسم حج، حضور در حجةالوداع و غدیرخم می‌باشد[۱۴].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. « مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۵۹.
  2. رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص۱۴۷.
  3. برای نمونه ر.ک: بحارالانوار، ج۴۳، ص۶۶ – ۶۷.
  4. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۷۹. در برخی روایات، زیارت حضرت زهرا (س) از احد هفته‌ای یک بار در روز شنبه ذکر شده است. (بحارالانوار، ج۴۳، ص۹۰). این دو نقل قابل جمع است. ممکن است به تفاوت زمان باشد؛ بدین معنا که در مقطعی هفته‌ای دو بار می‌رفته‌اند و بعدها هفته‌ای یک بار.
  5. کافی، ج۳، ص۲۴۱؛ تاریخ المدینة المنوره، ابن شبه، ج۱، ص۱۰۳؛ الاصابه، ابن حجر عسقلانی، ج۴، ص۳۰۴.
  6. رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۱۴۸.
  7. رفیعی، علی، درآمدی بر سیره فاطمی، ص ۱۵۳.
  8. المغازی النبویه، ج۱، ص۲۷۰.
  9. المغازی النبویه، ج۱، ص۲۹۰.
  10. وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۴۰.
  11. زن و پیام‌آوری، ج۱، ص۲۱۲.
  12. بحارالانوار، ج۲، ص۳.
  13. السیرة النبویه ابن هشام، ج۴، ص۱۳.
  14. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص۱۹۵.