سیره اجتماعی حضرت فاطمه در خدمات علمی و فرهنگی چه بوده است؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
سیره اجتماعی حضرت فاطمه در خدمات علمی و فرهنگی چه بوده است؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ فاطمه زهرا
مدخل اصلی؟

سیره اجتماعی حضرت فاطمه در خدمات علمی و فرهنگی چه بوده است؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث فاطمه زهرا است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی فاطمه زهرا مراجعه شود.

پاسخ به این پرسش

محمد رضا جباری

حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد رضا جباری در کتاب «سیره اخلاقی و سبک زندگی حضرت زهرا» در این باره گفته است:

«جلوه دیگر اخلاق اجتماعی صدیقه کبری، نقش علمی و فرهنگی آن حضرت و شیوه رفتاری او در مسیر تعلیم و تربیت آحاد جامعه بود. مهم‌ترین نقش ایشان در این مسیر، برجای نهادن مجموعه‌ای از رفتارهای اصیل و منطبق با حقایق ترسیم شده انبیای الهی، به ویژه رسول خاتم بود تا الگوگیران - به ویژه زنان در طول تاریخ - اسوه‌ای راستین فراروی خود داشته باشند.

ایشان در سایه طاعت و عبودیت به مقام والای محدَّثه بودن نایل شد؛ به گونه‌ای که فرشتگان بر او نازل شده، با او سخن می‌گفتند[۱]. فاطمه نیز مجموع شنیده‌هایش از فرشتگان الهی را بر همسرش، املا می‌کرد و او می‌نگاشت و از این مسیر، «مصحف فاطمه» فراهم آمد که نزد امامان معصوم بود و اکنون نیز نزد امام عصر است[۲].

آن حضرت به لحاظ علمی به جایی رسید که روزی به همسرش گفت: بیا تا تو را از آنچه بوده، هست و تا قیامت خواهد بود آگاه سازم! علی از شنیدن این سخن در شگفت شد و نزد رسول خدا رفت. رسول خدا (ص) فرمود: گویا از سخن فاطمه در شگفت شدی! آیا نمی‌دانی نور فاطمه نیز از نور ماست؟ در این هنگام، علی سجده شکر به جای آورد و نزد فاطمه بازگشت. فاطمه ضمن اشاره به ملاقات علی با پیامبر، این حقیقت را باز گفت که ریشه وجودی‌اش از نوری است که خداوند آن را خلق کرد و همواره تسبیح‌گوی حق بود تا آنکه در شب معراج از طریق تناول میوه‌ای بهشتی به پیامبر منتقل شد. فاطمه کلامش را با این سخن پایان داد که: «الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‌»؛ «مؤمن به وسیله نور خدا می‌نگرد»[۳].

شایان ذکر است که ذوات مقدس معصومان (ع) در بالاترین درجات تعالی و تکامل انسانی قرار دارند؛ اما این سخن فاطمه که: «مؤمن با نور خدا می‌نگرد» گویای آن است که هر چه درجات ایمان انسان بالاتر رود، قلب او برای دریافت انوار معرفت از سوی خداوند و فرشتگانش آماده‌تر می‌شود.

حضرت فاطمه آموخته‌های خود از رسول خدا را به صورت خصوصی و عمومی به دیگران منتقل می‌کرد. روایات فراوانی که در منابع روایی از او نقل شده است و کثرت راویان از او - که تعداد آنها بر اساس گفته برخی دانشمندان به حدود سی نفر می‌رسد[۴]- و نیز تبیین حقایق در قالب خطبه‌هایی که ایراد کرده است، از نمونه‌های تعالیم خصوصی و عمومی ایشان می‌باشد. آن حضرت آن‌چنان ارزشی برای آموخته‌هایش از رسول خدا (ص) قائل بود که حتی ارزش آنها را با ارزش دو فرزند دلبندش (حسن و حسین) برابر می‌دانست که به آن اشاره شد[۵].

برای عالمه‌ای همچون فاطمه، جدای از اصل تعلیم و انتقال معارف به دیگران، شیوه تعلیم نیز اهمیت بالایی داشت. او در مسیر تعلیم و تربیت دیگران، با آگاهی از درجات مؤمن عالمی که مردم از علمش سود می‌برند، صبر و شکیبایی عجیبی در تعلیم دیگران داشت. برای نمونه، روزی زنی نزد او آمد و نسبت به وظیفه مادر ضعیف و پیر خود درباره ادای نماز پرسش کرد و آن حضرت پاسخ او را داد. این پرسش و پاسخ‌ها تا ده پرسش ادامه یافت تا آنکه زن از ادامه شرمگین شد؛ اما صدیقه طاهره با کمال خون‌سردی و خوش‌رویی فرمود: آنچه می‌خواهی بپرس؛ سپس برای کاستن از شرم او مثالی زد و از آن زن پرسید: آیا اگر کسی به صدهزار دینار اجیر شود که بار سنگینی را روی بام ببرد، خسته می‌شود؟

زن عرض کرد: نه. فاطمه فرمود: من برای پاسخ به یک مسئله، به اندازه بین زمین و عرش الهی اجر خواهم داشت. پس شایسته است خسته نشوم. از پدرم رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود: همانا عالمان از شیعیان ما محشور می‌شوند در حالی که به قدر علم و تلاش ایشان در ارشاد بندگان از خلعت‌های کرامت بر آنها پوشانده می‌شود، به‌گونه‌ای که بر برخی از آنان، گاه تا هزارهزار (یک میلیون) خلعت از نور پوشانیده می‌شود...[۶].

فاطمه زهرا هنگام تعلیم به دیگران، حدود و تکالیف شرعی مربوط به مواجهه با نامحرمان را رعایت می‌کرد و از رودررویی با مردان نامحرم پرهیز داشت. معمولاً زنان به محضر آن حضرت می‌آمدند و پرسش‌های خود را مطرح می‌کردند، مگر آنکه ضرورتی ایجاب می‌کرد که با مردان سخن گوید. از این رو وقتی برای مردان پرسشی پیش می‌آمد، زنان خود را نزد فاطمه فرستاده، سؤالاتشان را می‌پرسیدند. زنی نزد فاطمه آمد و از جانب شوهرش این سؤال را پرسید که آیا او از شیعیان فاطمه هست یا خیر؟ ایشان پاسخ داد: اگر به آنچه ما امر می‌کنیم، عمل کنی و از آنچه تو را نهی می‌کنیم، پرهیز کنی، از شیعیان ما هستی، وگرنه خیر.

زن نزد همسرش بازگشت و سخن فاطمه را به او باز گفت. همسرش گفت: وای بر من؛ زیرا کسی خالی از گناهان و خطاها نیست. آن زن نزد فاطمه بازگشت و سخن شوهرش را بیان کرد. ایشان فرمود: شیعیان در صورت گنهکار بودن، با سختی‌ها یا شداید مرگ و قیامت تطهیر و داخل بهشت خواهند شد[۷].

مضامین تعالیم حضرت فاطمه، هم به حیطه اصول دین مربوط بود و هم فروع دین. یکی از مهم‌ترین محورهای اصول دین، امامت و ولایت است. ابوذر غفاری از فاطمه نقل کرده است که فرمود: از پدرم درباره آیه ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ[۸] پرسیدم. فرمود: آنان امامان پس از من هستند؛ علی و دو سبط من و نُه نفر از صلب حسین. آنان مردان اعراف هستند، داخل بهشت نمی‌شود مگر کسی که آنان را بشناسد و آنان نیز او را بشناسند و داخل آتش نمی‌شود مگر کسی که با آنان بیگانه باشد و آنان نیز او را نشناسند. خداوند نیز جز از طریق معرفت آنان شناخته نمی‌شود[۹].

آن حضرت، پدر و همسرش را به منزله پدر این امت معرفی می‌کرد و می‌فرمود: محمد و علی همچون پدر این امت هستند؛ ناراستی آنان را استوار ساخته، از عذاب نجات می‌دهد. اگر امت آن دو را اطاعت کنند، به نعمت جاودان دست می‌یابند[۱۰].

از این رو آن حضرت به برخی از زنان چنین فرمود: پدران دینی‌ات (محمد و علی) را [حتی] به قیمت نارضایتی والدین نسبی‌ات راضی و خشنود ساز و چنین نباشد که والدین نسبی‌ات را به قیمت خشم و نارضایتی پدران دینی‌ات خشنود کنی؛ چراکه والدین نسبی تو اگر ناخشنود شوند، محمد و علی آنها را با پاداش و ثواب یک جزء از هزارهزار جزء از یک ساعت طاعتشان راضی و خشنود می‌کنند؛ ولی اگر پدران دینی‌ات (محمد و علی) ناخشنود گردند، والدین نسبی‌ات قادر نخواهند بود آنان را خشنود سازند؛ زیرا پاداش و ثواب طاعات تمامی اهل دنیا نیز پاسخ‌گوی ناخشنودی آنان نخواهد بود[۱۱][۱۲]

پانویس

  1. «إِسْحَاقُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ (س) مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فَتُنَادِيهَا كَمَا تُنَادِي مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ يَا فَاطِمَةُ اللَّهُ ﴿اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ يَا فَاطِمَةُ ﴿اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ فَتُحَدِّثُهُمْ وَ يُحَدِّثُونَهَا فَقَالَتْ لَهُمْ ذَاتَ لَيْلَةٍ أَ لَيْسَتِ الْمُفَضَّلَةُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَقَالُوا إِنَّ مَرْيَمَ كَانَتْ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَكِ سَيِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِكِ وَ عَالَمِهَا وَ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ»؛ (شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۸۲؛ طبری، دلائل الامامه، ص۸۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۲۰۶).
  2. «عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ فَقَالَ هُوَ جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوٍّ عِلْماً فَقَالَ لَهُ مَا الْجَامِعَةُ فَقَالَ تِلْكَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِي عَرْضِ الْأَدِيمِ مِثْلُ فَخِذِ الْفَالِجِ فِيهَا كُلَّمَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ مِنْ قَضِيَّةٍ إِلَّا وَ فِيهَا أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ لَهُ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ فَسَكَتَ طَوِيلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّكُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمَّا تُرِيدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِيدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ قَدْ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ»؛ (صفار قمی، بصائرالدرجات، ص۱۷۳ - ۱۷۴؛ روایات دیگری قریب به این مضمون را در این منابع بنگرید: کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۹ تا ۲۴۲؛ ج۸، ص۵۸؛ شیخ صدوق، الخصال، ص۵۲۸؛ همو، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۹۳؛ همو، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۹ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۸۶).
  3. «عَنْ حَارِثَةَ بْنِ قُدَامَةَ قَالَ حَدَّثَنِي سَلْمَانُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمَّارٌ وَ قَالَ أُخْبِرُكَ عَجَباً قُلْتُ حَدِّثْنِي يَا عَمَّارُ قَالَ نَعَمْ شَهِدْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) وَ قَدْ وَلَجَ عَلَى فَاطِمَةَ (س) فَلَمَّا أَبْصَرَتْ بِهِ نَادَتْ ادْنُ لِأُحَدِّثَكَ بِمَا كَانَ وَ بِمَا هُوَ كَائِنٌ وَ بِمَا لَمْ يَكُنْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حِينَ تَقُومُ السَّاعَةُ قَالَ عَمَّارٌ فَرَأَيْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَرْجِعُ الْقَهْقَرَى فَرَجَعْتُ بِرُجُوعِهِ إِذْ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَ لَهُ ادْنُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَدَنَا فَلَمَّا اطْمَأَنَّ بِهِ الْمَجْلِسُ قَالَ لَهُ تُحَدِّثُنِي أَمْ أُحَدِّثُكَ قَالَ الْحَدِيثُ مِنْكَ أَحْسَنُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ كَأَنِّي بِكَ وَ قَدْ دَخَلْتَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ قَالَتْ لَكَ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَرَجَعْتَ فَقَالَ عَلِيٌّ (ع) نُورُ فَاطِمَةَ مِنْ نُورِنَا فَقَالَ (ع) أَ وَ لَا تَعْلَمُ فَسَجَدَ عَلِيٌّ شُكْراً لِلَّهِ تَعَالَى قَالَ عَمَّارٌ فَخَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) وَ خَرَجْتُ بِخُرُوجِهِ فَوَلَجَ عَلَى فَاطِمَةَ (س) وَ وَلَجْتُ مَعَهُ فَقَالَتْ كَأَنَّكَ رَجَعْتَ إِلَى أَبِي (ص) فَأَخْبَرْتَهُ بِمَا قُلْتُهُ لَكَ قَالَ كَانَ كَذَلِكِ يَا فَاطِمَةُ فَقَالَتْ اعْلَمْ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ نُورِي وَ كَانَ يُسَبِّحُ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ شَجَرَةً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ فَأَضَاءَتْ فَلَمَّا دَخَلَ أَبِي الْجَنَّةَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ إِلْهَاماً أَنِ اقْتَطِفِ الثَّمَرَةَ مِنْ تِلْكَ الشَّجَرَةِ وَ أَدِرْهَا فِي لَهَوَاتِكَ فَفَعَلَ فَأَوْدَعَنِي اللَّهُ سُبْحَانَهُ صُلْبَ أَبِي (ص) ثُمَّ أَوْدَعَنِي خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدٍ فَوَضَعَتْنِي وَ أَنَا مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ مَا لَمْ يَكُنْ يَا أَبَا الْحَسَنِ الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ (ابن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۴۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷).
  4. بنگرید به: عوالم العلوم از بحرانی اصفهانی، جلد دوم از مجلد فاطمه، ص۱۰۴۷ - ۱۰۴۸.
  5. طبری، دلائل الامامه، ص۶۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۱۹۶؛ ج۲۲، ص۴۱۳ – ۴۱۴؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۸، ص۱۶۹؛ متن این روایت، پیش‌تر در بحث رعایت آداب دینی در روابط اجتماعی نقل شد.
  6. «قَالَ الامام العسکری (ع): وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ (س) فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‌ءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ. فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ (س) عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ‌] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَتْ فَاطِمَةُ (س): هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‌ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ‌](ص) يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ. ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ: أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ، النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ- الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ، هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ- وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ- فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ [كَمَا خَلَعْتُمُوهُمْ‌]خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا. فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ- عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ- يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ- لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامِ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ. ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ- الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ، وَ تُضَعِّفُوهَا. فَيُتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ، وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ، وَ كَذَلِكَ مَنْ بِمَرْتَبَتِهِمْ مِمَّنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ عَلَى مَرْتَبَتِهِمْ. وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ (س): يَا أَمَةَ اللَّهِ- إِنَّ سِلْكاً مِنْ تِلْكِ الْخِلَعِ- لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ، وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ»؛ (منسوب به امام حسن عسکری، تفسیر الامام العسکری، ص۳۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲ ص۳؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۳۱۸).
  7. منسوب به امام حسن عسکری، تفسیر الامام العسکری، ص۳۰۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۵۵.
  8. «و میان آن دو پرده‌ای است و بر آن پشته‌ها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهره‌شان باز می‌شناسند» سوره اعراف، آیه ۴۶.
  9. «عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ سَمِعْتُ فَاطِمَةَ (س) تَقُولُ سَأَلْتُ أَبِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ سِبْطَايَ وَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ هُمْ رِجَالُ الْأَعْرَافِ- لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُهُمْ وَ يَعْرِفُونَهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ يُنْكِرُونَهُ- لَا يُعْرَفُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَّا بِسَبِيلِ مَعْرِفَتِهِمْ»؛ (خزاز قمی، کفایه الاثر، ص۱۹۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۵۱).
  10. «وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ (س) أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقِيمَانِ أَوَدَهُمْ وَ يُنْقِذَانِهِمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهُمَا، وَ يُبِيحَانِهِمُ النَّعِيمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهُمَا»؛ (منسوب به امام حسن عسکری (ع)، تفسیر الامام العسکری، ص۳۳۰).
  11. «وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ (س) لِبَعْضِ النِّسَاءِ أَرْضِي أَبَوَيْ دِينِكِ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً بِسَخَطِ أَبَوَيْ نَسَبِكِ وَ لَا تُرْضِي أَبَوَيْ نَسَبِكِ بِسَخَطِ أَبَوَيْ دِينِكِ، فَإِنَّ أَبَوَيْ نَسَبِكِ إِنْ سَخِطَا أَرْضَاهُمَا مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ (ع) بِثَوَابِ جُزْءٍ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ جُزْءٍ مِنْ سَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِهِمَا. وَ إِنَّ أَبَوَيْ دِينِكِ [مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً] إِنْ سَخِطَا- لَمْ يَقْدِرْ أَبَوَا نَسَبِكِ أَنْ يُرْضِيَاهُمَا لِأَنَّ ثَوَابَ طَاعَاتِ أَهْلِ الدُّنْيَا كُلِّهِمْ- لَا يَفِي بِسَخَطِهِمَا»؛ (منسوب به امام حسن عسکری (ع)، تفسیر الامام العسکری، ص۳۳۴).
  12. اسحاقی، سید حسین، سیره اخلاقی و سبک زندگی حضرت زهرا، ص ۱۶۰.