صفوان بن یحیی بجلی

آشنایی اجمالی

ابومحمد صفوان بن یحیی بجلی کوفی، ملقب به «بیاع السابری» اهل کوفه و از موالی بجیله بود[۱] و از اصحاب امام کاظم، امام رضا و امام جواد(ع) بود.[۲] همچنین از وکلای امام کاظم و امام رضا(ع) به شمار می‌‌رفت[۳] که راوی از آنان هم می‌‌باشد.[۴] او با صفوان بن مهران جمّال تفاوت دارد و از عبدالله بن مسکان، اسحاق بن عمار و داود بن فرقد روایت نقل کرده است.

ابوعمرو کشّی، صفوان را از جمله کسانی دانسته که علمای شیعه به اتفاق، آنان را فقیه و دانشمند و سخن ایشان را درست می‌‌دانند.[۵] نجاشی نیز بیاع السابری را از بزرگان شیعه و فردی عابد و زاهد و محدثی کاملاً موثق دانسته و می‌‌گوید: به رغم این که واقفی‌ها نسبت به صفوان بذل و بخشش بسیار داشتند، ولی او عقیده و مذهبش را حفظ کرد و واقفیه را نپذیرفت.

صفوان با عبدالله بن جندب و علی بن نعمان شراکت داشت و گزارش شده که این سه تن در مسجدالحرام با هم عهد بستند که هر کدام پیش‌تر مُرد، آن دو دیگر واجباتی چون نماز، روزه و زکاتش را به جای آورند. چنین بود که هر دو رفیق مردند و صفوان زنده ماند، از این رو هر روز ۱۵۰ رکعت نماز می‌‌گزارد. سالی سه ماه روزه می‌‌داشت و هر سال سه مرتبه زکات می‌‌پرداخت و هر گاه انفاق می‌‌کرد و صدقه‌ای می‌‌داد، به همان میزان هم از جانب آن دو چنین می‌‌کرد. در باب زهد و تقوایش نیز گفته شده که شخصی از او خواست تا مبلغی (شاید معونه‌ای) را در کوفه به خانواده‌اش برساند، ابومحمد به این سبب که شترانش در اجاره دیگران است و باید اجازه بگیرد، از پذیرش آن امتناع ورزید.[۶]

گروهی از محدثان و دانشمندان از ابومحمد حدیث فراگرفته و روایت کرده‌اند که عبارت‌اند از: فضل بن شاذان نیشابوری، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی[۷] ابوعبدالله محمد بن خالد برقی، محمد بن عیسی یقطینی، محمد بن حمید عطار، نوح بن شعیب نیشابوری[۸]، ایوب بن نوح و محمد بن حسین بن ابی الخطاب زیّات.[۹]

صفوان نزد ائمه از جایگاه والایی برخوردار و مورد رضایت ایشان بود، به همین خاطر چون در سال ۲۱۰ه‍ در مدینه از دنیا رفت، امام جواد(ع) حنوط و کفن برای تجهیز وی فرستاده و از اسماعیل بن موسی خواستند تا بر او نماز بخواند.[۱۰].[۱۱]

اصحاب ما سی کتاب برای او برشمرده‌اند که آنچه در زیر می‌آید در دست است:

  1. کتاب الوضوء؛
  2. کتاب الصلاة؛
  3. کتاب الزکاة؛
  4. کتاب الحج؛
  5. کتاب النکاح؛
  6. کتاب الطلاق؛
  7. کتاب الفرائض؛
  8. کتاب الوصایا؛
  9. کتاب لشری و البیع؛
  10. کتاب العتق و التدبیر؛
  11. کتاب البشارات و النوادر.

صفوان بن یحیی به سال ۲۲۰ ق. رخ در نقاب خاک کشید[۱۲].

امام جواد(ع) برای صفوان طلب مغفرت کرد و گواهی داد که او از حزب (جماعت) پدران ارجمندش ـ که حزب رستگار خداست ـ بوده است[۱۳].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. الفهرست (طوسی)، ص۸۳.
  2. رجال الطوسی، ص۳۵۲، ۳۷۸ و۴۰۲.
  3. رجال الطوسی، ص۳۵۲، ۳۷۸ و۴۰۲.
  4. معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۲۳.
  5. اختیار معرفة الرجال، ص۲۲۳، ۲۲۹، ۴۰۰ و ۵۵۶.
  6. رجال النجاشی، ج۱، ص۴۳۹.
  7. الکافی، ج۱، ص۵۷ و ۲۵۴.
  8. المحاسن، ج۱، ص۷۰ و ۲۵۹؛ ج۲، ص۳۶۴ و ۴۱۴.
  9. بصائر الدرجات، ص۱۵۵ و ۱۷۸.
  10. اختیار معرفة الرجال،ص ۲۲۳، ۲۲۹، ۴۰۰ و ۵۵۶.
  11. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۴۰۵ - ۴۰۶.
  12. رجال نجاشی، ص۱۴۹؛ نک: شیخ طوسی، الغیبه، ص۲۱۶؛ رجال کشی، ص۵۰۲- ۵۰۳.
  13. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۱، ص ۲۷۳.