مقصود از خسوف و کسوف که از نشانههای ظهور است چیست؟ (پرسش)
مقصود از خسوف و کسوف که از نشانههای ظهور است چیست؟ | |
---|---|
![]() | |
موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ نشانههای ظهور |
مدخل بالاتر | مهدویت / مقدمات ظهور امام مهدی / نشانههای ظهور امام مهدی / خسوف و کسوف |
مدخل اصلی | خسوف و کسوف غیرعادی |
تعداد پاسخ | ۵ پاسخ |
یکی از نشانهها و علائم غیرحتمی ظهور که در برخی روایات بیان شده، کسوف خورشید یعنی گرفتگی آن در نیمه ماه رمضان و خسوف ماه یعنی گرفتگی آن در اول یا آخر ماه رمضان میباشد که برخلاف عادت طبیعت است. یعنی تا آن زمان چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و این فقط برای ظهور اتفاق میافتد.
در ذیل، پاسخ جامع اجمالی به این پرسش و دیدگاههای متفرقه برخی از نویسندگان و دانشمندان، در این باره، به طور مفصلتری قابل بررسی است.
پاسخ جامع اجمالی
خسوف و کسوف از نشانههای ظهور، و باور برخی در مورد آن دو
- یکی از نشانههای ظهور که در روایات[۱] آمده کسوف در نیمه ماه رمضان و خسوف در آخر و یا اول همان ماه برخلاف عادت است.[۲] کسوف در روزهای نخست و آخر ماه و خسوف در روزهای میانی ماه از نظر علمی، طبیعی و عادی است و در طول تاریخ، بارها رخ داده است، ولی خورشیدگرفتگی در وسط ماه یا ماه گرفتگی در اول یا آخر ماه، امری غیرعادی است و رؤیت آن امکان ندارد.[۳] یعنی آنچه در روایات به عنوان علامت ظهور آمده است، وقوع آن در غیر زمان عادی و برخلاف قواعد نجومی است.[۴] اگرچه در روایات فراوانی، در منابع شیعه و سنی، به پدید آمدن این نشانه در آستانۀ ظهور تصریح شده،[۵] ولی به ناگزیر بودن آن اشاره نشده[۶]،[۷] از این روی خسوف و کسوف را از نشانههای قطعی و مسلم ظهور نمیتوان به حساب آورد.[۸]
احتمالات در کیفیت حدوث غیر عادی کسوف و خسوف
- در کیفیّت حدوث این دو واقعه غیر عادی چند احتمال است:[۹]
- حدوث این دو به توسط جِرمی باشد که در فضا به طور ناگهانی پیدا میشود.[۱۰]
- تحقق خسوف و کسوف به توسط جرمی باشد که از زمین جدا میشود.[۱۱]
- تحقق این دو به نحو اعجاز و خرق قانون طبیعت باشد.[۱۲]
- برخی بر این باورند خسوف و کسوف، به گونۀ یاد شده، در چهارچوب حوادث طبیعی و عادی نیز قابل بررسی و تبیین است و برای آن احتمالها و توجیههایی را یاد کردهاند، ولی نیازی به این توجیهها نیست، زیرا هیچ اشکالی ندارد که پدیدار شدن آنها به صورت معجزه باشد، چرا که در جهت اقامۀ حجت و تقویت حق و هدایت مردم است و با قانون معجزه ناسازگاری ندارد.[۱۳]
روایات دال بر علائم ظهور بودن کسوف و خسوف
- برخی از روایاتی[۱۴] که خسوف و کسوف را از نشانههای ظهور بیان میکنند عبارتند از:
- امام باقر (ع) میفرماید:[۱۵] «دو نشانه پیش از قیام مهدی پدید خواهد آمد که، از زمان هبوط حضرت آدم در زمین بیسابقه است: گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن»[۱۶]
- دارقطنی به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که حضرت فرمود: [۱۷] «همانا برای مهدی ما دو نشانه است که از زمان خلقت آسمانها و زمین این گونه نبوده است، یکی خسوف ماه در اوّل شب رمضان و دیگری کسوف خورشید در نیمه ماه رمضان.»[۱۸] و ... .[۱۹]
نتیجهگیری
- نتیجه اینکه به نظر میرسد مقصود از وقوع این دو پدیده به صورت غیرعادی، این باشد که اهمیت مسأله ظهور نمایانده شود و مردم از خواب غفلت بیدار شوند و خود را مهیای مشارکت در آن نهضت عظیم سازند.[۲۰]
پاسخها و دیدگاههای متفرقه
۱. آیتالله قزوینی؛ |
---|
۲. حجت الاسلام و المسلمین زهادت؛ |
---|
۳. حجت الاسلام و المسلمین اسماعیلی؛ |
---|
۴. حجت الاسلام و المسلمین سلیمیان؛ |
---|
۵. آقای رضوانی؛ |
---|
پانویس
- ↑ محمد بن محمد بن نُعمان، ارشاد مفید، ص ۳۶۸؛ طبرس، فضل بن حسن، اعلام الوری، ج ۲، ص ۲۸۵
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸؛ اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ ر.ک. اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص 212 و 213
- ↑ ر.ک. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲ ۵ ج۲، ص۲۶۹؛ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۲۹۸ـ ۳۰۰
- ↑ صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الأثر، ۴۴۱
- ↑ برترینهای فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۴۱
- ↑ ر.ک. اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ ر.ک. اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸
- ↑ ر.ک. اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص 212 و 213
- ↑ ر.ک. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲ ۵ ج۲، ص۲۶۹؛ اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۴: «آيَتَانِ تَكُونَانِ قَبْلَ الْقَائِمِ لَمْ يكونا [تَكُونَا] مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ (ع) إِلَى الْأَرْضِ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْقَمَرُ فِي آخِرِه»
- ↑ ر.ک. قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۲۹۸ـ ۳۰۰
- ↑ سنن دارقطنی، ج ۲، ص ۵۱؛ صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الأثر، ص۴۴۴؛ تاریخ ما بعد الظهور، ص۱۶۰؛ «إِنَّ لمهدينا آيَتَيْنِ لَمْ يَكُونَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ، يَنْكَسِفُ الْقَمَرِ أَوَّلَ لَيْلَةٍ مِنْ رَمَضَانَ وَ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْهُ، وَ لَمْ يَكُونَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ»
- ↑ ر.ک. رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص۵۲۸
- ↑ ر.ک. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲ ۵ ج۲، ص۲۶۹؛ اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ ر.ک. اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸ـ۳۰۰
- ↑ «"اثْنَانِ بَيْنَ يَدَيْ هَذَا الْأَمْرِ خُسُوفُ الْقَمَرِ لِخَمْسٍ وَ كُسُوفُ الشَّمْسِ لِخَمْسَ عَشْرَةَ وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ (ع) إِلَى الْأَرْضِ وَ عِنْدَ ذَلِكَ يَسْقُطُ حِسَابُ الْمُنَجِّمِينَ"»؛ کمال الدین؛ صدوق؛ ج ۲، ص ۶۵۵.
- ↑ «" كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) فَذَكَرَ آيَتَيْنِ تَكُونَانِ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ (ع) لَمْ تَكُونَا مُنْذُ أَهْبَطَ اللَّهُ آدَمَ (ع) أَبَداً وَ ذَلِكَ أَنَّ الشَّمْسَ تَنْكَسِفُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْقَمَرَ فِي آخِرِهِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَا بَلِ الشَّمْسُ فِي آخِرِ الشَّهْرِ وَ الْقَمَرُ فِي النِّصْفِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) إِنِّي لَأَعْلَمُ بِالَّذِي أَقُولُ إِنَّهُمَا آيَتَانِ لَمْ تَكُونَا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ إِنَّ بَيْنَ يَدَيْ هَذَا الْأَمْرِ انْكِسَافَ الْقَمَرِ لِخَمْسٍ تَبْقَى وَ الشَّمْسِ لِخَمْسَ عَشْرَةَ وَ ذَلِكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ عِنْدَهُ يَسْقُطُ حِسَابُ الْمُنَجِّمِينَ."»؛ غیبت؛ نعمانی؛ ص ۲۷۱. این حدیث را شیخ طوسی در غیبت؛ ص ۲۷۰ با اختلاف کمی در الفاظ، نقل کرده است و عقد الدرر؛ صص ۶۵- ۶۶.
- ↑ قزوینی، سید محمد کاظم، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، ص ۲۹۸-۳۰۰.
- ↑ همان، ح ۲، ۳۷۳، باب ذکر علامات قیام القائم، ح ۱۰/ « عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ بَدْرِ بْنِ الْخَلِيلِ الْأَسَدِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) فَذَكَرَ آيَتَيْنِ تَكُونَانِ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ (ع) لَمْ تَكُونَا مُنْذُ أَهْبَطَ اللَّهُ آدَمَ (ع) أَبَداً وَ ذَلِكَ أَنَّ الشَّمْسَ تَنْكَسِفُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْقَمَرَ فِي آخِرِهِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَا بَلِ الشَّمْسُ فِي آخِرِ الشَّهْرِ وَ الْقَمَرُ فِي النِّصْ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) إِنِّي لَأَعْلَمُ بِالَّذِي أَقُولُ إِنَّهُمَا آيَتَانِ لَمْ تَكُونَا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ (ع)»
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۶۹.
- ↑ «" آيَتَانِ تَكُونَانِ قَبْلَ الْقَائِمِ لَمْ تَكُونَا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ (ع) إِلَى الْأَرْضِ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْقَمَرُ فِي آخِرِهِ فَقَالَ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي آخِرِ الشَّهْرِ وَ الْقَمَرُ فِي النِّصْف فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) إِنِّي لَأَعْلَمُ بِمَا تَقُولُ وَ لَكِنَّهُمَا آيَتَانِ لَمْ تَكُونَا مُنْذُ هَبَطَ آدَم(ع)"»؛ کتاب الغیبة، نعمانی، ۲۷۱.
- ↑ «" إِنَّ لمهدينا آيَتَيْنِ لَمْ يَكُونَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ ، يَنْكَسِفُ الْقَمَرِ أَوَّلَ لَيْلَةٍ مِنْ رَمَضَانَ وَ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْهُ ، وَ لَمْ يَكُونَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ "»؛ منتخب الأثر، ۴۴۴؛ تاریخ ما بعد الظهور، ۱۶۰.
- ↑ منتخب الأثر، ۴۴۱.
- ↑ کتاب الغیبة، نعمانی، ۲۷۲.
- ↑ منتخب الأثر، ۴۴۱.
- ↑ اسماعیلی، اسماعیل، بررسی نشانههای ظهور، چشم به راه مهدی، ص ۲۹۸- ۳۰۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۲، ح ۲۵۸؛ نعمانی، الغیبة، ص ۳۹۰، ح ۴۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ص ۴۹۷
- ↑ جمعی از نویسندگان، چشمبهراه مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۰۰
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۱۲ - ۲۱۳.
- ↑ ارشاد مفید، ص ۳۶۸؛ اعلام الوری، ج ۲، ص ۲۸۵.
- ↑ سنن دارقطنی، ج ۲، ص ۵۱.
- ↑ موعودشناسی و پاسخ به شبهات: ص۵۲۸.