نظارت عمومی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از نظارت همگانی)

مقدمه

مراد از نظارت عمومی، اقداماتی است که به منظور حصول اطمینان از جریان قانونی و صحیح امور و تحقق اهداف توسط عموم صورت می‌گیرد. علاوه بر وجود تضمین‌هایی در قواعد حقوق اساسی، عامه مردم نیز، در صورت فراهم بودن زمینه‌ها، با نظارت و اقدامات مقتضی، اجرای قواعد حقوق اساسی را تضمین می‌کنند. جهت تحقق نظارت عمومی و به منظور ایجاد زمینه رشد و بالندگی جامعه اسلامی، دین مبین اسلام طرح کاملی را در چهار مرحله به این شرح بیان داشته است:

مرحله اول: تعلیم و تعلم در تمامی سطوح به صورت ریزش مداوم آموزش از سطوح بالا به پایین و جذب و دریافت مستمر در سطوح پایین‌تر نسبت به سطوح بالا. قرآن و متون اسلامی در این زمینه آکنده از نصوص جالبی است که ما در اینجا به دو گفتار پیامبر اکتفا می‌کنیم:

  1. «أَرْبَعَةٌ تَلْزَمُ كُلَّ ذِي حِجًى وَ عَقْلٍ مِنْ أُمَّتِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هُنَّ قَالَ اسْتِمَاعُ الْعِلْمِ وَ حِفْظُهُ وَ نَشْرُهُ وَ الْعَمَلُ بِهِ»[۱]؛
  2. «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا»[۲]؛ با اجرای این مرحله در جامعه اسلامی عمده‌ترین پایگاه سوءاستفاده قدرت که جهل است نابود می‌شود.

مرحله دوم: دعوت به حق و خیر و ارشاد و هدایت فکری در زمینه حق و باطل (بود و نبود) و نیز خیر و شر (باید و نباید) که به عنوان وظیفه متقابل همگانی مقرر شده است:

  1. ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۳].
  2. ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ[۴]؛

در این مرحله توده‌های مردم توسط آگاهان امین و متعهد جامعه پیوسته نسبت به امور آگاهی‌های لازم را دریافت می‌کنند و در متن جریان حق و خیر قرار می‌گیرند و راه نفوذ فریبکاران و سودجویان انحصارطلب بسته می‌شود؛

مرحله سوم: خیرخواهی و دلسوزی که در متون اسلامی از آن به «نصح» تعبیر شده است. بنابر اصل: «أَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ‌»[۵]. مردم خود را می‌بینند و سرنوشت همه را از خود و سرنوشت خود را مربوط به دیگران تلقی می‌کنند، و این پیوند عواطف جامعه را یکجا به هم گره می‌زند و مانند سرنشین اتومبیلی است که در کنار راننده آن از سرعت زیاد اتومبیل می‌هراسد و با دلسوزی و خیرخواهی راننده را به مراعات مقررات رانندگی هشدار می‌دهد؛ زیرا که سرنوشت خود را گره خورده به سرنوشت راننده می‌بیند.

کلینی در اصول کافی فصلی را به عنوان «النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ‌» اختصاص داده که حدیث ذیل را از پیامبر اکرم در آن فصل نقل می‌کند: «ثَلَاثٌ لَايُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ: إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ، و النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ‌، و اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ»[۶]. امام صادق(ع) آنگاه که مسئولیت‌ها و وظائف اعضای بدن را در برابر خدا می‌شمارد می‌فرماید: «وَ زَكَاةُ اللِّسَانِ النُّصْحُ لِلْمُسْلِمِينَ وَ التَّيَقُّظُ لِلْغَافِلِينَ»[۷].

در این مرحله، انتقاد سالم و سازنده که از عواطف و تعهد به مسئولیت و سرنوشت مشترک ناشی می‌شود از تمامی ابعاد و زوایای جامعه مانند بزاق در دهان و انسولین در لوزالمعده که در مراحل هضم غذا و سوخت‌وسوز بدن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند، تراوش می‌کند و همه ناخالصی‌ها را پاک و موانع را برطرف می‌کند و زنگارها را می‌زداید.

مرحله چهارم: امر به معروف و نهی از منکر است که از فرایض بزرگ دینی و ضامن اجرای احکام الهی بوده است و در احادیث اسلامی با عنوان ویژه «بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ‌» و «أَسْمَى الْفَرَائِضِ‌» نام برده شده است: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۸]. در این احادیث اسلامی، عمده‌ترین عامل ظهور طاغوت‌ها در جامعه و فساد و تباهی و گمراهی در میان مردم، ترک این فریضه بزرگ الهی معرفی شده تا آنجا که امکان تبدیل ارزش‌ها و جایگزینی ارزش‌های منفی در جامعه توحیدی در شرایط ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر پیش‌بینی شده است.

منظور از امر به معروف و نهی از منکر، ایجاد زمینه تحقق معروف و اعمال و شیوه‌های صالح و منتفی کردن زمینه‌های بروز منکر و اعمال ناشایست و فساد و تباهی‌هاست و به همین دلیل انجام این مرحله به گونه‌های مختلف امکان‌پذیر است و در حقیقت در هر مورد باید زمینه مناسب آن ایجاد شود تا به تحقق معروف یا منتفی کردن زمینه منکر بینجامد. گاه امر به معروف و نهی از منکر به صورت گفتار و نوشتار است و گاه به شکل عمل و وادار کردن و گاه به برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی نیاز دارد و بالأخره ممکن است به صورت اجبار هم تحقق پیدا کند.

طبیعت امر به معروف و نهی از منکر با معنی تعلیم و ارشاد و نصح، متفاوت و به گونه‌ای است که متلازم با عمل و تحقق معروف و ریشه‌کن شدن منکر است و به همین دلیل این مرحله پس از انجام مراحل سه‌گانه تعلیم و ارشاد و نصح انجام می‌شود و قبل از اتمام این مراحل توسل به امر به معروف و نهی از منکر نادرست است و با موازین اسلام وفق ندارد. همانگونه که قرآن به صراحت مسئولیت‌طلبی را موکول به تعلیم و ارشاد می‌داند: ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا[۹].

با اجرای مرحله چهارم نظارت عمومی، موانع و سدهای بزرگ توسط خود مردم در همه ابعاد و اعماق جامعه در برابر هر نوع انحراف و ستم و فساد و گمراهی ایجاد می‌شود و جهت حرکت جامعه به سمت خیر و معروف و اعمال صالح و سازنده و مفید قرار می‌گیرد و مردم خود پاسدار خط صحیح حرکت جامعه می‌شوند.

قرآن به دلیل عمل به این فریضه بزرگ، جامعه توحیدی اسلامی را امت نمونه و ممتاز و خیر امم می‌نامد: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ[۱۰] و از سوی دیگر ترک این فریضه به عنوان عامل اصلی فاجعه‌های پیش‌بینی نشده و اجتناب‌ناپذیر از زبان پیامبر آمده است: «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ‌»[۱۱].

مراحل چهارگانه نظارت عمومی به‌طور واجب کفایی انجام می‌شود و در مواردی که اقامه فریضه و قلع منکر و فساد در جامعه، متوقف به ارتکاب خلاف باشد و تنها راه اقامه خیر و فریضه و قلع منکر و فساد، انجام منکر و ترک واجب باشد، بر اساس اصلی که در تزاحم دو واجب اعمال می‌شود، براساس قاعده الأهم فالاهم برخی از واجبات کم‌اهمیت، فدای فرایض و مسائل مهم‌تر می‌شود و بعضی از منکرات برای اقامه فریضه مهم‌تر و قلع فساد بیشتر، مجاز خواهد شد[۱۲][۱۳].[۱۴]

منابع

پانویس

  1. تحف العقول، ص۴۶.
  2. اصول کافی، ج۱، ص۳۳۲.
  3. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  4. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  5. مجموعه ورام، ص۶.
  6. اصول کافی، ج۱، ص۳۳۲؛ خصال صدوق، ص۷۲.
  7. بحارالانوار، ج۹۶، ص۷.
  8. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
  9. «و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.
  10. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  11. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۴.
  12. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۶۴.
  13. فقه سیاسی، ج۱، ص۲۳۱ – ۲۲۸.
  14. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۶۸۹.