تربیت در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

مهم‌ترین هدف حکومت این است که زمینه رشد و تعالی فرد و جامعه را فراهم نماید تا استعدادها در جهت کمال مطلق، شکوفا شود. امیرمؤمنان علی(ع) فرموده است: «عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ»[۱]. بر امام است که بر اهل ولایت خویش، حدود اسلام و ایمان را تعلیم دهد. امام علی(ع)، آموزش همگان و رشد اخلاق و فضائل اخلاقی و شکوفا شدن کمالات انسانی در مردمان را از امور اساسی حکومت معرفی کرده و فرموده است: «فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ... وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا»[۲]. شما را بر من حقی است... از جمله: شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آدابتان بیاموزم تا بدانید. تربیت صحیح، بنیان همه چیز است و هیچ امری به سامانی درست نمی‌رسد، جز در سایه تربیتی درست. این هدف در حکومت حکمت، بالاترین هدف است که عافیت و عزت و سعادت این جهانی و آن جهانی، در گرو تربیت صحیح است. امیر بیان، علی(ع) فرموده است: «مِنْ كَمَالِ السَّعَادَةِ السَّعْيُ فِي صَلَاحِ الْجُمْهُورِ»[۳]. کمال سعادت، تلاش کردن در صلاح امور همگان [و تربیت جمهور مردمان] است.

البته در راه این مقصد باید موانع، رفع گردد و مقتضیات، فراهم شود، چنان‌که علی(ع)، احیای سنت‌های درست و در هم شکستن سنت‌های غلط و گسستن کُند و زنجیرهای دست و پاگیر جامعه از رسوم و قیود و عادت‌ها و تقلیدهای باطل و بی‌اساس را از اهداف حکومت حکمت بر شمرده و فرموده است: «فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِيَ وَ هَدَى؛ فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً، وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً»[۴]. بدان که بهترین بندگان خدا نزد او، پیشوایی است دادگر، هدایت شده و راهبر. پس سنت‌های معلوم را بر پا دارد و بدعت‌های مجهول را بمیراند. امام علی(ع)، فراهم کردن زمینه تربیت و رشد و تعالی مردمان را وجهه همت زمامداران دانسته و فرموده است: «إِنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ: الْإِبْلَاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ، وَ الِاجْتِهَادُ فِي النَّصِيحَةِ»[۵]. همانا بر امام نیست، جز آنچه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده است: کوتاهی نکردن در موعظت، و کوشیدن در نصیحت.[۶]

نبود تربیت صحیح، علت هر بدی و تباهی

همه تباهی‌ها از فقدان تربیت صحیح برمی‌خیزد. از این رو لازم است بیشترین توجه به امر تعلیم و تربیت، معطوف شود و این امر در رأس امور، قرار گیرد. امام علی(ع) فرموده است: «عَدَمُ الْأَدَبِ سَبَبُ كُلِّ شَرٍّ»[۷]. فقدان ادب و تربیت، علت هر شرّ و بدی است. امیرمؤمنان(ع)، خود در این جهت بسیار تلاش کرد، چنان‌که فرموده است: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ بَثَثْتُ لَكُمُ الْمَوَاعِظَ الَّتِي وَعَظَ الْأَنْبِيَاءُ بِهَا أُمَمَهُمْ، وَ أَدَّيْتُ إِلَيْكُمْ مَا أَدَّتِ الْأَوْصِيَاءُ إِلَى مَنْ بَعْدَهُمْ»[۸]. ای مردم! من اندرزهایی را که پیامبران به امت‌هایشان دادند، بر شما راندم و آنچه را که اوصیا، به پس از خود رساندند، رساندم. و نیز فرموده است: «قَدْ رَكَزْتُ فِيكُمْ رَايَةَ الْإِيمَانِ، وَ وَقَفْتُكُمْ عَلَى حُدُودِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ، وَ أَلْبَسْتُكُمُ الْعَافِيَةَ مِنْ عَدْلِي، وَ فَرَشْتُكُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ أَرَيْتُكُمْ كَرَائِمَ الْأَخْلَاقِ مِنْ نَفْسِي»[۹]. رایت ایمان را میان شما پا برجا کردم و مرزهای حلال و حرام را برایتان جدا. از عدالت خود، لباس عافیت بر تنتان کردم و با گفتار و کردار خویش، معروف را میان شما گستردم و با خوی خود، به شما نشان دادم که اخلاق گزیده، چیست.

در این امر، زمامداران باید پیشگام بوده، بیش از هر کس، آموخته و تربیت‌یافته باشند، چنان‌که امیرمؤمنان(ع) فرموده است: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ، وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ»[۱۰]. هر که خود را پیشوای مردم سازد، باید پیش از تعلیم دیگران، به تعلیم خویش بپردازد و باید تربیت کردنش، پیش از آن‎که با زبانش باشد، با سیرت و رفتارش باشد و آن‎که خود را تعلیم دهد و تربیت نماید، شایسته‌تر به تعظیم است از آن‎که دیگری را تعلیم دهد و تربیت نماید. امام علی(ع)، خود چنین بود، همان‌طور که فرموده: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا، وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا»[۱۱]. ای مردم! به خدا سوگند، من شما را به طاعتی برنمی‌انگیزم، جز آن‎که خود پیش از شما به گزاردن آن برمی‌خیزم و شما را از معصیتی بازنمی‌دارم، جز آن‎که خود، پیش از شما آن را فرو می‌گذارم.[۱۲]

منابع

پانویس

  1. شرح غرر الحکم، ج۴، ص۳۱۸.
  2. نهج‌البلاغه، خطبه ۳۴.
  3. شرح غرر الحکم، ج۶، ص۳۰.
  4. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۶۴.
  5. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۵.
  6. دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، حکومت و مدیریت در نهج البلاغه ص ۹۱.
  7. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج۲۰، ص۲۵۸.
  8. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۸۲.
  9. نهج‌البلاغه، خطبه ۸۷.
  10. نهج‌البلاغه، حکمت ۷۳.
  11. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۵.
  12. دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، حکومت و مدیریت در نهج البلاغه ص ۹۳.