غصب خلافت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | |||
[[جانشینی]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] و [[پیشوایی]] [[امّت]] پس از آن حضرت، امری تعیینی از سوی خداست. بارها از جمله در [[غدیر خم]]، [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} [[جانشین]] خود را تعیین کرد و [[امام علی|علی]] {{ع}} را به [[خلافت]] [[نصب]] نمود و از [[مردم]] هم [[بیعت]] گرفت. | |||
== | == غصب خلافت == | ||
پس از [[پیامبر]]، توطئهای در [[سقیفه]] شکل گرفت و [[امام علی|امیر المؤمنین]] را از صحنه کنار زدند و با دیگری [[بیعت]] کردند و این نقطۀ [[انحراف]]، سبب شد که [[امامان]] [[معصوم]] از [[اهل بیت]] در دورهها و قرنهای بعدی هم [[مظلوم]] و از [[حق]] خود [[محروم]] شدند. [[امامان]]، پیوسته مدّعی این [[حق]] بودند و برای [[اثبات]] آن برای خود و [[غصب]] آن توسط دیگران [[احتجاج]] میکردند. [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} در [[خطبه شقشقیه]] میفرماید: {{ | پس از [[پیامبر]]، توطئهای در [[سقیفه]] شکل گرفت و [[امام علی|امیر المؤمنین]] را از صحنه کنار زدند و با دیگری [[بیعت]] کردند و این نقطۀ [[انحراف]]، سبب شد که [[امامان]] [[معصوم]] از [[اهل بیت]] در دورهها و قرنهای بعدی هم [[مظلوم]] و از [[حق]] خود [[محروم]] شدند. [[امامان]]، پیوسته مدّعی این [[حق]] بودند و برای [[اثبات]] آن برای خود و [[غصب]] آن توسط دیگران [[احتجاج]] میکردند. [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} در [[خطبه شقشقیه]] میفرماید: {{متن حدیث|اری تراثی نهبا}}<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۳.</ref> [[میراث]] [[خلافت]] را که از آن من بود، غارتشده میبینم. در جای دیگر میفرماید: {{متن حدیث|اجمعوا علی منازعتی أمرا هو لی}}<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۱۷۲.</ref> با من به منازعۀ [[حق]] و [[حکومتی]] برخاستند و هماهنگ شدند که از آن من است. در جای دیگر خود را به [[خلافت]] شایستهتر میداند و کوتاه آمدن خود را برای مراعات [[مصلحت]] [[مسلمین]] و [[حفظ وحدت]] میداند<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۷۴.</ref> و در موردی [[اهل بیت]] را محور و مدار [[دین]] و [[رهبری]] و شایستۀ [[وصایت]] و [[وراثت]] معرفی کرده، و به [[خلافت]] رسیدن خویش را بازگشت [[حق]] به صاحب [[حق]] میداند<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۲.</ref>. | ||
غصب خلافت از [[آل محمد|آل پیغمبر]]، بزرگترین ظلمی بود که هم به [[اهل بیت]] شد، هم به [[امّت]] محمّدی، چراکه زیان آن به همۀ [[مسلمین]] رسید و [[مصالح]] [[اسلام]] و [[امّت]] در پای [[ریاستطلبی]] و قبیلهگرایی عدّهای [[قربانی]] شد. [[شیعه]] پیوسته بر ضدّ این [[غصب]] خروشیده و [[شاعران]] [[متعهد]] [[شیعی]] [[سقیفه]] را به [[محاکمه]] کشیدهاند. حتی در خطبۀ [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]] {{عم}} در [[مسجد]] [[نبوی]] نیز از آن [[غصب]] و کنار نهادن [[امام علی|علی]] {{ع}} [[انتقاد]] شده است<ref>دربارۀ فتنههای پس از پیامبر، ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۲۸ به بعد.</ref>. [[امام حسین]] {{ع}} نیز به [[نقل]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] که فرموده است {{متن حدیث|انّ الخلافة محرّمة علی آل أبی سفیان}}<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین، ص ۲۸۵.</ref>، [[خلافت]] [[یزید]] را [[نامشروع]] میدانست و با او [[بیعت]] نکرد. [[خانهنشینی]] [[امام علی|علی]]، آغاز یک [[تاریخ]] هولناک و خونین است و [[بیعت]] [[سقیفه]]، که آرام و هوشیارانه آغاز شد، بیعتهای خونینی را به دنبال خواهد داشت و [[فدک]]، سرآغاز غصبهای بزرگ و ستمهای بزرگ فردا خواهد بود. فردا، سیاه و هولناک و خونین است و فرداها و فرداها و فرداها و [[غارتها]] و قتلعامها، و "خلافتهای فردا" مصیبتی بزرگ برای [[اسلام]]، فاجعهای سنگین برای بشریّت<ref>فاطمه فاطمه است، شریعتی، ص ۱۷۹</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۴۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۵ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۴۲
مقدمه
جانشینی پیامبر اکرم و پیشوایی امّت پس از آن حضرت، امری تعیینی از سوی خداست. بارها از جمله در غدیر خم، رسول خدا (ص) جانشین خود را تعیین کرد و علی (ع) را به خلافت نصب نمود و از مردم هم بیعت گرفت.
غصب خلافت
پس از پیامبر، توطئهای در سقیفه شکل گرفت و امیر المؤمنین را از صحنه کنار زدند و با دیگری بیعت کردند و این نقطۀ انحراف، سبب شد که امامان معصوم از اهل بیت در دورهها و قرنهای بعدی هم مظلوم و از حق خود محروم شدند. امامان، پیوسته مدّعی این حق بودند و برای اثبات آن برای خود و غصب آن توسط دیگران احتجاج میکردند. حضرت علی (ع) در خطبه شقشقیه میفرماید: «اری تراثی نهبا»[۱] میراث خلافت را که از آن من بود، غارتشده میبینم. در جای دیگر میفرماید: «اجمعوا علی منازعتی أمرا هو لی»[۲] با من به منازعۀ حق و حکومتی برخاستند و هماهنگ شدند که از آن من است. در جای دیگر خود را به خلافت شایستهتر میداند و کوتاه آمدن خود را برای مراعات مصلحت مسلمین و حفظ وحدت میداند[۳] و در موردی اهل بیت را محور و مدار دین و رهبری و شایستۀ وصایت و وراثت معرفی کرده، و به خلافت رسیدن خویش را بازگشت حق به صاحب حق میداند[۴].
غصب خلافت از آل پیغمبر، بزرگترین ظلمی بود که هم به اهل بیت شد، هم به امّت محمّدی، چراکه زیان آن به همۀ مسلمین رسید و مصالح اسلام و امّت در پای ریاستطلبی و قبیلهگرایی عدّهای قربانی شد. شیعه پیوسته بر ضدّ این غصب خروشیده و شاعران متعهد شیعی سقیفه را به محاکمه کشیدهاند. حتی در خطبۀ حضرت زهرا (ع) در مسجد نبوی نیز از آن غصب و کنار نهادن علی (ع) انتقاد شده است[۵]. امام حسین (ع) نیز به نقل از رسول خدا که فرموده است «انّ الخلافة محرّمة علی آل أبی سفیان»[۶]، خلافت یزید را نامشروع میدانست و با او بیعت نکرد. خانهنشینی علی، آغاز یک تاریخ هولناک و خونین است و بیعت سقیفه، که آرام و هوشیارانه آغاز شد، بیعتهای خونینی را به دنبال خواهد داشت و فدک، سرآغاز غصبهای بزرگ و ستمهای بزرگ فردا خواهد بود. فردا، سیاه و هولناک و خونین است و فرداها و فرداها و فرداها و غارتها و قتلعامها، و "خلافتهای فردا" مصیبتی بزرگ برای اسلام، فاجعهای سنگین برای بشریّت[۷].[۸]
منابع
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۳.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۱۷۲.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۷۴.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبۀ ۲.
- ↑ دربارۀ فتنههای پس از پیامبر، ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۲۸ به بعد.
- ↑ موسوعة کلمات الامام الحسین، ص ۲۸۵.
- ↑ فاطمه فاطمه است، شریعتی، ص ۱۷۹
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۴۶.