حکومت بصره: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== آشنایی اجمالی با بصره ==
== آشنایی اجمالی ==
{{اصلی|بصره}}
{{اصلی|بصره}}
بصره یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر و دارای کشتزارها و نخلستان‌های بسیار است<ref>درباره بنای بصره و تاریخچه و جغرافیای آن ر. ک. دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۲ به بعد، عنوان بصره</ref>. معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. بصره در سال ۱۴ [[هجری]]، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. [[امام علی]] {{ع}} در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] [[شهرت]] یافت. امروز، [[مردم بصره]] اغلب [[شیعه]] [[اثناعشریه|اثنی عشری‌]]اند و بخشی هم اخباری<ref>ر.ک: دایرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۶۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۷۸.</ref>
بصره یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری [[عراق]] در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر و دارای کشتزارها و نخلستان‌های بسیار است. معنای لغوی بصره، [[زمین]] سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. بصره در سال ۱۴ هجری، در زمان [[عمر بن خطاب]] بنا شد. [[امام علی]] {{ع}} در زمان [[خلافت]] خویش با [[شورشیان]] بصره جنگید و آن درگیری به [[جنگ جمل]] [[شهرت]] یافت. امروز، مردم بصره اغلب [[شیعه]] [[اثناعشریه|اثنی عشری‌]]اند و بخشی هم اخباری<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۷۸.</ref>.
 
در بصره پنج [[اتحاد]] قبیله‌ای تشکیل شد که به آنها اخماس گفته می‌شد: [[بنی‌تمیم]]؛ [[بنی بکر بن وائل]]؛ [[بنی‌عبدالقیس]]؛ [[بنی ازد]] و [[اهل‌العالیه]]. اما به‌طورکلی می‌توان بیان کرد بصره، هم در ترکیب قبایل [[عربی]] و هم در ترکیب [[عرب‌ها]] با [[اقوام]] بومی که از پیش در [[عراق]] ساکن بوده‌اند نسبت به [[کوفه]]، ترکیب یک‌نواخت‌تری داشت<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۷۵.</ref>.


== حاکمان بصره ==
== حاکمان بصره ==
===در خلافت امام علی {{ع}}===
=== عبدالله بن عباس ===
====[[عبدالله بن عباس]]====
{{اصلی|عبدالله بن عباس}}
او عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب است. مادرش [[ام‌الفضل]]، [[لبابه کبری]] دختر [[حارث بن حزن هلالیه]] و کنیه‌اش [[ابوالعباس]] است. عبدالله، پسرعموی [[پیامبر]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} و پسرخاله خالد بن ولید بود. او سه سال قبل از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و درحالی‌که [[بنی‌هاشم]] در شعب بودند، به [[دنیا]] آمد. او مدعی است که دو بار [[جبرئیل]] را در محضر پیامبر{{صل}} دیده است و پیامبر نیز دو بار برای [[علم]] و [[حکمت]] او [[دعا]] کرده است<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸.</ref>.
[[عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب]]، پسر عموی پیامبر {{صل}} و پسر عموی [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} از چهره‌های درخشان تاریخ [[اسلام]] به شمار می‌آید. [[عبد الله]] در [[سال هشتم هجری]] (عام الفتح) به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کرد و از همان زمان محضر [[رسول خدا]] {{صل}} را [[درک]] نمود. وی در اثر تلاش و [[جدیت]] در [[کسب علم]] و [[دعای پیامبر]] {{صل}} به جایی رسید که او را [[حبر]] الأمة (عالم [[امت]]) می‌گفتند<ref>طبقات الکبری، ج۲، ص۲۰۷.</ref>.
ابن‌عباس هنگام [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ۱۳ سال داشت و از کسانی بود که [[خلفا]] به‌ویژه [[خلیفه دوم]] و سوم، در [[مشکلات]] از نظرات وی استفاده می‌کردند. او در [[جنگ‌های امام علی]]{{ع}} حضور داشت و پس از [[جنگ جمل]]، [[کارگزار]] آن حضرت در [[بصره]] شد<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۱۹۰.</ref>. او در [[سال ۶۸ هجری]]، در [[طائف]] در هفتاد یا ۷۱ سالگی درحالی‌که به دلیل [[بیعت نکردن]] با زبیریان در [[تبعید]] [[ابن‌زبیر]] بود، درگذشت و [[محمد حنفیه]] که چهار سال از او بزرگ‌تر بود بر او [[نماز]] خواند و او را [[دفن]] کرد<ref>الاستیعاب، ج۲، ص۹۳۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۵۱.</ref>
 
[[عبد الله]] پس از [[وفات پیامبر اکرم]] {{صل}} در کنار پدرش [[عباس]] به [[حضرت علی]] {{ع}} [[وفادار]] ماند و نزد آن حضرت [[علم]] [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[تأویل قرآن]] آموخت و خود جلسه درس تشکیل می‌داد. او همواره به [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[معتقد]] بود و آن حضرت را [[خلیفه بلافصل]] [[پیامبر]] {{صل}} می‌دانست، لذا پس از آنکه [[حضرت علی]] {{ع}} به [[خلافت ظاهری]] رسید او با حضرت [[بیعت]] کرد، و در رکاب حضرتش در [[جنگ جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] سرسختانه از موضع [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[دفاع]] کرد و جنگید. بعد از جنگ جمل، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[ابن عباس]] را به [[استانداری بصره]] [[منصوب]] کرد<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۸۹۵ ـ ۹۰۲؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص۱۴۹.</ref>.


=====[[نصب]] [[ابن عباس]] به حکومت بصره=====
=== عثمان بن حنیف انصاری ===
[[ابن‌خلدون]] در [[تاریخ]] خود آورده است: پس از [[جنگ جمل]] که همه [[بصریان]] با [[امیرالمؤمنین]] [[بیعت]] کردند، [[عبدالرحمن بن ابی‌بکره]] برای بیعت نزد حضرت آمد. [[امام]]{{ع}} با کنایه از او پرسید: عمویت زیاد باز هم [[منتظر]] [[فرصت]] نشسته است؟ عبدالرحمن گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] او در بستر [[بیماری]] افتاده است و از [[شادکامی]] شما بسیار مسرور و خوشحال است. حضرت به همراه [[ابوبکره]] به [[خانه]] زیاد رفت. زیاد با دیدن حضرت عذر آورد که [[بیمار]] بوده است و نتوانسته در [[جنگ]] شرکت کند. ابن‌خلدون می‌نویسد که امام به زیاد پیشنهاد داد تا از طرف او [[حاکم بصره]] باشد؛ اما زیاد آن را نپذیرفت و [[ابن‌عباس]] را معرفی کرد. این سخن ابن‌خلدون خالی از اشکال و ابهام نیست؛ زیرا در [[بصره]] که کانون [[فتنه]] بوده است و از نظر [[عمر]]، شهری است که [[شیطان]] در آن تخم‌ریزی کرده است، خردمندانه این است که فردی [[انتخاب]] شود که هم از نظر [[سیاسی]] و هم از نظر [[دینی]] دارای [[وجاهت]] شایان‌توجهی باشد. پس آن حضرت، ابن‌عباس را [[والی بصره]] انتخاب کرد و زیاد را بر [[خراج]] و [[بیت‌المال]] گماشت<ref>العبر، ج۱، ص۶۰۹.</ref>.
{{اصلی|عثمان بن حنیف انصاری}}
[[عثمان بن حنیف]] از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} و [[امیر المؤمنین علی]] {{ع}} است<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۳۳؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.</ref>. در اولین [[جنگی]] که در کنار [[رسول خدا]] {{صل}} شرکت داشت<ref>اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ الاصابه، ابن جحر، ج۴، ص۳۷۲؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.</ref>، [[جنگ احد]] بود و بعد از آن در تمامی [[جنگ‌ها]] همراه حضرت بود.


بنا بر نقل [[شیخ مفید]]، حضرت در میان [[مردم بصره]] به [[خطبه]] ایستاد و بعد از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: «ای مردم بصره، همانا من [[عبدالله بن عباس]] را [[حاکم]] بر شما قرار دادم. به سخنان او گوش فرادهید و امرش را [[اطاعت]] کنید؛ چراکه او، [[امر خداوند]] و رسولش را اطاعت می‌کند. اگر در امر شما چیزی انجام داد یا حقی را ضایع نمود من را با خبر کنید تا او را از [[حکمرانی]] بر شما [[عزل]] کنم و من امیدوارم که او را [[پرهیزکار]] و با [[تقوا]] بیابم و من او را بر شما تولیت ندادم؛ مگر اینکه درباره او این چنین [[گمان]] کرده‌ام و خدا از ما و شما بگذرد»<ref>بررسی واقعه دزدی عبدالله بن عباس از بیت‌المال، سایت راسخون.</ref>.
او مردی کارآزموده، با [[بصیرت]] و [[عاقل]] بود، لذا بعد از درگذشت پیامبر {{صل}} و در دوران [[حکومت]] [[عمر بن خطاب]]، به حکومت [[عراق]] منسوب شد. وقتی [[امام علی]] {{ع}} به حکومت رسیدند به سبب [[شایستگی]] عثمان، او را به [[استانداری بصره]] [[انتخاب]] کردند تا اینکه لشکر عایشه و همراهانشان در [[جنگ جمل]] او را از بصره بیرون کردند و او هم به [[مدینه]] بازگشت<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۳۴؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.</ref>.<ref>[[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[عثمان بن حنیف (مقاله)|مقاله «عثمان بن حنیف»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۲۳۴-۲۳۶.</ref>
[[امیرالمؤمنین]] هنگامی که [[ابن‌عباس]] را [[حاکم بصره]] کرد به وی فرمود:
تو را به [[تقوای الهی]] سفارش می‌کنم و به [[عدل]] ورزیدن نسبت به کسانی که [[خداوند]] تو را [[سرپرست]] آنان قرار داده است. بر [[مردم]] به واسطه چهره و [[دانش]] و فرمانت فراخی گیر. تو را از [[گناه]] برحذر می‌دارم؛ چراکه گناه، [[قلب]] و [[حق]] را می‌میراند. بدان آنچه تو را به [[خدا]] نزدیک می‌کند از [[آتش]] دور می‌دارد و آنچه تو را به آتش نزدیک می‌کند، از خدا دور می‌سازد. خدا را بسیار به یاد آور و از جمله غافلان مباش<ref>امامت و سیاست، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۴۹.</ref>


=== [[عثمان بن حنیف انصاری]] ===
=== ابوالاسود دوئلی ===
=== [[ابوالاسود دؤلی]] ===
{{اصلی|ابوالاسود دوئلی}}
ابوالاسود دوئلی از [[اصحاب امام علی]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{ع}} به شمار آمده است<ref>رجال الطوسی، ص۴۶، ۶۹، ۷۵ و ۹۵.</ref>. [[علم نحو]] را از محضر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرا گرفت<ref>الفهرست (الندیم)، ص۴۵ ـ ۴۷؛ الاغانی، ج۱۲، ص۲۹۹.</ref> و علاوه بر آن [[امام]] از بزرگانی چون [[ابوذر غفاری]]، [[ابن عباس]] و [[عبدالله بن مسعود]] [[روایت]] نقل کرده است<ref>تهذیب الکمال، ج۳۳، ص۳۷.</ref>. وی را فردی [[زیرک]]، نادره گوی، حاضر جواب<ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.</ref> و با گرایش شیعی معرفی کرده‌اند.<ref>سمط اللآلی، ج۱، ص۶۶.</ref>. از کارهای مهم او نقطه‌گذاری [[قرآن]]<ref>بغیة الوعاة، ج۲، ص۲۲.</ref>، تأسیس علم نحو<ref> المعارف، ص۴۳۴؛ البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.</ref> و شرکت در [[جنگ جمل]]<ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.</ref> و [[صفین]]<ref>المعارف، ص۴۳۴.</ref> در رکاب [[امام علی]]{{ع}}بیان شده است. بعد از [[ابن عباس]] از جانب [[حضرت علی]]{{ع}} مدتی [[والی بصره]] شد<ref>الطبقات الکبری، ج۷، ص۹۹.</ref>. به [[نقلی]]، در [[زمان]] [[حکومت]] [[عمر]] در [[شهر بصره]] ساکن شد.<ref>فرهنگ بزرگان، ص۲۵۵.</ref> سرانجام در سال ۶۹ه‍ بر اثر [[بیماری]] [[طاعون]]<ref>شذرات الذهب، ج۱، ص۷۶.</ref> یا به سبب فلج شدن<ref>المعارف، ص۴۳۴.</ref> درگذشت<ref>الاعلام، ج۳، ص۲۳۶.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۴۱۴.</ref>


==پرسش وابسته==
==پرسش وابسته==
خط ۳۳: خط ۳۶:
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده:13681024.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|'''فرهنگ عاشورا''']]
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
# [[پرونده:1100356.jpg|22px]] [[رحمان فتاح‌زاده|فتاح‌زاده، رحمان]]، [[عثمان بن حنیف (مقاله)|مقاله «عثمان بن حنیف»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی''']]، ج۱
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۳۸: خط ۴۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:شهرها]]
[[رده:شهرهای عراق]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۱۹

آشنایی اجمالی

بصره یکی از شهرهای مهم و بزرگ و بندری عراق در کنار اروند رود (شط العرب) و نزدیک خرمشهر و دارای کشتزارها و نخلستان‌های بسیار است. معنای لغوی بصره، زمین سخت، سنگلاخ و پر سنگریزه است. بصره در سال ۱۴ هجری، در زمان عمر بن خطاب بنا شد. امام علی (ع) در زمان خلافت خویش با شورشیان بصره جنگید و آن درگیری به جنگ جمل شهرت یافت. امروز، مردم بصره اغلب شیعه اثنی عشری‌اند و بخشی هم اخباری[۱].

در بصره پنج اتحاد قبیله‌ای تشکیل شد که به آنها اخماس گفته می‌شد: بنی‌تمیم؛ بنی بکر بن وائل؛ بنی‌عبدالقیس؛ بنی ازد و اهل‌العالیه. اما به‌طورکلی می‌توان بیان کرد بصره، هم در ترکیب قبایل عربی و هم در ترکیب عرب‌ها با اقوام بومی که از پیش در عراق ساکن بوده‌اند نسبت به کوفه، ترکیب یک‌نواخت‌تری داشت[۲].

حاکمان بصره

عبدالله بن عباس

عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، پسر عموی پیامبر (ص) و پسر عموی علی بن ابی طالب (ع) از چهره‌های درخشان تاریخ اسلام به شمار می‌آید. عبد الله در سال هشتم هجری (عام الفتح) به مدینه مهاجرت کرد و از همان زمان محضر رسول خدا (ص) را درک نمود. وی در اثر تلاش و جدیت در کسب علم و دعای پیامبر (ص) به جایی رسید که او را حبر الأمة (عالم امت) می‌گفتند[۳].

عبد الله پس از وفات پیامبر اکرم (ص) در کنار پدرش عباس به حضرت علی (ع) وفادار ماند و نزد آن حضرت علم فقه و تفسیر و تأویل قرآن آموخت و خود جلسه درس تشکیل می‌داد. او همواره به ولایت و امامت امیرالمؤمنین (ع) معتقد بود و آن حضرت را خلیفه بلافصل پیامبر (ص) می‌دانست، لذا پس از آنکه حضرت علی (ع) به خلافت ظاهری رسید او با حضرت بیعت کرد، و در رکاب حضرتش در جنگ جمل، صفین و نهروان سرسختانه از موضع امیرالمؤمنین (ع) دفاع کرد و جنگید. بعد از جنگ جمل، امیرالمؤمنین (ع) ابن عباس را به استانداری بصره منصوب کرد[۴].

عثمان بن حنیف انصاری

عثمان بن حنیف از اصحاب رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین علی (ع) است[۵]. در اولین جنگی که در کنار رسول خدا (ص) شرکت داشت[۶]، جنگ احد بود و بعد از آن در تمامی جنگ‌ها همراه حضرت بود.

او مردی کارآزموده، با بصیرت و عاقل بود، لذا بعد از درگذشت پیامبر (ص) و در دوران حکومت عمر بن خطاب، به حکومت عراق منسوب شد. وقتی امام علی (ع) به حکومت رسیدند به سبب شایستگی عثمان، او را به استانداری بصره انتخاب کردند تا اینکه لشکر عایشه و همراهانشان در جنگ جمل او را از بصره بیرون کردند و او هم به مدینه بازگشت[۷].[۸]

ابوالاسود دوئلی

ابوالاسود دوئلی از اصحاب امام علی، امام حسن، امام حسین و امام سجاد(ع) به شمار آمده است[۹]. علم نحو را از محضر امیرمؤمنان علی(ع) فرا گرفت[۱۰] و علاوه بر آن امام از بزرگانی چون ابوذر غفاری، ابن عباس و عبدالله بن مسعود روایت نقل کرده است[۱۱]. وی را فردی زیرک، نادره گوی، حاضر جواب[۱۲] و با گرایش شیعی معرفی کرده‌اند.[۱۳]. از کارهای مهم او نقطه‌گذاری قرآن[۱۴]، تأسیس علم نحو[۱۵] و شرکت در جنگ جمل[۱۶] و صفین[۱۷] در رکاب امام علی(ع)بیان شده است. بعد از ابن عباس از جانب حضرت علی(ع) مدتی والی بصره شد[۱۸]. به نقلی، در زمان حکومت عمر در شهر بصره ساکن شد.[۱۹] سرانجام در سال ۶۹ه‍ بر اثر بیماری طاعون[۲۰] یا به سبب فلج شدن[۲۱] درگذشت[۲۲].[۲۳]

پرسش وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۷۸.
  2. حسینی، سید امیر، بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری، ص۷۵.
  3. طبقات الکبری، ج۲، ص۲۰۷.
  4. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۸۹۵ ـ ۹۰۲؛ حسینی، سید امیر، بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری، ص۱۴۹.
  5. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۳۳؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.
  6. اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ الاصابه، ابن جحر، ج۴، ص۳۷۲؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.
  7. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۳، ص۱۰۳۴؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۳؛ معجم الصحابه، ابن قانع، ج۱۱، ص۳۹۶۳.
  8. فتاح‌زاده، رحمان، مقاله «عثمان بن حنیف»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۶، ص۲۳۴-۲۳۶.
  9. رجال الطوسی، ص۴۶، ۶۹، ۷۵ و ۹۵.
  10. الفهرست (الندیم)، ص۴۵ ـ ۴۷؛ الاغانی، ج۱۲، ص۲۹۹.
  11. تهذیب الکمال، ج۳۳، ص۳۷.
  12. البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.
  13. سمط اللآلی، ج۱، ص۶۶.
  14. بغیة الوعاة، ج۲، ص۲۲.
  15. المعارف، ص۴۳۴؛ البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.
  16. البدایة و النهایه، ج۸، ص۳۱۲.
  17. المعارف، ص۴۳۴.
  18. الطبقات الکبری، ج۷، ص۹۹.
  19. فرهنگ بزرگان، ص۲۵۵.
  20. شذرات الذهب، ج۱، ص۷۶.
  21. المعارف، ص۴۳۴.
  22. الاعلام، ج۳، ص۲۳۶.
  23. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۴۱۴.