طواف در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = طواف | عنوان مدخل = طواف | مداخل مرتبط = طواف در قرآن - طواف در معارف دعا و زیارات - طواف در معارف و سیره سجادی | پرسش مرتبط = }} ==چرخیدن به دور خانه خدا با احکام و آدابی خاص== طواف: از ریشه «ط – و - ف» و در لغت ب...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰: خط ۱۰:


«طواف» و مشتقات آن در [[آیات]] متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ [[سوره نور]] و نیز آیه ۴۴ [[سوره الرحمن]] و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند {{متن قرآن|وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن| وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر از [[اعمال]] حج با عنوان «[[مناسک]]» یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> که از مصادیق بارز آن [[طواف]] است<ref> جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به [[کعبه]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> که برخی «مَثَابَةً» را به طواف [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیاتی نیز از منع از [[مسجدالحرام]] یاد شده است:{{متن قرآن|صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره [[مائده]]، [[آیه]] ۲. {{متن قرآن|هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}«آنانند که [[کفر]] ورزیدند و شما را از [[مسجد الحرام]] باز داشتند و نگذاشتند [[قربانی]] بازداشته به [[قربانگاه]] خود برسد و اگر مردان و [[زنان]] مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که [[بیم]] می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- ([[فرمان]] [[حمله]] به [[مکّه]] را می‌دادیم) تا [[خداوند]] هر که را خواهد در [[بخشایش]] خویش درآورد؛ اگر ([[مؤمنان]] و [[کافران]]) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» [[سوره فتح]]، آیه ۲۵.</ref> که مقصود، منع از طواف و [[نماز]] در آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.</ref>. در این [[آیات]] و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در [[شرایع]] پیشین و [[عصر جاهلی]]، طواف در [[اسلام]]، اهمیت طواف و برخی [[احکام فقهی]] طواف یاد شده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۸.</ref>
«طواف» و مشتقات آن در [[آیات]] متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ [[سوره نور]] و نیز آیه ۴۴ [[سوره الرحمن]] و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref> و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند {{متن قرآن|وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۶.</ref> و {{متن قرآن| وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر از [[اعمال]] حج با عنوان «[[مناسک]]» یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref> که از مصادیق بارز آن [[طواف]] است<ref> جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز از [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به [[کعبه]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> که برخی «مَثَابَةً» را به طواف [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیاتی نیز از منع از [[مسجدالحرام]] یاد شده است:{{متن قرآن|صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره [[مائده]]، [[آیه]] ۲. {{متن قرآن|هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}«آنانند که [[کفر]] ورزیدند و شما را از [[مسجد الحرام]] باز داشتند و نگذاشتند [[قربانی]] بازداشته به [[قربانگاه]] خود برسد و اگر مردان و [[زنان]] مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که [[بیم]] می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- ([[فرمان]] [[حمله]] به [[مکّه]] را می‌دادیم) تا [[خداوند]] هر که را خواهد در [[بخشایش]] خویش درآورد؛ اگر ([[مؤمنان]] و [[کافران]]) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» [[سوره فتح]]، آیه ۲۵.</ref> که مقصود، منع از طواف و [[نماز]] در آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.</ref>. در این [[آیات]] و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در [[شرایع]] پیشین و [[عصر جاهلی]]، طواف در [[اسلام]]، اهمیت طواف و برخی [[احکام فقهی]] طواف یاد شده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۸.</ref>
==پیشینه [[طواف]]==
بر پایه برخی [[آیات]] و [[روایات]]، پیشینه طواف [[خانه خدا]] به دوران آغاز [[خلقت]] [[بشر]] و حتی پیش از آن باز می‌گردد. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۴ [[سوره طور]] از [[سوگند]] به «البیت المعمور» یاد کرده است: «وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ». در روایات متعدد، البیت المعمور خانه‌ای در [[آسمان]] چهارم<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۶؛ بحار الانوار، ج ۶، ص۹۷.</ref> یا ششم<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۷.</ref> یا هفتم<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۰-۱۰۱.</ref> دانسته شده است که [[خداوند]] آن را برای طواف [[فرشتگان]] قرار داده است. بر اساس برخی روایات، در هر [[روز]] ۷۰۰۰۰ [[فرشته]] برای طواف بر گرد [[بیت معمور]] وارد آن می‌شوند و این گروه تا [[روز قیامت]] به آن باز نمی‌گردند<ref>صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۱؛ کنز الدقائق، ج ۱۲، ص۴۴۴.</ref>. در [[احادیث]] تفسیریِ آیات ۳۰ - ۳۳ [[سوره بقره]] نیز آمده است که پس از بنای [[خانه]] یاد شده و طواف فرشتگان بر گرد آن، خداوند به فرشتگان [[فرمان]] داد تا در محاذات بیت معمور خانه‌ای در [[زمین]] بنا نهند تا [[انسان‌ها]] نیز پیرامون آن طواف کنند<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۴۷.</ref>. بر پایه برخی روایات، پس از [[بنای کعبه]] در زمین، [[جبرئیل]] و دیگر [[فرشتگان الهی]] ۲۰۰۰<ref>کنز العمال، ج ۱۴، ص۱۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱.</ref> یا ۳۰۰۰ سال<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref> پیش از [[حضرت آدم]] بر گرد آن طواف کرده‌اند. در [[حدیثی]] دیگر آمده است که در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته به زمین فرود آمده و پس از طواف [[کعبه]] و [[قبر]] [[پیامبر اکرم]] و [[امام حسین]] به آسمان [[عروج]] می‌کنند<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۲۱۳.</ref>. پس از تجدید بنای کعبه به دست حضرت آدم، آن حضرت [[نخستین انسان]] بود که با [[تعلیم]] جبرئیل همه [[مناسک حج]] از جمله طواف [[حج]] و طواف [[نساء]] را به‌جای آورد<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹- ۲۲۶.</ref>؛ همچنین در روایاتی دیگر از انجام ۱۰۰۰ بار [[حج]] و [[عمره]] و [[طواف]] آن [[حضرت]] گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.</ref>. پس از [[حضرت آدم]] دیگر [[پیامبران الهی]] و [[پیروان]] آنان نیز [[طواف]] و دیگر [[مناسک حج]] را به‌جای آوردند: در روایاتی از حجگزاری [[حضرت نوح]] و طواف آن حضرت بر گرد این [[خانه]] یاد شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۱۲۴؛ [[من لایحضره الفقیه]]، ج ۲، ص۲۳۰.</ref>. [[حضرت ابراهیم]] نیز پس از [[بنای کعبه]] از [[خدا]] خواست تا مناسک حج یا مواضع [[اعمال]] آن را برای آن حضرت معرفی کند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۳۳۹.</ref>:{{متن قرآن| وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۸.</ref>. در پی این درخواست، [[خداوند]] با ارسال [[جبرئیل]] مناسک حج را به ابراهیم آموخت<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱،‌ ص۱۸۹؛ تقریب القرآن،‌ ج ۱، ص۱۷۸.</ref> و آن حضرت همراه با جبرئیل و فرزندش اسماعیل پس از [[احرام]] و آمدن نزد [[کعبه]] و استلام [[حجرالاسود]]، ۷ دور کعبه را طواف کرده و در پی آن [[نماز]] طواف گزاردند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۰۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹ -۲۳۰.</ref>. بر پایه نقلی، حضرت ابراهیم و اسماعیل در هر دور از طواف، همه ارکان کعبه را استلام می‌کردند<ref>اخبار مکه، ج ۱، ص۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹.</ref>. در آیاتی دیگر، [[قرآن]] به حضرت ابراهیم و اسماعیل [[فرمان]] داده است تا [[مسجد الحرام]] را برای طواف کنندگان و [[نمازگزاران]] و [[اعتکاف]] کنندگان در آن [[تطهیر]] کنند:{{متن قرآن|وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>؛ همچنین در ادامه [[آیه]] یاد شده به آن حضرت فرمان داده شده است<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵.</ref> تا همه جهانیان را از راه دور و نزدیک به [[حج]] و طواف کعبه فراخوان {{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref> [[عرب جاهلی]] به [[پیروی]] از [[سنت]] ابراهیمی، [[حج]] می‌گزارد و پیرامون [[کعبه]] [[طواف]] می‌کرد، لیکن آن را به [[خرافات]] و [[اعمال]] [[باطل]] [[آلوده]] بود؛ از جمله برخی از [[قبایل]] آنان با بدن برهنه طواف می‌کردند و این عمل خود را [[فرمان خدا]] می‌شمردند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ التبیان، ج ۴، ص۳۸۲.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. به گفته [[مفسران]]، قبایل حُمْس ([[قریش]]، [[کنانه]] و [[جدیله]])<ref>التبیان، ج ۴، ص۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.</ref> یا برخی [[قبایل یمن]]<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۷۷.</ref> می‌پنداشتند که حجگزار باید همانند روزی که از مادر زاده شده طواف کند، از این رو در لباسی که شخص در آن [[گناه]] کرده، طواف جایز نیست. در مقابل، بسیاری از مفسران دیگر گفته‌اند در میان [[اعراب جاهلی]] تنها قبایل حمس با [[لباس]] خود طواف می‌کردند و قبایل دیگر در صورت دستیابی به لباس حمس با آن طواف می‌کردند وگرنه با بدن برهنه طواف می‌کردند، از این رو [[زنان]] بدون لباس بیشتر شب‌ها برای طواف می‌رفتند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۸۹.</ref>. برخی برآن‌اند که آنان به این عمل فال [[نیک]] زده و می‌گفتند همان‌گونه که از لباس خود خارج می‌شویم امیدواریم از گناهانمان نیز بیرون رویم<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام صادق]] نیز آمده است که اعراب جاهلی پیش از [[اسلام]] به دو گروه [[اهل]] حِلّ و [[اهل حرم]] که منحصر در حمس و قبایل زیرمجموعه آن از جمله قریش بودند قسمت می‌شدند و هریک از اهل حِلّ که با فردی از اهل حرم مراوده داشت، با لباس او طواف می‌کرد و در صورت نداشتن ارتباط با اهل حرم، برهنه طواف می‌کرد؛ از جمله [[عیاض بن حمار]] مجاشعی که [[قاضی]] اهالی [[عکاظ]] بود، با [[رسول خدا]] که [[اهل حرم]] بود مراوده داشت، از این رو هرگاه به [[مکه]] وارد می‌شد، لباس‌های خود را بیرون می‌آورد و با لباس‌های [[رسول خدا]] [[طواف]] می‌کرد<ref> الکافی، ج ۵، ص۱۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۲۹.</ref>. در پی افترای یادشدۀ [[اعراب جاهلی]]، [[قرآن]] خطاب به آنان اعلام کرد که [[خداوند]] هیچ‌گاه به [[فحشاء]] [[فرمان]] نداده و ادعای یادشده سخن بدون [[علم]] است:{{متن قرآن|قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>. سپس در آیاتی دیگر، آنان را به [[پوشیدن لباس]] در هرمسجد، از جمله هنگام [[طواف]] فرمان داد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.</ref>:{{متن قرآن|خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ}}<ref> سوره اعراف، آیه ۳۱.</ref> و آنان را بدان جهت که زینت‌های [[الهی]] و [[لباس]] را بر خود [[حرام]] کرده‌اند [[سرزنش]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[اسباب النزول]]، ص۲۲۸-۲۲۹.</ref>: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ}}<ref> «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref>. در ادامه [[آیه]] یادشده نیز قرآن از [[حرمت]] [[فواحش]] آشکار و پنهان و ادعاهای غیرعالمانه درباره [[خدا]] یاد کرده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>. برخی [[مفسران]]، فواحش پنهان را [[زنا]] و فواحش آشکار را طواف با بدن برهنه دانسته‌اند و برخی دیگر فواحش آشکار را طواف مردان برهنه در [[روز]] و فواحش پنهان را [[طواف]] [[زنان]] برهنه در شب دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۷.</ref>. از مصادیق قول به‌غیرعلم در [[آیه]] نیز انتساب جواز [[طواف]] با بدن برهنه به [[خدا]] از سوی [[اعراب جاهلی]] دانسته شده است<ref>زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۵۱۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۳۲۳.</ref>. از دیگر [[انحرافات]] [[عرب جاهلی]] آن بود که در حال طواف [[خانه خدا]] سوت و کف می‌زد<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۶۳.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.</ref>. از [[مجاهد]] نقل شده است که [[قریش]] برای معارضه با [[پیامبر]] و استهزای آن حضرت چنین کاری می‌کردند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۵، ص۱۶۰.</ref>؛ همچنین آنان بت‌هایی در اطراف [[کعبه]] [[نصب]] کرده بودند و هنگام طواف، در برابر آنها [[سجده]] می‌کردند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۸؛ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص۸۷.</ref> که [[قرآن]] این عمل را [[گواهی]] آنان بر [[کفر]] و عملشان را حبط و آنان را شایسته [[عذاب]] شمرد:{{متن قرآن|شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۱۷.</ref>. [[عقاید]] و [[اعمال]] [[باطل]] اعراب جاهلی درباره [[مناسک حج]] و طواف تا سال نهم یا دهم ادامه داشت، تا اینکه با [[نزول آیات]] آغازین [[سوره]] [[برائت]] در این سال، ضمن [[اعلان بیزاری]] خدا از عقاید و اعمال [[مشرکان]] به آنان ۴ ماه [[فرصت]] داده شد تا آزادانه در [[مکه]] و پیرامون آن حضور داشته باشند<ref>{{متن قرآن|بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخْزِى ٱلْكَـٰفِرِينَ}}«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید * چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۱-۲.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر اکرم]] به [[فرمان خدا]] علی را برای [[ابلاغ]] آیات یادشده همراه با پیامی خاص به [[مکه]] فرستاد و به [[مشرکان]] اعلام کرد که از این پس هیچ [[زن]] و مردی نباید با بدن برهنه [[طواف]] کند و هیچ مشرکی نباید وارد [[مسجد الحرام]] شده و در آن طواف کند<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۵-۸۲؛ البرهان، ج ۲، ص۷۳۰.</ref>. اعلام عدم ورود مشرکان به مسجد الحرام و طواف در آن در [[آیه]] ۲۸ [[سوره توبه]] نیز آمده است<ref>نمونه، ج ۷، ص۳۴۸.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۸.</ref>. برپایه برخی [[روایات]]، علی [[پیام]] یادشده را [[روز عرفه]] و شب مُزْدَلَفَه و [[روز عید قربان]] و همه ایام تشریق برای [[حجگزاران]] اعلام کرد<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص۲۷۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۹

چرخیدن به دور خانه خدا با احکام و آدابی خاص

طواف: از ریشه «ط – و - ف» و در لغت به معنای چرخیدن[۱] و راه رفتن به دور چیزی است[۲]، از همین رو به نگهبانان دور خانه‌ها و خدمت‌گزاران اطراف مهمان‌ها «طائف» گفته شده است[۳]. برخی اصل این ماده را به معنای حرکت در اطراف چیزی دانسته‌اند؛ اعم از اینکه حرکت یادشده معنوی یا مادی و نیز پسندیده یا ناپسند باشد[۴]. در اصطلاح فقه به ۷ دور چرخیدن متوالی دور کعبه با نیت و قصد قربت، طواف گفته می‌شود[۵]. طواف ۴ قسم دارد: طواف قدوم، طواف حج، طواف نساء و طواف وداع. «طواف قدوم» نخستین طواف واجب یا مستحب زائر پس از ورود به مکه است[۶] و به آن «طواف تحیّت» نیز گفته شده است[۷]. اهل سنت از این طواف با عناوین «طواف قادم»، «طواف ورود یا وارد» و «طواف لقاء» نیز یاد کرده و آن را مستحب می‌دانند[۸]. «طواف حج» به طواف خانه خدا پس از اعمال منا گفته می‌شود و از این‌رو بدین نام نامیده شده که از ارکان اصلی اعمال حج است که با ترک عمدی آن حج باطل می‌شود و در صورت ترک سهوی باید قضای آن به‌جا آورده شود[۹]. به آن «طواف اِفاضه» نیز گفته شده؛ زیرا حجگزار برای آن از منا به مکه افاضه (کوچ) می‌کند. «طواف زیارت» نیز نامیده شده، چون حجگزار منا را ترک و با آن، خانه را زیارت می‌کند[۱۰]. نامگذاری آن به «طواف صدر» نیز از این‌روست که حجگزار برای انجام دادن آن پس از انجام اعمال منا به مکه باز می‌گردد یا پس از این طواف به وطن خود مراجعت می‌کند[۱۱]. (صدر در لغت به معنای رجوع ایست)[۱۲] «طواف نساء» به طواف دوم حج تمتع، حج قِران، حج اِفراد و عمره مفرده گفته می‌شود و بدان سبب بدین نام نامیده شده است که با ترک آن، جنس مخالف بر حجگزار یا عمره‌گزار حرام می‌شود[۱۳]. «طواف وداع» به آخرین طواف مستحب حجگزار هنگام وداع خانه خدا و ترک مکه گفته می‌شود[۱۴]. در مقابل، بیشتر فقهای اهل سنت به طوافی که حجگزار پس از مناسک منا انجام می‌دهد طواف وداع گفته و آن را واجب شمرده‌اند[۱۵]. طواف از جهت حکم شرعی نیز به طواف واجب، مستحب و حرام قسمت شده است[۱۶]. طواف واجب جزئی از مناسک عمره یا حج است[۱۷] که شامل ۴ طوافِ عمره مفرده، عمره تمتع، طواف حج و طواف نساء می‌شود، یا طوافی مستقل است که با نذر و قسم واجب می‌گردد[۱۸] و طواف مستحب جزء عملی دیگر نیست، بلکه همانند نماز مستحب، عملی مستقل است[۱۹] و طواف حرام طواف واجبی است که به گونه قِران (انجام پیاپی دو طواف یا بیشتر، بدون فاصله شدن نماز میان آنها)[۲۰] انجام شود که به نظر مشهور فقیهان امامیه حرام است[۲۱]. به هر دور کامل چرخیدن به دور خانه کعبه «شَوْط»[۲۲] و به شخص طواف کننده «طائف»[۲۳] و به جای طواف «مَطاف» گفته می‌شود[۲۴]. طواف در قرآن [۲۵] [۲۶]. روایات[۲۷] و منابع فقه[۲۸] بر سعی میان صفا و مروه نیز اطلاق شده است؛ ولی مراد از طواف در این مقاله، طواف بر گرد خانه خداست.

«طواف» و مشتقات آن در آیات متعددی از قرآن به‌کار رفته‌اند که در برخی آیات، مقصود از آن، طواف به معنای لغوی (چرخیدن) است؛ مانند آیه ۵۸ سوره نور و نیز آیه ۴۴ سوره الرحمن و آیه ۱۷سوره واقعه و در یک آیه مراد از آن، سعی (میان صفا و مروه) است[۲۹] و در آیاتی مراد از آن طواف دور خانه خداست؛ مانند ﴿وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ[۳۰] و ﴿ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۳۱]. در آیه‌ای دیگر از اعمال حج با عنوان «مناسک» یاد شده است: ﴿وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا[۳۲] که از مصادیق بارز آن طواف است[۳۳]. در آیه‌ای دیگر نیز از رجوع مکرر مردم به کعبه یاد شده است: ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ[۳۴] که برخی «مَثَابَةً» را به طواف تفسیر کرده‌اند[۳۵]. در آیاتی نیز از منع از مسجدالحرام یاد شده است:﴿صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ[۳۶] که مقصود، منع از طواف و نماز در آن است[۳۷]. در این آیات و مانند آنها از مباحثی مانند طواف در شرایع پیشین و عصر جاهلی، طواف در اسلام، اهمیت طواف و برخی احکام فقهی طواف یاد شده است.[۳۸]

پیشینه طواف

بر پایه برخی آیات و روایات، پیشینه طواف خانه خدا به دوران آغاز خلقت بشر و حتی پیش از آن باز می‌گردد. قرآن کریم در آیه ۴ سوره طور از سوگند به «البیت المعمور» یاد کرده است: «وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ». در روایات متعدد، البیت المعمور خانه‌ای در آسمان چهارم[۳۹] یا ششم[۴۰] یا هفتم[۴۱] دانسته شده است که خداوند آن را برای طواف فرشتگان قرار داده است. بر اساس برخی روایات، در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته برای طواف بر گرد بیت معمور وارد آن می‌شوند و این گروه تا روز قیامت به آن باز نمی‌گردند[۴۲]. در احادیث تفسیریِ آیات ۳۰ - ۳۳ سوره بقره نیز آمده است که پس از بنای خانه یاد شده و طواف فرشتگان بر گرد آن، خداوند به فرشتگان فرمان داد تا در محاذات بیت معمور خانه‌ای در زمین بنا نهند تا انسان‌ها نیز پیرامون آن طواف کنند[۴۳]. بر پایه برخی روایات، پس از بنای کعبه در زمین، جبرئیل و دیگر فرشتگان الهی ۲۰۰۰[۴۴] یا ۳۰۰۰ سال[۴۵] پیش از حضرت آدم بر گرد آن طواف کرده‌اند. در حدیثی دیگر آمده است که در هر روز ۷۰۰۰۰ فرشته به زمین فرود آمده و پس از طواف کعبه و قبر پیامبر اکرم و امام حسین به آسمان عروج می‌کنند[۴۶]. پس از تجدید بنای کعبه به دست حضرت آدم، آن حضرت نخستین انسان بود که با تعلیم جبرئیل همه مناسک حج از جمله طواف حج و طواف نساء را به‌جای آورد[۴۷]؛ همچنین در روایاتی دیگر از انجام ۱۰۰۰ بار حج و عمره و طواف آن حضرت گرد این خانه یاد شده است[۴۸]. پس از حضرت آدم دیگر پیامبران الهی و پیروان آنان نیز طواف و دیگر مناسک حج را به‌جای آوردند: در روایاتی از حجگزاری حضرت نوح و طواف آن حضرت بر گرد این خانه یاد شده است[۴۹]. حضرت ابراهیم نیز پس از بنای کعبه از خدا خواست تا مناسک حج یا مواضع اعمال آن را برای آن حضرت معرفی کند[۵۰]:﴿ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا[۵۱]. در پی این درخواست، خداوند با ارسال جبرئیل مناسک حج را به ابراهیم آموخت[۵۲] و آن حضرت همراه با جبرئیل و فرزندش اسماعیل پس از احرام و آمدن نزد کعبه و استلام حجرالاسود، ۷ دور کعبه را طواف کرده و در پی آن نماز طواف گزاردند[۵۳]. بر پایه نقلی، حضرت ابراهیم و اسماعیل در هر دور از طواف، همه ارکان کعبه را استلام می‌کردند[۵۴]. در آیاتی دیگر، قرآن به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان داده است تا مسجد الحرام را برای طواف کنندگان و نمازگزاران و اعتکاف کنندگان در آن تطهیر کنند:﴿وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ[۵۵]؛ همچنین در ادامه آیه یاد شده به آن حضرت فرمان داده شده است[۵۶] تا همه جهانیان را از راه دور و نزدیک به حج و طواف کعبه فراخوان ﴿وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ[۵۷] عرب جاهلی به پیروی از سنت ابراهیمی، حج می‌گزارد و پیرامون کعبه طواف می‌کرد، لیکن آن را به خرافات و اعمال باطل آلوده بود؛ از جمله برخی از قبایل آنان با بدن برهنه طواف می‌کردند و این عمل خود را فرمان خدا می‌شمردند[۵۸]: ﴿وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا[۵۹]. به گفته مفسران، قبایل حُمْس (قریش، کنانه و جدیله)[۶۰] یا برخی قبایل یمن[۶۱] می‌پنداشتند که حجگزار باید همانند روزی که از مادر زاده شده طواف کند، از این رو در لباسی که شخص در آن گناه کرده، طواف جایز نیست. در مقابل، بسیاری از مفسران دیگر گفته‌اند در میان اعراب جاهلی تنها قبایل حمس با لباس خود طواف می‌کردند و قبایل دیگر در صورت دستیابی به لباس حمس با آن طواف می‌کردند وگرنه با بدن برهنه طواف می‌کردند، از این رو زنان بدون لباس بیشتر شب‌ها برای طواف می‌رفتند[۶۲]. برخی برآن‌اند که آنان به این عمل فال نیک زده و می‌گفتند همان‌گونه که از لباس خود خارج می‌شویم امیدواریم از گناهانمان نیز بیرون رویم[۶۳]. در حدیثی از امام صادق نیز آمده است که اعراب جاهلی پیش از اسلام به دو گروه اهل حِلّ و اهل حرم که منحصر در حمس و قبایل زیرمجموعه آن از جمله قریش بودند قسمت می‌شدند و هریک از اهل حِلّ که با فردی از اهل حرم مراوده داشت، با لباس او طواف می‌کرد و در صورت نداشتن ارتباط با اهل حرم، برهنه طواف می‌کرد؛ از جمله عیاض بن حمار مجاشعی که قاضی اهالی عکاظ بود، با رسول خدا که اهل حرم بود مراوده داشت، از این رو هرگاه به مکه وارد می‌شد، لباس‌های خود را بیرون می‌آورد و با لباس‌های رسول خدا طواف می‌کرد[۶۴]. در پی افترای یادشدۀ اعراب جاهلی، قرآن خطاب به آنان اعلام کرد که خداوند هیچ‌گاه به فحشاء فرمان نداده و ادعای یادشده سخن بدون علم است:﴿قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۶۵]. سپس در آیاتی دیگر، آنان را به پوشیدن لباس در هرمسجد، از جمله هنگام طواف فرمان داد[۶۶]:﴿خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ[۶۷] و آنان را بدان جهت که زینت‌های الهی و لباس را بر خود حرام کرده‌اند سرزنش کرد[۶۸]: ﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ[۶۹]. در ادامه آیه یادشده نیز قرآن از حرمت فواحش آشکار و پنهان و ادعاهای غیرعالمانه درباره خدا یاد کرده است: ﴿قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ...وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ[۷۰]. برخی مفسران، فواحش پنهان را زنا و فواحش آشکار را طواف با بدن برهنه دانسته‌اند و برخی دیگر فواحش آشکار را طواف مردان برهنه در روز و فواحش پنهان را طواف زنان برهنه در شب دانسته‌اند[۷۱]. از مصادیق قول به‌غیرعلم در آیه نیز انتساب جواز طواف با بدن برهنه به خدا از سوی اعراب جاهلی دانسته شده است[۷۲]. از دیگر انحرافات عرب جاهلی آن بود که در حال طواف خانه خدا سوت و کف می‌زد[۷۳]: ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ[۷۴]. از مجاهد نقل شده است که قریش برای معارضه با پیامبر و استهزای آن حضرت چنین کاری می‌کردند[۷۵]؛ همچنین آنان بت‌هایی در اطراف کعبه نصب کرده بودند و هنگام طواف، در برابر آنها سجده می‌کردند[۷۶] که قرآن این عمل را گواهی آنان بر کفر و عملشان را حبط و آنان را شایسته عذاب شمرد:﴿شَـٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلْكُفْرِ أُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ وَفِى ٱلنَّارِ هُمْ خَـٰلِدُونَ[۷۷]. عقاید و اعمال باطل اعراب جاهلی درباره مناسک حج و طواف تا سال نهم یا دهم ادامه داشت، تا اینکه با نزول آیات آغازین سوره برائت در این سال، ضمن اعلان بیزاری خدا از عقاید و اعمال مشرکان به آنان ۴ ماه فرصت داده شد تا آزادانه در مکه و پیرامون آن حضور داشته باشند[۷۸]. پس از نزول این آیات، پیامبر اکرم به فرمان خدا علی را برای ابلاغ آیات یادشده همراه با پیامی خاص به مکه فرستاد و به مشرکان اعلام کرد که از این پس هیچ زن و مردی نباید با بدن برهنه طواف کند و هیچ مشرکی نباید وارد مسجد الحرام شده و در آن طواف کند[۷۹]. اعلام عدم ورود مشرکان به مسجد الحرام و طواف در آن در آیه ۲۸ سوره توبه نیز آمده است[۸۰]: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ[۸۱]. برپایه برخی روایات، علی پیام یادشده را روز عرفه و شب مُزْدَلَفَه و روز عید قربان و همه ایام تشریق برای حجگزاران اعلام کرد[۸۲].[۸۳]

منابع

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۳۲؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۱، «طوف».
  2. مفردات، ص۳۱۱؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲، «طوف».
  3. مفردات، ص۳۱۱؛ لسان العرب، ج ۹، ص۲۲۶، «طوف».
  4. التحقیق، ج ۷، ص۱۴۲.
  5. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷، «طواف».
  6. مسالک الافهام، شهید،‌ ج ۲، ص۳۴۳؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۵۲.
  7. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹.
  8. المبسوط، ج ۴، ص۳۵؛ المجموع، ج ۸، ص۱۲؛ المغنی، ج ۳، ص۴۶۹.
  9. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  10. تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  11. معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۱؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۲۹-۲۳۰.
  12. تاج العروس، ج ۷، ص۸۰، «صدر».
  13. معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳؛ التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۲۸۸.
  14. الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۲۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۳.
  15. المبسوط، ج ۴، ص۲۴؛ المغنی، ج ۳، ص۴۸۶.
  16. مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۳۲۸؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  17. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  18. کتاب الحج، ج ۳، ص۴۶۲.
  19. التهذیب فی مناسک العمرة والحج، ج ۳، ص۳۸.
  20. المهذب البارع، ج ۲، ص۲۰۶؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص۵۴۹.
  21. الحدائق، ج ۱۶، ص۱۹۶-۱۹۲؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۱۵۲.
  22. معجم الفاظ الفقه، ص۲۴۹؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۱۷.
  23. المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۹۸.
  24. معجم الفاظ الفقه، ص۳۹۴؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۴۰.
  25. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانهکعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  26. احکام الفرآن، جصاص، ج ۱، ص۱۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۷۴.
  27. الکافی، ج ۴، ص۲۴۹، ۴۲۱، ۴۲۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۹، ۱۳۸.
  28. الام، ج ۲، ص۱۷۸-۱۷۹؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۱۶.
  29. ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ«بی‌گمان صفا و مروه از نشانه ‌های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  30. سوره حج، آیه ۲۶.
  31. سوره حج، آیه ۲۹.
  32. سوره بقره، آیه ۱۲۸.
  33. جامع البیان، ج ۱، ص۷۶۹؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۹۲.
  34. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  35. التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۱؛ سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.
  36. سوره مائده، آیه ۲. ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَصَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْهَدْىَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُۥ وَلَوْلَا رِجَالٌۭ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَآءٌۭ مُّؤْمِنَـٰتٌۭ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَـُٔوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌۢ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ لِّيُدْخِلَ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ لَوْ تَزَيَّلُوا۟ لَعَذَّبْنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا«آنانند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام باز داشتند و نگذاشتند قربانی بازداشته به قربانگاه خود برسد و اگر مردان و زنان مؤمنی که آنان را نمی‌شناسید (در میان آنان) نبودند- که بیم می‌رود پایمالشان کنید و ندانسته خونبهایی از ایشان به گردن شما افتد- (فرمان حمله به مکّه را می‌دادیم) تا خداوند هر که را خواهد در بخشایش خویش درآورد؛ اگر (مؤمنان و کافران) از هم جدا می‌بودند، کافران از آنان را عذابی دردناک می‌کردیم» سوره فتح، آیه ۲۵.
  37. التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۳۵-۳۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸-۳۱۹.
  38. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۸.
  39. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۶؛ بحار الانوار، ج ۶، ص۹۷.
  40. الکافی، ج ۴، ص۱۸۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۷.
  41. صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۰-۱۰۱.
  42. صحیح مسلم، ج ۱، ص۱۰۱؛ کنز الدقائق، ج ۱۲، ص۴۴۴.
  43. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۴۷.
  44. کنز العمال، ج ۱۴، ص۱۰۶؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱.
  45. علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.
  46. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۳۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص۲۱۳.
  47. الکافی، ج ۴، ص۱۹۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹- ۲۲۶.
  48. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۸.
  49. الکافی، ج ۲، ص۱۲۴؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۰.
  50. تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹؛ کنز العرفان، ج ۱، ص۳۳۹.
  51. سوره بقره، آیه ۱۲۸.
  52. تفسیر ابن کثیر، ج ۱،‌ ص۱۸۹؛ تقریب القرآن،‌ ج ۱، ص۱۷۸.
  53. الکافی، ج ۴، ص۲۰۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۲۹ -۲۳۰.
  54. اخبار مکه، ج ۱، ص۶۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۱۲۸-۱۲۹.
  55. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  56. جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۸۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۵.
  57. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایش‌های خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.
  58. جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ التبیان، ج ۴، ص۳۸۲.
  59. سوره اعراف، آیه ۲۸.
  60. التبیان، ج ۴، ص۳۸۲؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹.
  61. جامع البیان، ج ۸، ص۲۰۱؛ الدر المنثور، ج ۳، ص۷۷.
  62. تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۱۸۹.
  63. التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.
  64. الکافی، ج ۵، ص۱۴۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص۲۹.
  65. سوره اعراف، آیه ۲۸.
  66. مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۶۰.
  67. سوره اعراف، آیه ۳۱.
  68. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ اسباب النزول، ص۲۲۸-۲۲۹.
  69. «بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.
  70. «بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.
  71. جامع البیان، ج ۸، ص۲۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۲۴۷.
  72. زبدة التفاسیر، ج ۲، ص۵۱۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۳۲۳.
  73. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۴۶۳.
  74. «و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.
  75. جامع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۶۰.
  76. التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۸؛ زبدة التفاسیر، ج ۳، ص۸۷.
  77. سوره توبه، آیه ۱۷.
  78. ﴿بَرَآءَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَـٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ * فَسِيحُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخْزِى ٱلْكَـٰفِرِينَ«(این) بیزاری خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید * چهار ماه در این سرزمین (آزاد) بگردید و بدانید که شما خداوند را به ستوه نمی‌توانید آورد و خداوند رسواگر کافران است» سوره توبه، آیه ۱-۲.
  79. جامع البیان، ج ۱۰، ص۸۵-۸۲؛ البرهان، ج ۲، ص۷۳۰.
  80. نمونه، ج ۷، ص۳۴۸.
  81. سوره توبه، آیه ۲۸.
  82. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۲۱، ص۲۷۳.
  83. صادقی فدکی، سید جعفر، مقاله «طواف»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۸۰.