سیره تربیتی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
## '''[[غفلت]]:''' در [[تربیت اسلامی]]، یکی از موانع تربیت را غفلت معرفی میکنند. «غفلت» دارای مفهوم وسیع و گستردهای است که هر گونه بیخبری از شرایط [[زمان]] و مکانی که انسان در آن [[زندگی]] میکند، واقعیت فعلی و [[آینده]] و گذشته خویش، صفات و [[اعمال]] خود، همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان میدهد را شامل میشود. | ## '''[[غفلت]]:''' در [[تربیت اسلامی]]، یکی از موانع تربیت را غفلت معرفی میکنند. «غفلت» دارای مفهوم وسیع و گستردهای است که هر گونه بیخبری از شرایط [[زمان]] و مکانی که انسان در آن [[زندگی]] میکند، واقعیت فعلی و [[آینده]] و گذشته خویش، صفات و [[اعمال]] خود، همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان میدهد را شامل میشود. | ||
## '''تسویف و کار را به بعد انداختن:''' گاهی حالتی در انسان به وجود میآید که او خود میداند در کاری [[اشتباه]] میکند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیمگیری و [[اقدام]] کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت میگیرد، [[وسوسه]] میشود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا [[وعده]] میدهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول میکند. | ## '''تسویف و کار را به بعد انداختن:''' گاهی حالتی در انسان به وجود میآید که او خود میداند در کاری [[اشتباه]] میکند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیمگیری و [[اقدام]] کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت میگیرد، [[وسوسه]] میشود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا [[وعده]] میدهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول میکند. | ||
## '''[[فقر]] [[عاطفی]]:''' استعدادهای عاطفی در انسان سبب [[رشد]] بسیاری از [[کمالات]] در او میشود. این کمالات شامل امتیازاتی است که بر اساس [[دیگرخواهی]] در انسان به وجود میآید از قبیل [[محبت]] و [[دوستی]] و [[فداکاری]] و از خود گذشتگی و به طور کلی مقدّم داشتن دیگران برخود. [[بیوفایی]]، فراموشکاری، قدرناشناسی، [[احترام]] به هنگام نیاز، و بیاعتنایی به هنگام [[بینیازی]]، [[خشونت]] و [[قساوت]]، تنها به [[فکر]] خود بودن و از دیگران بیخبر ماندن، و... همه و همه نقایص [[روحی]] و [[اخلاقی]] مهمی هستند که ریشه در [[فقر]] [[عاطفی]] دارند | ## '''[[فقر]] [[عاطفی]]:''' استعدادهای عاطفی در انسان سبب [[رشد]] بسیاری از [[کمالات]] در او میشود. این کمالات شامل امتیازاتی است که بر اساس [[دیگرخواهی]] در انسان به وجود میآید از قبیل [[محبت]] و [[دوستی]] و [[فداکاری]] و از خود گذشتگی و به طور کلی مقدّم داشتن دیگران برخود. [[بیوفایی]]، فراموشکاری، قدرناشناسی، [[احترام]] به هنگام نیاز، و بیاعتنایی به هنگام [[بینیازی]]، [[خشونت]] و [[قساوت]]، تنها به [[فکر]] خود بودن و از دیگران بیخبر ماندن، و... همه و همه نقایص [[روحی]] و [[اخلاقی]] مهمی هستند که ریشه در [[فقر]] [[عاطفی]] دارند. | ||
# '''موانع [[اجتماعی]]:''' دسته دیگری از موانع [[تربیت]]، موانع اجتماعی است مانند: | # '''موانع [[اجتماعی]]:''' دسته دیگری از موانع [[تربیت]]، موانع اجتماعی است مانند: | ||
## '''بیتوجهی والدین به فرزند:''' بیتوجهی والدین به [[فرزندان]] از جمله موانع [[تربیتی]] محسوب میگردد که موجب پدید آمدن بچههای خجالتی با کاهش [[عزت نفس]] میشود. | ## '''بیتوجهی والدین به فرزند:''' بیتوجهی والدین به [[فرزندان]] از جمله موانع [[تربیتی]] محسوب میگردد که موجب پدید آمدن بچههای خجالتی با کاهش [[عزت نفس]] میشود. | ||
## '''[[اختلاف]] والدین:''' اختلاف پدر و مادر بلای خانمانسوزی است که بر [[روح]] و روان [[فرزندان]] آثار بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر، فقط درگیری فیزیکی نیست، بلکه مجادلههای لفظی و صدای بلند نیز، اختلاف به شمار میرود. والدین باید بدانند مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد، آسیبهای روانی زیادی را در کودک ایجاد میکند که به مرور [[زمان]] تبعات منفی خود را در [[رفتار]]، گفتار و [[کردار]] کودک نشان خواهد داد. | ## '''[[اختلاف]] والدین:''' اختلاف پدر و مادر بلای خانمانسوزی است که بر [[روح]] و روان [[فرزندان]] آثار بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر، فقط درگیری فیزیکی نیست، بلکه مجادلههای لفظی و صدای بلند نیز، اختلاف به شمار میرود. والدین باید بدانند مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد، آسیبهای روانی زیادی را در کودک ایجاد میکند که به مرور [[زمان]] تبعات منفی خود را در [[رفتار]]، گفتار و [[کردار]] کودک نشان خواهد داد. | ||
## '''[[احساس]] ناامنی در خانواده:''' [[احساس امنیت]] عبارت است از احساس [[آزادی]] نسبی از خطر. این احساس، وضع خوشایندی را ایجاد میکند و فرد در آن دارای [[آرامش]] جسمی و [[روحی]] است. [[ایمنی]] از [[عواطف]] و [[احساسات]] زیربنایی و حیاتی برای تأمین [[بهداشت روانی]] است. افراد ناامن، نامتعادلاند. | ## '''[[احساس]] ناامنی در خانواده:''' [[احساس امنیت]] عبارت است از احساس [[آزادی]] نسبی از خطر. این احساس، وضع خوشایندی را ایجاد میکند و فرد در آن دارای [[آرامش]] جسمی و [[روحی]] است. [[ایمنی]] از [[عواطف]] و [[احساسات]] زیربنایی و حیاتی برای تأمین [[بهداشت روانی]] است. افراد ناامن، نامتعادلاند. | ||
## '''عدم توجه به تفاوتهای فردی:''' یکی از پدیدههای طبیعی مشهود در تمام ساختارهای [[جوامع انسانی]] وجود تفاوت است. یک [[نظام]] [[آموزشی]] سالم، [[انسانی]] و کارآمد این تفاوتها را به شکل طبیعی از تواناییها و قابلیتها دریافت و [[ادراک]] میکند<ref>[[مرتضی لطفی|لطفی]] و [[محمد شعبانی|شعبانی]]، [[نظام تربیتی اسلام - لطفی و شعبانی (مقاله)|مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، | ## '''عدم توجه به تفاوتهای فردی:''' یکی از پدیدههای طبیعی مشهود در تمام ساختارهای [[جوامع انسانی]] وجود تفاوت است. یک [[نظام]] [[آموزشی]] سالم، [[انسانی]] و کارآمد این تفاوتها را به شکل طبیعی از تواناییها و قابلیتها دریافت و [[ادراک]] میکند<ref>[[مرتضی لطفی|لطفی]] و [[محمد شعبانی|شعبانی]]، [[نظام تربیتی اسلام - لطفی و شعبانی (مقاله)|مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۴۷۹ ـ ۴۸۴.</ref>. | ||
== سیره تربیتی معصومین == | == سیره تربیتی معصومین == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۴
معناشناسی
سیره
سیره در ادبیات و لغت به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن به کار رفته است[۱] و بر این اساس، بسیاری نیز واژه «سیره» را به نوع حرکت و شیوه جریان داشتن و یا به عبارتی نوع، سبک و شیوه رفتار و کردار تعریف کردهاند[۲].
«سیره» در اصطلاح دینی به معانی طریقه، روش و رفتار و اخلاق عملی به کار رفته است. وقتی سیره پیامبر یا امامان گفته میشود، نمونههایی از اخلاق و رفتار مستمر آنان مقصود است که در زندگی بر آن روش عمل میکردند. گاهی هم اخلاق و سیره و سنّت به یک معنی به کار میرود[۳].
تربیت
واژه «تربیت» در لغت، به معنای رشد، نمو، زیاد شدن و افزایش یافتن و اصلاح چیزی آمده است. ابن منظور در لسان العرب میگوید: تربیت از ربو، به معنای زیادتی، رشد، نمو و نگهداری میباشد[۴]. راغب اصفهانی تربیت را، تغییر تدریجی امری، به گونهای که آن چیز به حد تمام برسد، میداند[۵].[۶]
تربیت در اصطلاح، تعریف واحدی ندارد، بلکه دانشمندان، هر کدام بر اساس دیدگاه خود در باب هستیشناسی، انسانشناسی، معرفتشناسی و به طور کلی فلسفه تربیتی خویش، تعریفی از تربیت ارائه دادهاند. تعریف نسبتاً جامع و کامل تربیت، چنین است: «فرایند کمک و یاریرسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در گستره، زمان، در یکی از ساحتهای بدنی، ذهنی، روحی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر به منظور دستیابی وی به کمال انسانی و شکوفاسازی استعدادهای او یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتارهای اوست»[۷].[۸]
اصول تربیتی
اصل به معنای بنیاد و پایه در مفاهیم تربیتی عبارت از مفاهیم، نظریهها و قواعد نسبتاً کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان و اولیای فرهنگ در همه اعمال تربیتی باشد. در زمینه مسائل تربیتی خانواده به برخی از اصول اشاره شده است که عبارتاند از: اصل کنترل و هدایت؛ اصل تقوا؛ اصل تذکر؛ اصل زهد؛ اصل بازگشت یا تغییر رفتار؛ اصل عزت؛ اصل توکل؛ اصل اعتدال؛ اصل تدرج و تمکّن و اصل تسهیل و تیسیر[۹].
اهداف تربیتی
- اهداف اعتقادی: اهداف نظام تربیت اسلامی ریشه در جهانبینی الهی و ارزشهای والای اسلامی دارد. معرفت و رسیدن به مقام قرب الهی در سایه انجام عبادات، دوری از رذایل اخلاقی و طی مراحل بندگی به دست میآید. اهداف اعتقادی شامل سلسله مباحث معرفتی است که به اصول و فروع دین مربوط میشود. برخی از این اهداف عبارت است از: شناخت صحیح اسلام؛ اعتقاد به حاکمیت ولایت فقیه: شناخت زندگی پیشوایان الهی.
- اهداف اخلاقی: اخلاق اسلامی رکن اساسی تربیت انسان و اخلاق و عمل رکن اساسی تربیت اسلامی است که انسان مسلمان بایستی در هر سه بُعد تربیت، دانش و عمل کار کند[۱۰]. برخی از اهداف اخلاقی تربیت عبارت است از: دوری جستن از عوامل گناه؛ پرورش فضیلتجویی؛ حرکت برای خدا و خدمت به مردم؛ کنترل امیال و غرایز؛ خودسازی؛ رسیدن به تقوا و خشکاندن ریشههای بداخلاقی.
- اهداف اجتماعی: مقصود از تربیت اجتماعی، پرورش جنبه یا جنبههایی از شخصیت آدمی است که مربوط به زندگی او در میان جامعه است، تا از این طریق به بهترین شکل حقوق، وظایف و مسئولیتهای خود را نسبت به دیگر همنوعان و همکیشان و هممسلکان خود بشناسد و آگاهانه و با عشق، برای عمل به آن وظایف و مسئولیتها قیام کند. برخی از اهداف اجتماعی تربیت عبارت است از: تحقق و پرورش روحیه اخوت و برادری؛ شناخت و التزام به معروف و منکر؛ پایبندی به رعایت حقوق دیگران و تلاش در برقراری عدالت.
- اهداف رفتاری: اهداف در سه حیطه شناخت و گرایش و رفتار قرار میگیرند. اهداف رفتاری مربوط به حیطه عملکرد است که در آن رفتار افراد نسبت به امور مختلف صورت میگیرد. برخی از این اهداف عبارت است از: بندگی محض الهی؛ احساس مسئولیت و وجدان کاری[۱۱].
روشهای تربیتی
روشهای تربیتی، دستورهای جزئی است که مبتنی بر اصولاند و در واقع، شیوههای عملی انجام عمل تربیتی به شمار میآیند. برخی از روشهای تربیتی عبارتاند از: روش الگوگیری؛ روش محبت؛ روش تشویق و تنبیه؛ روش توبه؛ روش تفضل (نه استحقاق بنده)؛ روش تبشیر؛ روش نیکی در برابر بدی؛ روش تأخیر در کیفر؛ روش موعظه؛ روش یادآوری نعمت؛ روش شناساندن حمد و ستایش؛ روش ابراز تواناییها؛ روش حسن ظن؛ روش عذرپذیری؛ روش عیبپوشی؛ روش رفق و مدارا و روش کم شمردن خوبیها و زیاد شمردن بدیها[۱۲].
موانع تربیت
موانع تربیت به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم میشود:
- موانع فردی: برخی از موانع تربیت، فردیست مانند:
- ضعف اراده: ضعف اراده انسانی یکی از موانع حضور در عرصههای اجتماعی و رشد فعالیتهای فردی است که مسلمانان باید با تکیه بر قدرت معنوی و اراده ناشی از ایمان و انسانیت این ضعف اراده را از بین ببرند[۱۳].
- غفلت: در تربیت اسلامی، یکی از موانع تربیت را غفلت معرفی میکنند. «غفلت» دارای مفهوم وسیع و گستردهای است که هر گونه بیخبری از شرایط زمان و مکانی که انسان در آن زندگی میکند، واقعیت فعلی و آینده و گذشته خویش، صفات و اعمال خود، همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان میدهد را شامل میشود.
- تسویف و کار را به بعد انداختن: گاهی حالتی در انسان به وجود میآید که او خود میداند در کاری اشتباه میکند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیمگیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت میگیرد، وسوسه میشود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده میدهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول میکند.
- فقر عاطفی: استعدادهای عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات در او میشود. این کمالات شامل امتیازاتی است که بر اساس دیگرخواهی در انسان به وجود میآید از قبیل محبت و دوستی و فداکاری و از خود گذشتگی و به طور کلی مقدّم داشتن دیگران برخود. بیوفایی، فراموشکاری، قدرناشناسی، احترام به هنگام نیاز، و بیاعتنایی به هنگام بینیازی، خشونت و قساوت، تنها به فکر خود بودن و از دیگران بیخبر ماندن، و... همه و همه نقایص روحی و اخلاقی مهمی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند.
- موانع اجتماعی: دسته دیگری از موانع تربیت، موانع اجتماعی است مانند:
- بیتوجهی والدین به فرزند: بیتوجهی والدین به فرزندان از جمله موانع تربیتی محسوب میگردد که موجب پدید آمدن بچههای خجالتی با کاهش عزت نفس میشود.
- اختلاف والدین: اختلاف پدر و مادر بلای خانمانسوزی است که بر روح و روان فرزندان آثار بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر، فقط درگیری فیزیکی نیست، بلکه مجادلههای لفظی و صدای بلند نیز، اختلاف به شمار میرود. والدین باید بدانند مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد، آسیبهای روانی زیادی را در کودک ایجاد میکند که به مرور زمان تبعات منفی خود را در رفتار، گفتار و کردار کودک نشان خواهد داد.
- احساس ناامنی در خانواده: احساس امنیت عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر. این احساس، وضع خوشایندی را ایجاد میکند و فرد در آن دارای آرامش جسمی و روحی است. ایمنی از عواطف و احساسات زیربنایی و حیاتی برای تأمین بهداشت روانی است. افراد ناامن، نامتعادلاند.
- عدم توجه به تفاوتهای فردی: یکی از پدیدههای طبیعی مشهود در تمام ساختارهای جوامع انسانی وجود تفاوت است. یک نظام آموزشی سالم، انسانی و کارآمد این تفاوتها را به شکل طبیعی از تواناییها و قابلیتها دریافت و ادراک میکند[۱۴].
سیره تربیتی معصومین
سیره تربیتی معصومین(ع) رفتارهایی هستند که در ارتباط با دیگران انجام شده و جنبه درسآموزی و الگودهی به مخاطبان دارند. رفتارهای تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ممکن است در ارتباط با خانواده یا در ارتباط با افرادی غیر از خانواده باشد.
برای گردآوری سیرههای تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) لازم است به منابع سیره مراجعه شود. این منابع به شرح ذیلاند:
- قرآن کریم: قرآن کریم گاه مطالبی به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده یا برخی از ویژگیهای آن حضرت را یادآور شده است که میتوان از آنها به سیره آن حضرت پی برد. البته استفاده از قرآن در این جهت تنها به پیامبر(ص) اختصاص دارد؛ چه، قرآن در مورد ائمه مستقیماً به ویژگیهایی تصریح نکرده است.
- خبر: یکی دیگر از منابع و راههای اثبات گزارههای دینی و از جمله سیره معصومان(ع)، اخبار و احادیثی است که در کتابهای روایی وارد شده است.
- تاریخ: یکی دیگر از منابع دریافت سیره، مراجعه به متون و منابع تاریخی ـ و نه حدیثی ـ است. با استفاده از تاریخ میتوان سیره معصوم(ع) را به دست آورد. کتابهای سیره و تاریخ، بسیاری از رفتارها و ویژگیهای رفتاری معصومان(ع) را گزارش کردهاند که در منابع روایی نیامده است[۱۵].
منابع
حسینیزاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت
ملکزاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور
ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه
لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱
احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین
کریمی، محمود، تعلیم و تربیت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷
احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه
دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴
پانویس
- ↑ ر.ک: محمدمرتضی زبیدی، تاجالعروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۵۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۲، ص۲۵۲.
- ↑ ر.ک: ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییساللغة، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱؛ ابو القاسم حسن بن محمد راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۲۴؛ جمالالدین محمد بن مکرم، لسانالعرب، ج۶، ص۴۵۴؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۳۴۰.
- ↑ ملکزاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۷؛ ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۵۹ و ۷۰.
- ↑ لسان العرب (ماده ربو).
- ↑ المفردات فی غرایب القرآن، (ماده رب).
- ↑ احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲؛ کریمی، محمود، تعلیم و تربیت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص ۶۴۹.
- ↑ فقه تربیتی، ج۱، ص۲۸.
- ↑ احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۴ ـ ۱۰۲؛ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص۱۵۱ ـ ۱۵۷.
- ↑ خبرگزاری ایکنا، شهریور ۱۳۸۶، خبر شماره ۱۶۲۶۷۵.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۵۷ ـ ۴۶۹.
- ↑ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۱۰۲ ـ ۱۱۷؛ دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی ج۴، ص ۱۶۰.
- ↑ حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم افتتاحیه مانور فرهنگی، ورزشی جانبازان و معلولان کشور سال ۱۳۷۶، ص۹۳.
- ↑ لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۴۷۹ ـ ۴۸۴.
- ↑ حسینیزاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص ۲۸.