عبادت در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
عبادت از ریشه عَبَد، در لغت به‌معنای [[اطاعت]] اظهار [[فروتنی]] و خاکساری<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۴۲؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۳۸.</ref> در مقابل [[خداوند]]، [[طاعت]]<ref>فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۱۱، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۲۷۲، ماده «عبد»؛ صحاح اللغه جوهری، ماده «عبد».</ref> و [[پرستش]] و پرستیدن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۵.</ref> است. اصل آن از "عبد" به‌معنای نهایت افتادگی در مقابل مولا<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص‌۱۲.</ref> و [[نرمش]] و ذلیل شدن آمده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>
عبادت از ریشه عَبَد، در لغت به‌معنای [[اطاعت]] اظهار [[فروتنی]] و خاکساری<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۴۲؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۳۸.</ref> در مقابل [[خداوند]]، [[طاعت]]<ref>فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۱۱، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۲۷۲، ماده «عبد»؛ صحاح اللغه جوهری، ماده «عبد».</ref> و [[پرستش]] و پرستیدن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۵.</ref> است. اصل آن از "عبد" به‌معنای نهایت افتادگی در مقابل مولا<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص‌۱۲.</ref> و [[نرمش]] و ذلیل شدن آمده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>


عبادت از ریشه عَبَد به معنای [[اطاعت]] و اظهار تذلل و [[بندگی]] است. به گفته راغب در مفردات، [[عبودیت]] اظهار تذلل بوده و عبادت ابلغ از عبودیت است و جز بر [[خداوند]] که در نهایت [[فضایل]] و [[کمالات]] است بر دیگران سزاوار نیست<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۵۴۳.</ref>. صاحب مجمع [[البحرین]] نیز عبادت را [[غایت]] [[خضوع]] و تذلل می‌داند<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۹۲.</ref>. در قاموس اللغه عبادت، عبودیت و عُبُودَت را به [[طاعت]]، و در [[اقرب]] الموارد آن را به طاعت و نهایت [[تعظیم]] نسبت به [[خدا]] معنی کرده است<ref>قاموس قرآن، ج۴، ص۲۷۹.</ref>. رافعی در مصباح المنیر عبادت را به [[انقیاد]] و خضوع معنی کرده است<ref>رافعی، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص۳۹۰.</ref>. صاحب [[مجمع البیان]] می‌نویسد: عبادت در لغت [[ذلت]] و [[خواری]] است و به راهی که در اثر رفت و آمد زیاد کوبیده و هموار شده باشد «طریق معبَّد» می‌گویند همچنین به برده به دلیل اینکه در برابر صاحب و مالک خود [[مطیع]]، [[ذلیل]] و رام است [[عبد]] گفته می‌شود<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. به [[عقیده]] وی معنای عبادت منحصر در اطاعت نیست زیرا اطاعت تنها موافقت [[فرمان]] است. مثلاً [[فرزندی]] که مطیع [[پدر]] است درست نیست که گفته شود او پدرش را عبادت می‌کند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[ابوالحسن غفاری|غفاری، ابوالحسن]]، [[نظام عبادی اسلام - غفاری (مقاله)|مقاله «نظام عبادی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]] ص۴۹۵.</ref>
عبادت از ریشه عَبَد به معنای [[اطاعت]] و اظهار تذلل و [[بندگی]] است. به گفته راغب در مفردات، [[عبودیت]] اظهار تذلل بوده و عبادت ابلغ از عبودیت است و جز بر [[خداوند]] که در نهایت [[فضایل]] و [[کمالات]] است بر دیگران سزاوار نیست<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۵۴۳.</ref>. صاحب مجمع [[البحرین]] نیز عبادت را [[غایت]] [[خضوع]] و تذلل می‌داند<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۹۲.</ref>. در قاموس اللغه عبادت، عبودیت و عُبُودَت را به [[طاعت]]، و در [[اقرب]] الموارد آن را به طاعت و نهایت [[تعظیم]] نسبت به [[خدا]] معنی کرده است<ref>قاموس قرآن، ج۴، ص۲۷۹.</ref>. رافعی در مصباح المنیر عبادت را به [[انقیاد]] و خضوع معنی کرده است<ref>رافعی، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص۳۹۰.</ref>. صاحب [[مجمع البیان]] می‌نویسد: عبادت در لغت [[ذلت]] و [[خواری]] است و به راهی که در اثر رفت و آمد زیاد کوبیده و هموار شده باشد «طریق معبَّد» می‌گویند همچنین به برده به دلیل اینکه در برابر صاحب و مالک خود [[مطیع]]، [[ذلیل]] و رام است [[عبد]] گفته می‌شود<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۰.</ref>. به [[عقیده]] وی معنای عبادت منحصر در اطاعت نیست زیرا اطاعت تنها موافقت [[فرمان]] است. مثلاً [[فرزندی]] که مطیع [[پدر]] است درست نیست که گفته شود او پدرش را عبادت می‌کند<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[ابوالحسن غفاری|غفاری، ابوالحسن]]، [[نظام عبادی اسلام - غفاری (مقاله)|مقاله «نظام عبادی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص۴۹۵.</ref>


از کلمات لغویین استفاده می‌شود عبادت به معنای [[اطاعت]] بی چون و چرای ناشی از [[اعتقاد]] به [[استحقاق]] [[اطاعت]] است که موجب [[خضوع]] و [[انقیاد]] می‌شود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref>.
از کلمات لغویین استفاده می‌شود عبادت به معنای [[اطاعت]] بی چون و چرای ناشی از [[اعتقاد]] به [[استحقاق]] [[اطاعت]] است که موجب [[خضوع]] و [[انقیاد]] می‌شود<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]].</ref>.


== نظرات درباره مفهوم عبادت ==
== نظرات درباره مفهوم عبادت ==
خط ۳۳: خط ۳۳:
واژه [[عبودیت]] نیز در [[باور]] بسیاری از واژه‌شناسان، در اصل به معنای [[خضوع]] است<ref>تاج العروس، ج۲، ص۴۰۹ و ۴۱۰؛ الصحاح، ج۲، ص۵۰۲.</ref> و در استعمال متداول آن، معانی متعددی چون خضوع<ref>مفردات غریب القرآن، ص۳۱۹.</ref> ـ که همان معنای اصلی است ـ [[اطاعت]] و<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۳۷۳.</ref> پرستش از آن فهمیده می‌شود<ref>تهذیب الاصول، ج۱، ص۱۱۱.</ref>. برخی نیز عبودیت را مرادف عبادت دانسته‌اند<ref>المنجد، واژه «عبد»؛ تاج العروس، ج۲، ص۴۱۰.</ref>.  
واژه [[عبودیت]] نیز در [[باور]] بسیاری از واژه‌شناسان، در اصل به معنای [[خضوع]] است<ref>تاج العروس، ج۲، ص۴۰۹ و ۴۱۰؛ الصحاح، ج۲، ص۵۰۲.</ref> و در استعمال متداول آن، معانی متعددی چون خضوع<ref>مفردات غریب القرآن، ص۳۱۹.</ref> ـ که همان معنای اصلی است ـ [[اطاعت]] و<ref>اقرب الموارد، ج۲، ص۳۷۳.</ref> پرستش از آن فهمیده می‌شود<ref>تهذیب الاصول، ج۱، ص۱۱۱.</ref>. برخی نیز عبودیت را مرادف عبادت دانسته‌اند<ref>المنجد، واژه «عبد»؛ تاج العروس، ج۲، ص۴۱۰.</ref>.  


عبودیت در اصل ـ چنان‌که اهل لغت گفته‌اند ـ نوعی [[خشوع]] و [[خاکساری]] است، ولی هر خشوعی عبودیت نیست؛ بلکه برخی خضوع‌ها [[ادب]] و [[احترام]] است؛ چنان‌که هر اطاعتی نیز عبودیت نیست، هر چند عبودیت بی‌اطاعت معنا ندارد. نظریه دیگر که عبودیت را با عبادت مرادف دانسته است نیز با کاربردهای این واژه سازگار نیست؛ زیرا واژه عبادت، در استعمال شایع آن، نوعاً درباره [[خدا]] به کار می‌رود<ref>لسان العرب، ج۳، ص۲۷۱. البته واژه عبادت و مشتقات آن در مورد غیر خدا هم استعمال شده است؛ اما یا حقیقت ثانوی است و یا مجاز.</ref>؛ درحالی که واژه عبودیت در مورد [[انسان]] نیز فراوان به کار می‌رود. در برخی [[دعاها]] آمده است «... ای کسی که یوسف را پس از عبودیت = [[بردگی]] به [[پیامبری]] گرفتی»<ref>بحارالانوار، ج۸۷، ص۱۹۷. مثلاً درباره «زید» که خدمتگزاری نزد پیامبر را بر رفتن به نزد پدر و مادر ترجیح داد، به او گفتند: {{عربی|أ تختار العبودية}}؛ یعنی: آیا عبودیت را بر آزادی ترجیح می‌دهی، (عبدالرزاق. ابوبکر، المصنف، ج۶، ص۴۶۱).</ref>. در کتاب‌های [[فقهی]] نیز عبودیت برای [[غلام]] و برده بسیار استعمال شده است<ref>به عنوان مثال در کتب فقه آمده است: {{عربی|و لا يجوز رد الحر الى العبودية}}؛ یعنی: جایز نیست انسان آزادشده را به بردگی و عبودیت برگرداند. (علامه حلی، مختلف الشیعیة، ج۵، ص۱۷۲).</ref>.<ref>[[سید محمد علی مدرسی|مدرسی، سید محمد علی]]، [[عبادت و عبودیت (مقاله)| مقاله «عبادت و عبودیت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص۲۷۱.</ref>
عبودیت در اصل ـ چنان‌که اهل لغت گفته‌اند ـ نوعی [[خشوع]] و [[خاکساری]] است، ولی هر خشوعی عبودیت نیست؛ بلکه برخی خضوع‌ها [[ادب]] و [[احترام]] است؛ چنان‌که هر اطاعتی نیز عبودیت نیست، هر چند عبودیت بی‌اطاعت معنا ندارد. نظریه دیگر که عبودیت را با عبادت مرادف دانسته است نیز با کاربردهای این واژه سازگار نیست؛ زیرا واژه عبادت، در استعمال شایع آن، نوعاً درباره [[خدا]] به کار می‌رود<ref>لسان العرب، ج۳، ص۲۷۱. البته واژه عبادت و مشتقات آن در مورد غیر خدا هم استعمال شده است؛ اما یا حقیقت ثانوی است و یا مجاز.</ref>؛ درحالی که واژه عبودیت در مورد [[انسان]] نیز فراوان به کار می‌رود. در برخی [[دعاها]] آمده است «... ای کسی که یوسف را پس از عبودیت = [[بردگی]] به [[پیامبری]] گرفتی»<ref>بحارالانوار، ج۸۷، ص۱۹۷. مثلاً درباره «زید» که خدمتگزاری نزد پیامبر را بر رفتن به نزد پدر و مادر ترجیح داد، به او گفتند: {{عربی|أ تختار العبودية}}؛ یعنی: آیا عبودیت را بر آزادی ترجیح می‌دهی، (عبدالرزاق. ابوبکر، المصنف، ج۶، ص۴۶۱).</ref>. در کتاب‌های [[فقهی]] نیز عبودیت برای [[غلام]] و برده بسیار استعمال شده است<ref>به عنوان مثال در کتب فقه آمده است: {{عربی|و لا يجوز رد الحر الى العبودية}}؛ یعنی: جایز نیست انسان آزادشده را به بردگی و عبودیت برگرداند. (علامه حلی، مختلف الشیعیة، ج۵، ص۱۷۲).</ref>.<ref>[[سید محمد علی مدرسی|مدرسی، سید محمد علی]]، [[عبادت و عبودیت (مقاله)| مقاله «عبادت و عبودیت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۴]]، ص۲۷۱.</ref>


== تفاوت عبودیّت با عبادیّت ==
== تفاوت عبودیّت با عبادیّت ==
به نظر می‌رسد واژه [[عبودیبت]] ـ به دلیل کاربردهایش ـ به مفهوم [[بندگی]]، [[بردگی]]، مملوکیت، عبدیت و مانند آن است<ref>علامه مجلسی، قضیه‌ای را از یکی از اصحاب امام صادق {{ع}} نقل می‌کند که مشتمل بر جمله‌ای است که می‌تواند شاهدی بر مطلب فوق باشد. وی می‌گوید: در مسافرت به مدینه همسفری داشتم که به دلیلی کمر به خدمت و «عبودیت» او بستم. (بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۵۴).</ref>. عبودیّت اگر به [[خدا]] انتساب یابد، شخص به جهت آن، عنوان «عبدالله» می‌یابد<ref>در روایات متعدد آمده است: بهترین نام‌ها آن است که دلالت بر عبودیت کند؛ مثل عبدالله و عبدالرحمان و... . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۱۸.</ref> و اگر به غیر خدا انتساب یابد، عنوان «[[عبد]] غیر خدا» می‌یابد. در کتاب شرح [[الاسماء الحسنی]]، نوشته [[ملا هادی سبزواری]] آمده است: در [[شب معراج]] به [[پیامبر]] خطاب شد: «هرچه از [[سعادت‌ها]] که می‌خواهی بخواه!» پیامبر گفت: «من را به عبودیت خودت منتسب کن!» در این هنگام [[آیه]] {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ...}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی ـ که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم ـ برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref> نازل شد<ref>سبزواری، ملاهادی، شرح الاسماء الحسنی، ص۹۰.</ref>.
به نظر می‌رسد واژه [[عبودیبت]] ـ به دلیل کاربردهایش ـ به مفهوم [[بندگی]]، [[بردگی]]، مملوکیت، عبدیت و مانند آن است<ref>علامه مجلسی، قضیه‌ای را از یکی از اصحاب امام صادق {{ع}} نقل می‌کند که مشتمل بر جمله‌ای است که می‌تواند شاهدی بر مطلب فوق باشد. وی می‌گوید: در مسافرت به مدینه همسفری داشتم که به دلیلی کمر به خدمت و «عبودیت» او بستم. (بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۵۴).</ref>. عبودیّت اگر به [[خدا]] انتساب یابد، شخص به جهت آن، عنوان «عبدالله» می‌یابد<ref>در روایات متعدد آمده است: بهترین نام‌ها آن است که دلالت بر عبودیت کند؛ مثل عبدالله و عبدالرحمان و... . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۱۸.</ref> و اگر به غیر خدا انتساب یابد، عنوان «[[عبد]] غیر خدا» می‌یابد. در کتاب شرح [[الاسماء الحسنی]]، نوشته [[ملا هادی سبزواری]] آمده است: در [[شب معراج]] به [[پیامبر]] خطاب شد: «هرچه از [[سعادت‌ها]] که می‌خواهی بخواه!» پیامبر گفت: «من را به عبودیت خودت منتسب کن!» در این هنگام [[آیه]] {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ...}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی ـ که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم ـ برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref> نازل شد<ref>سبزواری، ملاهادی، شرح الاسماء الحسنی، ص۹۰.</ref>.


تفاوت عبودیت با [[عبادت]]، بنابر این معنا ـ جدا از مفهوم [[تقدیس]] ـ این است که عبادت از مقوله فعل و عمل [[انسان]] است، اما عبودیّت صفتی است که انسان به آن متصف می‌شود؛ مثلاً می‌گویند: «فلانی دارای صفت عبودیت است». اما نمی‌گویند: «دارای صفت عبادت است». این در صورتی است که عبودیت به معنای اسم مصدری در نظر گرفته شود؛ اما اگر به صورت مصدر متعدی لحاظ گردد، به مفهوم بندگی کردن است که از مقوله فعل و عمل است و اگر به همین معنا به [[خدا]] انتساب یابد ([[بندگی]] خداکردن)، از نظر مصداق با [[عبادت]] یکی خواهد شد<ref>شاید کسانی که واژه عبادت و عبودیت را به یک معنا گرفته‌اند، او عبودیت را «مصدر متعدی» فرض کرده‌اند و ثانیاً «عبودیت مقید» یعنی عبودیت خداوند را منظور کرده‌اند. امام خمینی در بحث «تعبدی و توسلی» می‌گویند: «عبادت واجب آن است که نیاز به قصد قربت دارد و آن بر دو قسم است: قسم اول عبادتی است که نفس عمل برای عبودیت و تقرب به خداوند تشریع شده است؛ مثل نماز و حج که در زبان فارسی به آن پرستش می‌گویند. قسم دوم عملی است که نفس عمل برای تقرب به خداوند وضع نشده است، مثل زکات و خمس. این قسم هر چند عبادت است و بدون قصد قربت امتثال نمی‌شود، مصداق عبودیت و پرستش نیست». از این عبارات چنین بر می‌آید که عبادت به طور کلی عبارت است از عملی که با قصد قربت انجام شود؛ اما هر عبادتی پرستش خداوند نیست. عملی پرستش محسوب می‌شود که برای اظهار عبودیت خداوند وضع شده است. (تهذیب الاصول، ج۱، ص۱۱۱).</ref>. بنابر معنای اول نیز عبادت لازمه [[عبودیت]]، و از آن جدایی ناپذیر است<ref>[[سید محمد علی مدرسی|مدرسی، سید محمد علی]]، [[عبادت و عبودیت (مقاله)| مقاله «عبادت و عبودیت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۷۴.</ref>.
تفاوت عبودیت با [[عبادت]]، بنابر این معنا ـ جدا از مفهوم [[تقدیس]] ـ این است که عبادت از مقوله فعل و عمل [[انسان]] است، اما عبودیّت صفتی است که انسان به آن متصف می‌شود؛ مثلاً می‌گویند: «فلانی دارای صفت عبودیت است». اما نمی‌گویند: «دارای صفت عبادت است». این در صورتی است که عبودیت به معنای اسم مصدری در نظر گرفته شود؛ اما اگر به صورت مصدر متعدی لحاظ گردد، به مفهوم بندگی کردن است که از مقوله فعل و عمل است و اگر به همین معنا به [[خدا]] انتساب یابد ([[بندگی]] خداکردن)، از نظر مصداق با [[عبادت]] یکی خواهد شد<ref>شاید کسانی که واژه عبادت و عبودیت را به یک معنا گرفته‌اند، او عبودیت را «مصدر متعدی» فرض کرده‌اند و ثانیاً «عبودیت مقید» یعنی عبودیت خداوند را منظور کرده‌اند. امام خمینی در بحث «تعبدی و توسلی» می‌گویند: «عبادت واجب آن است که نیاز به قصد قربت دارد و آن بر دو قسم است: قسم اول عبادتی است که نفس عمل برای عبودیت و تقرب به خداوند تشریع شده است؛ مثل نماز و حج که در زبان فارسی به آن پرستش می‌گویند. قسم دوم عملی است که نفس عمل برای تقرب به خداوند وضع نشده است، مثل زکات و خمس. این قسم هر چند عبادت است و بدون قصد قربت امتثال نمی‌شود، مصداق عبودیت و پرستش نیست». از این عبارات چنین بر می‌آید که عبادت به طور کلی عبارت است از عملی که با قصد قربت انجام شود؛ اما هر عبادتی پرستش خداوند نیست. عملی پرستش محسوب می‌شود که برای اظهار عبودیت خداوند وضع شده است. (تهذیب الاصول، ج۱، ص۱۱۱).</ref>. بنابر معنای اول نیز عبادت لازمه [[عبودیت]]، و از آن جدایی ناپذیر است<ref>[[سید محمد علی مدرسی|مدرسی، سید محمد علی]]، [[عبادت و عبودیت (مقاله)| مقاله «عبادت و عبودیت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۴]]، ص ۲۷۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش