میراث امام جواد: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام جواد | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == امام جواد{{ع}} تنها ۲۵ سال زندگی کرد و این کوتاهترین عمر در میان امامان معصوم بود و میانگین عمر پدران ارجمندش دو برابر این مدت بود. در مجال مقا...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ، مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ، ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۴۸.</ref>؛ خدای درباره [[شب قدر]] میفرماید: «در آن شب هر گونه کاری به نحوی [[استوار]] فیصله مییابد» یعنی در آن شب هر امر استواری نازل میشود. بدانید که امر محکم و استوار دو تا نبوده و نیست و فقط یکی است. پس هرکه در آن، [[حکم]] بیاختلاف کند، به یقین حکمش، حکم خدای است و هرکه حکمی کند که در آن [[اختلاف]] باشد و در این حکم، خود را [[درستکار]] بداند به حکم [[طاغوت]] حکم نموده است: | وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ، مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ، ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.</ref>}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۴۸.</ref>؛ خدای درباره [[شب قدر]] میفرماید: «در آن شب هر گونه کاری به نحوی [[استوار]] فیصله مییابد» یعنی در آن شب هر امر استواری نازل میشود. بدانید که امر محکم و استوار دو تا نبوده و نیست و فقط یکی است. پس هرکه در آن، [[حکم]] بیاختلاف کند، به یقین حکمش، حکم خدای است و هرکه حکمی کند که در آن [[اختلاف]] باشد و در این حکم، خود را [[درستکار]] بداند به حکم [[طاغوت]] حکم نموده است: | ||
به [[یقین]] در [[شب قدر]] [[تفسیر]] و بیان همه امور ی که در سال رخ میدهد بر [[ولی امر]] ([[امام]]) نازل و آنچه به وی و [[مردم]] مرتبط است به تفصیل به وی [[ابلاغ]] میشود. جز این ابلاغ سالانه همهروزه [[علم]] مخصوص و نهفته و شگفت خدای برای ولی نازل میشود با همان تفصیلی که در [[شب قدر]] نازل میشود. آنگاه [[حضرت جواد]]{{ع}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: «و اگر آنچه درخت در [[زمین]] است، قلم باشد و دریا را هفت دریای دیگر به [[یاری]] آید، سخنان [[خدا]] پایان نپذیرد. قطعا خداست که شکستناپذیر [[حکیم]] است».<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۲۸۲.</ref> | به [[یقین]] در [[شب قدر]] [[تفسیر]] و بیان همه امور ی که در سال رخ میدهد بر [[ولی امر]] ([[امام]]) نازل و آنچه به وی و [[مردم]] مرتبط است به تفصیل به وی [[ابلاغ]] میشود. جز این ابلاغ سالانه همهروزه [[علم]] مخصوص و نهفته و شگفت خدای برای ولی نازل میشود با همان تفصیلی که در [[شب قدر]] نازل میشود. آنگاه [[حضرت جواد]]{{ع}} این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: «و اگر آنچه درخت در [[زمین]] است، قلم باشد و دریا را هفت دریای دیگر به [[یاری]] آید، سخنان [[خدا]] پایان نپذیرد. قطعا خداست که شکستناپذیر [[حکیم]] است».<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۲۸۲.</ref> | ||
==[[میراث]] کلامی== | |||
در این بخش از تراث [[امام جواد]]{{ع}} چند موضوع محوری را بیان میکنیم: | |||
۱. '''[[ضرورت]] [[استحکام]] بخشیدن به [[عقاید]]''': روایتی از امام جواد{{ع}} در این معنا آمده که میفرماید: آن کسی که [[سرپرستی]] آن دسته از [[یتیمان]] ([[محبان]] و [[شیعیان]]) [[آل محمد]]{{صل}} را که از [[امام]] خود دورند، در [[نادانی]] خود سرگردانند و در بند [[شیطانها]] و دشمنانی که [[پرچم]] [[دشمنی]] علیه ما افراشتهاند، گرفتارند بر عهده گیرد و با [[حجت]] خدایشان و نشانههای [[هدایت]] امامانشان آنان را از سرگردانیشان و [[چیرگی]] [[شیطان]] [[نجات]] دهد و وسوسههایشان و چیرگی [[دشمنان]] [[رهایی]] بخشد و با اینکار بر آن باشد تا پیمانی که [[خدا]] با بندگانش دارد به بهترین وجه [[حفظ]] کنند، به [[یقین]] چنین کسی منزلتی والاتر از [[برتری]] [[آسمان]] بر [[زمین]]، [[عرش]] بر [[کرسی]] و حجب بر آسمان دارد. برتری چنین کسانی نسبت به دیگر [[بندگان خدا]]، همانند برتری ماه شب چهارده بر دورافتادهترین و کمسوترین [[ستارگان]] آسمان است<ref>الاحتجاج، ج۱، ص۹.</ref>. | |||
۲. '''[[توحید]]''': از ابو [[داوود بن قاسم جعفری]] [[روایت]] شده است: «به [[ابو جعفر ثانی]]{{ع}} گفتم: معنای «[[احد]]» در آیه {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> چیست؟ | |||
فرمود: احمد همانی است که بر یگانگیاش اتفاقنظر وجود دارد و خدای در اینباره میفرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسید که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده است خواهند گفت: خداوند؛ پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۱.</ref>، {{متن حدیث|ثُمَّ يَقُولُونَ بَعْدَ ذَلِكَ لَهُ شَرِيكٌ وَ صَاحِبَةٌ}}؛ | |||
و اگر از آنان بپرسی: چهکسی [[آسمانها]] و زمین را [[آفریده]] و [[خورشید و ماه]] را چنین [[رام]] کرده است؟ حتما خواهند گفت: [[الله]]. | |||
همینها پس از چنین اقراری، برای خدا [[شریک]] و [[همسر]] قائل میشوند. | |||
گفتم: معنای [[آیه]] {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ}}<ref>«چشمها او را در نمییابند» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref> چیست؟ | |||
فرمود: ای [[ابو هاشم]]، تصور [[دلها]] از قدرت دیدگان [[برتر]] است؛ زیرا میتوانی سرزمین هند و سند و دیگر سرزمینهایی که ندیده و وارد آن نشدهای تصور کنی، اما با نگاه نمیتوانی آن را ببینی. در مورد خدای اینگونه نیست؛ زیرا حتی تصور [[قلبی]] نمیتوانند او را [[درک]] کند، چه رسد به اینکه دیدگان او را ببینند!<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۸.</ref> | |||
۳. '''نبوت''': [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[ابو جعفر]]{{ع}} نقل کرده است که فرمود: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ، فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ}}<ref>بصائر الدرجات، ص۱۳۲.</ref>؛ | |||
[[جان]] ما و جان [[پیامبران]] هر [[شب جمعه]] به [[عرش]] میروند و چون [[اوصیا]] صبح کنند، [[دانش]] فراوانی بر دانش آنان افزوده میشود. | |||
۴. '''امامت''': نیز از آن حضرت [[روایت]] شده است که فرمود: [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[ابن عباس]] فرمود: [[شب قدر]] در هرسال یک شب است و در این شب امور ([[مقدرات]]) سال فروفرستاده میشود که آن را متولیانی است. | |||
ابن عباس پرسید: این متولیان چه کسانی هستند؟ | |||
امیر المؤمنین{{ع}} فرمود: من هستم و یازده فرزند [[امام]] از [[نسل]] من. آنان همگی طرف صحبت فرشتگان هستند<ref>کافی، ج۱، ص۵۳۲.</ref>. | |||
[[ابو هاشم جعفری]] از [[امام جواد]]{{ع}} پرسید: «آیا در «محتوم» (آنچه باید بشود) برای [[خدا]] «[[بداء]]» حاصل میشود؟ | |||
فرمود: آری. | |||
گفتیم: [[بیم]] آن داریم که در ظهور و [[قیام]] «[[قائم]]»{{ع}} برای خدا بداء حاصل شود. | |||
ابو جعفر{{ع}} فرمود: ظهور و قیام قائم از [[وعدههای الهی]] است و خدا در وعدهاش خلاف نمیکند<ref>نعمانی، الغیبه، ص۳۰۲.</ref>. نیز «بنان بن نافع» از [[ابو جعفر ثانی]]{{ع}} روایت کرده است که فرمود: چون هریک از ما [[امامان]] در شکم مادر شکل میگیرد و چهل [[روز]] بگذرد صداها را میشنود و آن گاه که به چهار ماهگی برسد، خدای [[کوهها]] و برجستگیها [[زمین]] را برمیدارد و بدین ترتیب دورترین نقطه برای او نزدیک میشود و قطره بارانی، سودمند باشد یا زیانبار، از نظر او پنهان نخواهد ماند<ref>المناقب، ج۲، ص۴۳۲.</ref>. | |||
همچنین از «عمرو بن الفرج الرخجی» نقل است که: «در کنار دجله بودیم، به [[ابو جعفر]]{{ع}} گفتم: [[شیعیان]] تو مدعی هستند که منشأ تمام آبهای دجله و وزن آن را میدانی چنین مطلبی درست است؟ | |||
او فرمود: [[خدا]] میتواند دانستن حجم و وزن آن را به پشهای بدهد؟ | |||
گفتم: آری میتواند. | |||
او فرمود: من نزد خدا از یک پشه و از بیشتر [[خلق]] او گرامیترم و از همینرو به دانستن حجم آب دجله سزاوارترم<ref>بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۲۸۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۱
مقدمه
امام جواد(ع) تنها ۲۵ سال زندگی کرد و این کوتاهترین عمر در میان امامان معصوم بود و میانگین عمر پدران ارجمندش دو برابر این مدت بود. در مجال مقایسه میان تراث علمی امام جواد(ع) با تراث علمی پدران گرامیاش میبینیم تراث علمی آن حضرت به عرصههای گوناگون دانش پرداخته، از نظر سطح علمی مسائلی که در آنها مطرح یا پاسخ داده شده و از نظر حجم بینظیر است و زمانی که توجه خود را معطوف منشأ این دانشها کنیم و دریابیم چنین دانشی از امامی(ع) به دست ما رسیده که از بدو تولد تا آغاز امامتش -که به یک دهه نمیرسید- آنچنان در عرصه دانش درخشیده است، بیتردید آن را چالشی آشکار با حریفان و مدعیان دانش خواهیم یافت. در بحثهای گذشته به گوشههایی از تراث علمی امام جواد(ع) اشاره شد و در این بخش و به منظور کامل کردن مطلب و نیز اتمام بحث به موارد دیگری از این دریای ژرف که بخشی از زندگی علمی امام جواد(ع) را نشان میدهد میپردازیم.
میراث تفسیری
۱. از داوود بن قاسم جعفری نقل شده است که گفت: «به ابو جعفر(ع) گفتم: فدایت گردم، معنی «صمد» چیست؟ فرمود: «السَّيِّدُ الْمَصْمُودُ إِلَيْهِ فِي الْقَلِيلِ وَ الْكَثِيرِ»؛ صمد سرور و مهتری است که در نیازها و مسائل خرد و کلان بدو رجوع شود و جز او گشایشگری نباشد»[۱].
۲. نیز از او نقل شده است که گفت: از ابو جعفر ثانی(ع) پرسیدم: معنی «واحد» چیست؟ فرمود: «الَّذِي اجْتِمَاعُ الْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالتَّوْحِيدِ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾[۲]»؛ همانی است که زبانها بر یگانگیاش متفق هستند و خدای میفرماید: «اگر از آنان بپرسی: آسمانها و زمین را چه کسی آفرید؟ قطعا خواهند گفت: آنها را خدای آفرید».
۳. از جعفر بن محمد صوفی نقل شده است که گفت: «از ابو جعفر، محمد بن علی الرضا(ع) پرسیدم: ای پسر رسول خدا(ص)، چرا رسول خدا «امی» خوانده شده است؟ از آنرو که چیزی نمینوشت به این نام خواندهاند؟ او فرمود: آنان که چنین نسبتی به پیامبر(ص) دادهاند دروغ گفتهاند، خدایشان لعنت کند. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ حال آنکه خدای -تبارک و تعالی- میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾[۳]. اگر آنچه میگویند درست باشد چگونه او که خود چیزی را نیک نمیدانست، به آنان میآموخت؟ به خدا سوگند رسول خدا(ص) به هفتاد و دو یا هفتاد و سه زبان میخواند و مینوشت. بدانید، از آنرو امی خوانده شد که از مکه (یکی از شهرهای بزرگ) بود. خدای متعال در اینباره فرموده است: «و برای اینکه مردم ام القری (مکه) و کسانی که پیرامون آنند هشدار دهی»[۴]. شایان ذکر است که امام جواد(ع) با این پاسخ، ملاکی را در اختیار همگان قرار داد تا برای شناخت معنی اصطلاحات و مفاهیم قرآن از خود قرآن مدد جویند؛ روش و شیوهای که بعدها «تفسیر قرآن با قرآن» نامیده شد. وانگهی این معنایی که از واژه «امی» شده، عدم فراگیری خواندن و نوشتن پیامبر(ص) را از کسی نفی نمیکند که این خود نقطه اعجازی در زندگی رسول خدا(ص) به شمار میرود. از آنرو پیامبر به مکتب نرفته، توانست چنان مراتبی بلند را در آموختن به دیگران درنوردد و این خود دلیلی محکم بر ارتباط آن حضرت با خدای دانا و تعلیمدهنده است که نادانستهها را به انسان آموخت.
۴. از عمرو بن ابی المقدام نقل شده است که گفت: «از ابو الحسن (رضا)(ع) و ابو جعفر(ع) شنیدم که در تفسیر آیه ﴿وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ﴾[۵] به فاطمه زهرا(س) فرمود: چون مردم در سوگ من بر من گونه نخراشی، گیسوان پریشان نکنی، بانگ درماندگی برنیاری و بر من شیون سر ندهی! آنگاه امام(ع) فرمود: این همان معروف (نیکی) است که خدای در کتابش به آن اشاره فرموده است»[۶].
۵. مرحوم کلینی از امام جواد(ع) روایت کرده است که فرمود: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ﴾[۷] يَقُولُ: يَنْزِلُ فِيهَا كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ. وَ الْمُحْكَمُ لَيْسَ بِشَيْئَيْنِ، إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ وَاحِدٌ، فَمَنْ حَكَمَ بِمَا لَيْسَ فِيهِ اخْتِلَافٌ، فَحُكْمُهُ مِنْ حُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ حَكَمَ بِأَمْرٍ فِيهِ اخْتِلَافٌ فَرَأَى أَنَّهُ مُصِيبٌ فَقَدْ حَكَمَ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ. إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً، يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا، وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا. وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ، مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ، ثُمَّ قَرَأَ: ﴿وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾[۸]»[۹]؛ خدای درباره شب قدر میفرماید: «در آن شب هر گونه کاری به نحوی استوار فیصله مییابد» یعنی در آن شب هر امر استواری نازل میشود. بدانید که امر محکم و استوار دو تا نبوده و نیست و فقط یکی است. پس هرکه در آن، حکم بیاختلاف کند، به یقین حکمش، حکم خدای است و هرکه حکمی کند که در آن اختلاف باشد و در این حکم، خود را درستکار بداند به حکم طاغوت حکم نموده است: به یقین در شب قدر تفسیر و بیان همه امور ی که در سال رخ میدهد بر ولی امر (امام) نازل و آنچه به وی و مردم مرتبط است به تفصیل به وی ابلاغ میشود. جز این ابلاغ سالانه همهروزه علم مخصوص و نهفته و شگفت خدای برای ولی نازل میشود با همان تفصیلی که در شب قدر نازل میشود. آنگاه حضرت جواد(ع) این آیه را تلاوت فرمود: «و اگر آنچه درخت در زمین است، قلم باشد و دریا را هفت دریای دیگر به یاری آید، سخنان خدا پایان نپذیرد. قطعا خداست که شکستناپذیر حکیم است».[۱۰]
میراث کلامی
در این بخش از تراث امام جواد(ع) چند موضوع محوری را بیان میکنیم:
۱. ضرورت استحکام بخشیدن به عقاید: روایتی از امام جواد(ع) در این معنا آمده که میفرماید: آن کسی که سرپرستی آن دسته از یتیمان (محبان و شیعیان) آل محمد(ص) را که از امام خود دورند، در نادانی خود سرگردانند و در بند شیطانها و دشمنانی که پرچم دشمنی علیه ما افراشتهاند، گرفتارند بر عهده گیرد و با حجت خدایشان و نشانههای هدایت امامانشان آنان را از سرگردانیشان و چیرگی شیطان نجات دهد و وسوسههایشان و چیرگی دشمنان رهایی بخشد و با اینکار بر آن باشد تا پیمانی که خدا با بندگانش دارد به بهترین وجه حفظ کنند، به یقین چنین کسی منزلتی والاتر از برتری آسمان بر زمین، عرش بر کرسی و حجب بر آسمان دارد. برتری چنین کسانی نسبت به دیگر بندگان خدا، همانند برتری ماه شب چهارده بر دورافتادهترین و کمسوترین ستارگان آسمان است[۱۱].
۲. توحید: از ابو داوود بن قاسم جعفری روایت شده است: «به ابو جعفر ثانی(ع) گفتم: معنای «احد» در آیه ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾[۱۲] چیست؟ فرمود: احمد همانی است که بر یگانگیاش اتفاقنظر وجود دارد و خدای در اینباره میفرماید: ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾[۱۳]، «ثُمَّ يَقُولُونَ بَعْدَ ذَلِكَ لَهُ شَرِيكٌ وَ صَاحِبَةٌ»؛ و اگر از آنان بپرسی: چهکسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را چنین رام کرده است؟ حتما خواهند گفت: الله. همینها پس از چنین اقراری، برای خدا شریک و همسر قائل میشوند. گفتم: معنای آیه ﴿لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ﴾[۱۴] چیست؟ فرمود: ای ابو هاشم، تصور دلها از قدرت دیدگان برتر است؛ زیرا میتوانی سرزمین هند و سند و دیگر سرزمینهایی که ندیده و وارد آن نشدهای تصور کنی، اما با نگاه نمیتوانی آن را ببینی. در مورد خدای اینگونه نیست؛ زیرا حتی تصور قلبی نمیتوانند او را درک کند، چه رسد به اینکه دیدگان او را ببینند![۱۵]
۳. نبوت: حسن بن عباس بن حریش از ابو جعفر(ع) نقل کرده است که فرمود: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنَّ أَرْوَاحَنَا وَ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ تُوَافِي الْعَرْشَ كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ، فَتُصْبِحُ الْأَوْصِيَاءُ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِمْ مِثْلَ جَمِّ الْغَفِيرِ مِنَ الْعِلْمِ»[۱۶]؛ جان ما و جان پیامبران هر شب جمعه به عرش میروند و چون اوصیا صبح کنند، دانش فراوانی بر دانش آنان افزوده میشود.
۴. امامت: نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمود: امیر المؤمنین(ع) به ابن عباس فرمود: شب قدر در هرسال یک شب است و در این شب امور (مقدرات) سال فروفرستاده میشود که آن را متولیانی است. ابن عباس پرسید: این متولیان چه کسانی هستند؟ امیر المؤمنین(ع) فرمود: من هستم و یازده فرزند امام از نسل من. آنان همگی طرف صحبت فرشتگان هستند[۱۷]. ابو هاشم جعفری از امام جواد(ع) پرسید: «آیا در «محتوم» (آنچه باید بشود) برای خدا «بداء» حاصل میشود؟ فرمود: آری.
گفتیم: بیم آن داریم که در ظهور و قیام «قائم»(ع) برای خدا بداء حاصل شود. ابو جعفر(ع) فرمود: ظهور و قیام قائم از وعدههای الهی است و خدا در وعدهاش خلاف نمیکند[۱۸]. نیز «بنان بن نافع» از ابو جعفر ثانی(ع) روایت کرده است که فرمود: چون هریک از ما امامان در شکم مادر شکل میگیرد و چهل روز بگذرد صداها را میشنود و آن گاه که به چهار ماهگی برسد، خدای کوهها و برجستگیها زمین را برمیدارد و بدین ترتیب دورترین نقطه برای او نزدیک میشود و قطره بارانی، سودمند باشد یا زیانبار، از نظر او پنهان نخواهد ماند[۱۹]. همچنین از «عمرو بن الفرج الرخجی» نقل است که: «در کنار دجله بودیم، به ابو جعفر(ع) گفتم: شیعیان تو مدعی هستند که منشأ تمام آبهای دجله و وزن آن را میدانی چنین مطلبی درست است؟ او فرمود: خدا میتواند دانستن حجم و وزن آن را به پشهای بدهد؟ گفتم: آری میتواند. او فرمود: من نزد خدا از یک پشه و از بیشتر خلق او گرامیترم و از همینرو به دانستن حجم آب دجله سزاوارترم[۲۰].[۲۱]
منابع
پانویس
- ↑ کافی، ج۱، ص۱۲۳.
- ↑ «و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ میگویند: خداوند» سوره لقمان، آیه ۲۵.
- ↑ «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد» سوره جمعه، آیه ۲.
- ↑ بصائر الدرجات، ص۲۵۵؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۱۸.
- ↑ «و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
- ↑ معانی الأخبار، ص۳۹۰.
- ↑ «در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند)» سوره دخان، آیه ۴.
- ↑ «و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است» سوره لقمان، آیه ۲۷.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۴۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۱، ص ۲۸۲.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۹.
- ↑ «بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.
- ↑ «و اگر از آنان بپرسید که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده است خواهند گفت: خداوند؛ پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۱.
- ↑ «چشمها او را در نمییابند» سوره انعام، آیه ۱۰۳.
- ↑ الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۸.
- ↑ بصائر الدرجات، ص۱۳۲.
- ↑ کافی، ج۱، ص۵۳۲.
- ↑ نعمانی، الغیبه، ص۳۰۲.
- ↑ المناقب، ج۲، ص۴۳۲.
- ↑ بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۱، ص ۲۸۵.