قضا و قدر در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== معنای قضا ==
== معنای قضا ==
[[احمد بن فارس بن زکریا]]، از لغت‌شناسان مشهور [[زبان عرب]]، در کتاب معجم مقاییس اللغه که آن را برای ریشه‌یابی الفاظ [[زبان عربی]] و به‌ویژه واژه‌های [[قرآنی]] نگاشته است، درباره ریشه لغوی واژه قضا می‌گوید: برای همه این معانی به ظاهر گوناگون لفظ «قضا»، یک ریشه بیشتر وجود ندارد و هر کاری که با نهایت [[اتقان]] و [[استحکام]]، با [[پایداری]] و [[استواری]] خاصی انجام گیرد، به آن «قضا» می‌گویند. مثلاً از آنجا که [[آسمان‌ها]] با استواری خاصی [[آفریده]] شده‌اند، [[خداوند]] [[خلقت]] آنها را با لفظ «قضی» بیان نموده است؛ چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. از آنجا که [[حکم]] [[قاضی]] معمولاً استحکام خاصی دارد و لازم الاجراست، حکم او را «قضا» و شخص او را «قاضی» می‌نامند. اگر در زبان عرب به [[مرگ]] «قضا» می‌گویند، از این نظر است که مرگ در موجودات زنده به صورت یک [[ناموس]] طبیعی تغییرناپذیر شناخته شده است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۹۹، به نقل از سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، ص۶۰-۵۹.</ref>.
کلمۀ "[[قضا]]" به معنای [[حکم]] و [[فرمان]]، استحکام، [[اتقان]] و فیصله دادن امور به واسطۀ قول است<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> که در [[قرآن کریم]] در معانی: امر و [[فرمان]]<ref>{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>، اعلام<ref>{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا}}«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>، [[حکم]]<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ}}«و خداوند به درستی حکم می‌راند» سوره غافر، آیه ۲۰.</ref>، آفریدن و ابداع<ref>{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ}}«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> و پایان دادن<ref>{{متن قرآن|يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ}}«کاش همان (مرگ)، پایان کار بود!» سوره حاقه، آیه ۲۷.</ref> به کار رفته است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>..
 
[[احمد بن فارس بن زکریا]]، از لغت‌شناسان مشهور زبان عرب، در کتاب معجم مقاییس اللغه درباره ریشه لغوی واژه قضا می‌گوید: برای همه این معانی به ظاهر گوناگون لفظ «قضا»، یک ریشه بیشتر وجود ندارد و هر کاری که با نهایت [[اتقان]] و استحکام، با [[پایداری]] و [[استواری]] خاصی انجام گیرد، به آن «قضا» می‌گویند. مثلاً از آنجا که [[آسمان‌ها]] با استواری خاصی [[آفریده]] شده‌اند، [[خداوند]] [[خلقت]] آنها را با لفظ «قضی» بیان نموده است؛ چنان‌که می‌فرماید: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>. از آنجا که [[حکم]] [[قاضی]] معمولاً استحکام خاصی دارد و لازم الاجراست، حکم او را «قضا» و شخص او را «قاضی» می‌نامند. اگر در زبان عرب به [[مرگ]] «قضا» می‌گویند، از این نظر است که مرگ در موجودات زنده به صورت یک ناموس طبیعی تغییرناپذیر شناخته شده است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۹۹، به نقل از سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، ص۶۰-۵۹.</ref>.


یکی دیگر از فرهنگ‌های مشهور و معتبر واژه‌شناسی [[قرآن]]، ریشه‌ای دیگر برای معانی این واژه ارائه می‌دهد و می‌گوید: «قضا، در عرف و لغت، به معنای پایان دادن و یکسره کردن هر کاری است به وسیله گفتار یا [[کردار]]»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «قضی».</ref>. بدین ترتیب، قاضی را از این جهت قاضی می‌گویند که میان متخاصمین حکم می‌کند و به کار آنها فیصله می‌دهد<ref>مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص۳۱.</ref>.  
یکی دیگر از فرهنگ‌های مشهور و معتبر واژه‌شناسی [[قرآن]]، ریشه‌ای دیگر برای معانی این واژه ارائه می‌دهد و می‌گوید: «قضا، در عرف و لغت، به معنای پایان دادن و یکسره کردن هر کاری است به وسیله گفتار یا [[کردار]]»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «قضی».</ref>. بدین ترتیب، قاضی را از این جهت قاضی می‌گویند که میان متخاصمین حکم می‌کند و به کار آنها فیصله می‌دهد<ref>مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص۳۱.</ref>.  


[[قرآن کریم]] نیز حکم و [[فرمان الهی]] را از آن‌رو «قضا» گفته است<ref>مانند آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> که از گذر [[حکم]] و [[فرمان]] او، [[تکلیف]] هر چیزی [[قطعی]] و محکم و متقن می‌شود. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت مرحله‌ای را که در آن، کاری به وسیله قول یا فعل، یکسره و قطعی می‌شود و بدین طریق، از حالت [[تزلزل]] بیرون آمده و [[اتقان]] و [[استحکام]] می‌یابد، «[[قضا]]» می‌نامند.
[[قرآن کریم]] نیز حکم و [[فرمان الهی]] را از آن‌رو «قضا» گفته است<ref>مانند آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> که از گذر [[حکم]] و [[فرمان]] او، [[تکلیف]] هر چیزی [[قطعی]] و محکم و متقن می‌شود. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت مرحله‌ای را که در آن، کاری به وسیله قول یا فعل، یکسره و قطعی می‌شود و بدین طریق، از حالت تزلزل بیرون آمده و [[اتقان]] و استحکام می‌یابد، «[[قضا]]» می‌نامند<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۲۳.</ref>.


== معنای قدر ==
== معنای قدر ==
«قدر» از نظر لغوی به معنای حد و اندازه و مقدار است و «تقدیر» به معنای تعیین حدود و اندازه و ویژگی‌های چیزی است. واژه قدر با همین معنای لغوی در [[قرآن کریم]] به کار رفته است؛ مانند آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خداوند شب و روز را اندازه می‌دارد» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ}}<ref>«و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد» سوره زخرف، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی -هر یک به گنجایی خویش- روان شد» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۲۳.</ref>
قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی<ref>{{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}«ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت<ref>{{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است.
 
قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکل‌گیری پدیده‌هاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافته‌اند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیده‌ها و حوادث اندازۀ خود را از آن ناحیه کسب کرده‌اند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.
 
واژه قدر با همین معنای لغوی در [[قرآن کریم]] به کار رفته است؛ مانند آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ}}<ref>«و خداوند شب و روز را اندازه می‌دارد» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ}}<ref>«و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد» سوره زخرف، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا}}<ref>«از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی ـ هر یک به گنجایی خویش ـ روان شد» سوره رعد، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۲۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']]
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[علی افضلی|افضلی، علی]]، [[قضا و قدر - افضلی (مقاله)| مقاله «قضا و قدر»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۳ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۰

معنای قضا

کلمۀ "قضا" به معنای حکم و فرمان، استحکام، اتقان و فیصله دادن امور به واسطۀ قول است[۱] که در قرآن کریم در معانی: امر و فرمان[۲]، اعلام[۳]، حکم[۴]، آفریدن و ابداع[۵] و پایان دادن[۶] به کار رفته است[۷]..

احمد بن فارس بن زکریا، از لغت‌شناسان مشهور زبان عرب، در کتاب معجم مقاییس اللغه درباره ریشه لغوی واژه قضا می‌گوید: برای همه این معانی به ظاهر گوناگون لفظ «قضا»، یک ریشه بیشتر وجود ندارد و هر کاری که با نهایت اتقان و استحکام، با پایداری و استواری خاصی انجام گیرد، به آن «قضا» می‌گویند. مثلاً از آنجا که آسمان‌ها با استواری خاصی آفریده شده‌اند، خداوند خلقت آنها را با لفظ «قضی» بیان نموده است؛ چنان‌که می‌فرماید: ﴿فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ[۸]. از آنجا که حکم قاضی معمولاً استحکام خاصی دارد و لازم الاجراست، حکم او را «قضا» و شخص او را «قاضی» می‌نامند. اگر در زبان عرب به مرگ «قضا» می‌گویند، از این نظر است که مرگ در موجودات زنده به صورت یک ناموس طبیعی تغییرناپذیر شناخته شده است[۹].

یکی دیگر از فرهنگ‌های مشهور و معتبر واژه‌شناسی قرآن، ریشه‌ای دیگر برای معانی این واژه ارائه می‌دهد و می‌گوید: «قضا، در عرف و لغت، به معنای پایان دادن و یکسره کردن هر کاری است به وسیله گفتار یا کردار»[۱۰]. بدین ترتیب، قاضی را از این جهت قاضی می‌گویند که میان متخاصمین حکم می‌کند و به کار آنها فیصله می‌دهد[۱۱].

قرآن کریم نیز حکم و فرمان الهی را از آن‌رو «قضا» گفته است[۱۲] که از گذر حکم و فرمان او، تکلیف هر چیزی قطعی و محکم و متقن می‌شود. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت مرحله‌ای را که در آن، کاری به وسیله قول یا فعل، یکسره و قطعی می‌شود و بدین طریق، از حالت تزلزل بیرون آمده و اتقان و استحکام می‌یابد، «قضا» می‌نامند[۱۳].

معنای قدر

قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی[۱۴]، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن[۱۵] و تنگی معیشت[۱۶] آمده است. در قرآن کریم نیز قدر به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است.

قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکل‌گیری پدیده‌هاست، ولی مرحلۀ قضا دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "قضای الهی" این است که حوادث جهان، از ناحیۀ خداوند قطعیت و حتمیت یافته‌اند و معنی "تقدیر الهی" این است که اشیاء، پدیده‌ها و حوادث اندازۀ خود را از آن ناحیه کسب کرده‌اند و چون خداوند فاعل با علم و اراده است، بازگشت قضا و قدر به علم، اراده و مشیت الهی است که در همۀ ارکان عالم جاری است[۱۷].

واژه قدر با همین معنای لغوی در قرآن کریم به کار رفته است؛ مانند آنجا که می‌فرماید: ﴿وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ[۱۸]؛ ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[۱۹]؛ ﴿وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ[۲۰]؛ ﴿أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا[۲۱].[۲۲]

منابع

پانویس

  1. ابن‌فارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.
  2. ﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳.
  3. ﴿وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی می‌ورزید و گردنکشی بزرگی می‌کنید» سوره اسراء، آیه ۴.
  4. ﴿وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ«و خداوند به درستی حکم می‌راند» سوره غافر، آیه ۲۰.
  5. ﴿فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.
  6. ﴿يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ«کاش همان (مرگ)، پایان کار بود!» سوره حاقه، آیه ۲۷.
  7. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۳-۱۸۴.
  8. «آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.
  9. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۹۹، به نقل از سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، ص۶۰-۵۹.
  10. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «قضی».
  11. مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت، ص۳۱.
  12. مانند آیه ﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا «و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید» سوره اسراء، آیه ۲۳.
  13. افضلی، علی، مقاله «قضا و قدر»، دانشنامه امام علی ج۲، ص ۲۲۳.
  14. ﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ«ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹.
  15. ابن‌فارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.
  16. ﴿لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.
  17. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۸۳-۱۸۴.
  18. «و خداوند شب و روز را اندازه می‌دارد» سوره مزمل، آیه ۲۰.
  19. «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.
  20. «و آنکه از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد» سوره زخرف، آیه ۱۱.
  21. «از آسمان آبی فرو باراند آنگاه رودهایی ـ هر یک به گنجایی خویش ـ روان شد» سوره رعد، آیه ۱۷.
  22. افضلی، علی، مقاله «قضا و قدر»، دانشنامه امام علی ج۲، ص ۲۲۳.