وقف: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| (۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[وقف در تاریخ اسلامی]] - [[وقف در سیره | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[وقف در تاریخ اسلامی]] - [[وقف در معارف و سیره نبوی]] - [[وقف در معارف و سیره علوی]] - [[وقف در معارف و سیره معصوم]] - [[وقف در معارف و سیره حسینی]] - [[وقف در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[وقف در فقه اسلامی]] - [[وقف در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | |||
وقف به معنای توقف، ایستادن، نگه داشتن. در اصطلاح [[دینی]] اگر [[مال]] و [[زمین]] و وسیلهای را برای استفاده خاصی تعیین کنند و منافع آن را در جهت خاصی مقرر کنند، "وقف" نامیده میشود، مثل آنکه مدرسهای را وقف طلاب [[علوم دینی]] میکنند، یا [[قرآن]] و کتابی را وقف یک [[حرم]] یا [[مسجد]] میکنند، یا درمانگاهی را وقف استفاده [[فقرا]] میکنند. وقف، کاری بسیار پسندیده است و [[ثواب]] بسیار دارد و سبب میشود که تا سالهای سال، به [[مردم]] خیر و بهره برسد. [[مال]] یا زمینی را که وقف کرده باشند "موقوفه" و کسی را که آن را وقف کرده "واقف" مینامند. کسی باید متولی و عهدهدار موقوفات و اداره صحیح آنها باشد. [[مال]] وقف تنها در همان مسیری که تعیین شده باید [[مصرف]] شود و استفاده شخصی از آن جایز نیست. ادارهای که به امور موقوفات رسیدگی میکند "اوقاف" نام دارد. بسیاری از زمینها و املاک، وقف بعضی [[حرمها]] و امامزادهها یا مساجد و حوزهها میشوند و درآمدهای آنها به عنوان بودجه و پشتوانه مخارج این مراکز قرار میگیرد. [[حضرت علی]] {{ع}} تعداد بسیاری نخلستان کاشت و چاه کند و آنها را وقف [[فقرا]] نمود. وقف در اصطلاح [[علم]] تجوید، به معنای ایستادن، [[نفس]] کشیدن و توقف کردن بر روی یک کلمه در [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] و وصل نکردن به کلمه یا [[آیه]] بعدی است. وقف، یک اصطلاح [[اعتقادی]] هم دارد، برای توضیح، به "[[واقفیه]]" نگاه کنید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۲۴۵.</ref>. | |||
== | == معناشناسی == | ||
وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، | وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۲۲۳.</ref> و در اصطلاح، به معنی [[حفظ]] اصل [[مال]] و قراردادن منافع آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است<ref>محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص۷.</ref>. | ||
در [[اسلام]]، منابع مالی متعددی معین شده است تا بستر [[زندگی]] تمامی [[مسلمانان]] و همه کسانی که [[رفاه]] لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع میتوان به [[خمس]]، [[زکات]]، [[صدقات]]، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا [[حبس]] نیز یکی از این منابع و از [[مستحبات]] اسلام است. وقف، عملی [[صالح]] و باقی و مصداق روشنی است از [[تعاون]]، و انفاقی، عاری از [[منت]] و احسانی خالی از [[اذیت]] است که تحقیر [[شخصیت]] دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بیریا و دادن وامی است بدون [[اضطراب]] باز پرداخت و تعدیل [[ثروت]] با [[رضا]] و رغبت است که با انجام آن با جمعآوری مال و بروز [[اختلافات]] طبقاتی به طور معقول [[مبارزه]] میشود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳؛ [[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref>. | |||
در [[ | == پیشینه == | ||
آثار و نوشتههای بهجامانده در الواح و معبدهای باقیمانده از [[اقوام]] گذشته مانند [[رومیان]]، [[مصریان]]، آشوریان، کلدانیان و آریاییها میرساند آنان [[اموال]] و زمینهای فراوانی برای نگهداری مکانهای مقدس و رسیدگی به امور بینوایان و [[ناتوانان]] قرار میدادند و به نوعی با مفهوم وقف آشنایی داشتند<ref>ابوزهره، محاضرات فی الوقف، ۲؛ کُبَیسی، احکام وقف، ۱/۴۰؛ امام خمینی، البیع، ۳/۱۲۳.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز اشارهای به سابقه وقف در گذشته دارد؛ مانند [[نذر]] مادر [[مریم]]{{س}} برای اینکه فرزندش وقف [[معبد]] باشد<ref>سوره آل عمران، آیه ۳۵.</ref>. در میان [[اهل سنت]]، [[شافعی]] وقف [[خانه]] و [[زمین]] را از مختصات [[اسلام]] میداند و [[معتقد]] است مدرکی دال بر وجود وقف به مفهوم [[اسلامی]] آن در [[زمان]] پیش از اسلام یافت نمیشود<ref>ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۵/۳۰۲.</ref>. | |||
در قرآن کریم گرچه بهصراحت از وقف سخنی گفته نشده است، اما برخی بر این باورند که [[آیه انفاق]] {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> شامل وقف نیز میشود<ref> قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۴/۱۳۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ۲/۵۰.</ref>. | |||
از | |||
در | دربارۀ وقف و [[احکام]] و آثار و [[برکات]] آن، [[روایات]] بسیاری در منابع روایی وجود دارد که باب خاصی را به خود اختصاص دادهاند<ref> کلینی، الکافی، ۷/۳۰–۳۹؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱–۲۱۵.</ref>. در برخی از روایات ازجمله کارکردهای وقف، [[حفظ]] رابطه [[انسان]] با [[دنیا]] پس از [[مرگ]] شمرده شده است؛ زیرا وقف صدقهای [[جاریه]] است و پس از مرگ نیز جریان دارد و شخص مرده از [[ثواب]] آن بهرهمند میشود<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱.</ref>. نخستین موقوفه در اسلام وقف نخلستانهای هفتگانه (حوائط سبعه) بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام داد. این اموال مربوط به مخیرق [[یهودی]] بود که [[وصیت]] کرده بود همه اموالش در [[اختیار]] [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده شود<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۲۲/۲۹۸؛ عسکری، معالم المدرستین، ۲/۱۳۱.</ref>. وقفهای [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نیز در برخی روایات گزارش شده است که ازجمله آنها وقف چشمهها<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۴۱/۳۲.</ref>، نخلستانها<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴/۶۲.</ref> و [[خانه]] آن حضرت<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۸۷.</ref> است. همچنین از [[حضرت زهرا]]{{س}} وقفهایی گزارش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۷/۴۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۳/۲۳۵.</ref>. | ||
[[ | [[فقها]] از آغاز عصر تدوین [[فقه]] در کتابهای فتوایی و استدلالی خود به بحث از وقف پرداختهاند. [[شیخ صدوق]] با تقسیم وقف، به وقف برای [[حج]] و برای [[امام]]{{ع}} و وقف تا ابد، از نخستین کسانی است که بحث وقف را مطرح کرده است<ref>صدوق، الهدایة، ۳۲۳.</ref>. پس از وی تا [[زمان]] [[محقق حلی]]، بحث از وقف با عنوان «وقوف و [[صدقات]]» یا «صدقات» به صورت فشرده و مختصر میآمد و در آن به نقل متن [[روایات]] و فروعِ مطرح در آنها بسنده میشد؛ امّا محقق حلی با طرحی نو، به بحثهای وقف، [[نظم]] منطقی داد و با ذکر مسائل و فروع جدید، به آن غنا بخشید<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۶۵–۱۷۵.</ref>. به نظر میرسد بحث از [[خرید و فروش]] [[موقوفات]] در [[بیع]] از زمان محقق حلی آغاز شده باشد؛ زیرا وی نخستین بار شرط طلقبودن (آزادبودن) مبیع را مطرح کرده است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۱.</ref> در دوران معاصر، فقها در آثار فتوایی و استدلالی، در عرصه وقف به مسائل جدید نیز توجه کردهاند<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳-۴۲۵.</ref>. | ||
== | == [[پیامبر]]{{صل}} و [[تشویق]] [[اصحاب]] به انجام وقف == | ||
[[رسول اکرم]]{{صل}} علاوه بر پیش قدم بودن در امر وقف، دیگر [[مسلمانان]] را نیز به این امر خیر تشویق میکرد. [[جابر بن عبدالله انصاری]] نقل کرده است، همچنین از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} کسی نبود که توانی [[مالی]] داشته باشد و چیزی را وقف نکند. | |||
از [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره وقف چنین [[روایت]] شده است: "هرگاه [[انسان]] بمیرد، رشته عمل او در [[دنیا]] قطع میشود؛ مگر از سه چیز: [[صدقه]] [[جاریه]] (وقف) یا [[علمی]] که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او [[دعا]] کند"<ref>{{متن حدیث|إِذَا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}}؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۵.</ref>. | |||
در [[صحیح بخاری]] از [[انس بن مالک]] روایت شده است، [[ابوطلحه]] توانگرترین فرد [[انصار]] بود و از همه [[اموال]] خود، باغ بیرحاء را که در سمت [[قبله]] [[مسجد]] [[نبوی]] قرار داشت، بیشتر [[دوست]] میداشت. [[پیغمبر]]{{صل}} گاه به این باغ داخل میشد و از آب گوارای چاه آن مینوشید. انس بن مالک، خادم آن حضرت میگوید: "وقتی [[آیه]] ۹۲ [[آل عمران]]: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، نازل شد؛ ابوطلحه برخاست و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! محبوبترین اموال من "بیرحاء" است و آن را در [[راه خدا]] صدقه میدهم و امیدوارم [[ثواب]] آن ذخیره آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که [[خدا]] تو را بدان [[راهنمایی]] میکند، [[مصرف]] کن!". [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: " آنچه گفتی، شنیدم؛ چه [[مال]] سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای [[نزدیکان]] خود وقف کنی"؛ [[ابوطلحه]] گفت: "ای [[رسول خدا]]{{صل}} همین کار را میکنم ". پس آن را برای پسرعموها و نزدیکان خود وقف کرد"<ref>بخاری، صحیح، ج ۵، ص۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۲۹ - ۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶ ـ ۴۲۸.</ref> | |||
[[ | |||
== | == اقسام وقف == | ||
[[ | از نظر گروهی از [[فقها]] [[مالی]] که به ملکیت عدهای درآید تا اینکه عین [[مال]] نزد آنها [[حبس]] شده و ثابت بماند و از منافعش بهرهمند شوند، «وقف تملیکی» است و اگر عین مال در [[ملک]] کسی درنیاید و تنها [[اجازه]] بهرهمند شدن از منافع آن در جهت خاصی داده شود، مانند وقف [[زمین]] برای [[مسجد]]، به آن «وقف تحریری» گفته میشود<ref>حلی، علامه، قواعد الاحکام، ۲/۳۹۴؛ عاملی، مفتاح الکرامة، ۲۳/۶۷۱.</ref>. | ||
وقف به اعتبار کسانی که برای آنها وقف شده (موقوفعلیهم) به دو قسم خاص و عام تقسیم شده است. [[وقف خاص]] اختصاص به شخص یا اشخاص معین دارد؛ اما در [[وقف عام]] یا جهت و [[مصلحت عمومی]] لحاظ میشود مانند وقف مسجد و [[مدرسه]] یا عنوان کلی مانند [[فقرا]] و [[علما]].<ref>شهید اول، الدروس الشرعیة، ۱/۲۱۱؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷.</ref> در وقف خاص وجود مصداق موقوفعلیه در هنگام وقف، لازم است؛ بنابراین وقف بر معدوم یا آنان که بعداً میآیند، اگر به صورت مستقل باشد صحیح نیست<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.</ref>؛ اما در وقف عام، وجود مصداق آن در همه زمانها شرط نیست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۶۸.</ref>.<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref> | |||
=== وقف عام === | |||
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره میبرند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی [[مالی]] را برای راههای خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، [[مدرسه]] و برای [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و گاهی وقف خاص است، مانند وقف بر [[اولاد]] یا وقف برای جمعی خاص مانند مریضهای صعبالعلاج. این دسته از [[اموال]] را هم میتوان جزو [[درآمدهای عمومی]] دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره میبرند؛ مانند [[زکات]] که مصارف مشخصی دارد. تولیت [[اوقاف]] اگر متولی مشخص نداشته باشد، با [[حاکم اسلامی]] است. [[کلینی]] بابی درباره وقف، هبه و [[تصدق]] دارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۰.</ref> و [[روایات]] متعددی دراینباره آورده که [[شیعیان]] در آنها پرسشهای خود را از [[امامان]] میپرسند. | |||
[[ | امیرالمؤمنین علی{{ع}} اموالی را وقف عام کرد و آنها را بر [[فقرا]]<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۴۰؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱، ص۱۲۴.</ref> و حجاج [[بیتالله الحرام]] وقف نمود<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۴۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[پیامبر]]{{صل}} فیء را تقسیم میکرد، به علی{{ع}} زمینی رسید. در آن چشمهای کند. آب از آن بیرون زد مانند گردن شتر؛ آن را [[ینبع]] نامید. بشارتدهندهای به حضرت [[بشارت]] داد. فرمود: [[وارث]] را بشارت ده؛ این [[صدقه]] و وقف [[قطعی]] است در راه [[حاجیان]] [[خانه خدا]] و کسانی که از اینجا بگذرند؛ نه فروخته میشود و نه هبه میشود و نه به [[ارث]] برده میشود. هر کس آن را بفروشد یا ببخشد، [[لعنت خدا]]، [[فرشتگان]] و تمام [[مردم]] بر او باد. [[خداوند]] از او (چنین) چیزی و مشابه آن را نمیپذیرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۵.</ref>. امام صادق{{ع}} نقل میکند امیرالمؤمنین علی{{ع}} خانهای را که در [[مدینه]] در محله بنیزُرَیق داشت، وقف کرد اول برای خالههای خود تا زمانی که زنده باشند، بعد برای بازماندگان آنها؛ سپس در صورت انقراض آنان، برای [[نیازمندان]] از [[مسلمانان]]<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۱.</ref>. امام صادق{{ع}} وقفنامه مشابهی برای شخصی نوشته که در پایان، آن [[ملک]] وقف نیازمندان از مسلمانان شده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۱.</ref>. | ||
این دسته [[اوقاف]] جزو [[اموال عمومی]] با مصارف خاص است که در [[اختیار]] [[حاکم اسلامی]] قرار دارد و [[حاکم]] بر آن [[نظارت]] میکند که طبق وقفنامه عمل شود. به نظر [[فقها]] متولی اوقاف عام حاکم اسلامی است و بدون [[اجازه]] وی نمیتوان در آن تصرف کرد<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج۵، ص۳۲۶.</ref>؛ حتی [[حاکمان]] وقت در [[زمان]] [[معصومان]] [[مسئولان]] اوقاف خاص را نیز تعیین میکردند؛ به همین جهت حاکمان وقت تولیت اوقاف علی{{ع}} را در زمان [[امام باقر]]{{ع}} به بنیالحسن دادند<ref>شمسالدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۷، ص۸۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۲۶۰.</ref> | |||
[[ | == شرایط وقف == | ||
مهمترین شرایط وقف عبارت است از: خواندن صیغهای که دلالت بر مفهوم وقف داشته باشد، [[قصد قربت]] داشتن، دائمی بودن، قبول موقوفه از سوی کسانی که از وقف بهره میبرند، مشروط نبودن وقف به شرطی یا صفتی در [[آینده]] و اینکه عین [[مال]] را تنها برای خود یا خودش به انضمام دیگری وقف نکند<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۰–۶۶.</ref>. همچنین باید مال موقوفه در [[اختیار]] موقوفعلیهم قرار گیرد<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۲۸/۸.</ref> زیرا در غیر این صورت وقف لازم نمیشود و واقف میتواند وقف را فسخ کند؛ حتی اگر پیش از اقباض بمیرد، وقف [[باطل]] میشود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۸/۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۲.</ref>. | |||
همچنین واقف باید اهلیت وقفکردن را داشته باشد. مراد از اهلیت برخورداری از [[عقل]]، [[بلوغ]] و اختیار است و اینکه به واسطه اموری چون ورشکستگی و سفیهبودن، از تصرف در [[مال]] خود ممنوع نشده باشد. | |||
در [[وقف خاص]] لازم است کسانی که واقف، منافع مال را برای آنان قرار میدهد، موجود باشند و معین گردند؛ از اینرو وقف برای اشخاصی که مردهاند یا در شکم مادر یا غیر معیناند، صحیح نیست؛ زیرا هیچ کدام به صورت مستقل قابلیت مالکشدن را ندارند<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.</ref>.<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۸: | ||
#[[پرونده:152259.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] | #[[پرونده:152259.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] | ||
#[[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | #[[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | ||
# [[پرونده:1100517.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه''']] | |||
# [[پرونده:IM009957.jpg|22px]] [[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۱۰''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۵: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | [[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]] | ||
[[رده: | [[رده:اصطلاحات فقهی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۰۰
مقدمه
وقف به معنای توقف، ایستادن، نگه داشتن. در اصطلاح دینی اگر مال و زمین و وسیلهای را برای استفاده خاصی تعیین کنند و منافع آن را در جهت خاصی مقرر کنند، "وقف" نامیده میشود، مثل آنکه مدرسهای را وقف طلاب علوم دینی میکنند، یا قرآن و کتابی را وقف یک حرم یا مسجد میکنند، یا درمانگاهی را وقف استفاده فقرا میکنند. وقف، کاری بسیار پسندیده است و ثواب بسیار دارد و سبب میشود که تا سالهای سال، به مردم خیر و بهره برسد. مال یا زمینی را که وقف کرده باشند "موقوفه" و کسی را که آن را وقف کرده "واقف" مینامند. کسی باید متولی و عهدهدار موقوفات و اداره صحیح آنها باشد. مال وقف تنها در همان مسیری که تعیین شده باید مصرف شود و استفاده شخصی از آن جایز نیست. ادارهای که به امور موقوفات رسیدگی میکند "اوقاف" نام دارد. بسیاری از زمینها و املاک، وقف بعضی حرمها و امامزادهها یا مساجد و حوزهها میشوند و درآمدهای آنها به عنوان بودجه و پشتوانه مخارج این مراکز قرار میگیرد. حضرت علی (ع) تعداد بسیاری نخلستان کاشت و چاه کند و آنها را وقف فقرا نمود. وقف در اصطلاح علم تجوید، به معنای ایستادن، نفس کشیدن و توقف کردن بر روی یک کلمه در تلاوت آیات قرآن و وصل نکردن به کلمه یا آیه بعدی است. وقف، یک اصطلاح اعتقادی هم دارد، برای توضیح، به "واقفیه" نگاه کنید[۱].
معناشناسی
وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن[۲] و در اصطلاح، به معنی حفظ اصل مال و قراردادن منافع آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است[۳].
در اسلام، منابع مالی متعددی معین شده است تا بستر زندگی تمامی مسلمانان و همه کسانی که رفاه لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع میتوان به خمس، زکات، صدقات، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا حبس نیز یکی از این منابع و از مستحبات اسلام است. وقف، عملی صالح و باقی و مصداق روشنی است از تعاون، و انفاقی، عاری از منت و احسانی خالی از اذیت است که تحقیر شخصیت دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بیریا و دادن وامی است بدون اضطراب باز پرداخت و تعدیل ثروت با رضا و رغبت است که با انجام آن با جمعآوری مال و بروز اختلافات طبقاتی به طور معقول مبارزه میشود[۴].
پیشینه
آثار و نوشتههای بهجامانده در الواح و معبدهای باقیمانده از اقوام گذشته مانند رومیان، مصریان، آشوریان، کلدانیان و آریاییها میرساند آنان اموال و زمینهای فراوانی برای نگهداری مکانهای مقدس و رسیدگی به امور بینوایان و ناتوانان قرار میدادند و به نوعی با مفهوم وقف آشنایی داشتند[۵]. قرآن کریم نیز اشارهای به سابقه وقف در گذشته دارد؛ مانند نذر مادر مریم(س) برای اینکه فرزندش وقف معبد باشد[۶]. در میان اهل سنت، شافعی وقف خانه و زمین را از مختصات اسلام میداند و معتقد است مدرکی دال بر وجود وقف به مفهوم اسلامی آن در زمان پیش از اسلام یافت نمیشود[۷].
در قرآن کریم گرچه بهصراحت از وقف سخنی گفته نشده است، اما برخی بر این باورند که آیه انفاق ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾[۸] شامل وقف نیز میشود[۹].
دربارۀ وقف و احکام و آثار و برکات آن، روایات بسیاری در منابع روایی وجود دارد که باب خاصی را به خود اختصاص دادهاند[۱۰]. در برخی از روایات ازجمله کارکردهای وقف، حفظ رابطه انسان با دنیا پس از مرگ شمرده شده است؛ زیرا وقف صدقهای جاریه است و پس از مرگ نیز جریان دارد و شخص مرده از ثواب آن بهرهمند میشود[۱۱]. نخستین موقوفه در اسلام وقف نخلستانهای هفتگانه (حوائط سبعه) بود که پیامبر اکرم(ص) انجام داد. این اموال مربوط به مخیرق یهودی بود که وصیت کرده بود همه اموالش در اختیار پیامبر(ص) قرار داده شود[۱۲]. وقفهای امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در برخی روایات گزارش شده است که ازجمله آنها وقف چشمهها[۱۳]، نخلستانها[۱۴] و خانه آن حضرت[۱۵] است. همچنین از حضرت زهرا(س) وقفهایی گزارش شده است[۱۶].
فقها از آغاز عصر تدوین فقه در کتابهای فتوایی و استدلالی خود به بحث از وقف پرداختهاند. شیخ صدوق با تقسیم وقف، به وقف برای حج و برای امام(ع) و وقف تا ابد، از نخستین کسانی است که بحث وقف را مطرح کرده است[۱۷]. پس از وی تا زمان محقق حلی، بحث از وقف با عنوان «وقوف و صدقات» یا «صدقات» به صورت فشرده و مختصر میآمد و در آن به نقل متن روایات و فروعِ مطرح در آنها بسنده میشد؛ امّا محقق حلی با طرحی نو، به بحثهای وقف، نظم منطقی داد و با ذکر مسائل و فروع جدید، به آن غنا بخشید[۱۸]. به نظر میرسد بحث از خرید و فروش موقوفات در بیع از زمان محقق حلی آغاز شده باشد؛ زیرا وی نخستین بار شرط طلقبودن (آزادبودن) مبیع را مطرح کرده است.[۱۹] در دوران معاصر، فقها در آثار فتوایی و استدلالی، در عرصه وقف به مسائل جدید نیز توجه کردهاند[۲۰].
پیامبر(ص) و تشویق اصحاب به انجام وقف
رسول اکرم(ص) علاوه بر پیش قدم بودن در امر وقف، دیگر مسلمانان را نیز به این امر خیر تشویق میکرد. جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده است، همچنین از اصحاب پیامبر(ص) کسی نبود که توانی مالی داشته باشد و چیزی را وقف نکند.
از پیامبر خدا(ص) درباره وقف چنین روایت شده است: "هرگاه انسان بمیرد، رشته عمل او در دنیا قطع میشود؛ مگر از سه چیز: صدقه جاریه (وقف) یا علمی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند"[۲۱].
در صحیح بخاری از انس بن مالک روایت شده است، ابوطلحه توانگرترین فرد انصار بود و از همه اموال خود، باغ بیرحاء را که در سمت قبله مسجد نبوی قرار داشت، بیشتر دوست میداشت. پیغمبر(ص) گاه به این باغ داخل میشد و از آب گوارای چاه آن مینوشید. انس بن مالک، خادم آن حضرت میگوید: "وقتی آیه ۹۲ آل عمران: ﴿لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ﴾[۲۲]، نازل شد؛ ابوطلحه برخاست و گفت: ای رسول خدا(ص)! محبوبترین اموال من "بیرحاء" است و آن را در راه خدا صدقه میدهم و امیدوارم ثواب آن ذخیره آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که خدا تو را بدان راهنمایی میکند، مصرف کن!". پیامبر(ص) فرمود: " آنچه گفتی، شنیدم؛ چه مال سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای نزدیکان خود وقف کنی"؛ ابوطلحه گفت: "ای رسول خدا(ص) همین کار را میکنم ". پس آن را برای پسرعموها و نزدیکان خود وقف کرد"[۲۳].[۲۴]
اقسام وقف
از نظر گروهی از فقها مالی که به ملکیت عدهای درآید تا اینکه عین مال نزد آنها حبس شده و ثابت بماند و از منافعش بهرهمند شوند، «وقف تملیکی» است و اگر عین مال در ملک کسی درنیاید و تنها اجازه بهرهمند شدن از منافع آن در جهت خاصی داده شود، مانند وقف زمین برای مسجد، به آن «وقف تحریری» گفته میشود[۲۵].
وقف به اعتبار کسانی که برای آنها وقف شده (موقوفعلیهم) به دو قسم خاص و عام تقسیم شده است. وقف خاص اختصاص به شخص یا اشخاص معین دارد؛ اما در وقف عام یا جهت و مصلحت عمومی لحاظ میشود مانند وقف مسجد و مدرسه یا عنوان کلی مانند فقرا و علما.[۲۶] در وقف خاص وجود مصداق موقوفعلیه در هنگام وقف، لازم است؛ بنابراین وقف بر معدوم یا آنان که بعداً میآیند، اگر به صورت مستقل باشد صحیح نیست[۲۷]؛ اما در وقف عام، وجود مصداق آن در همه زمانها شرط نیست[۲۸].[۲۹]
وقف عام
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره میبرند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی مالی را برای راههای خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، مدرسه و برای عزاداری امام حسین(ع) و گاهی وقف خاص است، مانند وقف بر اولاد یا وقف برای جمعی خاص مانند مریضهای صعبالعلاج. این دسته از اموال را هم میتوان جزو درآمدهای عمومی دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره میبرند؛ مانند زکات که مصارف مشخصی دارد. تولیت اوقاف اگر متولی مشخص نداشته باشد، با حاکم اسلامی است. کلینی بابی درباره وقف، هبه و تصدق دارد[۳۰] و روایات متعددی دراینباره آورده که شیعیان در آنها پرسشهای خود را از امامان میپرسند.
امیرالمؤمنین علی(ع) اموالی را وقف عام کرد و آنها را بر فقرا[۳۱] و حجاج بیتالله الحرام وقف نمود[۳۲]. امام صادق(ع) فرمود: پیامبر(ص) فیء را تقسیم میکرد، به علی(ع) زمینی رسید. در آن چشمهای کند. آب از آن بیرون زد مانند گردن شتر؛ آن را ینبع نامید. بشارتدهندهای به حضرت بشارت داد. فرمود: وارث را بشارت ده؛ این صدقه و وقف قطعی است در راه حاجیان خانه خدا و کسانی که از اینجا بگذرند؛ نه فروخته میشود و نه هبه میشود و نه به ارث برده میشود. هر کس آن را بفروشد یا ببخشد، لعنت خدا، فرشتگان و تمام مردم بر او باد. خداوند از او (چنین) چیزی و مشابه آن را نمیپذیرد[۳۳]. امام صادق(ع) نقل میکند امیرالمؤمنین علی(ع) خانهای را که در مدینه در محله بنیزُرَیق داشت، وقف کرد اول برای خالههای خود تا زمانی که زنده باشند، بعد برای بازماندگان آنها؛ سپس در صورت انقراض آنان، برای نیازمندان از مسلمانان[۳۴]. امام صادق(ع) وقفنامه مشابهی برای شخصی نوشته که در پایان، آن ملک وقف نیازمندان از مسلمانان شده است[۳۵].
این دسته اوقاف جزو اموال عمومی با مصارف خاص است که در اختیار حاکم اسلامی قرار دارد و حاکم بر آن نظارت میکند که طبق وقفنامه عمل شود. به نظر فقها متولی اوقاف عام حاکم اسلامی است و بدون اجازه وی نمیتوان در آن تصرف کرد[۳۶]؛ حتی حاکمان وقت در زمان معصومان مسئولان اوقاف خاص را نیز تعیین میکردند؛ به همین جهت حاکمان وقت تولیت اوقاف علی(ع) را در زمان امام باقر(ع) به بنیالحسن دادند[۳۷].[۳۸]
شرایط وقف
مهمترین شرایط وقف عبارت است از: خواندن صیغهای که دلالت بر مفهوم وقف داشته باشد، قصد قربت داشتن، دائمی بودن، قبول موقوفه از سوی کسانی که از وقف بهره میبرند، مشروط نبودن وقف به شرطی یا صفتی در آینده و اینکه عین مال را تنها برای خود یا خودش به انضمام دیگری وقف نکند[۳۹]. همچنین باید مال موقوفه در اختیار موقوفعلیهم قرار گیرد[۴۰] زیرا در غیر این صورت وقف لازم نمیشود و واقف میتواند وقف را فسخ کند؛ حتی اگر پیش از اقباض بمیرد، وقف باطل میشود[۴۱].
همچنین واقف باید اهلیت وقفکردن را داشته باشد. مراد از اهلیت برخورداری از عقل، بلوغ و اختیار است و اینکه به واسطه اموری چون ورشکستگی و سفیهبودن، از تصرف در مال خود ممنوع نشده باشد.
در وقف خاص لازم است کسانی که واقف، منافع مال را برای آنان قرار میدهد، موجود باشند و معین گردند؛ از اینرو وقف برای اشخاصی که مردهاند یا در شکم مادر یا غیر معیناند، صحیح نیست؛ زیرا هیچ کدام به صورت مستقل قابلیت مالکشدن را ندارند[۴۲].[۴۳]
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۴۵.
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۲۲۳.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص۷.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۴۲۳؛ امینی، مقاله «وقف»، دانشنامه امام خمینی ج۱۰، ص۳۰۱–۳۰۷.
- ↑ ابوزهره، محاضرات فی الوقف، ۲؛ کُبَیسی، احکام وقف، ۱/۴۰؛ امام خمینی، البیع، ۳/۱۲۳.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۳۵.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۵/۳۰۲.
- ↑ «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۴/۱۳۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ۲/۵۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۷/۳۰–۳۹؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱–۲۱۵.
- ↑ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۲۲/۲۹۸؛ عسکری، معالم المدرستین، ۲/۱۳۱.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۴۱/۳۲.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴/۶۲.
- ↑ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۸۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۷/۴۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۳/۲۳۵.
- ↑ صدوق، الهدایة، ۳۲۳.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۶۵–۱۷۵.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۱.
- ↑ امینی، مقاله «وقف»، دانشنامه امام خمینی ج۱۰، ص۳۰۱–۳۰۷؛ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۴۲۳-۴۲۵.
- ↑ «إِذَا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ»؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۵.
- ↑ «هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بیگمان خداوند آن را میداند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.
- ↑ بخاری، صحیح، ج ۵، ص۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۲۹ - ۱۳۰.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۴۲۶ ـ ۴۲۸.
- ↑ حلی، علامه، قواعد الاحکام، ۲/۳۹۴؛ عاملی، مفتاح الکرامة، ۲۳/۶۷۱.
- ↑ شهید اول، الدروس الشرعیة، ۱/۲۱۱؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲/۶۸.
- ↑ امینی، مقاله «وقف»، دانشنامه امام خمینی ج۱۰، ص۳۰۱–۳۰۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۰.
- ↑ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۴۰؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۴۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۵.
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۱.
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۱.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج۵، ص۳۲۶.
- ↑ شمسالدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۷، ص۸۵.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۶۰.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۰–۶۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۲۸/۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ۲۸/۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۲.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.
- ↑ امینی، مقاله «وقف»، دانشنامه امام خمینی ج۱۰، ص۳۰۱–۳۰۷.