وقف در معارف و سیره معصوم

مقدمه

عنوان «وقف» از عناوین فقهی است که با تعبیر «بازداشتن عینِ مال از نقل و انتقال و آزادگذاشتن درآمد آن» تعریف شده است[۱] و به عقدی گفته می‌شود که مالک، اصل مال معینی از اموال خود را از نقل و انتقال باز می‌دارد و درآمدهای آن را برای هزینۀ موارد خاص یا مصالح عمومی در نظر می‌گیرد. کاربرد رایج وقف در عرصۀ مال و اقتصاد است و این اقدام یکی از راهکارها برای گره‌گشایی اقتصادی است و نیاز بسیاری از نیازمندی‌های مالی در موارد خاص یا عام را برمی‌آورد و مورد تأکید آموزه‌های دینی است[۲]. وقف یکی از منابع درآمدی معصومان‌(ع) شمرده می‌شد که گاهی از سوی معصوم قبلی برای معصومان بعدی و گاهی از سوی دیگران انجام می‌گرفت[۳].

موقوفات معصومان(ع)

موقوفات معصومان‌(ع) پاره‌ای از درآمد و هزینه‌های زندگی آنان را سامان می‌داد. این وقفی‌ها عمدتاً در دورۀ نخست اسلام به‌ویژه از پیامبر(ص)، حضرت فاطمه(س) و امیرمؤمنان(ع) بوده که دشواری‌هایی را که برای نسل آنان از جایگاه امامت پیش می‌آمد، پیش‌بینی کرده و منبع بخشی از هزینۀ آنان را از این راه تأمین کردند؛ افزون بر آنکه بخشی از درآمد این موقوفات برای نیازمندان دیگر هم هزینه می‌شد و می‌توان از این وقفی‌ها چنین نام برد[۴]:

موقوفات پیامبر اکرم(ص)

موقوفاتی است که پیامبر(ص) آنها را برای مصرف مورد نظر حضرت فاطمه(س) قرار داد و آن حضرت آنها را به امیرمؤمنان و فرزندانش(ع) اختصاص داد. این وقفی‌ها با شرایطی که داشت، عرصۀ مناسبی برای تأمین بخشی از هزینۀ آنان شمرده می‌شد. بر پایۀ روایت‌های معتبر[۵]، پیامبر(ص) باغ‌های هفت‌گانه[۶] را برای حضرت فاطمه(س) و فرزندانش وقف کرده است[۷] تا درآمدهای آنها برای آنان یا مطابق نظر ایشان هزینه شود؛ هرچند عباس عموی پیامبر(ص) پس از آن حضرت ادعا کرد که آنها میراث پیامبر است؛ ولی امیرمؤمنان(ع) و دیگران به وقف‌بودن آنها شهادت دادند[۸] و حضرت فاطمه(س) نیز تولیت آن را به همسر و فرزندان و نوادگانش اختصاص داد[۹]. این در حالی بود که بانیان سقیفه، حکومتِ امویان، مروانیان، عباسیان و عوامل آنان با ایجاد محدودیت‌های سخت، زندگی معصومان‌(ع) را در تنگناهای اقتصادی قرار می‌دادند[۱۰] و منطقه حاصلخیز و وسیع «فدک» و «موقوفات» معصومان‌(ع) که از منابع تأمین زندگی اهل بیت(ع) شمرده می‌شد، از دورۀ سلطۀ ابوبکر به بعد - جز برخی دوره‌ها که در اختیار خاندان ابوطالب(ع) بود - در تصرف آنان جای داشت. منافع فراوانی که از این املاک به دست می‌آمد، می‌توانست زندگی امامان در همۀ دوره‌ها را تأمین کند[۱۱].

موقوفات امیرالمؤمنین(ع)

موقوفات امیرمؤمنان(ع) از موارد دیگر وقف است که مزرعه‌ها و باغ‌های سرزمین ینبع را در بر می‌گرفت[۱۲] و بیشترین وقفی‌های آن حضرت از همین‌ها بود؛ البته برخی از باغ‌های جای دیگر نیز در ردیف وقفی‌های او جای داشت که می‌توان از «وادی‌القُری»، «الفقیرین»، «دَیمَةَ» و «أُذَینَه» نام برد. این مطلب در منابع تاریخی و حدیثی فراوانی ذکر شده که در اینجا به چند نمونه بسنده می‌شود. بر پایۀ روایت معتبر[۱۳] کلینی و شیخ طوسی از امام کاظم(ع)، آن حضرت (امیرمؤمنان(ع)) برای این موقوفات برنامه‌ریزی کلی کرده است؛ با سپردن اختیار تام بهره‌گیری از آنها به امام مجتبی(ع)، سپس به امام حسین(ع)، آن‌گاه به شایسته‌ترین فرد آن خاندان، اصول راهبردی و موارد مصرف محصول آن باغ‌ها را - با حفظ اصل آنها - به صورت عام و خاص بیان کرده است که نیازمندان دور و نزدیک بنوهاشم، بنو‌مطّلب و آل ابی‌طالب در ردیف آن موارد شمرده می‌شوند. ا‌و ضمن اختصاص سهم ویژه به حسنین(ع)، به جهت انتسابشان به پیامبر، به آنان اجازه داد که با بهره‌گیری از آنها برای خود، بتوانند آن را در هر موردی که مصلحت بدانند، به مصرف برسانند و افزوده است در صورت لزوم می‌توانند بخشی از آنها را برای ادای دین بفروشند[۱۴]. از ظهور این روایت، بلکه از تعبیر صریح جملۀ «مَا كَانَ لِي بِوَادِي الْقُرَى كُلُّهُ مِنْ مَالٍ، لِبَنِي فَاطِمَةَ»[۱۵] بر می‌آید که بخش مهم درآمد امامان، به‌ویژه حسنین(ع) از این باغ‌ها و مزرعه‌ها - که به‌ترتیب به دست آنان می‌رسید - به دست می‌آمد؛ چنان‌که عمدۀ بخشش‌های پرگسترۀ امام مجتبی(ع) از همین منابع تأمین می‌شد؛ زیرا این اموال و موقوفات و منافع آنها در اختیار ایشان بوده و از موارد مصرف آنها نیز فی سبیل‌الله بود که در ردیف بخشش‌های امام جای داشت. درآمد و هزینه‌های امام حسین(ع) نیز از این منابع به دست می‌آمد. امیرمؤمنان(ع) افزون بر موارد یادشده خانه‌ای در محلۀ بنی‌زریق داشت که آن را نیز وقف کرده بود[۱۶]. به گفتۀ سمهودی، آن حضرت در نزدیکی بقیع الغرقد[۱۷] نیز خانه‌ای داشت که آن را وقف کرد و در دست فرزندانش بود[۱۸]؛ ولی از دیگرمنابع، اطلاعی دربارۀ این خانه به دست نیامد؛ چنان‌که برای یک‌جابودن محلۀ بنی‌زریق و بقیع الغرقد نیز گواهی به دست نیامد.

موقوفات پیامبر اکرم(ص)

موقوفاتی است که پیامبر(ص) آنها را برای مصرف مورد نظر حضرت فاطمه(س) قرار داد و آن حضرت آنها را به امیرمؤمنان و فرزندانش(ع) اختصاص داد. این وقفی‌ها با شرایطی که داشت، عرصۀ مناسبی برای تأمین بخشی از هزینۀ آنان شمرده می‌شد. بر پایۀ روایت‌های معتبر[۱۹]، پیامبر(ص) باغ‌های هفت‌گانه[۲۰] را برای حضرت فاطمه(س) و فرزندانش وقف کرده است[۲۱] تا درآمدهای آنها برای آنان یا مطابق نظر ایشان هزینه شود؛ هرچند عباس عموی پیامبر(ص) پس از آن حضرت ادعا کرد که آنها میراث پیامبر است؛ ولی امیرمؤمنان(ع) و دیگران به وقف‌بودن آنها شهادت دادند[۲۲] و حضرت فاطمه(س) نیز تولیت آن را به همسر و فرزندان و نوادگانش اختصاص داد[۲۳]. این در حالی بود که بانیان سقیفه، حکومتِ امویان، مروانیان، عباسیان و عوامل آنان با ایجاد محدودیت‌های سخت، زندگی معصومان‌(ع) را در تنگناهای اقتصادی قرار می‌دادند[۲۴] و منطقه حاصلخیز و وسیع «فدک» و «موقوفات» معصومان‌(ع) که از منابع تأمین زندگی اهل بیت(ع) شمرده می‌شد، از دورۀ سلطۀ ابوبکر به بعد - جز برخی دوره‌ها که در اختیار خاندان ابوطالب(ع) بود - در تصرف آنان جای داشت. منافع فراوانی که از این املاک به دست می‌آمد، می‌توانست زندگی امامان در همۀ دوره‌ها را تأمین کند[۲۵].[۲۶]

موقوفات امیرالمؤمنین(ع)

موقوفات امیرمؤمنان(ع) از موارد دیگر وقف است که مزرعه‌ها و باغ‌های سرزمین ینبع را در بر می‌گرفت[۲۷] و بیشترین وقفی‌های آن حضرت از همین‌ها بود؛ البته برخی از باغ‌های جای دیگر نیز در ردیف وقفی‌های او جای داشت که می‌توان از «وادی‌القُری»، «الفقیرین»، «دَیمَةَ» و «أُذَینَه» نام برد. این مطلب در منابع تاریخی و حدیثی فراوانی ذکر شده که در اینجا به چند نمونه بسنده می‌شود. بر پایۀ روایت معتبر[۲۸] کلینی و شیخ طوسی از امام کاظم(ع)، آن حضرت (امیرمؤمنان(ع)) برای این موقوفات برنامه‌ریزی کلی کرده است؛ با سپردن اختیار تام بهره‌گیری از آنها به امام مجتبی(ع)، سپس به امام حسین(ع)، آن‌گاه به شایسته‌ترین فرد آن خاندان، اصول راهبردی و موارد مصرف محصول آن باغ‌ها را - با حفظ اصل آنها - به صورت عام و خاص بیان کرده است که نیازمندان دور و نزدیک بنوهاشم، بنو‌مطّلب و آل ابی‌طالب در ردیف آن موارد شمرده می‌شوند. ا‌و ضمن اختصاص سهم ویژه به حسنین(ع)، به جهت انتسابشان به پیامبر، به آنان اجازه داد که با بهره‌گیری از آنها برای خود، بتوانند آن را در هر موردی که مصلحت بدانند، به مصرف برسانند و افزوده است در صورت لزوم می‌توانند بخشی از آنها را برای ادای دین بفروشند[۲۹]. از ظهور این روایت، بلکه از تعبیر صریح جملۀ «مَا كَانَ لِي بِوَادِي الْقُرَى كُلُّهُ مِنْ مَالٍ، لِبَنِي فَاطِمَةَ»[۳۰] بر می‌آید که بخش مهم درآمد امامان، به‌ویژه حسنین(ع) از این باغ‌ها و مزرعه‌ها - که به‌ترتیب به دست آنان می‌رسید - به دست می‌آمد؛ چنان‌که عمدۀ بخشش‌های پرگسترۀ امام مجتبی(ع) از همین منابع تأمین می‌شد؛ زیرا این اموال و موقوفات و منافع آنها در اختیار ایشان بوده و از موارد مصرف آنها نیز فی سبیل‌الله بود که در ردیف بخشش‌های امام جای داشت. درآمد و هزینه‌های امام حسین(ع) نیز از این منابع به دست می‌آمد. امیرمؤمنان(ع) افزون بر موارد یادشده خانه‌ای در محلۀ بنی‌زریق داشت که آن را نیز وقف کرده بود[۳۱]. به گفتۀ سمهودی، آن حضرت در نزدیکی بقیع الغرقد[۳۲] نیز خانه‌ای داشت که آن را وقف کرد و در دست فرزندانش بود[۳۳]؛ ولی از دیگرمنابع، اطلاعی دربارۀ این خانه به دست نیامد؛ چنان‌که برای یک‌جابودن محلۀ بنی‌زریق و بقیع الغرقد نیز گواهی به دست نیامد[۳۴].

موقوفه‌های حضرت زهرا(س)

از جمله اعضای اهل بیت(ع) که موقوفاتشان ثبت شده، حضرت فاطمه زهرا(س) است. محمد بن علی شافعی از عبدالله بن حسن فرزند حسین روایت می‌کند که گفت: عده‌ای از اهل بیت(ع) به من خبر دادند که فاطمه دختر رسول خدا(ص) و علی اموال خود را بر بنی هاشم و بنی المطلب وقف کردند و دیگران را هم در ردیف وقف شدگان بر آنها داخل نمودند[۳۵].

ابی مریم گوید: از امام صادق(ع) درباره صدقه رسول خدا(ص) و صدقه علی بن ابیطالب(ع) سؤال کردم. امام صادق(ع) فرمود: برای ما حلال است. فاطمه(س) صدقات خود را بر بنی هاشم و بنی عبدالمطلب قرار داد[۳۶].

«فرع» (به ضم فاء) و «ام العیال» دهی بوده است میان مکه و مدینه که صدقه فاطمه زهرا(س) دختر رسول خدا(ص) بوده است[۳۷].

سمهودی از وقف حضرت زهرا(س) یاد می‌کند و می‌گوید شافعی بنا به نقل بیهقی گفته است: صدقه رسول الله(ص) (فدای او شوم) و صدقه زبیر در نزدیکی آن عثمان و صدقه علی و فاطمه دختر رسول خدا(ص) و صدقه آنها که من نمی‌توانم بشمارم، در مدینه و اطراف مدینه است[۳۸]. (همان‌طوری که بنا به نقل مصباح الانوار در وصیت‌نامه حضرت زهرا(س) این معنا روشن است) و در وقفنامه حضرت علی(ع) بنا به نقل دعائم الاسلام از وقف حضرت فاطمه(س) اسم برده شده است. «و مال فاطمة إلى بنيها»[۳۹].[۴۰]

وقفنامه‌ای از حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا(س) هنگام شهادت وصیت نامه‌ای در مورد باغ‌های مخیریق (که شرح آن املاک و دارایی‌های پیامبر اسلام گذشت) تنظیم و تولیت این وقف را که شرعاً در دست او بود به امیرالمؤمنین و بعد از او به ترتیب به امام حسن و امام حسین(ع) واگذار نمود که وصیت نامه این گونه است.

به نام خداوند بخشاینده مهربان. این چیزی است که فاطمه دختر محمد(ص) به آن وصیت کرده است. فاطمه وصیت می‌کند که باغ‌های هفتگانه‌اش، عواف، دلال، برقه، میثب، حسنی و صافیه مال ام ابراهیم (یعنی باغی که مادر ابراهیم «ماریه» همسر رسول(ص) در آن سکونت داشت) به نام او نامیده شده است و «مشربه ام ابراهیم نیز نامیده می‌شد»، در دست علی بن ابیطالب(ع) باشد. اگر علی وفات کرد در دست حسن و بعد از او در دست حسین و پس از وفات او در دست بزرگ‌ترین فرزندان من، خدا بر این امر شاهد و مقداد پسر اسود کندی و زبیر پسر عوام بر آن گواه هستند و علی بن ابیطالب این (مکتوب) را نوشته است[۴۱].[۴۲]

وقف‌نامه دیگر

وصیت نامه دیگری از آن حضرت را مرحوم مجلسی در بحار نقل می‌کند که امام باقر(ع) فرمود: فاطمه(س) بعد از رسول خدا(ص) شش ماه زندگی کرد و این مکتوب را نوشت، که به طور مختصر از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

این وصیت نامه‌ای است که فاطمه دختر محمد(ص) در مورد مال خود در صورت درگذشتش نوشته است: فاطمه وصیت کرد که از میوه‌های (درختانش) هر سال در ماه رجب پس از کسر هزینه آبیاری و سایر هزینه‌های کشت و بهره‌برداری از طرف او هشتاد اوقیه صدقه داده شود. همچنین فاطمه وصیت کرد که عموم میوه‌های (درختانش) و محصول گندمش در سال آینده هنگام درو، در راه خدا انفاق شود.

او وصیت کرد که چهل و پنج اوقیه به همسران پدرش محمد(ص) و پنجاه اوقیه به فقرای بنی‌هاشم و بنی عبدالمطلب پرداخت شود. فاطمه در مورد اصل مال خود در مدینه نوشت که: چون علی(ع) از او خواسته است فاطمه او را متولی اموالش قرار دهد تا اموال او با اموال رسول خدا(ص) را یکجا جمع کند تا متفرق نشود، از این رو، علی(ع) را - مادامی که زنده است – متولی اموالش قرار داد و وصیت کرد که اگر برای او حادثه‌ای پیش آید، آن را به دو فرزندم، حسن و حسین تحویل دهد تا آن دو متولی آنها باشند.

فاطمه می‌گوید: من اموالم را به علی بن ابیطالب تحویل دادم و اختیار آن را به او سپردم تا مال من و مال محمد در اختیار او باشد و از هم جدا نشود. علی از طرف من از عواید این اموال آنچه من گفته‌ام و صدقه قرار داده‌ام می‌پردازد و وقتی که صدقه آنها را در راه خدا پرداخت و آنچه گفته بودم ادا نمود، اختیار دست خدای تعالی و در دست علی است تا هر چه خواست و در هر جا خواست صدقه و انفاق کند و هیچ باکی بر او نیست. اگر برای علی حادثه‌ای پیش آید همه اموال را چه مال من و چه مال محمد(ص) را به دو فرزندم، حسن و حسین تحویل می‌دهد و آن دو هرگونه خواستند از محل آنها انفاق و صدقه می‌کنند هیچ باکی بر آنها نیست...

حضرت فاطمه(س) در ادامه وصیت نامه خود اموال و اثاثیه‌ای را برای دختر ابوذر غفاری وقف کرده و آن گاه افزوده است: «اگر یکی از کسانی که برای او چیزی وصیت کردم، پیش از این که به او پرداخت شود بمیرد، سهم او به فقرا و مساکین پرداخت می‌گردد».

در پایان وصیت نامه آمده است که مقداد بن اسود و زبیر بن عوام شاهد آن هستد و آن را علی بن ابیطالب(ع) نوشته است[۴۳].[۴۴]

وقف‌نامه‌های امام حسین(ع)

امام حسین(ع) خانه‌ای را وقف کرد. امام حسن(ع) به او فرمود: خانه را تخلیه کن[۴۵]. (چون چیزی را که انسان وقف می‌کند از تصرف او بیرون می‌رود). خانه هم این گونه است: وقتی وقف شد خود واقف نباید در آن تصرف کند.

در حدیث دیگری آمده است: امام حسین(ع) زمین و اشیای دیگری را که ارث برده بود پیش از این که تحویل بگیرد، وقف کرد[۴۶].[۴۷]

موقوفه‌های امام صادق(ع)

آن حضرت نیز موقوفه‌هایی داشته است که از وقفنامه امام هفتم(ع) این مطلب به خوبی استفاده می‌شود. مرحوم کلینی در اصول کافی می‌نویسد یزید بن سلیط می‌گوید: امام هفتم موسی بن جعفر(ع) وصیت فرمود و ده نفر را گواه گرفت... تا آنجا که می‌نویسد... امام وصیت کرد تولیت ثلث موقوفه پدرم (امام صادق(ع)) و ثلث خودم نیز با او (فرزند امام هفتم(ع) است). از این که حضرت فرمود: تولیت ثلث موقوفه پدرم، معلوم می‌شود که امام صادق(ع) هم موقوفه‌هایی داشته است[۴۸].[۴۹]

وقف‌نامه حضرت موسی بن جعفر(ع)

حضرت موسی بن جعفر(ع) زمینی را وقف کرد که از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد: این است آنچه موسی بن جعفر وقف نمود (که مشتمل است بر) همه زمین خود که در فلان مکان واقع است و حدود زمین نیز فلان است که به طور کلی: درخت‌های خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب، زمین، پستی، بلندی، عرض، طول، میدان جلوی باغ، نهرهای کوچک و بزرگ، مرغزارها، آباد و خراب همه را وقف نموده است.

متولی وقف، درآمد آن را (پس از کسر کردن مخارج مزرعه و سی عدد درخت خرما برای فقرای آبادی) میان فرزندان فلان (در بعضی از نسخ به جای فلان، موسی ذکر شده است) تقسیم کند برای هر مرد دو برابر سهم زن. بنابراین اگر یکی از دختران موسی ازدواج نمود سهمی در این صدقه ندارد[۵۰].[۵۱]

موقوفات امام جواد(ع)

به گفتۀ حسن بن محمد قمی، امام جواد(ع) در مدینه، ده روستا را برای تأمین هزینۀ زنان خاندانش وقف کرده بود و افرادی از ایشان که در قم ساکن بودند نیز از این موقوفات بهره داشتند[۵۲].[۵۳]

تا اینجا از موقوفات خاندان پیامبر استفاده کردیم که آنان دارایی شخصی داشتند که مقداری از آن را وقف کردند (چون همان‌گونه که گذشت تا کسی مالک چیزی نباشد، نمی‌تواند آن را وقف کند). در این جا می‌توان این نتیجه را نیز گرفت که گرچه بسیاری از این موقوفات در راه‌های عمومی وقف شده بود اما چنان که از وقفنامه تعدادی از آنها بر می‌آید، وقف علویان و بازماندگان ائمه(ع) بوده که شامل ائمه بعدی نیز می‌شده است. بنابراین یکی از منابع درآمد ائمه(ع) موقوفات خاصی بوده که از امامان قبلی مانده بود[۵۴].

موقوفات دیگران برای معصومان(ع)

موقوفاتی که دیگران برای معصومان‌(ع) داشتند، بخش دیگری از وقف است که پاره‌ای از درآمد و هزینه‌های زندگی آنان را سامان می‌داد. از برخی روایات بر می‌آید در مناطق مختلف سرزمین اسلامی آن روزگار، از جمله خوزستان و قم، کسانی از محبّان امامان حضور داشتند و برای آنان، دست‌کم برای امامان متأخر، مالی را وقف می‌کردند و سود یا قیمت آن را برای ایشان می‌فرستادند که بخشی از در آمد و هزینه آن بزرگواران از این طریق تأمین می‌شد؛ برای نمونه:

۱. علی بن مهزیار در نامه‌ای به امام جواد(ع) چنین نوشت: فردی با خریدن مزرعه‌ای آن را وقف کرد که یک پنجم آن، برای شما باشد و اکنون برای نگهداری یا فروش آن، راهنمایی می‌طلبد. امام در پاسخ، به واقف اجازه داد آن را بفروشد یا اگر برای او بهتر است، خودش بر دارد و قیمتِ سهم آن حضرت را برای وی بفرستد[۵۵]؛ چنان‌که به نقل علی بن مهزیار فردی به نام ابوالحسین نیز با وقف‌کردن زمینی، برنامه‌ریزی کرد که درآمد آن برای مواردی مانند مخارج فرزندان او، هزینۀ سفر حج و کار‌های خیر از جمله هزینه‌های امام هادی(ع) و امامِ بعدی به مصرف برسد؛ اما پس از مدتی، به عللی پشیمان شد و در نامه‌ای از امام هادی(ع) کسب تکلیف کرد. آن حضرت وی را حلال کرد[۵۶].

برخی از مردم قم نیز مالی را برای امام جواد(ع) وقف کرده بودند که درآمدش برای آن حضرت فرستاده می‌شد. صالح بن محمد بن سهل همدانی که متولّی وقف امام جواد(ع) در قم بود، ده‌هزار درهم از مال وقفی امام(ع) را بدون اذنش انفاق کرد؛ سپس از امام(ع) در خواست بخشش کرد و آن حضرت ضمن اجازه‌دادن، این اقدامش را نکوهش کرد[۵۷].[۵۸]

منابع

پانویس

  1. روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۶۰ (تحبیس العین و تسبیل المنفعة).
  2. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۶۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ وَ سُنَّةُ هُدًى سَنَّهَا فَهِيَ يُعْمَلُ بِهَا بَعْدَ مَوْتِهِ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ»). سند روایت صحیح است (روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۶۰).
  3. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  4. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  5. مجلسی در مرآة العقول (ج۲۳، ص۸۰ - ۸۳)، حدیث یکم تا هفتم بابُ صَدَقَاتِ النبی(ص) وَ فَاطِمَةَ وَ الْأَئِمَّةِ‌(ع) از کتاب الکافی (ج۷، ص۴۸) را معتبر می‌داند و می‌گوید: روایت ۱ و ۷ صحیح است، روایت ۲ و ۵ حسن است و روایت۴ حسن کالصحیح است.
  6. به نام‌های عَواف، دَّلال (بلال)، بُرقَه، مَیْثب (مَبِیتُ)، حُسْنَی، صافیه وَ ما لِأُمِّ إبراهِیم (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۳ و ۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۵، ح۵۰). به گفته بلاذری (فتوح البلدان، ص۳۱)، این باغ‌های هفت‌گانه مال مُخیرق، عالم بزرگ یهودیان بنونضیر بود که به پیامبر ایمان آورده و آنها را به آن حضرت بخشیده است.
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۵ («... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) أَ لَا أُقْرِئُكَ وَصِيَّةَ فَاطِمَةَ(س) قَالَ: قُلْتُ بَلَى قَالَ: فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ - الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ - إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ») و ح۲ («... عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الْحَلَبِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالا: سَأَلْنَاهُ عَنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ صَدَقَةِ فَاطِمَةَ(س) قَالَ: صَدَقَتُهُمَا لِبَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ»). سند روایت معتبر است.
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۷، ح۱ («... عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِيطَانِ السَّبْعَةِ الَّتِي كَانَتْ مِيرَاثَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) لِفَاطِمَةَ(س) فَقَالَ: لَا إِنَّمَا كَانَتْ وَقْفاً وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَأْخُذُ إِلَيْهِ مِنْهَا مَا يُنْفِقُ عَلَى أَضْيَافِهِ وَ التَّابِعَةُ يَلْزَمُهُ فِيهَا فَلَمَّا قُبِضَ جَاءَ الْعَبَّاسُ يُخَاصِمُ فَاطِمَةَ(س) فِيهَا فَشَهِدَ عَلِيٌّ(ع) وَ غَيْرُهُ أَنَّهَا وَقْفٌ عَلَى فَاطِمَةَ(س) وَ هِيَ الدَّلَالُ وَ الْعَوَافُ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةُ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ وَ الْمِيثَبُ وَ الْبُرْقَةُ») و ص۴۹، ح۶؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۴- ۱۴۵، ح۵۰ - ۵۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۸- ۱۹۹، ح۲۴۴۲۴ - ۲۴۴۲۵ («... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِوَصِيَّةِ فَاطِمَةَ(س) قُلْتُ: بَلَى فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ‏ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ- أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ - الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَالِ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ - إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»).
  9. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۱ و ص۴۹، ح۶؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۴- ۱۴۵، ح۵۰ - ۵۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۸- ۱۹۹، ح۲۴۴۲۴ - ۲۴۴۲۵ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص‌۲۴۵، ح‌۵۵۷۹؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص۱۴۵، ح۵۰.
  10. عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الأسناد، ص۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۲۰، ح۱.
  11. ر.ک: سیدمحمدباقر حسینی جلالی، فدک و العوالی أو الحوائط السبعة فی الکتاب و السنة و التاریخ و الادب.
  12. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۴، ح۹ («... عَنْ أَيُّوبَ بْنِ عَطِيَّةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ قَسَمَ نَبِيُّ اللَّهِ(ص) الْفَيْ‏ءَ فَأَصَابَ عَلِيّاً(ع) أَرْضاً فَاحْتَفَرَ فِيهَا عَيْناً فَخَرَجَ مَاءٌ يَنْبُعُ فِي السَّمَاءِ كَهَيْئَةِ عُنُقِ الْبَعِيرِ فَسَمَّاهَا يَنْبُعَ فَجَاءَ الْبَشِيرُ يُبَشِّرُ فَقَالَ(ع): بَشِّرِ الْوَارِثَ‏ هِيَ صَدَقَةٌ بَتَّةً بَتْلًا فِي حَجِيجِ بَيْتِ اللَّهِ وَ عَابِرِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ وَ لَا تُورَثُ...»).
  13. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۳، ص۸۳، ح۷.
  14. ابن‌شبّه، تاریخ المدینة المنورة، ج۱، ص۲۲۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۰ -۵۱، ح۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۶، ح۵۵ و ص‌۱۴۸، ح۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۹، ح۱۰ («عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) بِوَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ هِيَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ وَ قَضَى بِهِ فِي مَالِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ... أَنَّ مَا كَانَ لِي مِنْ مَالٍ بِيَنْبُعَ يُعْرَفُ لِي فِيهَا وَ مَا حَوْلَهَا صَدَقَةٌ وَ رَقِيقَهَا غَيْرَ أَنَّ رَبَاحاً وَ أَبَا نَيْزَرَ وَ جُبَيْراً عُتَقَاءُ لَيْسَ لِأَحَدٍ عَلَيْهِمْ سَبِيلٌ فَهُمْ مَوَالِيَّ يَعْمَلُونَ فِي الْمَالِ خَمْسَ حِجَجٍ وَ فِيهِ نَفَقَتُهُمْ وَ رِزْقُهُمْ وَ أَرْزَاقُ أَهَالِيهِمْ وَ مَعَ ذَلِكَ مَا كَانَ لِي بِوَادِي الْقُرَى كُلُّهُ مِنْ مَالٍ لِبَنِي فَاطِمَةَ وَ رَقِيقُهَا صَدَقَةٌ وَ مَا كَانَ لِي بِدَيْمَةَ التهذيب: بِدَعَةَ وَ أَهْلُهَا صَدَقَةٌ غَيْرَ أَنَّ زُرَيْقاً لَهُ مِثْلُ مَا كَتَبْتُ لِأَصْحَابِهِ التهذيب: غَيْرَ أَنَّ رَقِيقَهَا لَهُمْ مِثْلَ مَا كَتَبْتُ لِأَصْحَابِهِمْ وَ مَا كَانَ لِي بِأُذَيْنَةَ وَ أَهْلُهَا صَدَقَةٌ وَ الْفُقَيْرَيْنِ كَمَا قَدْ عَلِمْتُمْ صَدَقَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ إِنَّ الَّذِي كَتَبْتُ مِنْ أَمْوَالِي هَذِهِ صَدَقَةٌ وَاجِبَةٌ بَتْلَةٌ حَيّاً أَنَا أَوْ مَيِّتاً يُنْفَقُ فِي كُلِّ نَفَقَةٍ يُبْتَغَى بِهَا وَجْهُ اللَّهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ وَجْهِهِ وَ ذَوِي الرَّحِمِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ فَإِنَّهُ يَقُومُ عَلَى ذَلِكَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ يَأْكُلُ مِنْهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يُنْفِقُهُ حَيْثُ يَرَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي حِلٍّ مُحَلَّلٍ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ، فَإِنْ أَرَادَ أَنْ يَبِيعَ نَصِيباً مِنَ الْمَالِ، فَيَقْضِيَ بِهِ الدَّيْنَ، فَلْيَفْعَلْ إِنْ شَاءَ وَ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ إِنْ شَاءَ جَعَلَهُ سَرِيَّ الْمِلْكِ، وَ إِنَّ وُلْدَ عَلِيٍّ وَ مَوَالِيَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، وَ إِنْ كَانَتْ دَارُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ غَيْرَ دَارِ الصَّدَقَةِ فَبَدَا لَهُ أَنْ يَبِيعَهَا فَلْيَبِعْ إِنْ شَاءَ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ وَ إِنْ‏ بَاعَ، فَإِنَّهُ يَقْسِمُ ثَمَنَهَا ثَلَاثَةَ أَثْلَاثٍ، فَيَجْعَلُ ثُلُثاً فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ثُلُثاً فِي بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ يَجْعَلُ الثُّلُثَ فِي آلِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّهُ يَضَعُهُ فِيهِمْ حَيْثُ يَرَاهُ اللَّهُ وَ إِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ حَدَثٌ وَ حُسَيْنٌ حَيٌّ، فَإِنَّهُ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ إِنَّ حُسَيْناً يَفْعَلُ فِيهِ مِثْلَ الَّذِي أَمَرْتُ بِهِ حَسَناً لَهُ مِثْلُ الَّذِي كَتَبْتُ لِلْحَسَنِ وَ عَلَيْهِ مِثْلُ الَّذِي عَلَى الْحَسَنِ وَ إِنَّ لِبَنِي ابْنَيْ‏ فَاطِمَةَ مِنْ صَدَقَةِ عَلِيٍّ مِثْلَ الَّذِي لِبَنِي عَلِيٍّ وَ إِنِّي إِنَّمَا جَعَلْتُ الَّذِي جَعَلْتُ لِابْنَيْ فَاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَكْرِيمَ حُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ تَعْظِيمَهُمَا وَ تَشْرِيفَهُمَا وَ رِضَاهُمَا التهذيب: وَ تَعْظِيمَهَا وَ تَشْرِيفَهَا وَ رِضَاهَا بِهِمَا وَ إِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ حَدَثٌ، فَإِنَّ الْآخِرَ مِنْهُمَا يَنْظُرُ فِي بَنِي عَلِيٍّ، فَإِنْ وَجَدَ فِيهِمْ مَنْ يَرْضَى بِهُدَاهُ وَ إِسْلَامِهِ وَ أَمَانَتِهِ، فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ التهذيب: وَ إِنْ لَمْ يَرَ فِيهِمْ بَعْضَ الَّذِي يُرِيدُ، فَإِنَّهُ فِي بَنِي ابْنَيْ فَاطِمَةَ فَإِنْ وَجَدَ فِيهِمْ مَنْ يَرْضَى بِهَدْيِهِ وَ إِسْلَامِهِ وَ أَمَانَتِهِ فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَ إِنْ لَمْ يَرَ فِيهِمْ بَعْضَ الَّذِي يُرِيدُهُ فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَى رَجُلٍ مِنْ آلِ أَبِي طَالِبٍ يَرْضَى بِهِ فَإِنْ وَجَدَ آلَ أَبِي طَالِبٍ قَدْ ذَهَبَ كُبَرَاؤُهُمْ وَ ذَوُو آرَائِهِمْ، فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَى رَجُلٍ يَرْضَاهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ إِنَّهُ يَشْتَرِطُ عَلَى الَّذِي يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ أَنْ يَتْرُكَ الْمَالَ عَلَى أُصُولِهِ وَ يُنْفِقَ ثَمَرَهُ حَيْثُ أَمَرْتُهُ بِهِ مِنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ وَجْهِهِ وَ ذَوِي الرَّحِمِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ لَا يُبَاعُ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَا يُوهَبُ وَ لَا يُورَثُ وَ إِنَّ مَالَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَى نَاحِيَتِهِ وَ هُوَ إِلَى ابْنَيْ فَاطِمَةَ... وَ لَا يَحِلُّ لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُغَيِّرَ شَيْئاً مِمَّا أَوْصَيْتُ بِهِ فِي مَالِي التهذيب: أَنْ يَقُولَ فِي شَيْ‏ءٍ قَضَيْتُهُ مِنْ مَالِي وَ لَا يُخَالِفَ فِيهِ أَمْرِي مِنْ قَرِيبٍ وَ لَا بَعِيدٍ... هَذَا مَا قَضَى بِهِ عَلِيٌّ فِي مَالِهِ الْغَدَ مِنْ يَوْمَ قَدِمَ مَسْكِنَ شَهِدَ أَبُو شِمْرِ بْنُ أَبْرَهَةَ وَ صَعْصَعَةُ بْنُ صُوحَانَ وَ يَزِيدُ بْنُ قَيْسٍ وَ هَيَّاجُ بْنُ أَبِي هَيَّاجٍ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لِعَشْرٍ خَلَوْنَ مِنْ جُمَادَى الْأُولَى سَنَةَ سَبْعٍ وَ ثَلَاثِينَ»).
  15. هر مالی که در وادی‌القری دارم مال فرزندان فاطمه است.
  16. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۲، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۲۰۴، ح۲۴۴۲۸ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِدَارِهِ فِي الْمَدِينَةِ فِي بَنِي زُرَيْقٍ»).
  17. بقیع قبرستان معروفی است در مدینه نزدیکی حرم نبوی که قبر چهار امام معصوم (امامان مجتبی، سجاد، باقر و صادق(ع)) و برخی از یاران پیامبر در آن جای دارند و از قدیم به بقیع الغرقد معروف بوده است.
  18. علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء باخبار المصطفی، ج۱، ص۱۴۵.
  19. مجلسی در مرآة العقول (ج۲۳، ص۸۰ - ۸۳)، حدیث یکم تا هفتم بابُ صَدَقَاتِ النبی(ص) وَ فَاطِمَةَ وَ الْأَئِمَّةِ‌(ع) از کتاب الکافی (ج۷، ص۴۸) را معتبر می‌داند و می‌گوید: روایت ۱ و ۷ صحیح است، روایت ۲ و ۵ حسن است و روایت۴ حسن کالصحیح است.
  20. به نام‌های عَواف، دَّلال (بلال)، بُرقَه، مَیْثب (مَبِیتُ)، حُسْنَی، صافیه وَ ما لِأُمِّ إبراهِیم (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۳ و ۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۵، ح۵۰). به گفته بلاذری (فتوح البلدان، ص۳۱)، این باغ‌های هفت‌گانه مال مُخیرق، عالم بزرگ یهودیان بنونضیر بود که به پیامبر ایمان آورده و آنها را به آن حضرت بخشیده است.
  21. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۵ («... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) أَ لَا أُقْرِئُكَ وَصِيَّةَ فَاطِمَةَ(س) قَالَ: قُلْتُ بَلَى قَالَ: فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ - الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ - إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ») و ح۲ («... عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الْحَلَبِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالا: سَأَلْنَاهُ عَنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ صَدَقَةِ فَاطِمَةَ(س) قَالَ: صَدَقَتُهُمَا لِبَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ»). سند روایت معتبر است.
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۷، ح۱ («... عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِيطَانِ السَّبْعَةِ الَّتِي كَانَتْ مِيرَاثَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) لِفَاطِمَةَ(س) فَقَالَ: لَا إِنَّمَا كَانَتْ وَقْفاً وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَأْخُذُ إِلَيْهِ مِنْهَا مَا يُنْفِقُ عَلَى أَضْيَافِهِ وَ التَّابِعَةُ يَلْزَمُهُ فِيهَا فَلَمَّا قُبِضَ جَاءَ الْعَبَّاسُ يُخَاصِمُ فَاطِمَةَ(س) فِيهَا فَشَهِدَ عَلِيٌّ(ع) وَ غَيْرُهُ أَنَّهَا وَقْفٌ عَلَى فَاطِمَةَ(س) وَ هِيَ الدَّلَالُ وَ الْعَوَافُ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةُ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ وَ الْمِيثَبُ وَ الْبُرْقَةُ») و ص۴۹، ح۶؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۴- ۱۴۵، ح۵۰ - ۵۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۸- ۱۹۹، ح۲۴۴۲۴ - ۲۴۴۲۵ («... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِوَصِيَّةِ فَاطِمَةَ(س) قُلْتُ: بَلَى فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ‏ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ- أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ - الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَالِ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ - إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»).
  23. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۸، ح۱ و ص۴۹، ح۶؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۴- ۱۴۵، ح۵۰ - ۵۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۸- ۱۹۹، ح۲۴۴۲۴ - ۲۴۴۲۵ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص‌۲۴۵، ح‌۵۵۷۹؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص۱۴۵، ح۵۰.
  24. عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الأسناد، ص۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۲۰، ح۱.
  25. ر.ک: سیدمحمدباقر حسینی جلالی، فدک و العوالی أو الحوائط السبعة فی الکتاب و السنة و التاریخ و الادب.
  26. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  27. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۴، ح۹ («... عَنْ أَيُّوبَ بْنِ عَطِيَّةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ قَسَمَ نَبِيُّ اللَّهِ(ص) الْفَيْ‏ءَ فَأَصَابَ عَلِيّاً(ع) أَرْضاً فَاحْتَفَرَ فِيهَا عَيْناً فَخَرَجَ مَاءٌ يَنْبُعُ فِي السَّمَاءِ كَهَيْئَةِ عُنُقِ الْبَعِيرِ فَسَمَّاهَا يَنْبُعَ فَجَاءَ الْبَشِيرُ يُبَشِّرُ فَقَالَ(ع): بَشِّرِ الْوَارِثَ‏ هِيَ صَدَقَةٌ بَتَّةً بَتْلًا فِي حَجِيجِ بَيْتِ اللَّهِ وَ عَابِرِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُبَاعُ وَ لَا تُوهَبُ وَ لَا تُورَثُ...»).
  28. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۳، ص۸۳، ح۷.
  29. ابن‌شبّه، تاریخ المدینة المنورة، ج۱، ص۲۲۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۵۰ -۵۱، ح۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۶، ح۵۵ و ص‌۱۴۸، ح۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۹، ح۱۰ («عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى(ع) بِوَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ هِيَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ وَ قَضَى بِهِ فِي مَالِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ... أَنَّ مَا كَانَ لِي مِنْ مَالٍ بِيَنْبُعَ يُعْرَفُ لِي فِيهَا وَ مَا حَوْلَهَا صَدَقَةٌ وَ رَقِيقَهَا غَيْرَ أَنَّ رَبَاحاً وَ أَبَا نَيْزَرَ وَ جُبَيْراً عُتَقَاءُ لَيْسَ لِأَحَدٍ عَلَيْهِمْ سَبِيلٌ فَهُمْ مَوَالِيَّ يَعْمَلُونَ فِي الْمَالِ خَمْسَ حِجَجٍ وَ فِيهِ نَفَقَتُهُمْ وَ رِزْقُهُمْ وَ أَرْزَاقُ أَهَالِيهِمْ وَ مَعَ ذَلِكَ مَا كَانَ لِي بِوَادِي الْقُرَى كُلُّهُ مِنْ مَالٍ لِبَنِي فَاطِمَةَ وَ رَقِيقُهَا صَدَقَةٌ وَ مَا كَانَ لِي بِدَيْمَةَ التهذيب: بِدَعَةَ وَ أَهْلُهَا صَدَقَةٌ غَيْرَ أَنَّ زُرَيْقاً لَهُ مِثْلُ مَا كَتَبْتُ لِأَصْحَابِهِ التهذيب: غَيْرَ أَنَّ رَقِيقَهَا لَهُمْ مِثْلَ مَا كَتَبْتُ لِأَصْحَابِهِمْ وَ مَا كَانَ لِي بِأُذَيْنَةَ وَ أَهْلُهَا صَدَقَةٌ وَ الْفُقَيْرَيْنِ كَمَا قَدْ عَلِمْتُمْ صَدَقَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ إِنَّ الَّذِي كَتَبْتُ مِنْ أَمْوَالِي هَذِهِ صَدَقَةٌ وَاجِبَةٌ بَتْلَةٌ حَيّاً أَنَا أَوْ مَيِّتاً يُنْفَقُ فِي كُلِّ نَفَقَةٍ يُبْتَغَى بِهَا وَجْهُ اللَّهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ وَجْهِهِ وَ ذَوِي الرَّحِمِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ فَإِنَّهُ يَقُومُ عَلَى ذَلِكَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ يَأْكُلُ مِنْهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يُنْفِقُهُ حَيْثُ يَرَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي حِلٍّ مُحَلَّلٍ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ، فَإِنْ أَرَادَ أَنْ يَبِيعَ نَصِيباً مِنَ الْمَالِ، فَيَقْضِيَ بِهِ الدَّيْنَ، فَلْيَفْعَلْ إِنْ شَاءَ وَ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ إِنْ شَاءَ جَعَلَهُ سَرِيَّ الْمِلْكِ، وَ إِنَّ وُلْدَ عَلِيٍّ وَ مَوَالِيَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، وَ إِنْ كَانَتْ دَارُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ غَيْرَ دَارِ الصَّدَقَةِ فَبَدَا لَهُ أَنْ يَبِيعَهَا فَلْيَبِعْ إِنْ شَاءَ لَا حَرَجَ عَلَيْهِ فِيهِ وَ إِنْ‏ بَاعَ، فَإِنَّهُ يَقْسِمُ ثَمَنَهَا ثَلَاثَةَ أَثْلَاثٍ، فَيَجْعَلُ ثُلُثاً فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ثُلُثاً فِي بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ يَجْعَلُ الثُّلُثَ فِي آلِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّهُ يَضَعُهُ فِيهِمْ حَيْثُ يَرَاهُ اللَّهُ وَ إِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ حَدَثٌ وَ حُسَيْنٌ حَيٌّ، فَإِنَّهُ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ إِنَّ حُسَيْناً يَفْعَلُ فِيهِ مِثْلَ الَّذِي أَمَرْتُ بِهِ حَسَناً لَهُ مِثْلُ الَّذِي كَتَبْتُ لِلْحَسَنِ وَ عَلَيْهِ مِثْلُ الَّذِي عَلَى الْحَسَنِ وَ إِنَّ لِبَنِي ابْنَيْ‏ فَاطِمَةَ مِنْ صَدَقَةِ عَلِيٍّ مِثْلَ الَّذِي لِبَنِي عَلِيٍّ وَ إِنِّي إِنَّمَا جَعَلْتُ الَّذِي جَعَلْتُ لِابْنَيْ فَاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَكْرِيمَ حُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ تَعْظِيمَهُمَا وَ تَشْرِيفَهُمَا وَ رِضَاهُمَا التهذيب: وَ تَعْظِيمَهَا وَ تَشْرِيفَهَا وَ رِضَاهَا بِهِمَا وَ إِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ حَدَثٌ، فَإِنَّ الْآخِرَ مِنْهُمَا يَنْظُرُ فِي بَنِي عَلِيٍّ، فَإِنْ وَجَدَ فِيهِمْ مَنْ يَرْضَى بِهُدَاهُ وَ إِسْلَامِهِ وَ أَمَانَتِهِ، فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ التهذيب: وَ إِنْ لَمْ يَرَ فِيهِمْ بَعْضَ الَّذِي يُرِيدُ، فَإِنَّهُ فِي بَنِي ابْنَيْ فَاطِمَةَ فَإِنْ وَجَدَ فِيهِمْ مَنْ يَرْضَى بِهَدْيِهِ وَ إِسْلَامِهِ وَ أَمَانَتِهِ فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ وَ إِنْ لَمْ يَرَ فِيهِمْ بَعْضَ الَّذِي يُرِيدُهُ فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَى رَجُلٍ مِنْ آلِ أَبِي طَالِبٍ يَرْضَى بِهِ فَإِنْ وَجَدَ آلَ أَبِي طَالِبٍ قَدْ ذَهَبَ كُبَرَاؤُهُمْ وَ ذَوُو آرَائِهِمْ، فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ إِلَى رَجُلٍ يَرْضَاهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ إِنَّهُ يَشْتَرِطُ عَلَى الَّذِي يَجْعَلُهُ إِلَيْهِ أَنْ يَتْرُكَ الْمَالَ عَلَى أُصُولِهِ وَ يُنْفِقَ ثَمَرَهُ حَيْثُ أَمَرْتُهُ بِهِ مِنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ وَجْهِهِ وَ ذَوِي الرَّحِمِ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ لَا يُبَاعُ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَا يُوهَبُ وَ لَا يُورَثُ وَ إِنَّ مَالَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَى نَاحِيَتِهِ وَ هُوَ إِلَى ابْنَيْ فَاطِمَةَ... وَ لَا يَحِلُّ لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُغَيِّرَ شَيْئاً مِمَّا أَوْصَيْتُ بِهِ فِي مَالِي التهذيب: أَنْ يَقُولَ فِي شَيْ‏ءٍ قَضَيْتُهُ مِنْ مَالِي وَ لَا يُخَالِفَ فِيهِ أَمْرِي مِنْ قَرِيبٍ وَ لَا بَعِيدٍ... هَذَا مَا قَضَى بِهِ عَلِيٌّ فِي مَالِهِ الْغَدَ مِنْ يَوْمَ قَدِمَ مَسْكِنَ شَهِدَ أَبُو شِمْرِ بْنُ أَبْرَهَةَ وَ صَعْصَعَةُ بْنُ صُوحَانَ وَ يَزِيدُ بْنُ قَيْسٍ وَ هَيَّاجُ بْنُ أَبِي هَيَّاجٍ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لِعَشْرٍ خَلَوْنَ مِنْ جُمَادَى الْأُولَى سَنَةَ سَبْعٍ وَ ثَلَاثِينَ»).
  30. هر مالی که در وادی‌القری دارم مال فرزندان فاطمه است.
  31. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۲، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۲۰۴، ح۲۴۴۲۸ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بِدَارِهِ فِي الْمَدِينَةِ فِي بَنِي زُرَيْقٍ»).
  32. بقیع قبرستان معروفی است در مدینه نزدیکی حرم نبوی که قبر چهار امام معصوم (امامان مجتبی، سجاد، باقر و صادق(ع)) و برخی از یاران پیامبر در آن جای دارند و از قدیم به بقیع الغرقد معروف بوده است.
  33. علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء باخبار المصطفی، ج۱، ص۱۴۵.
  34. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  35. الشافعی، ابی عبدالله محمد بن ادریس، کتاب الام، رمضان ١٣٨٨ ه، ١٩٨۶ م، ج۳، ص۲۷۹ و ۲۸۱؛ السنن الکبری، ج۶، ص١۶١؛ نظام الحکومه النبویه المسمی، التراتیب الاداریه، ج۱، ص۴٠٢ و ۴٠٨؛ جواهر الاخبار در حاشیه بحر زخار، ج۵، ص١۴٨-١۴٧.
  36. «عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ صَدَقَةِ عَلِيٍّ(ع) فَقَالَ هِيَ لَنَا حَلَالٌ وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ(س) جَعَلَتْ صَدَقَتَهَا لِبَنِي هَاشِمٍ وَ بَنِي الْمُطَّلِبِ»؛ فروع کافی، ۷، ص۴٨؛ کتاب الوصایا، حدیث ٢ و ۴؛ بحار الانوار، ج۴٣، ص۲۳۵؛ وسائل الشیعه، ج۱۳؛ کتاب الوقوف و الصدقات، ص٢٩۴، حدیث ۸؛ البحر الزخار الجامع لمذاهب علماء الامصار، ج۵، ص١۴٧؛ الوافی، ج۲، ص۷۸؛ روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۱۱، ص۱۶۳.
  37. وفاء الوفاء، ج۴، ص۱۱۱۷ و در ص۱۱۳۰. فقط ام العیال را نام می‌برد. معجم البلدان، دار بیروت، للطباعة و النشر، ١۴٠٨ ه، ١٩٨٨ م، ج۱، ص۲۵۴.
  38. سمهودی، نورالدین، وفاء الوفاء، باخبار دارالمصطفی، ج۳، ص۹۹۹-۹۹۸.
  39. دعائم الاسلام، ج۲، ص٣۴٣.
  40. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۱۷.
  41. «رَوَى عَاصِمُ بْنُ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِوَصِيَّةِ فَاطِمَةَ(س) قُلْتُ بَلَى فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ(ص) أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ- الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَالِ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْكِنْدِيُّ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع)»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱٨٠؛ فی الوقف و الصدقه و النحل، حدیث ۱۳، باب ۱۲۸؛ وسائل الشیعه، ج۱۳؛ کتاب الوقوف و الصدقات، ص۳۱۱، باب ۱۰، حدیث ۱؛ الوافی، ج۲، ص۷۸، باب صدقات النبی و فاطمه و الائمه(ع) و وصایاهم، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵١٣-۵١٢. بحار الانوار، ج۴٣، ص٢٣۵ و ٢٣۶، ج۱۰۰، ص۱۸۵، حدیث ١۴؛ فروع کافی، ج۷، ص۴٨؛ کتاب الوصایا، حدیث ۵، ص۴٩، حدیث ۶؛ تهذیب الاحکام، ج۹، ص١۶٩؛ کتاب الوقوف و الصدقات، حدیث ۴٨؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص٣۴۴-٣۴٣؛ النوری، الطبرسی، میرزا حسین، نفس الرحمان فی فضائل سلمان، تحقیق جواد قیومی، ط ١، ١٣۶٩ ش، ١۴١١ﻫ.ق انتشارات مؤسسه کوکب، ص١٠۶ - ١٠۵.
  42. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۱۸.
  43. بحار الانوار، ج۱۰، ص۱۸۴-۱۸۵؛ روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۱۱، ص۱۵۹.
  44. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت ص ۱۱۹
  45. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) أَنَّهُ قَالَ: تَصَدَّقَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ(ع) بِدَارٍ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ تَحَوَّلْ عَنْهَا»؛ مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵١١؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص٣۴۴، حدیث شماره ۱۲۸۹.
  46. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) أَنَّهُ وَرِثَ أَرْضاً وَ أَشْيَاءَ فَتَصَدَّقَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَقْبِضَهَا»؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۳۹، حدیث شماره ۱۲۷۱. مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵١١. با این تفاوت که در مستدرک آمده است: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع): أَنَّهُ وَرِثَ أَرْضاً أَوْ أَشْيَاءَ».
  47. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۲۰.
  48. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۶ - ۳۱۷، ح۱۵؛ محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۳۴، ح‌۱ («... قَالَ: لَمَّا أَوْصَى أَبُو إِبْرَاهِيمَ(ع) أَشْهَدَ إِبْرَاهِيمَ بْنَ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِيَّ وَ... وَ أَشْهَدَهُمْ أَنَّ هَذِهِ وَصِيَّتِي بِخَطِّي... وَ إِنِّي قَدْ أَوْصَيْتُ إِلَى عَلِيٍّ... وَ أَوْصَيْتُ إِلَيْهِ بِصَدَقَاتِي وَ أَمْوَالِي وَ مَوَالِيَّ وَ صِبْيَانِيَ الَّذِينَ خَلَّفْتُ... وَ ثُلُثُ صَدَقَةِ أَبِي وَ ثُلُثِي يَضَعُهُ حَيْثُ يَرَى وَ يَجْعَلُ فِيهِ مَا يَجْعَلُ ذُو الْمَالِ فِي مَالِهِ فَإِنْ أَحَبَّ أَنْ يَبِيعَ أَوْ يَهَبَ أَوْ يَنْحَلَ أَوْ يَتَصَدَّقَ بِهَا عَلَى مَنْ سَمَّيْتُ لَهُ وَ عَلَى غَيْرِ مَنْ سَمَّيْتُ فَذَاكَ لَهُ...»). به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۳، ص۳۵۸) سند روایت نزد مشهور ضعیف است؛ ولی نزد خودش معتبر است.
  49. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۲۱؛ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  50. « عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ أَوْصَى أَبُو الْحَسَنِ(ع) بِهَذِهِ الصَّدَقَةِ هَذَا مَا تَصَدَّقَ بِهِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ(ع) تَصَدَّقَ بِأَرْضِهِ فِي مَكَانِ كَذَا وَ كَذَا كُلِّهَا وَ حَدُّ الْأَرْضِ‏ كَذَا وَ كَذَا تَصَدَّقَ بِهَا كُلِّهَا وَ بِنَخْلِهَا وَ أَرْضِهَا وَ قَنَاتِهَا وَ مَائِهَا وَ أَرْحَائِهَا وَ حُقُوقِهَا وَ شِرْبِهَا مِنَ الْمَاءِ وَ كُلِّ حَقٍّ هُوَ لَهَا فِي مُرْتَفِعٍ أَوْ مَظْهَرٍ أَوْ عَرْضٍ أَوْ طُولٍ أَوْ مِرْفَقٍ أَوْ سَاحَةٍ أَوْ أَسْقِيَةٍ أَوْ مُتَشَعَّبٍ أَوْ مَسِيلٍ أَوْ عَامِرٍ أَوْ غَامِرٍ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ حُقُوقِهِ مِنْ ذَلِكَ عَلَى وُلْدِ صُلْبِهِ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ يَقْسِمُ وَالِيهَا مَا أَخْرَجَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَلَّتِهَا الَّذِي يَكْفِيهَا فِي عِمَارَتِهَا وَ مَرَافِقِهَا بَعْدَ ثَلَاثِينَ عَذْقاً يَقْسِمُ فِي مَسَاكِينِ الْقَرْيَةِ بَيْنَ وُلْدِ فُلَانٍ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ، فَإِنْ تَزَوَّجَتِ امْرَأَةٌ مِنْ بَنَاتِ فُلَانٍ فَلَا حَقَّ لَهَا مِنْ هَذِهِ الصَّدَقَةِ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَيْهَا بِغَيْرِ زَوْجٍ، فَإِنْ رَجَعَتْ فَإِنَّ لَهَا مِثْلَ حَظِّ الَّتِي لَمْ تَتَزَوَّجْ مِنْ بَنَاتِ فُلَانٍ وَ أَنَّ مَنْ تُوُفِّيَ مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ وَ لَهُ وَلَدٌ فَلِوَلَدِهِ عَلَى سَهْمِ أَبِيهِ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ مِثْلُ مَا شَرَطَ فُلَانٌ بَيْنَ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ وَ أَنَّ مَنْ تُوُفِّيَ مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ وَ لَمْ يَتْرُكْ وَلَداً رُدَّ حَقُّهُ إِلَى أَهْلِ الصَّدَقَةِ... تَصَدَّقَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ بِصَدَقَتِهِ هَذِهِ وَ هُوَ صَحِيحٌ صَدَقَةً حَبْساً بَتّاً بَتْلًا مَبْتُوتَةً لَا رَجْعَةَ فِيهَا وَ لَا رَدَّ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ الدَّارِ الْآخِرَةِ لَا يَحِلُّ لِمُؤْمِنٍ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يَبِيعَهَا وَ لَا يَبْتَاعَهَا وَ لَا يَهَبَهَا وَ لَا يَنْحَلَهَا وَ لَا يُغَيِّرَ شَيْئاً مِمَّا وَصَفْتُهُ عَلَيْهَا حَتَّى يَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْهَا...»؛ وسائل الشیعه، ج۱۳؛ کتاب الوقوف و الصدقات، باب ۱۰، حدیث ۵، ص٣١۴؛ من لا یحضره الفقیه،١٨۴؛ فروع کافی، ج۷، ص۵٢؛ بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۸۱؛ تاریخ الامام موسی بن جعفر(ع) باب وصایاه و صدقاته صلوات الله علیه حدیث ٢؛ الشیخ الصدوق، عیون اخبار الرضا(ع) با مقدمه السید حسن الخرسان، النجف، منشورات مطبعه الحیدریه، ۱۳۹۰ ه. ق، ج۱، ص۳۰؛ تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۷، باب الوقوف و الصدقات، حدیث ۵۵؛ روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج۱۱، ص۱۸۳؛ الوافی، ج۲، ص۸۱، باب صدقات النبی(ص) و فاطمه و الائمه(ع).
  51. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۲۱؛ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  52. حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص۲۲۱.
  53. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۱.
  54. علیدوست خراسانی، نورالله، منابع مالی اهل بیت، ص ۱۲۱.
  55. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۶، ح۳۰؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۴۰ - ۲۴۱، ح۵۵۷۵؛ محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۳۱، ح۴ («... عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) أَنَّ فُلَاناً ابْتَاعَ ضَيْعَةً فَوَقَفَهَا وَ جَعَلَ لَكَ فِي الْوَقْفِ الْخُمُسَ وَ يَسْأَلُ عَنْ رَأْيِكَ فِي بَيْعِ حِصَّتِكَ مِنَ الْأَرْضِ أَوْ يُقَوِّمُهَا عَلَى نَفْسِهِ بِمَا اشْتَرَاهَا بِهِ أَوْ يَدَعُهَا مَوْقُوفَةً؟ فَكَتَبَ(ع) إِلَيَّ: أَعْلِمْ فُلَاناً أَنِّي آمُرُهُ بِبَيْعِ حَقِّي مِنَ الضَّيْعَةِ وَ إِيصَالِ ثَمَنِ ذَلِكَ إِلَيَّ وَ إِنَّ ذَلِكَ رَأْيِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ أَوْ يُقَوِّمُهَا عَلَى نَفْسِهِ إِنْ كَانَ ذَلِكَ أَرْفَقَ بِهِ»).
  56. محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۲۳۸، ح۵۵۶۸؛ محمد ب ن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۴۳، ح۴۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۸۰، ح۴ («... عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ(ع) أَنِّي وَقَفْتُ أَرْضاً عَلَى وُلْدِي وَ فِي حِجٍّ وَ وُجُوهِ بِرٍّ وَ لَكَ فِيهِ حَقٌّ بَعْدِي وَ لِمَنْ بَعْدَكَ وَ قَدْ أَزَلْتُهَا عَنْ ذَلِكَ الْمَجْرَى فَقَالَ: أَنْتَ فِي حِلٍّ وَ مُوَسَّعٌ لَكَ»).
  57. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۸، ح۲۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۴۰، ح۱۹؛ همو، الإستبصار، ج۲، ص۶۰، ح۳۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۵۳۷، ح۱۲۶۶۴ («... وَ رَوَى إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي(ع) إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ، وَ كَانَ يَتَوَلَّى لَهُ الْوَقْفَ بِقُمَّ: فَقَالَ: يَا سَيِّدِي، اجْعَلْنِي مِنْ عَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ فِي حِلٍّ، فَإِنِّي أَنْفَقْتُهَا. فَقَالَ لَهُ: أَنْتَ فِي حِلٍّ. فَلَمَّا خَرَجَ صَالِحٌ، قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): أَحَدُهُمْ يَثِبُ عَلَى أَمْوَالِ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَيْتَامِهِمْ، وَ مَسَاكِينِهِمْ، وَ فُقَرَائِهِمْ، وَ أَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ فَيَأْخُذُهَا، ثُمَّ يَجِي‏ءُ فَيَقُولُ: اجْعَلْنِي فِي حِلٍّ. أَ تَرَاهُ ظَنَّ أَنِّي أَقُولُ: لَا أَفْعَلُ! وَ اللَّهِ لَيَسْأَلَنَّهُمُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ سُؤَالًا حَثِيثاً»).
  58. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۴۸.