پرش به محتوا

وقف: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۸۵۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:
وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۲۲۳.</ref> و در اصطلاح، به معنی [[حفظ]] اصل [[مال]] و قراردادن منافع آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است<ref>محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص۷.</ref>.
وقف، در لغت به معنای ایستادن و توقف کردن<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص۳۵۹ و خلیل بن أحمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۲۲۳.</ref> و در اصطلاح، به معنی [[حفظ]] اصل [[مال]] و قراردادن منافع آن برای اشخاص معین یا عموم در مدت معین یا برای همیشه با حفظ شرایطی خاص است<ref>محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج ۳، ص۲۸۹؛ ابن ادریس حلی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ۳، ص۱۵۲ و محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱، ص۷.</ref>.


در [[اسلام]]، منابع مالی متعددی معین شده است تا بستر [[زندگی]] تمامی [[مسلمانان]] و همه کسانی که [[رفاه]] لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع می‌توان به [[خمس]]، [[زکات]]، [[صدقات]]، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا [[حبس]] نیز یکی از این منابع و از [[مستحبات]] اسلام است. وقف، عملی [[صالح]] و باقی و مصداق روشنی است از [[تعاون]]، و انفاقی، عاری از [[منت]] و احسانی خالی از [[اذیت]] است که تحقیر [[شخصیت]] دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بی‌ریا و دادن وامی است بدون [[اضطراب]] باز پرداخت و تعدیل [[ثروت]] با [[رضا]] و رغبت است که با انجام آن با جمع‌آوری مال و بروز [[اختلافات]] طبقاتی به طور معقول [[مبارزه]] می‌شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳.</ref>.
در [[اسلام]]، منابع مالی متعددی معین شده است تا بستر [[زندگی]] تمامی [[مسلمانان]] و همه کسانی که [[رفاه]] لازم را ندارند، فراهم شود؛ از این منابع می‌توان به [[خمس]]، [[زکات]]، [[صدقات]]، وقف، هبه و... اشاره کرد. وقف یا [[حبس]] نیز یکی از این منابع و از [[مستحبات]] اسلام است. وقف، عملی [[صالح]] و باقی و مصداق روشنی است از [[تعاون]]، و انفاقی، عاری از [[منت]] و احسانی خالی از [[اذیت]] است که تحقیر [[شخصیت]] دیگران را در پی ندارد و تصدّقی دائمی و بی‌ریا و دادن وامی است بدون [[اضطراب]] باز پرداخت و تعدیل [[ثروت]] با [[رضا]] و رغبت است که با انجام آن با جمع‌آوری مال و بروز [[اختلافات]] طبقاتی به طور معقول [[مبارزه]] می‌شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳؛ [[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref>.


== نخستین وقف در اسلام‌==
== پیشینه ==
از [[واقدی]] نقل شده است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اولین وقف را در اسلام انجام داد و ماجرای آن، چنین بود که [[مخیریق]] [[یهودی]]، از علمای بزرگ [[یهود]] [[مدینه]]، پس از [[مسلمان]] شدن، همراه [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جنگ احد]] شرکت جست. او مردی [[ثروتمند]] و دارای باغ‌های نخل بسیار بود<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص۵۱۸ و ابو الربیع حمیری کلاعی، الاکتفاء، ج ۱، ص۳۰۳.</ref>. [[مخیریق]] هنگام [[جنگ احد]] [[وصیت]] کرده بود که اگر کشته شدم، تمام [[اموال]] من از آن [[رسول خدا]]{{صل}} خواهد بود و ایشان می‌تواند آنها را به هر طریق که [[خداوند]] [[دوست]] دارد، [[مصرف]] کند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص۵۳۱، السیرة النبویه، ص۵۱۸ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹.</ref>. مخیریق در [[غزوه احد]] به [[شهادت]] رسید و طبق وصیتش، اموال او که شامل نخلستان‌های هفت گانه [[اعراف]]، [[صافیه]]، دلال، میثب (منبت ۔ میثم)، بُرقَه، حُسنی و مشربه ام‌ابراهیم بود، به [[پیامبر]]{{صل}} رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص۳۷۸؛ و نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز این اموال را در [[سال هفتم هجری]] وقف کرد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱.</ref> و گفته شده است، [[موقوفات]] رسول خدا{{صل}} در [[مدینه]] عموماً از همین اموال مخیرق بود<ref>المغازی، ج ۱، ص۳۷۸ و السیرة النبویه، ص۵۱۸.</ref>.
آثار و نوشته‌های به‌جامانده در الواح و معبدهای باقیمانده از [[اقوام]] گذشته مانند [[رومیان]]، [[مصریان]]، آشوریان، کلدانیان و آریایی‌ها می‌رساند آنان [[اموال]] و زمین‌های فراوانی برای نگهداری مکان‌های مقدس و رسیدگی به امور بینوایان و [[ناتوانان]] قرار می‌دادند و به نوعی با مفهوم وقف آشنایی داشتند<ref>ابوزهره، محاضرات فی الوقف، ۲؛ کُبَیسی، احکام وقف، ۱/۴۰؛ امام خمینی، البیع، ۳/۱۲۳.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز اشاره‌ای به سابقه وقف در گذشته دارد؛ مانند [[نذر]] مادر [[مریم]]{{س}} برای اینکه فرزندش وقف [[معبد]] باشد<ref>سوره آل عمران، آیه ۳۵.</ref>. در میان [[اهل سنت]]، [[شافعی]] وقف [[خانه]] و [[زمین]] را از مختصات [[اسلام]] می‌داند و [[معتقد]] است مدرکی دال بر وجود وقف به مفهوم [[اسلامی]] آن در [[زمان]] پیش از اسلام یافت نمی‌شود<ref>ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری، ۵/۳۰۲.</ref>.


در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است، باغ‌های هفت گانه اعراف، صافیه، دلال، میثب، برقه، حسنی و مشربه ام ابراهیم، موقوفه یا موقوفات رسول اکرم{{صل}} بود که پس از رحلت آن حضرت در [[اختیار]] حضرت [[فاطمه]]{{س}} قرار گرفت. بعدها درباره این موقوفات ادعایی مطرح شد و [[حضرت علی]]{{ع}} بر وقف بودن آنها شهادت داد و حضرت فاطمه{{س}} نیز آنها را موقوفه معرفی فرمود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۲۴۴ و شیخ طوسی، التهذیب، ج ۹، ص۱۴۵.</ref> و در آمد آنها را برای [[بنی‌هاشم]] و [[بنی‌مطلب]] قرار داد<ref>الکافی، ج ۷، ص۴۸ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص۳۸۰.</ref>.
در قرآن کریم گرچه به‌صراحت از وقف سخنی گفته نشده است، اما برخی بر این باورند که [[آیه انفاق]] {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref> شامل وقف نیز می‌شود<ref> قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۴/۱۳۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ۲/۵۰.</ref>.


[[امام رضا]]{{ع}} نیز در [[روایت]] مشابهی فرموده است: "[[رسول خدا]]{{صل}} اموالی را برای حضرت [[فاطمه]]{{س}} وقف کرد تا از آن به ضعفای [[قوم]] خود و نسل آنها [[انفاق]] کنند<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص۳۴۱ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۵۱.</ref>. پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} عباس، عموی پیامبر{{صل}} درباره تصاحب آنها با حضرت فاطمه{{س}} به بحث پرداخت؛ اما علی{{ع}} و دیگران [[شهادت]] دادند که آنها برای حضرت فاطمه{{س}} وقف شده است"<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۷ - ۱۵۸ و أحمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان ۱، ص۴۰.</ref>.<ref> [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳-۴۲۵.</ref>.
دربارۀ وقف و [[احکام]] و آثار و [[برکات]] آن، [[روایات]] بسیاری در منابع روایی وجود دارد که باب خاصی را به خود اختصاص داده‌اند<ref> کلینی، الکافی، ۷/۳۰–۳۹؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱–۲۱۵.</ref>. در برخی از روایات ازجمله کارکردهای وقف، [[حفظ]] رابطه [[انسان]] با [[دنیا]] پس از [[مرگ]] شمرده شده است؛ زیرا وقف صدقه‌ای [[جاریه]] است و پس از مرگ نیز جریان دارد و شخص مرده از [[ثواب]] آن بهره‌مند می‌شود<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۷۱.</ref>. نخستین موقوفه در اسلام وقف نخلستان‌های هفت‌گانه (حوائط سبعه) بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام داد. این اموال مربوط به مخیرق [[یهودی]] بود که [[وصیت]] کرده بود همه اموالش در [[اختیار]] [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده شود<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۲۲/۲۹۸؛  عسکری، معالم المدرستین، ۲/۱۳۱.</ref>. وقف‌های [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نیز در برخی روایات گزارش شده است که ازجمله آنها وقف چشمه‌ها<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۴۱/۳۲.</ref>، نخلستان‌ها<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴/۶۲.</ref> و [[خانه]] آن حضرت<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۹/۱۸۷.</ref> است. همچنین از [[حضرت زهرا]]{{س}} وقف‌هایی گزارش شده است<ref>کلینی، الکافی، ۷/۴۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ۴۳/۲۳۵.</ref>.


== باغ‌های هفت گانه ([[مخیریق]]) ==
[[فقها]] از آغاز عصر تدوین [[فقه]] در کتاب‌های فتوایی و استدلالی خود به بحث از وقف پرداخته‌اند. [[شیخ صدوق]] با تقسیم وقف، به وقف برای [[حج]] و برای [[امام]]{{ع}} و وقف تا ابد، از نخستین کسانی است که بحث وقف را مطرح کرده است<ref>صدوق، الهدایة، ۳۲۳.</ref>. پس از وی تا [[زمان]] [[محقق حلی]]، بحث از وقف با عنوان «وقوف و [[صدقات]]» یا «صدقات» به صورت فشرده و مختصر می‌آمد و در آن به نقل متن [[روایات]] و فروعِ مطرح در آنها بسنده می‌شد؛ امّا محقق حلی با طرحی نو، به بحث‌های وقف، [[نظم]] منطقی داد و با ذکر مسائل و فروع جدید، به آن غنا بخشید<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۶۵–۱۷۵.</ref>. به نظر می‌رسد بحث از [[خرید و فروش]] [[موقوفات]] در [[بیع]] از زمان محقق حلی آغاز شده باشد؛ زیرا وی نخستین بار شرط طلق‌بودن (آزادبودن) مبیع را مطرح کرده است.<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۱۱.</ref> در دوران معاصر، فقها در آثار فتوایی و استدلالی، در عرصه وقف به مسائل جدید نیز توجه کرده‌اند<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۳-۴۲۵.</ref>.
از ‌باغ‌های معروف مخیریق، باغ "حسنی" بود، که از [[موقوفات]] [[پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] به شمار می‌آمد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۵، ص۲۹۱ و انساب الاشراف، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. این باغ در منطقه عوالی<ref>عوالی، منطقه‌ای مرتفع که در چهار میلی مدینه قرار دارد. (معجم، البلدان، ج ۴، ص۱۶۶).</ref> مدینه، در ناحیه "قُف"<ref>ارتفاعات کوچکی که به اندازه کوه نبودند. (همان، ج۴، ص۳۸۳)</ref> قرار داشت که با آب [[وادی]] "مهزور"<ref>دشتی وسیع که محل سکونت بنی قریظه بود. (همان، ج۵، ص۲۳۴)</ref> آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰ و محمد بن یوسف صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۴۰۶.</ref>. [[صافیه]] و برقه و دلال هم از دیگر باغ‌های معروف مخیریق بودند که در بالای "صورین"<ref>موضعی که نزدیک مدینه قرار است. (معجم البلدان، ج ۳، ص۴۳۵)</ref> بودند و با آب مهزور آبیاری می‌شدند<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص۴۰۶ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۹۸.</ref>. مشربه ام ابراهیم نیز از آب وادی مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰.</ref>؛ این باغ به آن سبب به ‌این نام معروف شد که [[ماریه قبطیه]]، مادر ابراهیم، فرزند رسول خدا{{صل}} و [[همسر گرامی پیامبر اکرم]]{{صل}}، در این باغ [[زندگی]] می‌کرد. او ابراهیم را در این محل به [[دنیا]] آورده بود<ref>المغازی، ج۱، ص۳۷۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۸۹ - ۳۹۰؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف، ج ۶، ص۴۷ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۸، ص۴۰۶.</ref>. باغ دیگر، اعواف نام داشت که آن هم از آب [[وادی]] مهزور آبیاری می‌شد<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۰ و بحارالانوار، ج۲۲، ‌ ص۲۹۹.</ref>.
 
گفته شده است، "دلال" از [[املاک]] زنی [[یهودی]] از طایفه [[بنی‌نضیر]] بود و وی با [[سلمان فارسی]] که برده او بود، [[عهد]] کرد که اگر آن را احیا کند، [[آزاد]] خواهد شد. [[سلمان]]، این موضوع را به [[پیامبر]]{{صل}} خبر داد؛ آن حضرت به "دلال" رفت و کنار گودال‌هایی که برای کاشت نهال کنده بودند، نشست و سلمان و دیگر [[مسلمانان]] برای آن حضرت، نهال خرما می‌آوردند و ایشان با دست خود، آنها را می‌کاشت. پس، همه این نهال‌ها بارور شد و به زودی شکوفه بر آورد و بعدها [[خداوند]] این باغ را نصیب [[رسول خدا]]{{صل}} ساخت<ref>السیره النبویه، ص۲۲۰ - ۲۲۱؛ وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۵۱ و شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس، ج ۱، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۵-۴۲۶.</ref>
 
== دیگر [[موقوفات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ‌==
چاه "أعواف" نیز از موقوفات پیامبر بود که با وضوی رسول خدا{{صل}} متبرک شده بود و سال‌ها جریان داشت<ref>وفاء الوفاء، ج ۳، ص۱۲۴ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۲۲.</ref>. [[بلاذری]] از قول عده‌ای از [[بنی‌حارث]] بن [[عبدالمطلب]] نقل کرده است که باغ "الحدیقه" نیز از دیگر موقوفات پیامبر بود<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸.</ref>. بلاذری در ادامه می‌گوید که من نمی‌دانم آن، جزء [[اموال]] [[مخیریق]] بوده است یا نه<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۱۸.</ref>.<ref> سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶.</ref>


== [[پیامبر]]{{صل}} و [[تشویق]] [[اصحاب]] به انجام وقف ==
== [[پیامبر]]{{صل}} و [[تشویق]] [[اصحاب]] به انجام وقف ==
خط ۲۹: خط ۲۳:
از [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره وقف چنین [[روایت]] شده است: "هرگاه [[انسان]] بمیرد، رشته عمل او در [[دنیا]] قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: [[صدقه]] [[جاریه]] (وقف) یا [[علمی]] که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او [[دعا]] کند"<ref>{{متن حدیث|إِذَا مَاتَ‌ ابْنُ‌ آدَمَ‌ انْقَطَعَ‌ عَمَلُهُ‌ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}}؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۵.</ref>.
از [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره وقف چنین [[روایت]] شده است: "هرگاه [[انسان]] بمیرد، رشته عمل او در [[دنیا]] قطع می‌شود؛ مگر از سه چیز: [[صدقه]] [[جاریه]] (وقف) یا [[علمی]] که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او [[دعا]] کند"<ref>{{متن حدیث|إِذَا مَاتَ‌ ابْنُ‌ آدَمَ‌ انْقَطَعَ‌ عَمَلُهُ‌ إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ}}؛ حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۴ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۵.</ref>.


در [[صحیح بخاری]] از [[انس بن مالک]] روایت شده است، [[ابوطلحه]] توانگرترین فرد [[انصار]] بود و از همه [[اموال]] خود، باغ بیرحاء را که در سمت [[قبله]] [[مسجد]] [[نبوی]] قرار داشت، بیشتر [[دوست]] می‌داشت. [[پیغمبر]]{{صل}} گاه به این باغ داخل می‌شد و از آب گوارای چاه آن می‌نوشید. انس بن مالک، خادم آن حضرت می‌گوید: "وقتی [[آیه]] ۹۲ [[آل عمران]]: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، نازل شد؛ ابوطلحه برخاست و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! محبوب‌ترین اموال من "بیرحاء" است و آن را در [[راه خدا]] صدقه می‌دهم و امیدوارم [[ثواب]] آن ذخیره آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که [[خدا]] تو را بدان [[راهنمایی]] می‌کند، [[مصرف]] کن!"‌. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: " آن‌چه گفتی، شنیدم؛ چه [[مال]] سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای [[نزدیکان]] خود وقف کنی"؛ ‌ [[ابوطلحه]] گفت: "ای [[رسول خدا]]{{صل}} همین کار را می‌کنم ". پس آن را برای پسرعموها و نزدیکان خود وقف کرد"<ref>بخاری، صحیح، ج ۵، ص۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۲۹ - ۱۳۰.</ref>.
در [[صحیح بخاری]] از [[انس بن مالک]] روایت شده است، [[ابوطلحه]] توانگرترین فرد [[انصار]] بود و از همه [[اموال]] خود، باغ بیرحاء را که در سمت [[قبله]] [[مسجد]] [[نبوی]] قرار داشت، بیشتر [[دوست]] می‌داشت. [[پیغمبر]]{{صل}} گاه به این باغ داخل می‌شد و از آب گوارای چاه آن می‌نوشید. انس بن مالک، خادم آن حضرت می‌گوید: "وقتی [[آیه]] ۹۲ [[آل عمران]]: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ}}<ref>«هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند» سوره آل عمران، آیه ۹۲.</ref>، نازل شد؛ ابوطلحه برخاست و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! محبوب‌ترین اموال من "بیرحاء" است و آن را در [[راه خدا]] صدقه می‌دهم و امیدوارم [[ثواب]] آن ذخیره آخرتم باشد؛ آن را در هر راهی که [[خدا]] تو را بدان [[راهنمایی]] می‌کند، [[مصرف]] کن!"‌. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: " آن‌چه گفتی، شنیدم؛ چه [[مال]] سودمندی؛ نظر من آن است که آن را برای [[نزدیکان]] خود وقف کنی"؛ ‌ [[ابوطلحه]] گفت: "ای [[رسول خدا]]{{صل}} همین کار را می‌کنم ". پس آن را برای پسرعموها و نزدیکان خود وقف کرد"<ref>بخاری، صحیح، ج ۵، ص۱۶۹ - ۱۷۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۱۴۱ و ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۲۹ - ۱۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶ ـ ۴۲۸.</ref>


[[واقدی]] نیز نقل کرده است، چاه "رومه" جزو [[اموال]] مردی از قبیله مزینه بود که در برابر دریافت [[پول]] به [[مردم]] آب می‌داد. روزی پیامبر{{صل}} به آن چاه نظر افکند و فرمود: "اگر [[مسلمانی]] این چاه را از این مرد بخرد و برای [[مسلمانان]] وقف کند، آن، چه [[صدقه]] و وقف خوبی است". [[عثمان بن عفان]] آن را به چهارصد دینار از آن مرد خرید و وقف کرد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۵۳۶؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۹۲ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص۲۲۷.</ref>. ‌ همو نقل می‌کند، چون رسول خدا{{صل}} در [[جنگ]] [[غابه]] به کنار چاه "همّ" رسید، مسلمانان گفتند: "ای رسول خدا{{صل}}! آیا این چاه را [[مصادره]] نمی‌کنید؟"‌ فرمود: "خیر، ولی یک نفر این چاه را بخرد و بهای آن را صدقه دهد"؛ پس [[طلحة بن عبیدالله]] آن را خرید و وقف کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص۵۴۷.</ref>.
== اقسام وقف ==
از نظر گروهی از [[فقها]] [[مالی]] که به ملکیت عده‌ای درآید تا اینکه عین [[مال]] نزد آنها [[حبس]] شده و ثابت بماند و از منافعش بهره‌مند شوند، «وقف تملیکی» است و اگر عین مال در [[ملک]] کسی درنیاید و تنها [[اجازه]] بهره‌مند شدن از منافع آن در جهت خاصی داده شود، مانند وقف [[زمین]] برای [[مسجد]]، به آن «وقف تحریری» گفته می‌شود<ref>حلی، علامه، قواعد الاحکام، ۲/۳۹۴؛ عاملی، مفتاح الکرامة، ۲۳/۶۷۱.</ref>.


همچنین مورخان نقل کرده‌اند که در [[خیبر]]، زمینی معروف به باغ "ثمغ"، نصیب [[عمر بن خطاب]] شد؛ او نزد پیامبر{{صل}} آمد و درباره آن از ایشان نظر خواست و گفت: "این ‌زمینی که در خیبر نصیب من شده، بهترین مزرعه من است؛ درباره آن چه دستوری می‌فرمایید؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "اصل آن را وقف و درآمدش را [[صدقه]] تعیین کن!" عمر نیز آن را طوری وقف کرد که اصل آن مزرعه فروخته و بخشیده و به [[ارث]] برده نشود و در آمد آن مخصوص [[فقیران]]، [[ارحام]] و بستگان نیازمند، آزاد کردن بردگان و [[جهاد در راه خدا]]، درماندگان و [[پذیرایی]] از میهمانان قرار داده شود و...<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۲۵۴؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص۴۲؛ الطبقات الکبری، ج ۳، ص۲۷۲ و انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref>.<ref>البته عده‌ای اعتقاد دارند که این زمین هم از موقوفات رسول اکرم{{صل}} بوده است. (وفاء الوفاء، ج ۴، ص۴۲).</ref>.
وقف به اعتبار کسانی که برای آنها وقف شده (موقوف‌علیهم) به دو قسم خاص و عام تقسیم شده است. [[وقف خاص]] اختصاص به شخص یا اشخاص معین دارد؛ اما در [[وقف عام]] یا جهت و [[مصلحت عمومی]] لحاظ می‌شود مانند وقف مسجد و [[مدرسه]] یا عنوان کلی مانند [[فقرا]] و [[علما]].<ref>شهید اول، الدروس الشرعیة، ۱/۲۱۱؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷.</ref> در وقف خاص وجود مصداق موقوف‌علیه در هنگام وقف، لازم است؛ بنابراین وقف بر معدوم یا آنان که بعداً می‌آیند، اگر به صورت مستقل باشد صحیح نیست<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.</ref>؛ اما در وقف عام، وجود مصداق آن در همه زمان‌ها شرط نیست<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲/۶۸.</ref>.<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref>


[[ابن سعد]] از ابن کعب نقل کرده است که پس اینکه رسول خدا باغات هفت گانه را وقف کرد، [[مسلمانان]] نیز به وقف راغب شده، برخی [[اموال]] خود را برای [[اولاد]] و نوادگان خود وقف کردند <ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۹۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۶ ـ ۴۲۸.</ref>
=== وقف عام ===
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره می‌برند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی [[مالی]] را برای راه‌های خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، [[مدرسه]] و برای [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و گاهی وقف خاص است، مانند وقف بر [[اولاد]] یا وقف برای جمعی خاص مانند مریض‌های صعب‌العلاج. این دسته از [[اموال]] را هم می‌توان جزو [[درآمدهای عمومی]] دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره می‌برند؛ مانند [[زکات]] که مصارف مشخصی دارد. تولیت [[اوقاف]] اگر متولی مشخص نداشته باشد، با [[حاکم اسلامی]] است. [[کلینی]] بابی درباره وقف، هبه و [[تصدق]] دارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۳۰.</ref> و [[روایات]] متعددی دراین‌باره آورده که [[شیعیان]] در آنها پرسش‌های خود را از [[امامان]] می‌پرسند.


== ثبت اوقاف‌==
امیرالمؤمنین علی{{ع}} اموالی را وقف عام کرد و آنها را بر [[فقرا]]<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج‌۲، ص‌۳۴۰؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۴.</ref> و حجاج [[بیت‌الله الحرام]] وقف نمود<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج‌۲، ص‌۳۴۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[پیامبر]]{{صل}} فیء را تقسیم می‌کرد، به علی{{ع}} زمینی رسید. در آن چشمه‌ای کند. آب از آن بیرون زد مانند گردن شتر؛ آن را [[ینبع]] نامید. بشارت‌دهنده‌ای به حضرت [[بشارت]] داد. فرمود: [[وارث]] را بشارت ده؛ این [[صدقه]] و وقف [[قطعی]] است در راه [[حاجیان]] [[خانه خدا]] و کسانی که از اینجا بگذرند؛ نه فروخته می‌شود و نه هبه می‌شود و نه به [[ارث]] برده می‌شود. هر کس آن را بفروشد یا ببخشد، [[لعنت خدا]]، [[فرشتگان]] و تمام [[مردم]] بر او باد. [[خداوند]] از او (چنین) چیزی و مشابه آن را نمی‌پذیرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۵۵‌.</ref>. امام صادق{{ع}} نقل می‌کند امیرالمؤمنین علی{{ع}} خانه‌ای را که در [[مدینه]] در محله بنی‌زُرَیق داشت، وقف کرد اول برای خاله‌های خود تا زمانی که زنده باشند، بعد برای بازماندگان آنها؛ سپس در صورت انقراض آنان، برای [[نیازمندان]] از [[مسلمانان]]<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص‌۱۳۱.</ref>. امام صادق{{ع}} وقف‌نامه مشابهی برای شخصی نوشته که در پایان، آن [[ملک]] وقف نیازمندان از مسلمانان شده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص‌۱۳۱.</ref>.
عده‌ای از مورخان در کتاب‌های خود آورده‌اند که رسول خدا{{صل}} [[زبیر بن عوام]] را [[مأمور]] ثبت اموال [[صدقات]] خود کرده بود و هرگاه او نبود و یا عذری داشت، [[جهیم بن صلت]] یا [[حذیفة بن یمان]] این کار را بر عهده می‌گرفتند<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۹، ص۳۸۰ - ۳۸۱.</ref>. عده‌ای دیگر نیز زبیر بن عوام و جهیم بن صلت را از کاتبان اموال وقف<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف ص۲۴۵ و ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص۶۲۶.</ref> و حذیفة بن یمان را تخمین زننده [[میزان]] محصول آنها (اگر باغ و... بودند) معرفی کرده‌اند<ref>التنبیه الاشراف، ص۲۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۸.</ref>


== علی{{ع}} شاگرد بارز [[مکتب]] [[نبوی]]{{صل}} ==
این دسته [[اوقاف]] جزو [[اموال عمومی]] با مصارف خاص است که در [[اختیار]] [[حاکم اسلامی]] قرار دارد و [[حاکم]] بر آن [[نظارت]] می‌کند که طبق وقف‌نامه عمل شود. به نظر [[فقها]] متولی اوقاف عام حاکم اسلامی است و بدون [[اجازه]] وی نمی‌توان در آن تصرف کرد<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج‌۵، ص‌۳۲۶.</ref>؛ حتی [[حاکمان]] وقت در [[زمان]] [[معصومان]] [[مسئولان]] اوقاف خاص را نیز تعیین می‌کردند؛ به همین جهت حاکمان وقت تولیت اوقاف علی{{ع}} را در زمان [[امام باقر]]{{ع}} به بنی‌الحسن دادند<ref>شمس‌الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۷، ص۸۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۶۰.</ref>
[[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} شاگرد ممتاز [[مکتب]] [[نبوی]]{{صل}} است. ایشان درس [[انفاق]] و [[وارستگی]] را به خوبی از محضر [[رسول خدا]]{{صل}} آموخته بود و موقوفاتی از ایشان در [[تاریخ]] به ثبت رسیده است که در ادامه به دو نمونه اشاره می‌کنیم:‌ از [[موقوفات]] علی{{ع}} "عین ابی نیزر" است؛ این چاه پر آب که آن حضرت آن را به دست خود در منطقه "[[ینبع]]" در [[مدینه]] احداث کرده بود، در واقع، گنجی هنگفت و ثروتی سرشار بود که مژده خیر و برکتش می‌توانست هر صاحبی را به وجد آورد؛ اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به محض حفر این چاه با کمال [[اخلاص]] فرمود: "[[خدا]] را [[گواه]] می‌گیرم که این چشمه را [[صدقه]] (وقف) قرار دادم". سپس کاغذ و قلمی‌طلبید و برای آن، وقف نامه‌ای نوشته، آن را برای فقرای مدینه، [[در راه ماندگان]] و... وقف کرد<ref>معجم البلدان، ج ۴، ص۱۷۵ - ۱۷۶؛ وفاء الوفاء، ج ۴، ص۱۱۹ - ۱۲۰ و مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۶۲.</ref>. وقف [[منزل]] خویش در محله بنی‌زریق نیز از دیگر موقوفات علی{{ع}} در مدینه بود<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۲۴۸ و التهذیب، ج ۹، ص۱۳۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۲۹.</ref>


== وقف عام ==
== شرایط وقف ==
وقف جزو اموالی است که جمعی از آن بهره می‌برند. وقف گاهی عام است، مانند اینکه کسانی [[مالی]] را برای راه‌های خیر وقف کنند؛ مانند ساختن پل، حمام، [[مدرسه]] و برای [[عزاداری امام حسین]]{{ع}} و گاهی وقف خاص است، مانند وقف بر [[اولاد]] یا وقف برای جمعی خاص مانند مریض‌های صعب‌العلاج. این دسته از [[اموال]] را هم می‌توان جزو [[درآمدهای عمومی]] دانسته که جمعی با شرایط خاص از آن بهره می‌برند؛ مانند [[زکات]] که مصارف مشخصی دارد. تولیت [[اوقاف]] اگر متولی مشخص نداشته باشد، با [[حاکم اسلامی]] است. [[کلینی]] بابی درباره وقف، هبه و [[تصدق]] دارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۳۰.</ref> و [[روایات]] متعددی دراین‌باره آورده که [[شیعیان]] در آنها پرسش‌های خود را از [[امامان]] می‌پرسند. در گذشته درباره [[موقوفات]] خاص سخن گفتیم. اکنون اشاره‌ای به موقوفات عام می‌کنیم.
مهم‌ترین شرایط وقف عبارت است از: خواندن صیغه‌ای که دلالت بر مفهوم وقف داشته باشد، [[قصد قربت]] داشتن، دائمی بودن، قبول موقوفه از سوی کسانی که از وقف بهره می‌برند، مشروط نبودن وقف به شرطی یا صفتی در [[آینده]] و اینکه عین [[مال]] را تنها برای خود یا خودش به انضمام دیگری وقف نکند<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۰–۶۶.</ref>. همچنین باید مال موقوفه در [[اختیار]] موقوف‌علیهم قرار گیرد<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۲۸/۸.</ref> زیرا در غیر این صورت وقف لازم نمی‌شود و واقف می‌تواند وقف را فسخ کند؛ حتی اگر پیش از اقباض بمیرد، وقف [[باطل]] می‌شود<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۸/۹؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۲.</ref>.


امیرالمؤمنین علی{{ع}} اموالی را وقف عام کرد و آنها را بر [[فقرا]]<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج‌۲، ص‌۳۴۰؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌۱، ص‌۱۲۴.</ref> و حجاج [[بیت‌الله الحرام]] وقف نمود<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج‌۲، ص‌۳۴۱.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[پیامبر]]{{صل}} فیء را تقسیم می‌کرد، به علی{{ع}} زمینی رسید. در آن چشمه‌ای کند. آب از آن بیرون زد مانند گردن شتر؛ آن را [[ینبع]] نامید. بشارت‌دهنده‌ای به حضرت [[بشارت]] داد. فرمود: [[وارث]] را بشارت ده؛ این [[صدقه]] و وقف [[قطعی]] است در راه [[حاجیان]] [[خانه خدا]] و کسانی که از اینجا بگذرند؛ نه فروخته می‌شود و نه هبه می‌شود و نه به [[ارث]] برده می‌شود. هر کس آن را بفروشد یا ببخشد، [[لعنت خدا]]، [[فرشتگان]] و تمام [[مردم]] بر او باد. [[خداوند]] از او (چنین) چیزی و مشابه آن را نمی‌پذیرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۷، ص‌۵۵‌.</ref>. امام صادق{{ع}} نقل می‌کند امیرالمؤمنین علی{{ع}} خانه‌ای را که در [[مدینه]] در محله بنی‌زُرَیق داشت، وقف کرد اول برای خاله‌های خود تا زمانی که زنده باشند، بعد برای بازماندگان آنها؛ سپس در صورت انقراض آنان، برای [[نیازمندان]] از [[مسلمانان]]<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص‌۱۳۱.</ref>. امام صادق{{ع}} وقف‌نامه مشابهی برای شخصی نوشته که در پایان، آن [[ملک]] وقف نیازمندان از مسلمانان شده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج‌۹، ص‌۱۳۱.</ref>.
همچنین واقف باید اهلیت وقف‌کردن را داشته باشد. مراد از اهلیت برخورداری از [[عقل]]، [[بلوغ]] و اختیار است و اینکه به واسطه اموری چون ورشکستگی و سفیه‌بودن، از تصرف در [[مال]] خود ممنوع نشده باشد.


این دسته [[اوقاف]] جزو [[اموال عمومی]] با مصارف خاص است که در [[اختیار]] [[حاکم اسلامی]] قرار دارد و [[حاکم]] بر آن [[نظارت]] می‌کند که طبق وقف‌نامه عمل شود. به نظر [[فقها]] متولی اوقاف عام حاکم اسلامی است و بدون [[اجازه]] وی نمی‌توان در آن تصرف کرد<ref>شهید ثانی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج‌۵، ص‌۳۲۶.</ref>؛ حتی [[حاکمان]] وقت در [[زمان]] [[معصومان]] [[مسئولان]] اوقاف خاص را نیز تعیین می‌کردند؛ به همین جهت حاکمان وقت تولیت اوقاف علی{{ع}} را در زمان [[امام باقر]]{{ع}} به بنی‌الحسن دادند<ref>شمس‌الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۷، ص۸۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۶۰.</ref>
در [[وقف خاص]] لازم است کسانی که واقف، منافع مال را برای آنان قرار می‌دهد، موجود باشند و معین گردند؛ از این‌رو وقف برای اشخاصی که مرده‌اند یا در شکم مادر یا غیر معین‌اند، صحیح نیست؛ زیرا هیچ‌ کدام به صورت مستقل قابلیت مالک‌شدن را ندارند<ref>امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۶۷–۶۸.</ref>.<ref>[[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۳۰۱–۳۰۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۵: خط ۴۹:
#[[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
#[[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:1100517.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:1100517.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:IM009957.jpg|22px]] [[مصطفی امینی|امینی]]، [[وقف (مقاله)|مقاله «وقف»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۱۰''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش