انتخاب همسر در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==سیره رسول خدا در انتخاب همسر{{صل}}==
== سیره رسول خدا در انتخاب همسر{{صل}} ==
دقت، توجه و [[مراقبت]] در انتخاب همسر هنگام ازدواج برای همه لازم است. اما این مسئله برای رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} اهمیتی صدچندان داشت؛ چراکه هر یک از آن بزرگواران یا همسرانشان در [[آینده]] [[مسئولیت]] پدر یا مادر بودن شخصیت‌هایی را بر دوش داشتند که سرآمد مردان و [[زنان]] اعصار و قرون، و [[رهبران]] و [[پیشوایان]] بشریت بوده‌اند. در [[حقیقت]] اهمیت [[مقام]] و جایگاه [[معصومان]]{{عم}} بر اهمیت [[مسئولیت والدین]] گرامیشان می‌افزود. چگونگی [[همسرگزینی]] رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} از دقت آنان و اهمیت دادنشان به این موضوع در ازدواج نشان دارد<ref>اینکه چه اموری در نظر شریف ایشان مهم بوده و باید در آن دقت کافی شود بحثی است که انشاءالله در آینده و ادامه همین بخش به آن خواهیم پرداخت. با نگاهی اجمالی تا حدودی می‌توان به دست آورد که برای انتخاب همسر، به چه اموری باید توجه داشت و نباید از آن به سادگی گذشت. افزون بر ایمان درباره تدین و خلق‌وخوی و مسائلی چون ولود بودن، خانواده، اصل و نسب و زیبایی ظاهری و... روایات بسیاری از رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} نقل شده است؛ چون: {{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ{{عم}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْوَاهاً وَ أَفْتَقُ أَرْحَاماً وَ أَسْرَعُ تَعْلِيماً وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ}}. در ادامه آمده است: {{متن حدیث|... وَ تَزَوَّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحَسِّنُ لَهُنَّ فِي أَخْلَاقِهِنَّ وَ يُوَسِّعُ لَهُنَّ فِي أَرْزَاقِهِنَّ}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ مَهْرُهَا}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۵)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ{{ع}} قَالَ: ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴) و....</ref>.
دقت، توجه و [[مراقبت]] در انتخاب همسر هنگام ازدواج برای همه لازم است. اما این مسئله برای رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} اهمیتی صدچندان داشت؛ چراکه هر یک از آن بزرگواران یا همسرانشان در [[آینده]] [[مسئولیت]] پدر یا مادر بودن شخصیت‌هایی را بر دوش داشتند که سرآمد مردان و [[زنان]] اعصار و قرون، و [[رهبران]] و [[پیشوایان]] بشریت بوده‌اند. در [[حقیقت]] اهمیت [[مقام]] و جایگاه [[معصومان]]{{عم}} بر اهمیت مسئولیت والدین گرامیشان می‌افزود. چگونگی [[همسرگزینی]] رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} از دقت آنان و اهمیت دادنشان به این موضوع در ازدواج نشان دارد<ref>اینکه چه اموری در نظر شریف ایشان مهم بوده و باید در آن دقت کافی شود بحثی است که انشاءالله در آینده و ادامه همین بخش به آن خواهیم پرداخت. با نگاهی اجمالی تا حدودی می‌توان به دست آورد که برای انتخاب همسر، به چه اموری باید توجه داشت و نباید از آن به سادگی گذشت. افزون بر ایمان درباره تدین و خلق‌وخوی و مسائلی چون ولود بودن، خانواده، اصل و نسب و زیبایی ظاهری و... روایات بسیاری از رسول خدا و اهل‌بیت{{عم}} نقل شده است؛ چون: {{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ{{عم}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْوَاهاً وَ أَفْتَقُ أَرْحَاماً وَ أَسْرَعُ تَعْلِيماً وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ}}. در ادامه آمده است: {{متن حدیث|... وَ تَزَوَّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحَسِّنُ لَهُنَّ فِي أَخْلَاقِهِنَّ وَ يُوَسِّعُ لَهُنَّ فِي أَرْزَاقِهِنَّ}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ مَهْرُهَا}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۵)؛ {{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ{{ع}} قَالَ: ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴) و....</ref>.
از جمله شایستگی‌های [[رسول خدا]]{{صل}}، [[برگزیدن]] [[حساب]] شده و هدفمند [[همسر]] و [[شریک زندگی]] بوده است. [[ازدواج]] آن [[بزرگوار]] به ویژه پیوند با بانوی بزرگوار [[اسلام]] [[خدیجه کبری]]{{س}} از جنبه‌های گوناگون مهم و درس‌آموز بوده است. اکنون به مواردی از ازدواج‌های رسول خدا{{صل}} و همسرگزینی‌های ایشان اشاره می‌کنیم:


===برگزیدن خدیجه کبری{{س}}===
از جمله شایستگی‌های [[رسول خدا]]{{صل}}، [[برگزیدن]] حساب شده و هدفمند [[همسر]] و شریک زندگی بوده است. [[ازدواج]] آن [[بزرگوار]] به ویژه پیوند با بانوی بزرگوار [[اسلام]] [[خدیجه کبری]]{{س}} از جنبه‌های گوناگون مهم و درس‌آموز بوده است. اکنون به مواردی از ازدواج‌های رسول خدا{{صل}} و همسرگزینی‌های ایشان اشاره می‌کنیم:
[[مردم]] [[جزیرةالعرب]]، به ویژه [[مکه]]، پیش از [[بعث]] رسول خدا{{صل}}، ایشان را [[جوانی]] برازنده با اصل و [[نسب]]، قابل [[اعتماد]]، [[امین]] و از هر جهت شایسته می‌دانستند. افزون بر این، درباره آتیه روشن و حتی [[نبوت]] ایشان نیز خبرهایی شنیده بودند. به هر روی، رسول خدا{{صل}} از نگاه مردم آن [[روز]] مکه، به ویژه [[قبیله]] معروف و پرآوازه [[قریش]]، جوانی برازنده و به [[تقوا]] معروف بودند و برای ازدواج با [[دختران]] [[عرب]] آن [[روز]]، هیچ مشکلی نداشتند. اما ایشان از میان همه آنان [[حضرت خدیجه]]{{س}} را برگزیدند؛ بانویی که سال‌ها پیش [[دوران جوانی]] را پشت سر گذاشته و تقریبا پانزده سال از [[رسول خدا]] بزرگ‌تر بود. افزون بر این بنابر نقل مشهور پیش از آن نیز با شخص دیگری ازدواج کرده بود.
از سوی دیگر، [[خدیجه کبری]]{{س}} شخصیتی معروف و مشهور و بانویی [[ثروتمند]]، با مال‌التجاره‌ای بسیار و عمّال و کارگزارانی فراوان بود به همین دلیل، در [[جامعه]] آن روز [[حجاز]] از جایگاه و امتیازهایی فوق‌العاده بهره‌مند بود. افزون بر این، او خود صاحب ویژگی‌هایی ممتاز و برجسته و مناسب یک بانوی نجیب و باوقار بود. در دوران [[حاکمیت]] رذالت‌ها و پستی‌ها بر جامعه آن روز [[جزیرةالعرب]]، خدیجه کبری به [[عفت]] و [[پاکدامنی]] معروف بود؛ تا جایی که ایشان را [[طاهره]] می‌نامیدند<ref>علی بن ابی‌الکرم ابن اثیر، أسدالغابة، ج۵، ص۴٣۴؛ الحافظ احمد بن علی العسقلانی، الإصابة، ج١۶، ص۲۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص١٣.</ref>.


همین ویژگی‌های برجسته و جایگاه ممتاز [[اجتماعی]] موجب شد تا سیل خواستگارانی بی‌شمار از مردان و سرشناسان عرب در [[مکه]] و خارج از آن به او روی آورند. با وجود این، خدیجه کبری{{س}} از میان همه آن [[خواستگاران]] معروف و مشهور، خود خواهان وصلت با رسول خدا{{صل}} بود و سرانجام آن عزیز را به همسری برگزید. مهم‌تر از همه آنکه خودش گام پیش نهاد و به آن وجود نازنین [[پیشنهاد ازدواج]] داد. در پایان نیز در برابر همه اعتراض‌های [[نزدیکان]] و [[خویشان]] ایستاد و به این کار اقدام کرد. رسول خدا{{صل}} برای نخستین بار در ۲۵ سالگی با خدیجه کبری ازدواج کردند تا زمانی که خدیجه کبری در قید [[حیات]] بود نیز حضرت با هیچ [[زن]] دیگری ازدواج نکردند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} لَمْ يَتَزَوَّجْ عَلَى خَدِيجَةَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۹۱). با دقت در زندگی بابرکت پیامبر بزرگوار اسلام{{صل}}، یک حقیقت روشن هویدا می‌شود. ایشان درست در سنین جوانی که هر کس خواهان ازدواج با دختران زیبا و نوجوان است، با بیوه‌ای چهل ساله پیمان زناشویی می‌بندند. پیوند حضرت{{صل}} با دیگر زنان و گاه دختران درست در دهه پایانی عمر شریفشان بنا به مصالحی الهی و دینی و گاه با دستور صریح خداوند انجام می‌شد. این نکته می‌تواند پاسخی دندان‌شکن برای عده‌ای عنود و سبک‎مغز باشد که آن وجود نازنین را به القابی که خود به آن شایسته‌ترند، منتسب می‌کنند.</ref>. سرانجام در [[سال دهم بعثت]] یعنی پنجاهمین سال [[عمر شریف رسول]] [[خدا]]{{صل}}، همسرشان [[خدیجه کبری]] از [[دنیا]] رفت.
=== برگزیدن خدیجه کبری{{س}} ===
این [[انتخاب شایسته]] و پیوند [[مقدس]] حاصل اهمیت‌دهی، دقت و توجه هر دو [[بزرگوار]] ب ه [[انتخاب همسر]] و اقدام به [[ازدواج]] بود. پس از گذشت اندک زمانی، برایند این [[انتخاب]] درست، در جمع [[انسانی]]، [[اسلامی]] خود را نشان داد و خدیجه کبری نخستین زنی بود که به [[رسول خدا]]{{صل}} [[ایمان]] آورد. مهم‌تر آنکه ایشان در ایمان خود تا پایان [[ثابت‌قدم]] و [[پایدار]] بود و از [[تهدید]] و [[تطمیع]] دیگران نهراسید. حاصل این اقدام درست و مقدس، دردانه [[عالم هستی]]، جگرگوشه رسول خدا و خدیجه کبری یعنی [[فاطمه زهرا]]{{س}} بود که قلم و سخن در ذکر ویژگی‌های او [[ناتوان]] است.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۰.</ref>.
[[مردم]] [[جزیرةالعرب]]، به ویژه [[مکه]]، پیش از [[بعث]] رسول خدا{{صل}}، ایشان را [[جوانی]] برازنده با اصل و نسب، قابل اعتماد، [[امین]] و از هر جهت شایسته می‌دانستند. افزون بر این، درباره آتیه روشن و حتی [[نبوت]] ایشان نیز خبرهایی شنیده بودند. به هر روی، رسول خدا{{صل}} از نگاه مردم آن [[روز]] مکه، به ویژه [[قبیله]] معروف و پرآوازه [[قریش]]، جوانی برازنده و به [[تقوا]] معروف بودند و برای ازدواج با [[دختران]] [[عرب]] آن [[روز]]، هیچ مشکلی نداشتند. اما ایشان از میان همه آنان [[حضرت خدیجه]]{{س}} را برگزیدند؛ بانویی که سال‌ها پیش [[دوران جوانی]] را پشت سر گذاشته و تقریبا پانزده سال از [[رسول خدا]] بزرگ‌تر بود. افزون بر این بنابر نقل مشهور پیش از آن نیز با شخص دیگری ازدواج کرده بود.


===انتخاب و ازدواج با دیگر [[همسران]]===
از سوی دیگر، [[خدیجه کبری]]{{س}} شخصیتی معروف و مشهور و بانویی [[ثروتمند]]، با مال‌التجاره‌ای بسیار و عمّال و کارگزارانی فراوان بود به همین دلیل، در [[جامعه]] آن روز [[حجاز]] از جایگاه و امتیازهایی فوق‌العاده بهره‌مند بود. افزون بر این، او خود صاحب ویژگی‌هایی ممتاز و برجسته و مناسب یک بانوی نجیب و باوقار بود. در دوران [[حاکمیت]] رذالت‌ها و پستی‌ها بر جامعه آن روز [[جزیرةالعرب]]، خدیجه کبری به [[عفت]] و [[پاکدامنی]] معروف بود؛ تا جایی که ایشان را طاهره می‌نامیدند<ref>علی بن ابی‌الکرم ابن اثیر، أسدالغابة، ج۵، ص۴٣۴؛ الحافظ احمد بن علی العسقلانی، الإصابة، ج١۶، ص۲۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص١٣.</ref>.
بی‌شک، همه [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} در یک سطح و مرتبه نبوده‌اند؛ چنان‌که از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نقل شده است:
«خدیجه کبری{{س}} با فضیلت‌ترین [[زن]] از [[زنان پیامبر]] بوده و پس از ایشان [[ام‌سلمه]] از همه [[برتر]] بوده است»<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً... وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ}} (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص٢۴۴؛ به نقل از: محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال).</ref>.
ام‌سلمه{{س}} بانویی بسیار [[محترم]] و [[جلیل‌القدر]] بود. نام او هند فرزند ابی‌امیه بود و در خانواده‌ای با [[شرافت]] که به [[بخشش]] و سخاوتمندی شهره بودند، [[چشم]] به [[جهان]] گشود. او از پیشکسوتان در [[اسلام]] بود که به همراه همسرش [[ابوسلمه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد. ام‌سلمه بانویی [[اهل فضل]]، صاحب‌نظر و از معدود افراد باسواد در [[عصر جاهلیت]] بود. [[مقام]] و جایگاه والای او موجب شده بود تا پس از [[شهادت]] همسرش ابوسلمه<ref>ابوسلمه در اثر جراحتی که از جنگ احد در بدن وی باقی مانده بود به شهادت رسید. او مردی بیدار و روشن ضمیر بود. آن دو به هم علاقه‌مند بودند. ام‌سلمه روزی به وی می‌گوید: «بیا با هم‌پیمان بندیم که پس از مرگ هر یک دیگری ازدواج نکند». وی پاسخ می‌دهد: «مبادا چنین پیمانی بندی! و پس از من خود را به زحمت اندازی» سپس دستان خود را به آسمان بلند می‌کند و می‌گوید: «پروردگارا، ام‌سلمه را پس از من مردی بهتر از من روزی فرما». پس از درگذشت ابوسلمه رسول خدا{{صل}} برای تسلی خاطر ام‌سلمه در حق او دعا کرد و فرمود: «خدایا، اندوه او را تسکین ده و مصیبتش را جبران کن و عوضی بهتر به وی عطا کن» (احمد لقمانی، الگوهای ناب در نگاه دخت آفتاب؛ به نقل از: ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص٢٨۵).</ref>، [[خواستگاران]] بسیاری از میان [[رجال]] و مشاهیر آن [[روز]] [[مدینه]] داشته باشد. اما او عاقل‌تر از آن بود که به وصلت با شخصی جز وجود نازنینی چون [[پیامبر مکرم اسلام]]{{صل}} [[راضی]] شود<ref>ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص۲۸۵؛ عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة؛ زندگانی محمد{{صل}} پیامبر اسلام، ترجمه سیدهاشم رسولی، ص۱۹۹.</ref>.
در جریان [[ازدواج پیامبر با ام‌سلمه]]، حضرت طی نامه‌ای از او درخواست فرمودند تا خود را به [[عقد]] رسول خدا درآورد. ام‌سلمه نیز با کمال [[افتخار]] پذیرفت و بی‌درنگ اقدام کرد. گفتنی است که حضرت{{صل}} با ام‌سلمه در حالی ازدواج کردند که بیوه‌ای [[میان‌سال]] و فرزنددار بود<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَرْسَلَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ أَنْ مُرِي ابْنَكِ أَنْ يُزَوِّجَكِ فَزَوَّجَهَا ابْنُهَا سَلَمَةُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ يَبْلُغْ وَ أَدَّى عَنْهُ النَّجَاشِيُّ صَدَاقَهَا بِأَرْبَعِمِائَةِ دِينَارٍ عِنْدَ الْعَقْدِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۰۲؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص١۴١).</ref>.


بزرگ‌ترین [[سرمایه]] [[معنوی]] ام‎سلمه، افزون بر [[فضایل اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]]، مهر و [[محبت]] فوق‌العاده‌ای بود که از رسول خدا و [[اهل‌بیت]]{{عم}} در [[دل]] داشت. او به رسول خدا [[عشق]] می‌ورزید و لحظه‌ای ایشان را تنها نمی‌گذاشت حتی در بسیاری از [[غزوات]] و [[مسافرت‌ها]] ایشان را [[همراهی]] می‌کرد<ref>محمد علی دخیل علی، اعلام النساء، ج۵، ص۲۸۵؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۷۲.</ref>. به همین دلیل ایشان از کم‌شمار [[همسران رسول خدا]]{{صل}} است که [[ائمه معصوم]]، به ویژه [[امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} به‌طور ویژه به وی [[احترام]] می‌گذاشتند. این تکریم‌ها و احترام‌های اهل‌بیت{{عم}} از [[مقام]] و جایگاه والای ایشان نزد [[خداوند]] و رسول خدا{{صل}} نشان دارد.
همین ویژگی‌های برجسته و جایگاه ممتاز [[اجتماعی]] موجب شد تا سیل خواستگارانی بی‌شمار از مردان و سرشناسان عرب در [[مکه]] و خارج از آن به او روی آورند. با وجود این، خدیجه کبری{{س}} از میان همه آن خواستگاران معروف و مشهور، خود خواهان وصلت با رسول خدا{{صل}} بود و سرانجام آن عزیز را به همسری برگزید. مهم‌تر از همه آنکه خودش گام پیش نهاد و به آن وجود نازنین پیشنهاد ازدواج داد. در پایان نیز در برابر همه اعتراض‌های [[نزدیکان]] و [[خویشان]] ایستاد و به این کار اقدام کرد. رسول خدا{{صل}} برای نخستین بار در ۲۵ سالگی با خدیجه کبری ازدواج کردند تا زمانی که خدیجه کبری در قید [[حیات]] بود نیز حضرت با هیچ [[زن]] دیگری ازدواج نکردند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} لَمْ يَتَزَوَّجْ عَلَى خَدِيجَةَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۹۱). با دقت در زندگی بابرکت پیامبر بزرگوار اسلام{{صل}}، یک حقیقت روشن هویدا می‌شود. ایشان درست در سنین جوانی که هر کس خواهان ازدواج با دختران زیبا و نوجوان است، با بیوه‌ای چهل ساله پیمان زناشویی می‌بندند. پیوند حضرت{{صل}} با دیگر زنان و گاه دختران درست در دهه پایانی عمر شریفشان بنا به مصالحی الهی و دینی و گاه با دستور صریح خداوند انجام می‌شد. این نکته می‌تواند پاسخی دندان‌شکن برای عده‌ای عنود و سبک‎مغز باشد که آن وجود نازنین را به القابی که خود به آن شایسته‌ترند، منتسب می‌کنند.</ref>. سرانجام در [[سال دهم بعثت]] یعنی پنجاهمین سال عمر شریف رسول [[خدا]]{{صل}}، همسرشان [[خدیجه کبری]] از [[دنیا]] رفت.
آنچه گفته شد بیانگر این مطلب است که [[ازدواج]] رسول خدا با [[ام‌سلمه]] نیز چون موارد دیگر، انتخابی از سر دقت و اهمیت بسیار بوده است. [[گواه]] این ادعا، کارنامه درخشانی است که او از دوران طولانی و پرافتخار عمر شریفش از خود برجای گذاشته است.


ازدواج رسول خدا{{صل}} با دیگر همسرانشان در سیزده سال پایانی، یعنی پس از گذشت پنجاه سال از عمر [[شر]]یفشان، رخ داده است<ref>ازدواج‌های رسول خدا{{صل}} تقریبا در همه موارد جز مواردی اندک، با زنان سالخورده، بیوه بی‌سرپرست و بی‌پناه بوده است. اگر در مواردی نیز با دختران یا زنان جوانی چون عایشه، حفصه و صفیه ازدواج کرده‌اند بنا به مصالح سیاسی، اجتماعی یا دینی بوده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً (فَمَاتَتْ مِنْهُنَّ اثْنَتَانِ) وَ دَخَلَ بِثَلَاثَ عَشْرَةَ مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ فَأَمَّا الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهِمَا فَعَمْرَةُ وَ الشَّنْبَاءُ وَ أَمَّا الثَّلَاثَ عَشْرَةَ اللَّاتِي‏ دَخَلَ بِهِنَّ فَأَوَّلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ وَ اسْمُهَا هِنْدُ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ، ثُمَّ حَفْصَةُ بِنْتُ عُمَرَ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ خُزَيْمَةَ بْنِ الْحَارِثِ أُمُّ الْمَسَاكِينِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، ثُمَّ أُمُّ حَبِيبَةَ رَمْلَةُ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، ثُمَّ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ، وَ الَّتِي وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ{{صل}} خَوْلَةُ بِنْتُ حَكِيمٍ السُّلَمِيِّ، وَ كَانَ لَهُ سُرِّيَّتَانِ يَقْسِمُ لَهُمَا مَعَ أَزْوَاجِهِ، مَارِيَةُ الْقِبْطِيَّةُ وَ رَيْحَانَةُ الْخِنْدِفِيَّةُ، وَ التِّسْعُ اللَّاتِي قُبِضَ عَنْهُنَّ عَائِشَةُ، وَ حَفْصَةُ وَ أُمُّ سَلَمَةَ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، وَ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ وَ أُمُّ حَبِيبَةَ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، وَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ وَ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، وَ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢، ص١٩۴).</ref>. همه ازدواج‌های حضرت با دقت و توجه لازم و در نظر گرفتن [[مصالح]] و حکمت‌هایی انجام می‌شد. شاید بتوان گفت [[ازدواج]] با برخی [[زنان]] [[بیوه]] و [[بی‌سرپرست]] به [[هدف]] رسیدگی و [[حمایت]] از آنان بوده است. ازدواج با [[زینب بنت جحش]] برای [[دلجویی]] و جبران شکست‌های [[روحی]] و روانی او صورت گرفت. با [[صفیه]] دختر [[رهبر]] [[یهودیان]] [[خیبر]] و [[ام‌حبیبه دختر ابوسفیان]]، سرکرده [[مشرکان مکه]] نیز با هدف جذب [[کفار]] و [[مشرکان]] ازدواج کرده‌اند و....
این انتخاب شایسته و پیوند [[مقدس]] حاصل اهمیت‌دهی، دقت و توجه هر دو [[بزرگوار]] ب ه [[انتخاب همسر]] و اقدام به [[ازدواج]] بود. پس از گذشت اندک زمانی، برایند این [[انتخاب]] درست، در جمع [[انسانی]]، [[اسلامی]] خود را نشان داد و خدیجه کبری نخستین زنی بود که به [[رسول خدا]]{{صل}} [[ایمان]] آورد. مهم‌تر آنکه ایشان در ایمان خود تا پایان [[ثابت‌قدم]] و [[پایدار]] بود و از [[تهدید]] و تطمیع دیگران نهراسید. حاصل این اقدام درست و مقدس، دردانه [[عالم هستی]]، جگرگوشه رسول خدا و خدیجه کبری یعنی [[فاطمه زهرا]]{{س}} بود که قلم و سخن در ذکر ویژگی‌های او [[ناتوان]] است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۰.</ref>.
در مجموع از [[سیره رسول خدا]]{{صل}} می‌توان چنین برداشت کرد که ایشان ازدواج و [[انتخاب همسر]] را حادثه‌ای مهم در [[زندگی]] خویش می‌شمردند و به آن به اندازه کافی اهمیت می‌دادند به همین دلیل در انتخاب همسر توجه و دقت کافی داشته‌اند.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۲.</ref>.


===انتخاب برترین داماد، برای دخترشان فاطمه زهرا{{س}}===
=== انتخاب و ازدواج با دیگر [[همسران]] ===
[[رسول خدا]]{{صل}} چنان‌که به مسئله انتخاب همسر بسیار اهمیت می‌دادند و کاملا دقت می‌کردند با ملاکها و معیارهای لازم [[همسر]] گزینند، انتخاب همسر برای [[فرزندان]] و [[خویشان]] نیز در نظر مبارکشان بااهمیت بوده است.
بی‌شک، همه [[همسران پیامبر اکرم]]{{صل}} در یک سطح و مرتبه نبوده‌اند؛ چنان‌که از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: «خدیجه کبری{{س}} با فضیلت‌ترین [[زن]] از [[زنان پیامبر]] بوده و پس از ایشان [[ام‌سلمه]] از همه [[برتر]] بوده است»<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً... وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ}} (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص٢۴۴؛ به نقل از: محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال).</ref>.
فاطمه زهرا{{س}} افزون بر [[سجایای اخلاقی]] و جایگاه باعظمتی که در پیشگاه [[حق‌تعالی]] داشتند، [[دختر رسول خدا]]{{صل}} و محبوب‌ترین فرد نزد آن [[بزرگوار]] بودند. به همین دلیل، در [[جامعه]] آن [[روز]] [[مدینه]]، به ویژه میان [[اصحاب]] و [[یاران رسول خدا]]، خویشان، آشنایان و شخصیت‌های معروف و شناخته شده آن روز، [[مقام]] و مرتبتی والا داشتند. همه این نکته‌های مثبت آن هم برای دختری [[نوجوان]]، امتیازهایی فوق‌العاده به شمار می‌آمد. وجود این امتیازها موجب شده بود که ایشان در همان سنین آغازین [[نوجوانی]] [[خواستگاران]] بی‌شماری داشته باشند.
بی تردید در چنین اوضاعی برای هر [[خانواده]] و خود دختر، [[انتخاب]] بسیار سخت خواهد بود اما [[رسول خدا]]{{صل}} در چنین اوضاعی ویژه، دقت‌های لازم در [[تصمیم‌گیری]] برای چنین امر مهمی را نادیده نگرفتند.


همین دقت‌ها موجب شد تا حضرت و همچنین دختر بزرگوارشان{{س}} از میان خواستگاران متعدد، [[شایسته‌ترین]] فرد را برگزینند. آنچه از [[سیره]] آن عزیزان برای ما نقل شده آن است که بسیاری از بزرگان و مشاهیر از اصحاب و [[یاران]] و خویشان حضرت{{صل}}، خواهان [[ازدواج]] با [[زهرای مرضیه]]{{س}} بوده‌اند اما نه پدر و نه دختر{{عم}} هیچ یک [[راضی]] نشدند و به همه آنان پاسخ رد دادند.
ام‌سلمه{{س}} بانویی بسیار [[محترم]] و جلیل‌القدر بود. نام او هند فرزند ابی‌امیه بود و در خانواده‌ای با [[شرافت]] که به [[بخشش]] و سخاوتمندی شهره بودند، [[چشم]] به [[جهان]] گشود. او از پیشکسوتان در [[اسلام]] بود که به همراه همسرش [[ابوسلمه]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد. ام‌سلمه بانویی اهل فضل، صاحب‌نظر و از معدود افراد باسواد در [[عصر جاهلیت]] بود. [[مقام]] و جایگاه والای او موجب شده بود تا پس از [[شهادت]] همسرش ابوسلمه<ref>ابوسلمه در اثر جراحتی که از جنگ احد در بدن وی باقی مانده بود به شهادت رسید. او مردی بیدار و روشن ضمیر بود. آن دو به هم علاقه‌مند بودند. ام‌سلمه روزی به وی می‌گوید: «بیا با هم‌پیمان بندیم که پس از مرگ هر یک دیگری ازدواج نکند». وی پاسخ می‌دهد: «مبادا چنین پیمانی بندی! و پس از من خود را به زحمت اندازی» سپس دستان خود را به آسمان بلند می‌کند و می‌گوید: «پروردگارا، ام‌سلمه را پس از من مردی بهتر از من روزی فرما». پس از درگذشت ابوسلمه رسول خدا{{صل}} برای تسلی خاطر ام‌سلمه در حق او دعا کرد و فرمود: «خدایا، اندوه او را تسکین ده و مصیبتش را جبران کن و عوضی بهتر به وی عطا کن» (احمد لقمانی، الگوهای ناب در نگاه دخت آفتاب؛ به نقل از: ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص٢٨۵).</ref>، خواستگاران بسیاری از میان رجال و مشاهیر آن [[روز]] [[مدینه]] داشته باشد. اما او عاقل‌تر از آن بود که به وصلت با شخصی جز وجود نازنینی چون [[پیامبر مکرم اسلام]]{{صل}} [[راضی]] شود<ref>ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص۲۸۵؛ عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة؛ زندگانی محمد{{صل}} پیامبر اسلام، ترجمه سیدهاشم رسولی، ص۱۹۹.</ref>.
در [[کتب حدیثی اهل سنت]] معروف به [[صحاح]]، به سندهای معتبر و [[راویان]] معروف و مشهوری چون [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، [[ابن‌عباس]]، [[ابن‌مسعود]]، [[انس بن مالک]]، [[براء بن عازب]] و [[ام‌سلمه]]، و به تعابیر گوناگون و مضامین یکسان آمده است که [[ابابکر]] و عمر، بارها [[فاطمه زهرا]]{{س}} را از رسول خدا{{صل}} [[خواستگاری]] کردند اما حضرت به آنان پاسخ رد دادند<ref>{{متن حدیث|وَ قَدِ اشْتَهَرَ فِي الصِّحَاحِ بِالْأَسَانِيدِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ ابْنِ مَسْعودٍ وَ جَابِرٍ الْأَنْصَارِيِّ وَ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَ أُمِّ سَلَمَةَ بِأَلْفَاظٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ مَعَانِي مُتَّفِقَةٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} فَاطِمَةَ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى فَرَدَّهُمَا}}. در نقل‌های دیگر آمده است که رسول خدا{{صل}} برای دادن پاسخ رد به آن دو فرمودند: «فاطمه هنوز برای ازدواج کردن کوچک است»؛ {{متن حدیث|أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} فَاطِمَةَ فَقَالَ: إِنَّهَا صَغِيرَةٌ}} (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٠٨).</ref>.
اما وقتی [[امیرمؤمنان علی]] برای خواستگاری دختر [[بزرگوار]] رسول خدا، یعنی فاطمه زهرا{{س}} به [[خدمت]] با [[سعادت]] حضرت شرفیاب شدند ایشان فرمودند: «علی [[جان]]، پیش از تو نیز بسیاری از [[رجال]] خواهان [[فاطمه]] شده‌اند. من به فاطمه جریان را گفتم. ولی آثار [[نارضایتی]] را در چهره‌اش دیدم. اما درباره تو قدری [[صبر]] کن تا]جریان را به او بگویم و] برگردم. حضرت بر دخترشان داخل شدند و خواستگاری [[امیرمؤمنان]] را به ایشان خبر دادند و فرمودند: «نظر تو چیست؟» فاطمه خاموش ماندند، ولی روی برنگرداندند و حضرت نیز نارضایتی و [[کراهت]] در چهره او ندیدند. در نتیجه برخاستند و ندای [[الله اکبر]] دادند سر و فرمودند: «[[سکوت]] فاطمه به منزله پذیرش اوست.»..<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ! إِنَّهُ قَدْ ذَكَرَهَا قَبْلَكَ رِجَالٌ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهَا فَرَأَيْتُ الْكَرَاهَةَ فِي وَجْهِهَا وَ لَكِنْ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَيْكَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَأَخْبَرَهَا وَ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً قَدْ ذَكَرَ مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَمَا تَرَيْنَ فَسَكَتَتْ وَ لَمْ تُوَلِّ وَجْهَهَا وَ لَمْ يَرَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَرَاهَةً فَقَامَ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ سُكُوتُهَا إِقْرَارُهَا...}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٣).</ref>.


برای رسول خدا{{صل}} [[انتخاب]] همسری مناسب و لایق فرزندشان چندان بااهمیت بود که ایشان این مسئله را به [[خداوند]] واگذار کردند. وقتی [[رضایت خدا]]وند را دریافتند اقدام کردند و آن دو بزرگوار را به [[عقد]] هم درآوردند. در مقابل، دختر بزرگوارشان نیز به صراحت رضای خویش را [[اعلان]] کردند. [[سلمان فارسی]] نقل می‌‌کند که وقتی [[زنان]] [[مدینه]] درباره [[ازدواج]] این دو بزرگوار زبان به [[طعنه]] گشودند<ref>سلمان می‌گوید: {{متن حدیث|كُنْتُ‏ وَاقِفاً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَى يَدَيْهِ إِذَا دَخَلَتْ فَاطِمَةُ وَ هِيَ تَبْكِي. فَوَضَعَ النَّبِيُّ{{صل}} يَدَهُ عَلَى رَأْسِهَا وَ قَالَ: مَا يُبْكِيكِ؟ لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكِ يَا حُورِيَّةُ! قَالَتْ: مَرَرْتُ عَلَى مَلَإٍ مِنْ نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ هُنَّ مُخَضَّبَاتٌ فَلَمَّا نَظَرْنَ إِلَيَّ وَقَعُوا فِيَّ وَ فِي ابْنِ عَمِّي. فَقَالَ{{صل}} لَهَا: وَ مَا سَمِعْتِي مِنْهُنَّ؟ قَالَتْ: قُلْنَ: كَانَ قَدْ عَزَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ مِنْ رَجُلٍ فَقِيرِ قُرَيْشٍ وَ أَقَلِّهِمْ مَالًا!}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>، [[فاطمه]] نزد پدر شرفیاب شدند و از آنان [[شکایت]] کردند. حضرت{{صل}} برای [[آرامش]] خاطر ایشان فرمودند:
در جریان [[ازدواج پیامبر با ام‌سلمه]]، حضرت طی نامه‌ای از او درخواست فرمودند تا خود را به [[عقد]] رسول خدا درآورد. ام‌سلمه نیز با کمال افتخار پذیرفت و بی‌درنگ اقدام کرد. گفتنی است که حضرت{{صل}} با ام‌سلمه در حالی ازدواج کردند که بیوه‌ای میان‌سال و فرزنددار بود<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَرْسَلَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ أَنْ مُرِي ابْنَكِ أَنْ يُزَوِّجَكِ فَزَوَّجَهَا ابْنُهَا سَلَمَةُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ يَبْلُغْ وَ أَدَّى عَنْهُ النَّجَاشِيُّ صَدَاقَهَا بِأَرْبَعِمِائَةِ دِينَارٍ عِنْدَ الْعَقْدِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۰۲؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص١۴١).</ref>.
دخترم، به [[خدا]] [[سوگند]] من تو را به علی [[تزویج]] نکردم، بلکه [[خداوند تعالی]] تو را به همسری او درآورده است. در آغاز، [[خداوند]] این کار را انجام داده است. دلیل این اقدام آن بود که پیش از این، فلانی و فلانی از تو [[خواستگاری]] کردند. وقتی چنین شد من امر [[ازدواج]] تو را به [[خداوند متعال]] واگذار کردم و از [[مردم]] مخفی داشتم. تا زمانی که... برادرم [[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند به سوی [[زمین]] نظری افکند و از میان مردان [[اهل]] زمین، علی{{ع}} و از میان [[زنان]] فاطمه{{س}} را برگزید. آن‌گاه فاطمه را به همسری علی درآورد. فاطمه{{س}}]با شنیدن این خبر] سرشان را بالا آوردند و با تبسمی [[خطاب]] به پدر عرض کردند: به آنچه خداوند و رسولش{{صل}} [[راضی]] باشند خشنودم...<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ{{صل}} لَهَا: وَ اللَّهِ يَا بُنَيَّةِ مَا زَوَّجْتُكِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَكِ مِنْ عَلِيٍّ فَكَانَ بَدْوُهُ مِنْهُ وَ ذَلِكِ أَنَّهُ خَطَبَكِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَعِنْدَ ذَلِكِ جَعَلْتُ أَمْرَكِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمْسَكْتُ عَنِ النَّاسِ فَبَيْنَا صَلَّيْتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَلَاةَ الْفَجْرِ إِذْ سَمِعْتُ حَفِيفَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا بِحَبِيبِي جَبْرَئِيلَ وَ مَعَهُ سَبْعُونَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُتَوَّجِينَ مُقَرَّطِينَ مُدَمْلِجِينَ فَقُلْتُ مَا هَذِهِ الْقَعْقَعَةُ مِنَ السَّمَاءِ يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا مِنَ الرِّجَالِ عَلِيّاً{{ع}} وَ مِنَ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ{{س}} فَزَوَّجَ فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيٍّ. فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا وَ تَبَسَّمَتْ بَعْدَ بُكَائِهَا وَ قَالَتْ: رَضِيتُ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>.


آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} [[فضایل]] بی‌شماری از [[امیرمؤمنان]] و [[مقام]] و جایگاه بسیار والای ایشان نزد خداوند و [[رضای الهی]] از ازدواج آن دو [[بزرگوار]] و... را برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} بیان کردند<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ{{صل}}: أَ لَا أَزِيدُكِ يَا فَاطِمَةُ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ بَلَى قَالَ لَا يَرِدُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُكْبَانٌ أَكْرَمُ مِنَّا أَرْبَعَةٌ أَخِي صَالِحٌ عَلَى نَاقَتِهِ وَ عَمِّي حَمْزَةُ عَلَى نَاقَتِيَ الْعَضْبَاءِ وَ أَنَا عَلَى الْبُرَاقِ وَ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ فَقَالَتْ صِفْ لِيَ النَّاقَةَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خُلِقَتْ قَالَ نَاقَةٌ خُلِقَتْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَبَّجَةُ الْجَنْبَيْنِ صَفْرَاءُ حَمْرَاءُ الرَّأْسِ سَوْدَاءُ الْحَدَقِ قَوَائِمُهَا مِنَ الذَّهَبِ خِطَامُهَا مِنَ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ عَيْنَاهَا مِنَ الْيَاقُوتِ وَ بَطْنُهَا مِنَ الزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ لُؤْلُؤَةٍ بَيْضَاءَ يُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا خُلِقَتْ مِنْ عَفْوِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكِ النَّاقَةُ مِنْ نُوقِ اللَّهِ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ رُكْناً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الرُّكْنِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْوَاعِ التَّسْبِيحِ لَا يَمُرُّ عَلَى مَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَّا قَالُوا مَنْ هَذَا الْعَبْدُ مَا أَكْرَمَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَرَاهُ نَبِيّاً مُرْسَلًا أَوْ مَلَكاً مُقَرَّباً أَوْ حَامِلَ عَرْشٍ أَوْ حَامِلَ كُرْسِيٍّ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ هَذَا بِنَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لَا مَلَكٍ مُقَرَّبٍ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ فَيَبْدُرُونَ رِجَالًا رِجَالًا فَيَقُولُونَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ حَدَّثُونَا فَلَمْ نُصَدِّقْ وَ نَصَحُونَا فَلَمْ نَقْبَلْ وَ الَّذِينَ يُحِبُّونَهُ تَعَلَّقُوا بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى كَذَلِكِ يَنْجُونَ فِي الْآخِرَةِ يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا أَبَتَاهْ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}} إِنَّ عَلِيّاً أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ هَارُونَ لِأَنَّ هَارُونَ أَغْضَبَ مُوسَى وَ عَلِيٌّ لَمْ يُغْضِبْنِي قَطُّ وَ الَّذِي بَعَثَ أَبَاكِ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا غَضِبْتُ عَلَيْهِ يَوْماً قَطُّ وَ مَا نَظَرْتُ فِي وَجْهِ عَلِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ الْغَضَبُ عَنِّي يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ...}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>؛ تا آنجا که فرمودند:
بزرگ‌ترین سرمایه [[معنوی]] ام‎سلمه، افزون بر [[فضایل اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]]، مهر و [[محبت]] فوق‌العاده‌ای بود که از رسول خدا و [[اهل‌بیت]]{{عم}} در [[دل]] داشت. او به رسول خدا [[عشق]] می‌ورزید و لحظه‌ای ایشان را تنها نمی‌گذاشت حتی در بسیاری از [[غزوات]] و مسافرت‌ها ایشان را [[همراهی]] می‌کرد<ref>محمد علی دخیل علی، اعلام النساء، ج۵، ص۲۸۵؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۷۲.</ref>. به همین دلیل ایشان از کم‌شمار [[همسران رسول خدا]]{{صل}} است که [[ائمه معصوم]]، به ویژه [[امیرمؤمنان]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} به‌طور ویژه به وی [[احترام]] می‌گذاشتند. این تکریم‌ها و احترام‌های اهل‌بیت{{عم}} از [[مقام]] و جایگاه والای ایشان نزد [[خداوند]] و رسول خدا{{صل}} نشان دارد.
«[[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت: «ای محمد، از سوی [[خداوند]] بر علی [[سلام]] و [[درود]] فرست»». [[فاطمه]]{{س}} برخاستند و گفتند: «به خداوندی خداوند و به [[پیامبری]] تو ای پدر، و همسری و [[ولایت]] پسرعمویم]علی [[مرتضی]] [[[راضی]] و خشنودم»<ref>{{متن حدیث|هَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ عَلِيّاً مِنَ السَّلَامِ السَّلَامَ. فَقَامَتْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِكَ يَا أَبَتَاهْ نَبِيّاً وَ بِابْنِ عَمِّي بَعْلًا وَ وَلِيّاً}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۵.</ref>.


==شاخص‌ها و معیارهای [[انتخاب همسر]]==
آنچه گفته شد بیانگر این مطلب است که [[ازدواج]] رسول خدا با [[ام‌سلمه]] نیز چون موارد دیگر، انتخابی از سر دقت و اهمیت بسیار بوده است. [[گواه]] این ادعا، کارنامه درخشانی است که او از دوران طولانی و پرافتخار عمر شریفش از خود برجای گذاشته است.
اینک به بیان راه درست انتخاب همسر یعنی توجه به ملاک‌ها و معیارهای لازم در [[همسر]] خواهیم پرداخت؛ زیرا [[انتخاب]] درست هنگامی محقق می‌شود که همسری با ملاک‌ها و معیارهای لازم و شایسته برگزیده شود.
حال به [[راستی]] آن معیارها چیست؟ [[ائمه معصوم]]{{عم}} در انتخاب همسر چه معیارهایی را در نظر می‌گرفتند؟ داشتن چه ویژگی‌های فردی و [[خانوادگی]] در [[زنان]] و مردانی که می‌خواستند با آنان وصلت کنند، برایشان مهم بوده است؟ ایشان از [[ازدواج]] با چه کسانی [[پرهیز]] داشتند و....
پاسخ به این [[پرسش‌ها]]، نه‌تنها برای [[دوستداران]]، [[پیروان]] و تشنگان [[معارف]] [[ناب]] [[اهل‌بیت]]{{عم}}، بلکه برای همه انسان‌هایی که [[فطرت]] [[پاک]] و [[عقل سلیم]] دارند و در [[اندیشه]] یافتن راهی درست برای [[زندگی]] کردن‌اند بسیار مهم و حیاتی است.


در [[فرهنگ]] پربار و [[غنی]] [[اسلام]] معیار و محک [[ارزشیابی]] امور مربوط به [[افکار]]، [[اندیشه‌ها]]، نیات و [[کردار]] [[انسان]]، [[ایمان]]، [[دین‌داری]]، [[پرهیزکاری]] و بسیاری از [[فضایل]] [[انسانی]] و [[الهی]] است. ازدواج نیز از این [[قانون]] کلی مستثنا نیست در گفتار و [[سیره رسول خدا]] و اهل‌بیت{{عم}} همین امور به منزله معیار [[کفویت]] در ازدواج معرفی شده است.
ازدواج رسول خدا{{صل}} با دیگر همسرانشان در سیزده سال پایانی، یعنی پس از گذشت پنجاه سال از عمر [[شر]]یفشان، رخ داده است<ref>ازدواج‌های رسول خدا{{صل}} تقریبا در همه موارد جز مواردی اندک، با زنان سالخورده، بیوه بی‌سرپرست و بی‌پناه بوده است. اگر در مواردی نیز با دختران یا زنان جوانی چون عایشه، حفصه و صفیه ازدواج کرده‌اند بنا به مصالح سیاسی، اجتماعی یا دینی بوده است: {{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً (فَمَاتَتْ مِنْهُنَّ اثْنَتَانِ) وَ دَخَلَ بِثَلَاثَ عَشْرَةَ مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ فَأَمَّا الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهِمَا فَعَمْرَةُ وَ الشَّنْبَاءُ وَ أَمَّا الثَّلَاثَ عَشْرَةَ اللَّاتِي‏ دَخَلَ بِهِنَّ فَأَوَّلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ وَ اسْمُهَا هِنْدُ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ، ثُمَّ حَفْصَةُ بِنْتُ عُمَرَ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ خُزَيْمَةَ بْنِ الْحَارِثِ أُمُّ الْمَسَاكِينِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، ثُمَّ أُمُّ حَبِيبَةَ رَمْلَةُ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، ثُمَّ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ، وَ الَّتِي وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ{{صل}} خَوْلَةُ بِنْتُ حَكِيمٍ السُّلَمِيِّ، وَ كَانَ لَهُ سُرِّيَّتَانِ يَقْسِمُ لَهُمَا مَعَ أَزْوَاجِهِ، مَارِيَةُ الْقِبْطِيَّةُ وَ رَيْحَانَةُ الْخِنْدِفِيَّةُ، وَ التِّسْعُ اللَّاتِي قُبِضَ عَنْهُنَّ عَائِشَةُ، وَ حَفْصَةُ وَ أُمُّ سَلَمَةَ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، وَ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ وَ أُمُّ حَبِيبَةَ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، وَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ وَ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، وَ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢، ص١٩۴).</ref>. همه ازدواج‌های حضرت با دقت و توجه لازم و در نظر گرفتن [[مصالح]] و حکمت‌هایی انجام می‌شد. شاید بتوان گفت [[ازدواج]] با برخی [[زنان]] بیوه و بی‌سرپرست به [[هدف]] رسیدگی و حمایت از آنان بوده است. ازدواج با [[زینب بنت جحش]] برای دلجویی و جبران شکست‌های [[روحی]] و روانی او صورت گرفت. با [[صفیه]] دختر [[رهبر]] [[یهودیان]] [[خیبر]] و [[ام‌حبیبه دختر ابوسفیان]]، سرکرده مشرکان مکه نیز با هدف جذب [[کفار]] و [[مشرکان]] ازدواج کرده‌اند و... .
به همین دلیل ازدواج شخصیت‌های فوق‌العاده ممتاز و بی‌نظیری چون [[رسول خدا]] و [[ائمه هدی]]{{عم}} با بانوانی که به هیچ‌روی با آنان قیاس‌پذیر نیستند، می‌تواند توجیه [[درستی]] داشته باشد. بانوانی چون حضرت [[خدیجه کبری]] که تاج [[افتخار]] نخستین [[زن]] [[مسلمان]] و [[مؤمن]] بر تارک جبین مبارکش نقش بسته است و دیگر [[بانوان]] تنها به سبب داشتن این معیارها و شاخص‌هاست که افتخار وصلت با بهترین [[انسان‌ها]] را از آن خود کرده‌اند. همچنین برخی وصلت‌ها را که به ظاهر عجیب و ناپذیرفته به نظر می‌رسند از همین جهت می‌توان توجیه کرد. همچنین ازدواج [[زینب بنت جحش]] با [[زید بن حارثه]] [[غلام]] [[آزاد شده]] حضرت، [[ضباعه بنت زبیر بن عبدالمطلب]] با [[مقداد بن اسود]] [[تهیدست]] و [[فقیر]]، زلفا دختر [[زیاد بن لبید انصاری]] با جویبر [[جوان]] [[فقیر]] و [[مسکین]] [[اهل صفه]] و....


به سبب معیار [[ایمان]] و [[دین‌داری]] است که [[شخصیت]] [[بزرگواری]] چون [[امام زین‌العابدین]] با کنیزی [[آزاد شده]] [[ازدواج]] می‌کند؛ یا شخصیتی چون [[امام حسین]]{{ع}} با [[زن]] اسیری چون [[شهربانو]] می‌پیوندد. [[همسران]] بسیاری از [[ائمه معصوم]]{{عم}}، [[بانوان]] [[مؤمن]]، [[دین‌دار]] و عفیفی بودند که به [[حق]] [[شایستگی]] همسری یا [[مادری]] این [[خاندان]] بزرگ و برگزیده را داشته‌اند.
در مجموع از [[سیره رسول خدا]]{{صل}} می‌توان چنین برداشت کرد که ایشان ازدواج و [[انتخاب همسر]] را حادثه‌ای مهم در [[زندگی]] خویش می‌شمردند و به آن به اندازه کافی اهمیت می‌دادند به همین دلیل در انتخاب همسر توجه و دقت کافی داشته‌اند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۲.</ref>.
آنچه از مجموعه [[سیره]] اهل‌بیت{{عم}} می‌توان استفاده و [[استنباط]] کرد این است که آنان بر محور [[شایسته‌سالاری]] با برخی از [[زنان]] مؤمن و پاک‌دامن وصلت کرده‌اند. از پیوند [[نیکو]] و [[پربرکت]] [[رسول خدا]] با [[خدیجه کبری]] تا ازدواج پرمیمنت و [[مبارک]] [[امام حسن عسکری]] با [[نرجس خاتون]]، همه و همه بر محور شایستگی و [[لیاقت]] بوده است. اگر خوب بنگریم، عنصر [[ایمان]]، [[حسن خلق]] [[عفاف]] و [[امانتداری]] در همه این بانوان [[بزرگوار]] دیده می‌شود.


از مهم‌ترین معیارها و ویژگی‌هایی که باید در [[انتخاب همسر]] در نظر باشد، می‌توان به مواردی چون ایمان و [[اعتقاد]] [[دینی]]، حسن خلق، اصل و [[نسب]] و [[نجابت]]، [[تقوا]] و [[خودنگهداری]]، توان اداره [[زندگی]]، [[تحمل]] و [[بردباری]] لازم، [[درایت]] و [[هوشمندی]]، [[امانت‌داری]] و... اشاره کرد.
=== انتخاب برترین داماد، برای دخترشان فاطمه زهرا{{س}} ===
[[اولویت‌بندی]] و دسته‌بندی‌های متفاوت و متنوعی در آثار [[اهل]] فن وجود دارد که ما در پی بیان یا [[انتخاب]] آنها نیستیم. [[هدف]] ما بیان معیارهایی است که در [[سیره عملی]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} دیده شده و آنان در ازدواج‌های خود و فرزندانشان به آنها توجه می‌کردند. البته یافتن معیارها و ملاک‌هایی که اهل‌بیت در انتخاب همسر بدان‌ها توجه داشته‌اند، کاری آسان نیست اما با جست‌وجو و تفحص در [[روایات]] و گزارش‌های [[تاریخی]]، شاید بتوان به گوشه‌ای از مهم‌ترین معیارها دست یافت. با مطالعه [[سیره رسول خدا]] و اهل‌بیت{{عم}} مواردی دیده شد که آن بزرگواران بدان پایبند بودند و [[پایبندی]] ایشان به این معیارها به ما گزارش شده است.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۸۵.</ref>.
[[رسول خدا]]{{صل}} چنان‌که به مسئله انتخاب همسر بسیار اهمیت می‌دادند و کاملا دقت می‌کردند با ملاکها و معیارهای لازم [[همسر]] گزینند، انتخاب همسر برای [[فرزندان]] و [[خویشان]] نیز در نظر مبارکشان بااهمیت بوده است.
 
===ایمان، [[دین‌داری]] و [[پرهیزکاری]]===
از باارزش‌ترین ویژگی‌هایی که [[رعایت]] آنها برای همۀ [[انسان‌ها]]، به ویژه زوج‌های [[جوان]] هنگام انتخاب همسر لازم و ضروری به شمار می‌آید، ایمان، دین‌داری و پرهیزکاری است. اهمیت این معیارها را از جنبه‌های گوناگون می‌توان به بحث و بررسی نشست.
 
====اهمیت رعایت معیار ایمان در قرآن و روایات====
وجود ویژگی‌های [[نیک]] و برجسته در [[انسان]] مایه [[عزت]] و [[سربلندی]] است. این مسئله در برخی افراد که به دلایلی جایگاه و موقعیتی ویژه دارند یا در برهه‌هایی از [[زندگی]] انسان دارای اهمیتی صدچندان است. دختر و پسر [[جوانی]] که در پی [[تشکیل خانواده]] و به دوش گرفتن [[مسئولیت]] خطیر اداره زندگی و [[تربیت]] فرزندند، از آن جمله‌اند.
بر توجه به این معیار مهم هنگام [[ازدواج]] و [[انتخاب همسر]]، در [[قرآن کریم]] و از زبان [[اهل‌بیت]]{{عم}} نیز تأکید شده است.
[[خداوند متعال]] در قرآن کریم درباره [[کفویت]] و همتایی [[اهل]] [[ایمان]] برای [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] و همتایی انسان‌های [[بی‌ایمان]] و [[بی‌تقوا]] برای خودشان می‌فرماید:
{{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«پلید زنان برای پلید مردان و پلید مردان برای پلید زنانند و پاک زنان، برای پاک مردان و پاک مردان برای پاک زنانند، آنان از آنچه (شایعه سازان) می‌گویند برکنارند، آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره نور، آیه ۲۶.</ref>.
[[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در [[احتجاج]] با معاویه و [[یاران]] ملعونش با استناد به این [[آیه شریفه]] [[خطاب]] به او فرمودند:
خداوند متعال می‌فرماید: «[[زنان]] [[بدکار]] و [[ناپاک]] شایسته مردانی بدین وصف‌اند و مردان زشت‌کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصف‌اند. و آنان به [[خدا]] [[سوگند]] تو ای معاویه و یاران و پیروانت هستید. همچنین [[خداوند]]]در ادامه همان [[آیه]][می‌فرماید: «[[زنان]] [[پاکیزه]] [[نیکو]] لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه‌اند و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان می‌گویند منزه‌اند و از خداوند برای ایشان [[آمرزش]] و رزقی نیکوست». آنان [[علی بن ابی طالب]]{{عم}} و یاران و [[پیروان]] ایشان‌اند...<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ قَامَ الْحَسَنُ{{ع}} فَنَفَضَ ثِيَابَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: {{متن قرآن|الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ}}، هُمْ وَ اللَّهِ يَا مُعَاوِيَةُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ هَؤُلَاءِ وَ شِيعَتُكَ، {{متن قرآن|وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}} هُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَصْحَابُهُ وَ شِيعَتُهُ...}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الإحتجاج، ج۱، ص۲۷۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۴، ص٨۶).</ref>.
 
به بیان مرحوم [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[شریف]] [[خداوند]] [[زنان]] و مردان [[مؤمن]] را برای همیشه [[پاک]] و به دور از هرگونه [[آلودگی]] دانسته و هر یک را از آن دیگری می‌داند. در برابر زنان و مردان غیر مؤمن و [[کافر]] به سبب حالت [[پلیدی]] و ناخوشایندی که دارند به هر خباثتی تن می‌دهند. آنان به همین سبب، هم‌سنخ و هم‌جنس یکدیگرند و به هم اختصاص دارند<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۲۷، ذیل آیه ۲۶ سوره نور.</ref>.
[[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در سخنان مختلف و به شیوه‌های گوناگون به اهمیت مسئله [[ایمان]] و [[دین‌داری]] در [[انتخاب همسر]] توجه کرده‌اند و [[رعایت]] آن را از ضروریات [[ازدواج]] دانسته‌اند. ایشان در جریان ازدواج یکی از [[جوانان]] مؤمن که به پیشنهاد حضرت قصد داشت با دختر [[زیاد بن لبید]] از سرشناسان و [[ثروتمندان]] [[مدینه]] ازدواج کند، برای [[قانع]] کردن زیاد به وی فرمودند:
«ای زیاد، جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی [[کفو]] و همتای [[زن]] مؤمن است و هر [[مرد]] [[مسلمانی]] کفو و همتای زن [[مسلمان]] است»<ref>{{متن حدیث|يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).</ref>.
 
این تأکید و تصریح حضرت و [[اقدام عملی]] ایشان از آن روی بود که ایمان، دین‌داری و [[پرهیز کاری]] از والاترین [[ارزش‌های معنوی]] برای [[انسان]] به شمار می‌آید و بستری مناسب برای مجموعه‌ای از [[فضایل اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]] و [[الهی]] است. [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} درباره اهمیت دادن به مقوله [[پرهیزکاری]] و دین‌داری، به جای زیبایی‌های ظاهری و [[ثروت]] و [[دارایی]] می‌فرمایند:
اگر مردی به قصد [[زیبایی]] یا ثروت زنی با او ازدواج کند، خداوند کار او را به همین امور واگذار می‌کند. اما اگر به قصد [[دینداری]] و فضایلی که در آن [[زن]] سراغ دارد با او ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را نیز از آن وی خواهد کرد. خداوند در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و بی‌همسران (آزاد) و بردگان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید، اگر نادار باشند خداوند از بخشش خویش به آنان بی‌نیازی می‌دهد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره نور، آیه ۳۲.</ref>»<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} أَنَّهُ قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِحُسْنِهَا أَوْ لِمَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا وَ فَضْلِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ قَالَ اللَّهُ: {{متن قرآن|وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶)؛ و روایاتی دیگر مانند: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ {{متن حدیث|عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} أَنَّهُ نَهَى أَنْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ المَرْأَةَ لِمَالِهَا أَوْ لِجَمَالِهَا وَ قَالَ مَالُهَا يُطْغِيهَا وَ جَمَالُهَا يُرْدِيهَا فَعَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّينِ}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۹۵؛ تاج الدین شعیری، جامع الأخبار، ص۱۰۱؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١٧۶)؛ و....</ref>.
 
وجود همین ویژگی مهم میان [[امت اسلام]] و تأکید بر آن در [[سنت]] و [[سیره رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} بود که سبب شد تا افراد [[اقوام]] و مللی متنوع از سیاه و سفید، [[عرب]] و [[عجم]] و شرقی و [[غربی]] با ظاهری بسیار متفاوت با هم به امتی واحد تبدیل شوند که قرن‌ها در [[جهان]] سیطره‌ای بلامنازع داشته باشند در [[فرهنگ متعالی اسلام]]، تنها ملاک و معیار [[برتری]] و کهتری افراد و [[حسن و قبح]] و [[زیبایی]] و [[زشتی]] افعالشان همین است به همین جهت در [[انتخاب همسر]] نیز مهم‌ترین معیار و ملاک لازم و ضروری همین است.
[[رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} اهمیت [[ایمان]] و [[پرهیزکاری]] را در [[ازدواج]] و انتخاب همسر به گونه‌های مختلف به [[خویشان]] و [[اصحاب]] و [[یاران]] خویش توصیه می‌فرمودند و آنان را از بی‌توجهی به این امر مهم برحذر می‌داشتند. مرحوم [[طبرسی]] در کتاب [[شریف]] [[مکارم الاخلاق]] چنین نقل کرده است:
شخصی به محضر [[مبارک]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و درباره ازدواج دخترش با ایشان [[مشورت]] کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «دخترت را به [[انسانی]] [[پرهیزکار]] شوهر ده؛ چراکه شوهر پرهیزکار اگر او را [[دوست]] داشته باشد اکرامش می‌کند و اگر دوستش نداشته باشد به او [[ستم]] روا نمی‌دارد»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ{{ع}} يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ، فَقَالَ{{ع}}: زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا}} (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).</ref>.
حاصل این [[فرهنگ]] متعالی انسانی و [[الهی]] در [[اسلام]]، دل‌بستگی‌ها و پیوندهای [[عاطفی]] و در نتیجه ازدواج و تشکیل کانون گرم و مستحکم [[خانواده]] میان انسان‌های [[مؤمن]] و پرهیزکار از ملیت‌های گوناگون و نیز طبقات مختلف [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] بوده است؛ مسئله‌ای که از همان روزهای نخست [[صدر اسلام]] میان اصحاب تازه‌مسلمان حضرت{{ع}} به وضوح خودنمایی می‌کرد.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۸۷.</ref>.
 
===سیره اهل‌بیت{{عم}}===
اهمیت توجه به معیار [[ایمان]] و [[پرهیزکاری]] در [[ازدواج]] و [[انتخاب همسر]]، نه‌تنها در سخنان اهل‌بیت{{عم}} که در سیره آن بزرگواران نیز بسیار کانون توجه بوده است. آنان ایمان و پرهیزکاری را حصنی حصین می‌دانستند که [[انسان]] را از هرگونه [[آلودگی]] به [[ظلم]] و [[ستم به خویش]] یا دیگران مصون می‌دارد و موجب می‌شود انسان [[حریم]] خویش، [[خداوند]] و دیگران را [[محترم]] شمارد. مناسب است به مواردی از سیره آن بزرگواران اشاره کنیم.
 
====ازدواج رسول خدا با خدیجه کبری{{س}}====
نومسلمانان، نخستین بار [[شاهد]] رخداد مهم و [[مبارک]] در [[زندگی]] پرافتخار [[رسول گرامی اسلام]] و [[دودمان]] بافضیلت ایشان{{عم}} بوده‌اند و آن ازدواج رسول گرامی اسلام{{صل}} و خدیجه کبری{{س}} بوده است. این ازدواج درسی مهم و فراموش نشدنی برای [[مسلمانان]] بوده است ازدواج [[جوانی]] برومند، باشخصیت، خوش‌نام و بی‌بدیل چون رسول خدا{{صل}} در سنین جوانی با بانویی میانسال که به ظاهر با او بسیار ناهمگن است. بعدها همان [[شاهدان]] آشکارا دیدند که این زوج [[خوشبخت]] و موفق همدیگر را به [[درستی]] برگزیده‌اند. آنان دیدند نخستین زنی که به فرستاده خدایش ایمان آورده هموست. [[عاشق]] و شیدای شویش است و در این راه از [[بذل مال]] تا فدای [[جان]] عزیزش دریغ نداشته است. ایمان [[خدیجه]] را همگان ستوده‌اند. حضرت{{صل}} ایشان را شخصیتی باعظمت یافته بود که نزدیک به پانزده سال [[پیش از بعثت]] و دوران [[غربت]] و [[تنهایی]] رسول خدا فدایی او شد و همه امکانات مادی و معنوی‌اش را در [[اختیار]] او قرار داد<ref>خدیجه کبری در همان روزهای نخستین ازدواج با رسول خدا{{صل}} به عمویش ورقة بن نوفل فرمود میان مردم برود و به‌طور رسمی اعلان کند که خدیجه خود و همه دارایی‌اش را در اختیار شویش قرار داده است. او نیز به مرکز شهر مکه کنار خانه خدا بین مقام ابراهیم و چاه زمزم ایستاد و با صدای بلند چنین گفت: {{متن حدیث|يَا مَعَاشِرَ الْعَرَبِ! إِنَّ خَدِيجَةَ تَشْهَدُكُمْ عَلَى أَنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا وَ مَالَهَا وَ عَبِيدَهَا وَ خَدَمِهَا وَ جَمِيعَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهَا وَ الْمَوَاشِيَ وَ الصَّدَاقَ وَ الْهَدَايَا لِمُحَمَّدٍ{{صل}} وَ جَمِيعَ مَا بَذَلَ لَهَا مَقْبُولٌ مِنْهُ وَ هُوَ هَدِيَّةٌ مِنْهَا إِلَيْهِ إِجْلَالاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ رَغْبَةً فِيهِ فَكُونُوا عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص٧١).</ref>. این نشان [[استقامت]] ایشان در [[ایمان]] و [[دین‌داری]] است. به همین دلیل، [[محبت حضرت]] به [[خدیجه کبری]]{{س}}، علاقه معمول یک مرد به همسرش نبود، بلکه [[رسول خدا]] توجهی ویژه به [[همسر]] بزرگوارشان داشتند و [[احترام]] حضرت به ایشان بیش از دیگر [[همسران]] بوده است. از سخنان حضرت در تعریف، [[تمجید]]، [[تجلیل]] و [[تکریم]] [[حضرت خدیجه]]، حتی پس از [[مرگ]] وی چنین برمی‌آید که همه احترام‌ها و توجه‌های ویژه حضرت{{صل}} تنها به سبب ایمان و دین‌داری ایشان و قدرشناسی از فداکاری‌های ایشان در راه [[پیشرفت]] [[اسلام]] بوده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ لَمْ يَسْأَمْ مِنْ ثَنَاءٍ عَلَيْهَا وَ اسْتِغْفَارٍ لَهَا. فَذَكَرَهَا ذَاتَ يَوْمَ فَحَمَلَتْنِي الْغَيْرَةُ، فَقُلْتُ: لَقَدْ عَوَّضَكَ اللَّهُ مِنْ كَبِيرَةِ السِّنِّ. قَالَتْ: فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} غَضِبَ غَضَباً شَدِيداً فَسَقَطْتُ فِي يَدِي، فَقُلْتُ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ أَذْهَبْتَ بِغَضَبِ رَسُولِكَ{{صل}} لَمْ أَعُدْ لِذِكْرِهَا بِسُوءٍ مَا بَقِيتُ. قَالَتْ: فَلَمَّا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا لَقِيتُ، قَالَ: كَيْفَ قُلْتِ وَ اللَّهِ لَقَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ النَّاسُ وَ آوَتْنِي إِذْ رَفَضَنِي النَّاسُ وَ صَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ...}} (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٢٠).</ref>. [[امام علی]]{{ع}} درباره ایمان حضرت خدیجه و پیشی جستن ایشان در [[ایمان آوردن]] به رسول خدا{{صل}} چنین می‌فرمایند:
«... [[خانواده]] [[مسلمانی]] در اسلام نبود، جز خانواده‌ای که از رسول خدا و خدیجه کبری{{س}} تشکیل یافته بود و من سومین تن از اعضای با [[عظمت]] آن خانواده پرافتخار بودم»...<ref>{{متن حدیث|وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشَمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۴، ص۴٧٩؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، معروف به خطبه قاصعه).</ref>.
سراسر [[زندگی]] پرافتخار [[خدیجه کبری]] از ویژگی‌های زرین و درخشانی سرشار است که نشان [[شناخت]] عمیق وی از [[حق]] و [[حقیقت]] و در مرحله بعد [[دین‌داری]] و [[پرهیزکاری]] بالای وی در [[حفظ]] [[حریم]] [[الهی]] و [[استقامت]] در این راه است. کاری که تنها و تنها از [[مؤمنان]] با استقامت و [[پارسایان]] [[خداترس]] ساخته است.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۲.</ref>.
 
====ازدواج حضرت امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا{{س}}====
چشم [[بیدار]] [[تاریخ]]، [[شاهد]] رخداد عجیب دیگری نیز بوده است؛ چنان‌که [[خداوند]] خود [[عقد]] پیوند [[مبارک]] ازدواج دو [[انسان]] متعالی و متفاوت با دیگر [[انسان‌ها]] را در [[آسمان‌ها]] بست. آن دو به مرتبه‌ای از [[خلوص]] [[ایمان]] و دین‌داری رسیده بودند که به این [[شرافت]] و [[کرامت]] مفتخر شدند به همین سبب [[رسول]] گرامی‌اش فرمود: «آی [[مردم]]، من چون شما بشرم. همانند شما با [[زنان]] شما ازدواج می‌کنم و شما را به [[تزویج]] هم درمی‌آورم. اما [[حساب]] [[فاطمه]] از دیگران جداست. دستور ازدواج او به دست خداوند بوده و از آنجا نازل شده است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ}} (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).</ref>. و فرمود: «[[آگاه]] باشید اگر [[خدای تعالی]] علی را نمی‌آفرید و فاطمه را به وی تزویج نمی‌کرد هرگز [[کفو]] و همتایی برای فاطمه از [[آغاز آفرینش]] [[آدم]] تا [[قیام قیامت]] پیدا نمی‌شد»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ فَاطِمَةَ لِعَلِيٍّ مَا كَانَ لَهَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ كُفْوٌ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ}} (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، الأمالی، ص۵٩٢؛ همو، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).</ref>.
[[رسول خدا]] در تعریف و [[تمجید]] از [[امیرمؤمنان]] نخستین ویژگی‌ای که از ایشان برای دخترشان فاطمه{{س}} بازمی‌گویند ایمان و [[مسلمانی]] اوست:
«... فاطمه [[جان]]، آیا نمی‌دانی که [[خداوند تعالی]] به تو [[اکرام]] کرده و به [[عقد ازدواج]] کسی درآورده است که [[نخستین مسلمان]]... است». فاطمه{{س}} از این پیوند شادمان شدند و آنچه را که پدر بزرگوارشان [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده بودند، بشارتی برای خود یافتند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ{{س}} تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}} لَهَا: يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا... بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً قَالَ فَسُرَّتْ بِذَلِكَ فَاطِمَةُ وَ اسْتَبْشَرَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٨).</ref>.
 
برای رسول خدا{{صل}} این نکته اهمیت داشته که دخترشان [[فاطمه زهرا]]{{س}} به [[ازدواج]] با شخصیتی [[راضی]] شده‌اند که نخستین [[مؤمن]] و پیشوای [[پارسایان]] است؛ چراکه [[پیامبر]] خود به امتشان توصیه کرده‌اند که در ازدواج جز [[دین]] و [[ایمان]] افراد در نظرتان نباشد تا رضای خدای را به دست آورید<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۳.</ref>.
 
====ازدواج اصحاب و یاران رسول خدا{{صل}}====
توجه حضرت به ایمان و [[دین‌داری]] افراد در ازدواج نه‌تنها برای خود و فرزندانشان، بلکه برای دیگر [[یاران]] و اصحاب نیز مهم بوده است. ایشان با ملاک قرار دادن ایمان دو طرف آنان را حتی با وجود تفاوت‌های بسیار از جنبه‌های گوناگون، به هم [[تزویج]] می‌فرمودند؛ برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:
 
۱. تزویج زلفا به جویبر: [[داستان]] عبرت‌انگیز [[ازدواج]] جویبر، [[غلام سیاه]] و از [[اصحاب]] [[فقیر]] صفه، با دختر یکی از [[اشراف مدینه]] از اقدام‌های فوق‌العاده [[رسول خدا]]{{صل}} در [[صدر اسلام]] بوده است ایشان برای تخطئه [[افکار]] باقیمانده از [[دوران جاهلیت]] و [[قانع]] کردن جویبر به ازدواج با دختر [[زیاد بن لبید انصاری]]، به او یادآور شدند:
ای جویبر، به [[یقین]] [[خداوند تعالی]] به [[برکت]] [[اسلام]] همه آنچه را در [[جاهلیت]] [[شریف]] و عزتمند بود [[پست]] و بی‌مقدار و [[ذلیل]] کرد و همه آنچه را در آن عصر ذلیل و بی‌مقدار می‌نمود باعزت و شریف و [[ارزشمند]] ساخت. [[خداوند]] به برکت اسلام همه خودبرتربینی‌ها و افتخارات به [[قوم]] و [[قبیله]] و گذشتگان را در [[عصر جاهلیت]] از میان برداشت. اکنون (در [[سایه]] [[دین مقدس اسلام]])، همه [[انسان‌ها]]، سفید و سیاه، [[عرب]] و [[عجم]]، قرشی و غیر آن، همه از [[نسل]] آدم‌اند و [[پروردگار]]، [[آدم]] را از خاک [[آفریده]] است. به یقین، محبوب‌ترین [[انسان]] نزد خداوند در [[روز قیامت]] [[پرهیزکارترین]] و مطیع‌ترین آنان از [[دستورهای الهی]] است. ای جویبر، امروز هیچ [[مسلمانی]] را [[برتر]] و بالاتر از تو نمی‌شناسم جز کسی که از تو پرهیزکارتر و مطیع‌تر در برابر [[خداوند متعال]] باشد<ref>{{متن حدیث|يَا جُوَيْبِرُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَضَعَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ شَرِيفاً وَ شَرَّفَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَضِيعاً وَ أَعَزَّ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ ذَلِيلًا وَ أَذْهَبَ بِالْإِسْلَامِ مَا كَانَ مِنْ نَخْوَةِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرِهَا بِعَشَائِرِهَا وَ بَاسِقِ أَنْسَابِهَا فَالنَّاسُ الْيَوْمَ كُلُّهُمْ أَبْيَضُهُمْ وَ أَسْوَدُهُمْ وَ قُرَشِيُّهُمْ وَ عَرَبِيُّهُمْ وَ عَجَمِيُّهُمْ مِنْ آدَمَ وَ إِنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ طِينٍ وَ إِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَطْوَعُهُمْ لَهُ وَ أَتْقَاهُمْ وَ مَا أَعْلَمُ يَا جُوَيْبِرُ! لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ فَضْلًا إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْكَ وَ أَطْوَعَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).</ref>.


در آن رویداد حضرت{{صل}} وقتی با خودداری [[زیاد بن لبید]] از این وصلت روبه‌رو شدند، [[خطاب]] به او فرمودند:
فاطمه زهرا{{س}} افزون بر سجایای اخلاقی و جایگاه باعظمتی که در پیشگاه [[حق‌تعالی]] داشتند، [[دختر رسول خدا]]{{صل}} و محبوب‌ترین فرد نزد آن [[بزرگوار]] بودند. به همین دلیل، در [[جامعه]] آن [[روز]] [[مدینه]]، به ویژه میان [[اصحاب]] و [[یاران رسول خدا]]، خویشان، آشنایان و شخصیت‌های معروف و شناخته شده آن روز، [[مقام]] و مرتبتی والا داشتند. همه این نکته‌های مثبت آن هم برای دختری نوجوان، امتیازهایی فوق‌العاده به شمار می‌آمد. وجود این امتیازها موجب شده بود که ایشان در همان سنین آغازین نوجوانی خواستگاران بی‌شماری داشته باشند.
«ای زیاد، جویبر [[مؤمن]] است و هر مرد مؤمنی [[کفو]] و همتای [[زن]] مؤمن است و هر [[مرد]] [[مسلمانی]] کفو و همتای زن [[مسلمان]] است»<ref>{{متن حدیث|يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).</ref>.
چنان‌که خواندید، حضرت از تفاوت‌های بسیاری که بین این دو تن بوده و [[مقام]] و جایگاه زیاد بن لبید بین [[قوم]] و [[قبیله]] خود و اوضاع نه‌چندان [[رضایت‌بخش]] جویبر [[آگاه]] بوده‌اند. با وجود این، تنها [[ایمان]] و [[دین‌داری]] آن دو [[جوان]] را معیار و شاخص [[ازدواج]] ایشان معرفی کرده‌اند.


۲. [[ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب]]: ضباعه از [[بانوان]] مشهور و معروف و از بزرگ‌زادگان [[قریش]] و [[بنی‌هاشم]] بود و [[مقداد]]، [[جوانی]] سیاه‌پوست، غیر معروف و از طبقات پایین‌دست [[جامعه]] آن [[روز]] [[مدینه]] بود که دیگران کمتر به وی توجه داشتند. [[رسول خدا]]{{صل}} در اقدامی عجیب و برای شکستن [[سنت]] باقی‌مانده از [[عصر جاهلیت]]، ضباعه عموزاده خود و دختر زبیر بن عبدالمطلب را به [[عقد]] [[مقداد بن اسود کندی]] درآورد. [[امام صادق]]{{ع}} این اقدام [[مبارک]] را چنین گزارش فرمودند:
بی تردید در چنین اوضاعی برای هر [[خانواده]] و خود دختر، [[انتخاب]] بسیار سخت خواهد بود اما [[رسول خدا]]{{صل}} در چنین اوضاعی ویژه، دقت‌های لازم در تصمیم‌گیری برای چنین امر مهمی را نادیده نگرفتند.
رسول خدا{{صل}} ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را به ازدواج [[مقداد بن اسود]] درآوردند. سپس فرمودند تنها با این [[هدف]] ضباعه را به عقد مقداد درآوردند تا امر ازدواج برای [[جوانان]] آسان شود و] [[مسلمانان]] در ازدواج فرزندانشان] از [[سنت رسول خدا]] [[پیروی]] کنند و بدانند که «البته گرامی‌ترین [[انسان‌ها]] نزد [[خداوند]] [[پرهیزگارترین]] آنهاست»؛ درحالی‌که [[زبیر]] [پدر ضباعه] با عبدالله [پدر رسول خدا] و [[ابو طالب]] پدر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[برادر]] و دارای یک [[پدر و مادر]] بوده‌اند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} زَوَّجَ الْمِقْدَادَ بْنَ أَسْوَدَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا زَوَّجَهَا الْمِقْدَادَ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَ لِيَتَأَسَّوْا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ كَانَ الزُّبَيْرُ أَخَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي طَالِبٍ لِأَبِيهِمَا وَ أُمِّهِمَا}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴۴).</ref>.


از سخن [[امام صادق]]{{ع}} استفاده می‌شود که تنها معیار [[رسول خدا]] در [[تزویج]] ضباعه به [[مقداد]] [[کفویت]] و همتایی این زوج [[جوان]] در [[ایمان]]، [[دین‌داری]] و [[پرهیزکاری]] بوده است؛ به بیان دیگر، بزرگ‌زاده، معروف و مشهور بودن ضباعه که تنها ارزش‌های قومی و قبیله‌ای به شمار می‌آیند و نیز گمنام و از طبقات پایین بودن مقداد از این تصمیم حضرت جلوگیری نکرده است؛ چراکه مقداد سرآمد [[مؤمنان راستین]] آن عصر پس از [[ائمه معصوم]]{{عم}} بوده است؛ تا جایی که به فرموده [[امام باقر]]{{ع}} مقداد تنها کسی بوده است که پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} که غالب [[مسلمانان]] دچار [[شک و تردید]] شده بودند هیچ [[شک]] و تردیدی در ایمان وی پدید نیامد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ قَالَ: قُلْتُ: فَعَمَّارٌ، قَالَ: قَدْ كَانَ جَاضَ جَيْضَةً ثُمَّ رَجَعَ ثُمَّ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْ‏ءٌ فَالْمِقْدَادُ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَإِنَّهُ عَرَضَ فِي قَلْبِهِ أَنَّ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ لَوْ تَكَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ الْأَرْضُ...}} (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإختصاص، ص۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۳۹).</ref>.
همین دقت‌ها موجب شد تا حضرت و همچنین دختر بزرگوارشان{{س}} از میان خواستگاران متعدد، شایسته‌ترین فرد را برگزینند. آنچه از [[سیره]] آن عزیزان برای ما نقل شده آن است که بسیاری از بزرگان و مشاهیر از اصحاب و [[یاران]] و خویشان حضرت{{صل}}، خواهان [[ازدواج]] با [[زهرای مرضیه]]{{س}} بوده‌اند اما نه پدر و نه دختر{{عم}} هیچ یک [[راضی]] نشدند و به همه آنان پاسخ رد دادند.


۳. [[زینب بنت جحش]]: زینب بنت جحش، دختر عمه [[رسول گرامی اسلام]]، از [[نوادگان]] [[عبدالمطلب]] و از [[خاندان]] [[بنی‌هاشم]] و چون ضباعه، دارای [[مقام]] و [[منزلت اجتماعی]] ممتاز بود. مهم‌تر از همه، از [[زنان]] [[دین‌دار]] و [[مؤمن]] به رسول خدا نیز بود. از سوی دیگر، [[زید بن حارثه]] برده‌ای [[اسیر]] در دست [[قریش]] بود که رسول خدا{{صل}} وی را [[آزاد کرده]] بود. اما در [[جامعه]] نوپای [[اسلامی]] آن [[روز]] [[مدینه]]، هنوز داغ [[بردگی]] بر پیشانی زید سنگینی می‌کرد<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢ ص٢۶٢. البته زید در اثر انس با رسول خدا{{صل}} به بالاترین مقامات معنوی رسیده و از مجاهدان اولیه و فرماندهان رسول خدا{{صل}} در جنگ‌ها بود. او سرانجام در جنگ موته به همراه جعفر بن ابی‌طالب به شهادت رسید.</ref>. بنابراین [[زینب]] و زید از دو [[طبقه اجتماعی]] کاملا متفاوت بوده‌اند. طبیعی است که پیوند این دو [[جوان]] در جامعه آن روز مدینه، مسئله‌ای سنگین و تحمل‌ناپذیر بود. [[تعجب]] [[زینب بنت جحش]] و خانواده‌اش، به ویژه [[عبدالله بن جحش]] و بسیاری دیگر از [[مردم مدینه]] این مسئله را [[تأیید]] می‌کند. اما [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو جوان [[مؤمن]] و [[دین‌دار]] را به [[عقد ازدواج]] هم درآورد تا پاسخی به پندارهای نادرست [[جاهلی]] دهد و [[ازدواج]] بر دیگران نیز آسان شود<ref>پیش از این در جلد نخست اشاره کردیم که بعدها این زوج جوان، بنا به عللی از هم جدا شدند و رسول خدا{{صل}} برای مبارزه با افکار نادرست جاهلی که ازدواج با بیوه پسرخوانده را ازدواج با محارم می‌شمردند و آن را نادرست می‌پنداشتند، به دستور خداوند با زینب، همسر مطلقه زید ازدواج کرد: {{متن قرآن|... فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}} «... و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>.
در کتب حدیثی [[اهل سنت]] معروف به [[صحاح]]، به سندهای معتبر و راویان معروف و مشهوری چون [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، [[ابن‌عباس]]، [[ابن‌مسعود]]، [[انس بن مالک]]، [[براء بن عازب]] و [[ام‌سلمه]]، و به تعابیر گوناگون و مضامین یکسان آمده است که [[ابابکر]] و عمر، بارها [[فاطمه زهرا]]{{س}} را از رسول خدا{{صل}} خواستگاری کردند اما حضرت به آنان پاسخ رد دادند<ref>{{متن حدیث|وَ قَدِ اشْتَهَرَ فِي الصِّحَاحِ بِالْأَسَانِيدِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ ابْنِ مَسْعودٍ وَ جَابِرٍ الْأَنْصَارِيِّ وَ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَ أُمِّ سَلَمَةَ بِأَلْفَاظٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ مَعَانِي مُتَّفِقَةٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} فَاطِمَةَ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى فَرَدَّهُمَا}}. در نقل‌های دیگر آمده است که رسول خدا{{صل}} برای دادن پاسخ رد به آن دو فرمودند: «فاطمه هنوز برای ازدواج کردن کوچک است»؛ {{متن حدیث|أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} فَاطِمَةَ فَقَالَ: إِنَّهَا صَغِيرَةٌ}} (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٠٨).</ref>.
[[تشویق]] و تحریص رسول خدا و [[اهل‌بیت]]{{عم}} به ازدواج با افراد مؤمن و [[پرهیزکار]]، به ازدواج خود ایشان یا [[فرزندان]] و خویشانشان منحصر نبوده است. بلکه دیگر [[اصحاب]] و [[یاران]] خویش را نیز به این ملاک‌های [[ارزشمند]] فرامی‌خواندند. به بیان [[امام صادق]]، رسول خدا{{صل}} [[مردم]] را به [[تزویج]] زودهنگام فرزندانشان تشویق می‌فرمودند. یکی از اصحاب از ایشان پرسید: «فرزندان خویش را به ازدواج چه کسانی در آوریم؟» حضرت فرمودند:
{{متن حدیث|الْأَكْفَاءِ}}؛ «به همتایان آنها».


دوباره پرسید: «[[کفو]] و همتای آنان چه کسانی‌اند؟ حضرت فرمودند:
اما وقتی [[امیرمؤمنان علی]] برای خواستگاری دختر [[بزرگوار]] رسول خدا، یعنی فاطمه زهرا{{س}} به خدمت با [[سعادت]] حضرت شرفیاب شدند ایشان فرمودند: «علی [[جان]]، پیش از تو نیز بسیاری از رجال خواهان [[فاطمه]] شده‌اند. من به فاطمه جریان را گفتم. ولی آثار نارضایتی را در چهره‌اش دیدم. اما درباره تو قدری [[صبر]] کن تا جریان را به او بگویم و برگردم. حضرت بر دخترشان داخل شدند و خواستگاری [[امیرمؤمنان]] را به ایشان خبر دادند و فرمودند: «نظر تو چیست؟» فاطمه خاموش ماندند، ولی روی برنگرداندند و حضرت نیز نارضایتی و [[کراهت]] در چهره او ندیدند. در نتیجه برخاستند و ندای [[الله اکبر]] دادند سر و فرمودند: «[[سکوت]] فاطمه به منزله پذیرش اوست.»..<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ! إِنَّهُ قَدْ ذَكَرَهَا قَبْلَكَ رِجَالٌ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهَا فَرَأَيْتُ الْكَرَاهَةَ فِي وَجْهِهَا وَ لَكِنْ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَيْكَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَأَخْبَرَهَا وَ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً قَدْ ذَكَرَ مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَمَا تَرَيْنَ فَسَكَتَتْ وَ لَمْ تُوَلِّ وَجْهَهَا وَ لَمْ يَرَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَرَاهَةً فَقَامَ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ سُكُوتُهَا إِقْرَارُهَا...}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٣).</ref>.
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ}}؛ «مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] کفو و همتای یکدیگرند. مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ{{صل}} فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟ فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟ فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱).</ref>.
در این بیان [[حکیمانه]]، [[تکرار]] مسئلهٔ [[کفویت]] [[مؤمنان]] برای ازدواج با مؤمنان، از اهمیت آن در پیشگاه باعظمت [[پیامبر مکرم اسلام]]{{صل}} نشان دارد. اهمیت مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم حضرت{{صل}} در پی بیان معنای کفویت در ازدواج برای پرسش‌کننده‌اند.


در موارد متعددی نیز [[رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[یاران]] خود را توصیه و [[تشویق]] می‌فرمودند تا تنها [[ایمان]] و [[دین‌داری]] را اساس [[انتخاب همسر]] برای خود و فرزندانشان قرار دهند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).</ref>. همچنین توصیه می‌فرمودند که اگر [[خواستگاران]] فرزندانشان [[مؤمن]] و دین‌دارند، به آنان پاسخ مثبت دهند. همچنین به آنان هشدار می‌دادند که به چنین افرادی پاسخ رد ندهند تا خود [[جامعه]] و [[زمین]] را گرفتار [[فساد]] و فتنه‌ای بزرگ نکنند<ref>روایات در این زمینه بسیار است. از جمله: {{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}: فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ وَ أَنَّكَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلَا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۳)؛ {{متن حدیث|عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ‏ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۵.</ref>.
برای رسول خدا{{صل}} [[انتخاب]] همسری مناسب و لایق فرزندشان چندان بااهمیت بود که ایشان این مسئله را به [[خداوند]] واگذار کردند. وقتی رضایت خداوند را دریافتند اقدام کردند و آن دو بزرگوار را به [[عقد]] هم درآوردند. در مقابل، دختر بزرگوارشان نیز به صراحت رضای خویش را [[اعلان]] کردند. [[سلمان فارسی]] نقل می‌‌کند که وقتی [[زنان]] [[مدینه]] درباره [[ازدواج]] این دو بزرگوار زبان به [[طعنه]] گشودند<ref>سلمان می‌گوید: {{متن حدیث|كُنْتُ‏ وَاقِفاً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَى يَدَيْهِ إِذَا دَخَلَتْ فَاطِمَةُ وَ هِيَ تَبْكِي. فَوَضَعَ النَّبِيُّ{{صل}} يَدَهُ عَلَى رَأْسِهَا وَ قَالَ: مَا يُبْكِيكِ؟ لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكِ يَا حُورِيَّةُ! قَالَتْ: مَرَرْتُ عَلَى مَلَإٍ مِنْ نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ هُنَّ مُخَضَّبَاتٌ فَلَمَّا نَظَرْنَ إِلَيَّ وَقَعُوا فِيَّ وَ فِي ابْنِ عَمِّي. فَقَالَ{{صل}} لَهَا: وَ مَا سَمِعْتِي مِنْهُنَّ؟ قَالَتْ: قُلْنَ: كَانَ قَدْ عَزَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ مِنْ رَجُلٍ فَقِيرِ قُرَيْشٍ وَ أَقَلِّهِمْ مَالًا!}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>، [[فاطمه]] نزد پدر شرفیاب شدند و از آنان [[شکایت]] کردند. حضرت{{صل}} برای [[آرامش]] خاطر ایشان فرمودند: دخترم، به [[خدا]] [[سوگند]] من تو را به علی [[تزویج]] نکردم، بلکه [[خداوند تعالی]] تو را به همسری او درآورده است. در آغاز، [[خداوند]] این کار را انجام داده است. دلیل این اقدام آن بود که پیش از این، فلانی و فلانی از تو خواستگاری کردند. وقتی چنین شد من امر [[ازدواج]] تو را به [[خداوند متعال]] واگذار کردم و از [[مردم]] مخفی داشتم. تا زمانی که... برادرم [[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند به سوی [[زمین]] نظری افکند و از میان مردان [[اهل]] زمین، علی{{ع}} و از میان [[زنان]] فاطمه{{س}} را برگزید. آن‌گاه فاطمه را به همسری علی درآورد. فاطمه{{س}}]با شنیدن این خبر] سرشان را بالا آوردند و با تبسمی خطاب به پدر عرض کردند: به آنچه خداوند و رسولش{{صل}} [[راضی]] باشند خشنودم...<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ{{صل}} لَهَا: وَ اللَّهِ يَا بُنَيَّةِ مَا زَوَّجْتُكِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَكِ مِنْ عَلِيٍّ فَكَانَ بَدْوُهُ مِنْهُ وَ ذَلِكِ أَنَّهُ خَطَبَكِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَعِنْدَ ذَلِكِ جَعَلْتُ أَمْرَكِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمْسَكْتُ عَنِ النَّاسِ فَبَيْنَا صَلَّيْتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَلَاةَ الْفَجْرِ إِذْ سَمِعْتُ حَفِيفَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا بِحَبِيبِي جَبْرَئِيلَ وَ مَعَهُ سَبْعُونَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُتَوَّجِينَ مُقَرَّطِينَ مُدَمْلِجِينَ فَقُلْتُ مَا هَذِهِ الْقَعْقَعَةُ مِنَ السَّمَاءِ يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا مِنَ الرِّجَالِ عَلِيّاً{{ع}} وَ مِنَ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ{{س}} فَزَوَّجَ فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيٍّ. فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا وَ تَبَسَّمَتْ بَعْدَ بُكَائِهَا وَ قَالَتْ: رَضِيتُ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>.


==[[خوش‌خلقی در معارف و سیره نبوی|خوش‌اخلاقی]]==
آن‌گاه [[رسول خدا]]{{صل}} [[فضایل]] بی‌شماری از [[امیرمؤمنان]] و [[مقام]] و جایگاه بسیار والای ایشان نزد خداوند و [[رضای الهی]] از ازدواج آن دو [[بزرگوار]] و... را برای [[فاطمه زهرا]]{{س}} بیان کردند<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ{{صل}}: أَ لَا أَزِيدُكِ يَا فَاطِمَةُ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ بَلَى قَالَ لَا يَرِدُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُكْبَانٌ أَكْرَمُ مِنَّا أَرْبَعَةٌ أَخِي صَالِحٌ عَلَى نَاقَتِهِ وَ عَمِّي حَمْزَةُ عَلَى نَاقَتِيَ الْعَضْبَاءِ وَ أَنَا عَلَى الْبُرَاقِ وَ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ فَقَالَتْ صِفْ لِيَ النَّاقَةَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خُلِقَتْ قَالَ نَاقَةٌ خُلِقَتْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَبَّجَةُ الْجَنْبَيْنِ صَفْرَاءُ حَمْرَاءُ الرَّأْسِ سَوْدَاءُ الْحَدَقِ قَوَائِمُهَا مِنَ الذَّهَبِ خِطَامُهَا مِنَ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ عَيْنَاهَا مِنَ الْيَاقُوتِ وَ بَطْنُهَا مِنَ الزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ لُؤْلُؤَةٍ بَيْضَاءَ يُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا خُلِقَتْ مِنْ عَفْوِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكِ النَّاقَةُ مِنْ نُوقِ اللَّهِ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ رُكْناً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الرُّكْنِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْوَاعِ التَّسْبِيحِ لَا يَمُرُّ عَلَى مَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَّا قَالُوا مَنْ هَذَا الْعَبْدُ مَا أَكْرَمَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَرَاهُ نَبِيّاً مُرْسَلًا أَوْ مَلَكاً مُقَرَّباً أَوْ حَامِلَ عَرْشٍ أَوْ حَامِلَ كُرْسِيٍّ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ هَذَا بِنَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لَا مَلَكٍ مُقَرَّبٍ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ فَيَبْدُرُونَ رِجَالًا رِجَالًا فَيَقُولُونَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ حَدَّثُونَا فَلَمْ نُصَدِّقْ وَ نَصَحُونَا فَلَمْ نَقْبَلْ وَ الَّذِينَ يُحِبُّونَهُ تَعَلَّقُوا بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى كَذَلِكِ يَنْجُونَ فِي الْآخِرَةِ يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا أَبَتَاهْ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}} إِنَّ عَلِيّاً أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ هَارُونَ لِأَنَّ هَارُونَ أَغْضَبَ مُوسَى وَ عَلِيٌّ لَمْ يُغْضِبْنِي قَطُّ وَ الَّذِي بَعَثَ أَبَاكِ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا غَضِبْتُ عَلَيْهِ يَوْماً قَطُّ وَ مَا نَظَرْتُ فِي وَجْهِ عَلِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ الْغَضَبُ عَنِّي يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ...}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>؛ تا آنجا که فرمودند: «[[جبرئیل]] بر من نازل شد و گفت: «ای محمد، از سوی [[خداوند]] بر علی [[سلام]] و [[درود]] فرست»». [[فاطمه]]{{س}} برخاستند و گفتند: «به خداوندی خداوند و به [[پیامبری]] تو ای پدر، و همسری و [[ولایت]] پسرعمویم (علی [[مرتضی]] [[راضی]]) و خشنودم»<ref>{{متن حدیث|هَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ عَلِيّاً مِنَ السَّلَامِ السَّلَامَ. فَقَامَتْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِكَ يَا أَبَتَاهْ نَبِيّاً وَ بِابْنِ عَمِّي بَعْلًا وَ وَلِيّاً}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۶۵.</ref>
==[[اصالت خانواده]]==


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۳۳: خط ۶۱:


[[رده:پیامبر خاتم]]
[[رده:پیامبر خاتم]]
[[رده:انتخاب همسر]]
[[رده:ازدواج]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۱۷

سیره رسول خدا در انتخاب همسر(ص)

دقت، توجه و مراقبت در انتخاب همسر هنگام ازدواج برای همه لازم است. اما این مسئله برای رسول خدا و اهل‌بیت(ع) اهمیتی صدچندان داشت؛ چراکه هر یک از آن بزرگواران یا همسرانشان در آینده مسئولیت پدر یا مادر بودن شخصیت‌هایی را بر دوش داشتند که سرآمد مردان و زنان اعصار و قرون، و رهبران و پیشوایان بشریت بوده‌اند. در حقیقت اهمیت مقام و جایگاه معصومان(ع) بر اهمیت مسئولیت والدین گرامیشان می‌افزود. چگونگی همسرگزینی رسول خدا و اهل‌بیت(ع) از دقت آنان و اهمیت دادنشان به این موضوع در ازدواج نشان دارد[۱].

از جمله شایستگی‌های رسول خدا(ص)، برگزیدن حساب شده و هدفمند همسر و شریک زندگی بوده است. ازدواج آن بزرگوار به ویژه پیوند با بانوی بزرگوار اسلام خدیجه کبری(س) از جنبه‌های گوناگون مهم و درس‌آموز بوده است. اکنون به مواردی از ازدواج‌های رسول خدا(ص) و همسرگزینی‌های ایشان اشاره می‌کنیم:

برگزیدن خدیجه کبری(س)

مردم جزیرةالعرب، به ویژه مکه، پیش از بعث رسول خدا(ص)، ایشان را جوانی برازنده با اصل و نسب، قابل اعتماد، امین و از هر جهت شایسته می‌دانستند. افزون بر این، درباره آتیه روشن و حتی نبوت ایشان نیز خبرهایی شنیده بودند. به هر روی، رسول خدا(ص) از نگاه مردم آن روز مکه، به ویژه قبیله معروف و پرآوازه قریش، جوانی برازنده و به تقوا معروف بودند و برای ازدواج با دختران عرب آن روز، هیچ مشکلی نداشتند. اما ایشان از میان همه آنان حضرت خدیجه(س) را برگزیدند؛ بانویی که سال‌ها پیش دوران جوانی را پشت سر گذاشته و تقریبا پانزده سال از رسول خدا بزرگ‌تر بود. افزون بر این بنابر نقل مشهور پیش از آن نیز با شخص دیگری ازدواج کرده بود.

از سوی دیگر، خدیجه کبری(س) شخصیتی معروف و مشهور و بانویی ثروتمند، با مال‌التجاره‌ای بسیار و عمّال و کارگزارانی فراوان بود به همین دلیل، در جامعه آن روز حجاز از جایگاه و امتیازهایی فوق‌العاده بهره‌مند بود. افزون بر این، او خود صاحب ویژگی‌هایی ممتاز و برجسته و مناسب یک بانوی نجیب و باوقار بود. در دوران حاکمیت رذالت‌ها و پستی‌ها بر جامعه آن روز جزیرةالعرب، خدیجه کبری به عفت و پاکدامنی معروف بود؛ تا جایی که ایشان را طاهره می‌نامیدند[۲].

همین ویژگی‌های برجسته و جایگاه ممتاز اجتماعی موجب شد تا سیل خواستگارانی بی‌شمار از مردان و سرشناسان عرب در مکه و خارج از آن به او روی آورند. با وجود این، خدیجه کبری(س) از میان همه آن خواستگاران معروف و مشهور، خود خواهان وصلت با رسول خدا(ص) بود و سرانجام آن عزیز را به همسری برگزید. مهم‌تر از همه آنکه خودش گام پیش نهاد و به آن وجود نازنین پیشنهاد ازدواج داد. در پایان نیز در برابر همه اعتراض‌های نزدیکان و خویشان ایستاد و به این کار اقدام کرد. رسول خدا(ص) برای نخستین بار در ۲۵ سالگی با خدیجه کبری ازدواج کردند تا زمانی که خدیجه کبری در قید حیات بود نیز حضرت با هیچ زن دیگری ازدواج نکردند[۳]. سرانجام در سال دهم بعثت یعنی پنجاهمین سال عمر شریف رسول خدا(ص)، همسرشان خدیجه کبری از دنیا رفت.

این انتخاب شایسته و پیوند مقدس حاصل اهمیت‌دهی، دقت و توجه هر دو بزرگوار ب ه انتخاب همسر و اقدام به ازدواج بود. پس از گذشت اندک زمانی، برایند این انتخاب درست، در جمع انسانی، اسلامی خود را نشان داد و خدیجه کبری نخستین زنی بود که به رسول خدا(ص) ایمان آورد. مهم‌تر آنکه ایشان در ایمان خود تا پایان ثابت‌قدم و پایدار بود و از تهدید و تطمیع دیگران نهراسید. حاصل این اقدام درست و مقدس، دردانه عالم هستی، جگرگوشه رسول خدا و خدیجه کبری یعنی فاطمه زهرا(س) بود که قلم و سخن در ذکر ویژگی‌های او ناتوان است[۴].

انتخاب و ازدواج با دیگر همسران

بی‌شک، همه همسران پیامبر اکرم(ص) در یک سطح و مرتبه نبوده‌اند؛ چنان‌که از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است: «خدیجه کبری(س) با فضیلت‌ترین زن از زنان پیامبر بوده و پس از ایشان ام‌سلمه از همه برتر بوده است»[۵].

ام‌سلمه(س) بانویی بسیار محترم و جلیل‌القدر بود. نام او هند فرزند ابی‌امیه بود و در خانواده‌ای با شرافت که به بخشش و سخاوتمندی شهره بودند، چشم به جهان گشود. او از پیشکسوتان در اسلام بود که به همراه همسرش ابوسلمه به حبشه هجرت کرد. ام‌سلمه بانویی اهل فضل، صاحب‌نظر و از معدود افراد باسواد در عصر جاهلیت بود. مقام و جایگاه والای او موجب شده بود تا پس از شهادت همسرش ابوسلمه[۶]، خواستگاران بسیاری از میان رجال و مشاهیر آن روز مدینه داشته باشد. اما او عاقل‌تر از آن بود که به وصلت با شخصی جز وجود نازنینی چون پیامبر مکرم اسلام(ص) راضی شود[۷].

در جریان ازدواج پیامبر با ام‌سلمه، حضرت طی نامه‌ای از او درخواست فرمودند تا خود را به عقد رسول خدا درآورد. ام‌سلمه نیز با کمال افتخار پذیرفت و بی‌درنگ اقدام کرد. گفتنی است که حضرت(ص) با ام‌سلمه در حالی ازدواج کردند که بیوه‌ای میان‌سال و فرزنددار بود[۸].

بزرگ‌ترین سرمایه معنوی ام‎سلمه، افزون بر فضایل اخلاقی و کمالات انسانی، مهر و محبت فوق‌العاده‌ای بود که از رسول خدا و اهل‌بیت(ع) در دل داشت. او به رسول خدا عشق می‌ورزید و لحظه‌ای ایشان را تنها نمی‌گذاشت حتی در بسیاری از غزوات و مسافرت‌ها ایشان را همراهی می‌کرد[۹]. به همین دلیل ایشان از کم‌شمار همسران رسول خدا(ص) است که ائمه معصوم، به ویژه امیرمؤمنان، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین(ع) به‌طور ویژه به وی احترام می‌گذاشتند. این تکریم‌ها و احترام‌های اهل‌بیت(ع) از مقام و جایگاه والای ایشان نزد خداوند و رسول خدا(ص) نشان دارد.

آنچه گفته شد بیانگر این مطلب است که ازدواج رسول خدا با ام‌سلمه نیز چون موارد دیگر، انتخابی از سر دقت و اهمیت بسیار بوده است. گواه این ادعا، کارنامه درخشانی است که او از دوران طولانی و پرافتخار عمر شریفش از خود برجای گذاشته است.

ازدواج رسول خدا(ص) با دیگر همسرانشان در سیزده سال پایانی، یعنی پس از گذشت پنجاه سال از عمر شریفشان، رخ داده است[۱۰]. همه ازدواج‌های حضرت با دقت و توجه لازم و در نظر گرفتن مصالح و حکمت‌هایی انجام می‌شد. شاید بتوان گفت ازدواج با برخی زنان بیوه و بی‌سرپرست به هدف رسیدگی و حمایت از آنان بوده است. ازدواج با زینب بنت جحش برای دلجویی و جبران شکست‌های روحی و روانی او صورت گرفت. با صفیه دختر رهبر یهودیان خیبر و ام‌حبیبه دختر ابوسفیان، سرکرده مشرکان مکه نیز با هدف جذب کفار و مشرکان ازدواج کرده‌اند و... .

در مجموع از سیره رسول خدا(ص) می‌توان چنین برداشت کرد که ایشان ازدواج و انتخاب همسر را حادثه‌ای مهم در زندگی خویش می‌شمردند و به آن به اندازه کافی اهمیت می‌دادند به همین دلیل در انتخاب همسر توجه و دقت کافی داشته‌اند[۱۱].

انتخاب برترین داماد، برای دخترشان فاطمه زهرا(س)

رسول خدا(ص) چنان‌که به مسئله انتخاب همسر بسیار اهمیت می‌دادند و کاملا دقت می‌کردند با ملاکها و معیارهای لازم همسر گزینند، انتخاب همسر برای فرزندان و خویشان نیز در نظر مبارکشان بااهمیت بوده است.

فاطمه زهرا(س) افزون بر سجایای اخلاقی و جایگاه باعظمتی که در پیشگاه حق‌تعالی داشتند، دختر رسول خدا(ص) و محبوب‌ترین فرد نزد آن بزرگوار بودند. به همین دلیل، در جامعه آن روز مدینه، به ویژه میان اصحاب و یاران رسول خدا، خویشان، آشنایان و شخصیت‌های معروف و شناخته شده آن روز، مقام و مرتبتی والا داشتند. همه این نکته‌های مثبت آن هم برای دختری نوجوان، امتیازهایی فوق‌العاده به شمار می‌آمد. وجود این امتیازها موجب شده بود که ایشان در همان سنین آغازین نوجوانی خواستگاران بی‌شماری داشته باشند.

بی تردید در چنین اوضاعی برای هر خانواده و خود دختر، انتخاب بسیار سخت خواهد بود اما رسول خدا(ص) در چنین اوضاعی ویژه، دقت‌های لازم در تصمیم‌گیری برای چنین امر مهمی را نادیده نگرفتند.

همین دقت‌ها موجب شد تا حضرت و همچنین دختر بزرگوارشان(س) از میان خواستگاران متعدد، شایسته‌ترین فرد را برگزینند. آنچه از سیره آن عزیزان برای ما نقل شده آن است که بسیاری از بزرگان و مشاهیر از اصحاب و یاران و خویشان حضرت(ص)، خواهان ازدواج با زهرای مرضیه(س) بوده‌اند اما نه پدر و نه دختر(ع) هیچ یک راضی نشدند و به همه آنان پاسخ رد دادند.

در کتب حدیثی اهل سنت معروف به صحاح، به سندهای معتبر و راویان معروف و مشهوری چون امیرمؤمنان(ع)، ابن‌عباس، ابن‌مسعود، انس بن مالک، براء بن عازب و ام‌سلمه، و به تعابیر گوناگون و مضامین یکسان آمده است که ابابکر و عمر، بارها فاطمه زهرا(س) را از رسول خدا(ص) خواستگاری کردند اما حضرت به آنان پاسخ رد دادند[۱۲].

اما وقتی امیرمؤمنان علی برای خواستگاری دختر بزرگوار رسول خدا، یعنی فاطمه زهرا(س) به خدمت با سعادت حضرت شرفیاب شدند ایشان فرمودند: «علی جان، پیش از تو نیز بسیاری از رجال خواهان فاطمه شده‌اند. من به فاطمه جریان را گفتم. ولی آثار نارضایتی را در چهره‌اش دیدم. اما درباره تو قدری صبر کن تا جریان را به او بگویم و برگردم. حضرت بر دخترشان داخل شدند و خواستگاری امیرمؤمنان را به ایشان خبر دادند و فرمودند: «نظر تو چیست؟» فاطمه خاموش ماندند، ولی روی برنگرداندند و حضرت نیز نارضایتی و کراهت در چهره او ندیدند. در نتیجه برخاستند و ندای الله اکبر دادند سر و فرمودند: «سکوت فاطمه به منزله پذیرش اوست.»..[۱۳].

برای رسول خدا(ص) انتخاب همسری مناسب و لایق فرزندشان چندان بااهمیت بود که ایشان این مسئله را به خداوند واگذار کردند. وقتی رضایت خداوند را دریافتند اقدام کردند و آن دو بزرگوار را به عقد هم درآوردند. در مقابل، دختر بزرگوارشان نیز به صراحت رضای خویش را اعلان کردند. سلمان فارسی نقل می‌‌کند که وقتی زنان مدینه درباره ازدواج این دو بزرگوار زبان به طعنه گشودند[۱۴]، فاطمه نزد پدر شرفیاب شدند و از آنان شکایت کردند. حضرت(ص) برای آرامش خاطر ایشان فرمودند: دخترم، به خدا سوگند من تو را به علی تزویج نکردم، بلکه خداوند تعالی تو را به همسری او درآورده است. در آغاز، خداوند این کار را انجام داده است. دلیل این اقدام آن بود که پیش از این، فلانی و فلانی از تو خواستگاری کردند. وقتی چنین شد من امر ازدواج تو را به خداوند متعال واگذار کردم و از مردم مخفی داشتم. تا زمانی که... برادرم جبرئیل بر من نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند به سوی زمین نظری افکند و از میان مردان اهل زمین، علی(ع) و از میان زنان فاطمه(س) را برگزید. آن‌گاه فاطمه را به همسری علی درآورد. فاطمه(س)]با شنیدن این خبر] سرشان را بالا آوردند و با تبسمی خطاب به پدر عرض کردند: به آنچه خداوند و رسولش(ص) راضی باشند خشنودم...[۱۵].

آن‌گاه رسول خدا(ص) فضایل بی‌شماری از امیرمؤمنان و مقام و جایگاه بسیار والای ایشان نزد خداوند و رضای الهی از ازدواج آن دو بزرگوار و... را برای فاطمه زهرا(س) بیان کردند[۱۶]؛ تا آنجا که فرمودند: «جبرئیل بر من نازل شد و گفت: «ای محمد، از سوی خداوند بر علی سلام و درود فرست»». فاطمه(س) برخاستند و گفتند: «به خداوندی خداوند و به پیامبری تو ای پدر، و همسری و ولایت پسرعمویم (علی مرتضی راضی) و خشنودم»[۱۷].[۱۸]

منابع

پانویس

  1. اینکه چه اموری در نظر شریف ایشان مهم بوده و باید در آن دقت کافی شود بحثی است که انشاءالله در آینده و ادامه همین بخش به آن خواهیم پرداخت. با نگاهی اجمالی تا حدودی می‌توان به دست آورد که برای انتخاب همسر، به چه اموری باید توجه داشت و نباید از آن به سادگی گذشت. افزون بر ایمان درباره تدین و خلق‌وخوی و مسائلی چون ولود بودن، خانواده، اصل و نسب و زیبایی ظاهری و... روایات بسیاری از رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نقل شده است؛ چون: «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْوَاهاً وَ أَفْتَقُ أَرْحَاماً وَ أَسْرَعُ تَعْلِيماً وَ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّةِ». در ادامه آمده است: «... وَ تَزَوَّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحَسِّنُ لَهُنَّ فِي أَخْلَاقِهِنَّ وَ يُوَسِّعُ لَهُنَّ فِي أَرْزَاقِهِنَّ» (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص١٩۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷)؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۳)؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ مَهْرُهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۵)؛ «عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ(ع) قَالَ: ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ عَفُّوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلَانٍ فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ وَ قَالَ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ أَنَا اللَّهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴) و....
  2. علی بن ابی‌الکرم ابن اثیر، أسدالغابة، ج۵، ص۴٣۴؛ الحافظ احمد بن علی العسقلانی، الإصابة، ج١۶، ص۲۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص١٣.
  3. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) لَمْ يَتَزَوَّجْ عَلَى خَدِيجَةَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۹۱). با دقت در زندگی بابرکت پیامبر بزرگوار اسلام(ص)، یک حقیقت روشن هویدا می‌شود. ایشان درست در سنین جوانی که هر کس خواهان ازدواج با دختران زیبا و نوجوان است، با بیوه‌ای چهل ساله پیمان زناشویی می‌بندند. پیوند حضرت(ص) با دیگر زنان و گاه دختران درست در دهه پایانی عمر شریفشان بنا به مصالحی الهی و دینی و گاه با دستور صریح خداوند انجام می‌شد. این نکته می‌تواند پاسخی دندان‌شکن برای عده‌ای عنود و سبک‎مغز باشد که آن وجود نازنین را به القابی که خود به آن شایسته‌ترند، منتسب می‌کنند.
  4. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۰.
  5. «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً... وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ» (محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص٢۴۴؛ به نقل از: محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال).
  6. ابوسلمه در اثر جراحتی که از جنگ احد در بدن وی باقی مانده بود به شهادت رسید. او مردی بیدار و روشن ضمیر بود. آن دو به هم علاقه‌مند بودند. ام‌سلمه روزی به وی می‌گوید: «بیا با هم‌پیمان بندیم که پس از مرگ هر یک دیگری ازدواج نکند». وی پاسخ می‌دهد: «مبادا چنین پیمانی بندی! و پس از من خود را به زحمت اندازی» سپس دستان خود را به آسمان بلند می‌کند و می‌گوید: «پروردگارا، ام‌سلمه را پس از من مردی بهتر از من روزی فرما». پس از درگذشت ابوسلمه رسول خدا(ص) برای تسلی خاطر ام‌سلمه در حق او دعا کرد و فرمود: «خدایا، اندوه او را تسکین ده و مصیبتش را جبران کن و عوضی بهتر به وی عطا کن» (احمد لقمانی، الگوهای ناب در نگاه دخت آفتاب؛ به نقل از: ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص٢٨۵).
  7. ذبیح‌الله محلاتی، ریاحین الشریعة، ج۲، ص۲۸۵؛ عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة؛ زندگانی محمد(ص) پیامبر اسلام، ترجمه سیدهاشم رسولی، ص۱۹۹.
  8. «رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَرْسَلَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ أَنْ مُرِي ابْنَكِ أَنْ يُزَوِّجَكِ فَزَوَّجَهَا ابْنُهَا سَلَمَةُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ يَبْلُغْ وَ أَدَّى عَنْهُ النَّجَاشِيُّ صَدَاقَهَا بِأَرْبَعِمِائَةِ دِينَارٍ عِنْدَ الْعَقْدِ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۰۲؛ الفضل بن الحسن الطبرسی، أعلام الوری، ص١۴١).
  9. محمد علی دخیل علی، اعلام النساء، ج۵، ص۲۸۵؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۷۲.
  10. ازدواج‌های رسول خدا(ص) تقریبا در همه موارد جز مواردی اندک، با زنان سالخورده، بیوه بی‌سرپرست و بی‌پناه بوده است. اگر در مواردی نیز با دختران یا زنان جوانی چون عایشه، حفصه و صفیه ازدواج کرده‌اند بنا به مصالح سیاسی، اجتماعی یا دینی بوده است: «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِخَمْسَ عَشْرَةَ امْرَأَةً (فَمَاتَتْ مِنْهُنَّ اثْنَتَانِ) وَ دَخَلَ بِثَلَاثَ عَشْرَةَ مِنْهُنَّ وَ قُبِضَ عَنْ تِسْعٍ فَأَمَّا الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهِمَا فَعَمْرَةُ وَ الشَّنْبَاءُ وَ أَمَّا الثَّلَاثَ عَشْرَةَ اللَّاتِي‏ دَخَلَ بِهِنَّ فَأَوَّلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ وَ اسْمُهَا هِنْدُ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ عَائِشَةُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ، ثُمَّ حَفْصَةُ بِنْتُ عُمَرَ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ خُزَيْمَةَ بْنِ الْحَارِثِ أُمُّ الْمَسَاكِينِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، ثُمَّ أُمُّ حَبِيبَةَ رَمْلَةُ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ زَيْنَبُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، ثُمَّ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، ثُمَّ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ، وَ الَّتِي وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ(ص) خَوْلَةُ بِنْتُ حَكِيمٍ السُّلَمِيِّ، وَ كَانَ لَهُ سُرِّيَّتَانِ يَقْسِمُ لَهُمَا مَعَ أَزْوَاجِهِ، مَارِيَةُ الْقِبْطِيَّةُ وَ رَيْحَانَةُ الْخِنْدِفِيَّةُ، وَ التِّسْعُ اللَّاتِي قُبِضَ عَنْهُنَّ عَائِشَةُ، وَ حَفْصَةُ وَ أُمُّ سَلَمَةَ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ، وَ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ وَ أُمُّ حَبِيبَةَ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ، وَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حُيَيِّ بْنِ أَخْطَبَ وَ جُوَيْرِيَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، وَ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ وَ أَفْضَلُهُنَّ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، ثُمَّ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ، ثُمَّ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢، ص١٩۴).
  11. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۲.
  12. «وَ قَدِ اشْتَهَرَ فِي الصِّحَاحِ بِالْأَسَانِيدِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ ابْنِ مَسْعودٍ وَ جَابِرٍ الْأَنْصَارِيِّ وَ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَ أُمِّ سَلَمَةَ بِأَلْفَاظٍ مُخْتَلِفَةٍ وَ مَعَانِي مُتَّفِقَةٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَاطِمَةَ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى فَرَدَّهُمَا». در نقل‌های دیگر آمده است که رسول خدا(ص) برای دادن پاسخ رد به آن دو فرمودند: «فاطمه هنوز برای ازدواج کردن کوچک است»؛ «أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ خَطَبَا إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَاطِمَةَ فَقَالَ: إِنَّهَا صَغِيرَةٌ» (محمد بن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٠٨).
  13. «يَا عَلِيُّ! إِنَّهُ قَدْ ذَكَرَهَا قَبْلَكَ رِجَالٌ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهَا فَرَأَيْتُ الْكَرَاهَةَ فِي وَجْهِهَا وَ لَكِنْ عَلَى رِسْلِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَيْكَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَأَخْبَرَهَا وَ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً قَدْ ذَكَرَ مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَمَا تَرَيْنَ فَسَكَتَتْ وَ لَمْ تُوَلِّ وَجْهَهَا وَ لَمْ يَرَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص) كَرَاهَةً فَقَامَ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ سُكُوتُهَا إِقْرَارُهَا...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٣).
  14. سلمان می‌گوید: «كُنْتُ‏ وَاقِفاً بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَى يَدَيْهِ إِذَا دَخَلَتْ فَاطِمَةُ وَ هِيَ تَبْكِي. فَوَضَعَ النَّبِيُّ(ص) يَدَهُ عَلَى رَأْسِهَا وَ قَالَ: مَا يُبْكِيكِ؟ لَا أَبْكَى اللَّهُ عَيْنَيْكِ يَا حُورِيَّةُ! قَالَتْ: مَرَرْتُ عَلَى مَلَإٍ مِنْ نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ هُنَّ مُخَضَّبَاتٌ فَلَمَّا نَظَرْنَ إِلَيَّ وَقَعُوا فِيَّ وَ فِي ابْنِ عَمِّي. فَقَالَ(ص) لَهَا: وَ مَا سَمِعْتِي مِنْهُنَّ؟ قَالَتْ: قُلْنَ: كَانَ قَدْ عَزَّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ مِنْ رَجُلٍ فَقِيرِ قُرَيْشٍ وَ أَقَلِّهِمْ مَالًا!» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
  15. «فَقَالَ(ص) لَهَا: وَ اللَّهِ يَا بُنَيَّةِ مَا زَوَّجْتُكِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَكِ مِنْ عَلِيٍّ فَكَانَ بَدْوُهُ مِنْهُ وَ ذَلِكِ أَنَّهُ خَطَبَكِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَعِنْدَ ذَلِكِ جَعَلْتُ أَمْرَكِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ أَمْسَكْتُ عَنِ النَّاسِ فَبَيْنَا صَلَّيْتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَلَاةَ الْفَجْرِ إِذْ سَمِعْتُ حَفِيفَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا بِحَبِيبِي جَبْرَئِيلَ وَ مَعَهُ سَبْعُونَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُتَوَّجِينَ مُقَرَّطِينَ مُدَمْلِجِينَ فَقُلْتُ مَا هَذِهِ الْقَعْقَعَةُ مِنَ السَّمَاءِ يَا أَخِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا مِنَ الرِّجَالِ عَلِيّاً(ع) وَ مِنَ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ(س) فَزَوَّجَ فَاطِمَةَ مِنْ عَلِيٍّ. فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا وَ تَبَسَّمَتْ بَعْدَ بُكَائِهَا وَ قَالَتْ: رَضِيتُ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
  16. «... فَقَالَ(ص): أَ لَا أَزِيدُكِ يَا فَاطِمَةُ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ بَلَى قَالَ لَا يَرِدُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُكْبَانٌ أَكْرَمُ مِنَّا أَرْبَعَةٌ أَخِي صَالِحٌ عَلَى نَاقَتِهِ وَ عَمِّي حَمْزَةُ عَلَى نَاقَتِيَ الْعَضْبَاءِ وَ أَنَا عَلَى الْبُرَاقِ وَ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ فَقَالَتْ صِفْ لِيَ النَّاقَةَ مِنْ أَيِّ شَيْ‏ءٍ خُلِقَتْ قَالَ نَاقَةٌ خُلِقَتْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَبَّجَةُ الْجَنْبَيْنِ صَفْرَاءُ حَمْرَاءُ الرَّأْسِ سَوْدَاءُ الْحَدَقِ قَوَائِمُهَا مِنَ الذَّهَبِ خِطَامُهَا مِنَ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ عَيْنَاهَا مِنَ الْيَاقُوتِ وَ بَطْنُهَا مِنَ الزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ لُؤْلُؤَةٍ بَيْضَاءَ يُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا خُلِقَتْ مِنْ عَفْوِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِلْكِ النَّاقَةُ مِنْ نُوقِ اللَّهِ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ رُكْناً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الرُّكْنِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْوَاعِ التَّسْبِيحِ لَا يَمُرُّ عَلَى مَلَإٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَّا قَالُوا مَنْ هَذَا الْعَبْدُ مَا أَكْرَمَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَرَاهُ نَبِيّاً مُرْسَلًا أَوْ مَلَكاً مُقَرَّباً أَوْ حَامِلَ عَرْشٍ أَوْ حَامِلَ كُرْسِيٍّ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ هَذَا بِنَبِيٍّ مُرْسَلٍ وَ لَا مَلَكٍ مُقَرَّبٍ هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ فَيَبْدُرُونَ رِجَالًا رِجَالًا فَيَقُولُونَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ حَدَّثُونَا فَلَمْ نُصَدِّقْ وَ نَصَحُونَا فَلَمْ نَقْبَلْ وَ الَّذِينَ يُحِبُّونَهُ تَعَلَّقُوا بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى كَذَلِكِ يَنْجُونَ فِي الْآخِرَةِ يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا أَبَتَاهْ قَالَ النَّبِيُّ(ص) إِنَّ عَلِيّاً أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ هَارُونَ لِأَنَّ هَارُونَ أَغْضَبَ مُوسَى وَ عَلِيٌّ لَمْ يُغْضِبْنِي قَطُّ وَ الَّذِي بَعَثَ أَبَاكِ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا غَضِبْتُ عَلَيْهِ يَوْماً قَطُّ وَ مَا نَظَرْتُ فِي وَجْهِ عَلِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ الْغَضَبُ عَنِّي يَا فَاطِمَةُ أَ لَا أَزِيدُكِ فِي عَلِيٍّ رَغْبَةً قَالَتْ زِدْنِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ...» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
  17. «هَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ عَلِيّاً مِنَ السَّلَامِ السَّلَامَ. فَقَامَتْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ(س): رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِكَ يَا أَبَتَاهْ نَبِيّاً وَ بِابْنِ عَمِّي بَعْلًا وَ وَلِيّاً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١۴٩).
  18. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۶۵.