اراده در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[اراده]]: خواستن، قصد کردن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.</ref>، ریشه آن "رُود" به معنای طلب کردن با [[اختیار]] و [[انتخاب]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.</ref>، تردّد کردن برای طلب چیزی به [[رفق]] و [[نرمی]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref>. گفته شده، "رُود" ریشه "رائد" (رهنما، بَلَد، پیشرو) است که پیشگام [[قبایل]] بیابانگرد و [[مهاجر]] بودند و مناطق مناسب اسکان، چراگاه و [[چاه]] [[ | * [[اراده]]: خواستن، قصد کردن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.</ref>، ریشه آن "رُود" به معنای طلب کردن با [[اختیار]] و [[انتخاب]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.</ref>، تردّد کردن برای [[طلب]] چیزی به [[رفق]] و [[نرمی]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref>. گفته شده، "رُود" ریشه "رائد" (رهنما، بَلَد، پیشرو) است که پیشگام [[قبایل]] بیابانگرد و [[مهاجر]] بودند و مناطق مناسب اسکان، چراگاه و [[چاه]] آب را [[شناسایی]] میکردند. این جستجو برای انتخاب [[بهترین]] جا از نظر [[منزل]] و چراگاه را "رَود" میگویند<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۶۳. ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۷.</ref>. | ||
{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. | {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. | ||
" | "اراده" قوّهای مرکب از [[شهوت]]، [[حاجت]] و آرزوست و بر [[اشتیاق]] [[دل]] به چیزی یا حکمی که سزاوار است -خواه انجام شود یا نشود- اطلاق میشود<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.</ref>. | ||
مفهوم | مفهوم اراده در مقابل [[کراهت]] و [[جبر]] قرار دارد. مفهوم کراهت وجود محدودیتها و قیدهای داخلی و خارجی است. هرچه این محدودیتها و قیود بیشتر باشند، اراده و اختیار ضعیفتر و جبر و کراهت قویتر میگردد؛ بر این اساس اراده دو نوع است: [[اراده الهی]] و اراده [[انسانی]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۱.</ref>. | ||
اراده الهی مطلق و محض است، نه محدود و [[مقید]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> و به [[حکم]] تعلق میگیرد؛ زیرا اشتیاقی در او متصور نیست؛ امّا اراده انسانی شدت و [[ضعف]] دارد (از جهت کیفیت انتخاب و اختیار)؛ زیرا [[انسانها]] از لحاظ استعداد و [[عقل]] مختلف هستند: {{متن قرآن|كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا}}<ref>«هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان میگردانند» سوره حج، آیه ۲۲.</ref>. | |||
[[اراده]] [[انسانی]] در طول [[اراده الهی]] است؛ زیرا | [[اراده]] [[انسانی]] در طول [[اراده الهی]] است؛ زیرا اراده الهی به [[اختیار انسان]] تعلق گرفته است و [[اجبار]] [[انسان]] به اراده الهی نقض غرضِ [[الهی]] خواهد بود؛ لذا [[اعتقاد]] [[اشاعره]] در مجبور بودن انسان و استناد فعل او به [[خداوند]] [[باطل]] است<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۰۷-۱۱۰.</ref>. اعتقاد به [[اختیار]] و [[آزادی]] [[عمل]] انسان در صحنه [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و... اصل [[مسئولیتپذیری]] را تثبیت میکند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۶۶-۶۷.</ref>. | ||
* | * اراده و خواستن<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. اصل آن "شیء" به معنای [[تمایل]] در حد [[طلب]]<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۱۵۵.</ref> یا هر چیزی که [[طلب علم]] یا خبر از آن صحیح باشد<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۷۱.</ref>. | ||
{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>. | {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>. | ||
[[مشیئت الهی]] تنها اراده اوست و صِرف اراده، تحقق را به دنبال دارد: {{متن قرآن|إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref>. | |||
[[آیه]] ۲۹ [[سوره کهف]] بهروشنی بر اراده و | [[آیه]] ۲۹ [[سوره کهف]] بهروشنی بر اراده و اختیار انسان دلالت دارد. از دیدگاه [[قرآن کریم]]، انسان موجودی مختار است. اصولاً [[بعثت پیامبران]] و [[نزول]] [[کتب آسمانی]]، بیآنکه انسان مختار باشد، کاری [[بیهوده]] است. آیاتی که در زمینه [[ابتلا]] و [[آزمایش]] انسان وارد شده است نیز بر همین امر دلالت دارند. | ||
همچنین [[وعد و وعید]]، [[بشارت]] و [[انذار]]، [[عهد]] و [[میثاق الهی]] با انسان، در صورتی معنا دارند که انسان | همچنین [[وعد و وعید]]، [[بشارت]] و [[انذار]]، [[عهد]] و [[میثاق الهی]] با انسان، در صورتی معنا دارند که انسان اختیار داشته باشد وگرنه همه این موارد لغو خواهد بود<ref>محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.</ref>؛ اما آیاتی همچون {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.</ref> و {{متن قرآن|فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«خداوند هر کس را بخواهد بیراه مینهد و هر کس را بخواهد راهنمایی میکند» سوره فاطر، آیه ۸.</ref> عدهای را به سوی [[اعتقاد]] به [[جبر]] کشانیده است. | ||
مجموعه [[آیات]] در موضوعاتی مانند "مشیّئت [[الهی]] [[حاکم]] بر [[سرنوشت انسان]] است"، "[[ایمان]] و [[کفر]] [[انسان]] به اِذن الهی است" و "[[قضا و قدر]] انسان به دست [[خداوند]] است"، توهم " | مجموعه [[آیات]] در موضوعاتی مانند "مشیّئت [[الهی]] [[حاکم]] بر [[سرنوشت انسان]] است"، "[[ایمان]] و [[کفر]] [[انسان]] به اِذن الهی است" و "[[قضا و قدر]] انسان به دست [[خداوند]] است"، توهم "جبر" را در انسان پدید میآورد. | ||
پاسخ به این توهم و توجیه [[تعارض]] آیات فوق با آیاتی که دلالت بر اختیار انسان دارند، به این بیان است: ازآنجاکه انسان مخلوق خداوند است، مانند سایر [[مخلوقات]] "اختیار" انسان نیز به [[اراده الهی]] بوده است؛ چنان که در مورد حیوانات و نباتات، اراده الهی بر "اجبار" آنها تعلق گرفته است؛ لذا [[اراده خدا]] و انسان در عرض هم نیستند تا اراده الهی جایگزین [[اراده انسان]] گردد که مفهوم "جبر" پدید آید. | پاسخ به این توهم و توجیه [[تعارض]] آیات فوق با آیاتی که دلالت بر [[اختیار انسان]] دارند، به این بیان است: ازآنجاکه انسان مخلوق خداوند است، مانند سایر [[مخلوقات]] "[[اختیار]]"انسان نیز به [[اراده الهی]] بوده است؛ چنان که در مورد حیوانات و نباتات، اراده الهی بر "[[اجبار]]" آنها تعلق گرفته است؛ لذا [[اراده خدا]] و انسان در عرض هم نیستند تا اراده الهی جایگزین [[اراده انسان]] گردد که مفهوم "جبر" پدید آید. | ||
انسان علت [[اراده]] و [[اعمال]] خود است؛ ولی همه این علت و معلولها متعلّق اراده الهی است. علت قریب و مباشر [[عمل]] انسان، اراده انسان است و اراده [[انسانی]] در طول اراده الهی قرار گرفته است؛ لذا خداوند در آیاتی با لفظ {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ}} به انسان این مفهوم را [[تذکر]] میدهد که اراده الهی بر اختیار و اراده انسان در اعمال و نیاتش تعلق گرفته و اگر خداوند غیر از این را اراده داشت، همه را [[هدایت]] میکرد<ref>محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.</ref>: {{متن قرآن|فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر میخواست شما همگان را رهنمایی میکرد» سوره انعام، آیه ۱۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً}}<ref>«اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى}}<ref>«اگر خداوند میخواست همه آنان را بر رهنمود (خود) گرد میآورد» سوره انعام، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا}}<ref>«و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.</ref>..<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۴۸۰-۴۸۲.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
نسخهٔ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۰۷
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اراده (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- اراده: خواستن، قصد کردن[۱]، ریشه آن "رُود" به معنای طلب کردن با اختیار و انتخاب[۲]، تردّد کردن برای طلب چیزی به رفق و نرمی[۳]. گفته شده، "رُود" ریشه "رائد" (رهنما، بَلَد، پیشرو) است که پیشگام قبایل بیابانگرد و مهاجر بودند و مناطق مناسب اسکان، چراگاه و چاه آب را شناسایی میکردند. این جستجو برای انتخاب بهترین جا از نظر منزل و چراگاه را "رَود" میگویند[۴].
﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾[۵].
"اراده" قوّهای مرکب از شهوت، حاجت و آرزوست و بر اشتیاق دل به چیزی یا حکمی که سزاوار است -خواه انجام شود یا نشود- اطلاق میشود[۶].
مفهوم اراده در مقابل کراهت و جبر قرار دارد. مفهوم کراهت وجود محدودیتها و قیدهای داخلی و خارجی است. هرچه این محدودیتها و قیود بیشتر باشند، اراده و اختیار ضعیفتر و جبر و کراهت قویتر میگردد؛ بر این اساس اراده دو نوع است: اراده الهی و اراده انسانی[۷].
اراده الهی مطلق و محض است، نه محدود و مقید: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۸] و به حکم تعلق میگیرد؛ زیرا اشتیاقی در او متصور نیست؛ امّا اراده انسانی شدت و ضعف دارد (از جهت کیفیت انتخاب و اختیار)؛ زیرا انسانها از لحاظ استعداد و عقل مختلف هستند: ﴿كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا﴾[۹].
اراده انسانی در طول اراده الهی است؛ زیرا اراده الهی به اختیار انسان تعلق گرفته است و اجبار انسان به اراده الهی نقض غرضِ الهی خواهد بود؛ لذا اعتقاد اشاعره در مجبور بودن انسان و استناد فعل او به خداوند باطل است[۱۰]. اعتقاد به اختیار و آزادی عمل انسان در صحنه اجتماعی و سیاسی و... اصل مسئولیتپذیری را تثبیت میکند[۱۱].
- اراده و خواستن[۱۲]. اصل آن "شیء" به معنای تمایل در حد طلب[۱۳] یا هر چیزی که طلب علم یا خبر از آن صحیح باشد[۱۴].
﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ﴾[۱۵].
مشیئت الهی تنها اراده اوست و صِرف اراده، تحقق را به دنبال دارد: ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۱۶].
آیه ۲۹ سوره کهف بهروشنی بر اراده و اختیار انسان دلالت دارد. از دیدگاه قرآن کریم، انسان موجودی مختار است. اصولاً بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، بیآنکه انسان مختار باشد، کاری بیهوده است. آیاتی که در زمینه ابتلا و آزمایش انسان وارد شده است نیز بر همین امر دلالت دارند.
همچنین وعد و وعید، بشارت و انذار، عهد و میثاق الهی با انسان، در صورتی معنا دارند که انسان اختیار داشته باشد وگرنه همه این موارد لغو خواهد بود[۱۷]؛ اما آیاتی همچون ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾[۱۸] و ﴿فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ﴾[۱۹] عدهای را به سوی اعتقاد به جبر کشانیده است.
مجموعه آیات در موضوعاتی مانند "مشیّئت الهی حاکم بر سرنوشت انسان است"، "ایمان و کفر انسان به اِذن الهی است" و "قضا و قدر انسان به دست خداوند است"، توهم "جبر" را در انسان پدید میآورد.
پاسخ به این توهم و توجیه تعارض آیات فوق با آیاتی که دلالت بر اختیار انسان دارند، به این بیان است: ازآنجاکه انسان مخلوق خداوند است، مانند سایر مخلوقات "اختیار"انسان نیز به اراده الهی بوده است؛ چنان که در مورد حیوانات و نباتات، اراده الهی بر "اجبار" آنها تعلق گرفته است؛ لذا اراده خدا و انسان در عرض هم نیستند تا اراده الهی جایگزین اراده انسان گردد که مفهوم "جبر" پدید آید.
انسان علت اراده و اعمال خود است؛ ولی همه این علت و معلولها متعلّق اراده الهی است. علت قریب و مباشر عمل انسان، اراده انسان است و اراده انسانی در طول اراده الهی قرار گرفته است؛ لذا خداوند در آیاتی با لفظ ﴿وَلَوْ شَاءَ﴾ به انسان این مفهوم را تذکر میدهد که اراده الهی بر اختیار و اراده انسان در اعمال و نیاتش تعلق گرفته و اگر خداوند غیر از این را اراده داشت، همه را هدایت میکرد[۲۰]: ﴿فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ﴾[۲۱]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾[۲۲]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى﴾[۲۳]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا﴾[۲۴]..[۲۵]
منابع
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۶۳. ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۱.
- ↑ «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
- ↑ «هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان میگردانند» سوره حج، آیه ۲۲.
- ↑ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۰۷-۱۱۰.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص:۶۶-۶۷.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۱۵۵.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۷۱.
- ↑ «و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.
- ↑ «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
- ↑ محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
- ↑ «و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.
- ↑ «خداوند هر کس را بخواهد بیراه مینهد و هر کس را بخواهد راهنمایی میکند» سوره فاطر، آیه ۸.
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
- ↑ «بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر میخواست شما همگان را رهنمایی میکرد» سوره انعام، آیه ۱۴۹.
- ↑ «اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید» سوره مائده، آیه ۴۸.
- ↑ «اگر خداوند میخواست همه آنان را بر رهنمود (خود) گرد میآورد» سوره انعام، آیه ۳۵.
- ↑ «و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۸۰-۴۸۲.