اسلام ناب محمدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۲۹: خط ۲۹:


در دوران معاصر بزرگانی چون [[علامه]] [[عسکری]]<ref>عسکری، سید مرتضی، نقش ائمه{{عم}} در احیاء دین، ج۱، ص۲۷.</ref>، [[آیت الله]] طالقانی<ref>طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۱-۴۷۰.</ref>، [[مهندس بازرگان]]<ref>ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۵/۱۱/۱۳۷۳.</ref>، [[علامه طباطبائی]]<ref>ر.ک: طباطبائی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، ص۱۰-۱۱.</ref> و [[شهید مطهری]] با طرح [[اسلام]] اصیل و [[راستین]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۲۹.</ref> و بعدها نیز آیت الله [[خامنه‌ای]]<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۳/۲/۱۳۷۰؛ ۳/۳/۱۳۷۴.</ref> زمینه طرح گفتمان اسلام ناب محمدی{{صل}} را برای [[امام خمینی]] فراهم کردند. [[اسلام راستین]] در فضایی طرح شد که روشنفکران غرب‌گرا و سردمداران [[مذاهب انحرافی]] ساخته دست [[استعمار]] با [[القای شبهات]] فراوان و [[تسخیر]] عرصه‌های [[علمی]] و [[سیاسی]] جرأت هرگونه اظهارنظر را از [[پیروان اسلام]] [[ناب]] سلب کرده بودند. آیت الله طالقانی با تشکیل جلسات [[تفسیر قرآن]] و کاربرد [[احکام]] [[قرآنی]] در [[مبارزه]] با [[کفر]] و [[استکبار]] و [[تربیت]] [[نسل]] دانشجویان [[متدین]]<ref>طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۰.</ref> به تبیین اسلام ناب محمدی{{صل}} کمک‌های شایانی نمود. شهید مطهری نیز با توسعه گفتمانی و [[ترویج]] اسلام راستین که به مبارزه با اسلام [[تحجر]] و [[سکولار]] می‌پرداخت، زمینه را برای بحث از [[اسلام ناب]] فراهم ساخت که پس از [[انقلاب اسلامی]] به تحقق نزدیک شد<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ج۴ ص ۱۳۹.</ref>
در دوران معاصر بزرگانی چون [[علامه]] [[عسکری]]<ref>عسکری، سید مرتضی، نقش ائمه{{عم}} در احیاء دین، ج۱، ص۲۷.</ref>، [[آیت الله]] طالقانی<ref>طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۱-۴۷۰.</ref>، [[مهندس بازرگان]]<ref>ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۵/۱۱/۱۳۷۳.</ref>، [[علامه طباطبائی]]<ref>ر.ک: طباطبائی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، ص۱۰-۱۱.</ref> و [[شهید مطهری]] با طرح [[اسلام]] اصیل و [[راستین]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۲۹.</ref> و بعدها نیز آیت الله [[خامنه‌ای]]<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۳/۲/۱۳۷۰؛ ۳/۳/۱۳۷۴.</ref> زمینه طرح گفتمان اسلام ناب محمدی{{صل}} را برای [[امام خمینی]] فراهم کردند. [[اسلام راستین]] در فضایی طرح شد که روشنفکران غرب‌گرا و سردمداران [[مذاهب انحرافی]] ساخته دست [[استعمار]] با [[القای شبهات]] فراوان و [[تسخیر]] عرصه‌های [[علمی]] و [[سیاسی]] جرأت هرگونه اظهارنظر را از [[پیروان اسلام]] [[ناب]] سلب کرده بودند. آیت الله طالقانی با تشکیل جلسات [[تفسیر قرآن]] و کاربرد [[احکام]] [[قرآنی]] در [[مبارزه]] با [[کفر]] و [[استکبار]] و [[تربیت]] [[نسل]] دانشجویان [[متدین]]<ref>طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۰.</ref> به تبیین اسلام ناب محمدی{{صل}} کمک‌های شایانی نمود. شهید مطهری نیز با توسعه گفتمانی و [[ترویج]] اسلام راستین که به مبارزه با اسلام [[تحجر]] و [[سکولار]] می‌پرداخت، زمینه را برای بحث از [[اسلام ناب]] فراهم ساخت که پس از [[انقلاب اسلامی]] به تحقق نزدیک شد<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ج۴ ص ۱۳۹.</ref>
==مبانی اسلام ناب محمدی{{صل}}==
مبانی اسلام ناب محمدی{{صل}} مجموعه پایه‌های نظری و [[فکری]] است که بر اساس آن اسلام ناب با تمامی لوازمش تعریف می‌شود. [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} به عنوان منبع زنده و زاینده، مجموعه مبانی مورد نظر را بیان داشته‌اند. پیش از تبیین مبانی اسلام ناب محمدی{{صل}} توجه به این امر ضروری است که اسلام آمریکایی نیز مدعی [[پایبندی]] به همین مبانی است، با این حال طرفداران اسلام آمریکایی، به علت تحجرگرایی و نیز [[همسویی]] با اصول مورد نظر [[غرب]] و [[تأمین منافع]] ایشان، فاصله زیادی با اسلام ناب محمدی{{صل}} دارند<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۱۲/۱۳۸۹.</ref>.
در قرآن، [[خدامحوری]] و [[توحید]] به عنوان اصلی‌ترین مبنای مورد نظر اسلام چنان مورد تأکید قرار گرفته<ref>{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}} «و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست» سوره بقره، آیه ۱۶۳.</ref> که از نظر برخی [[هدف]] نهایی از [[آیات قرآن]]، [[توحید]] تلقی می‌شود<ref>صدرالمتالهین، صدرالدین محمد شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجوی، ج۴، ص۵۴.</ref>. ارسال [[نامه]] از سوی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[پادشاهان]] [[شرق]] و [[غرب]] و [[دعوت]] ایشان به توحید در همان سال‌های اولیه [[تشکیل حکومت اسلامی]]، نشان از جایگاه بی‌مثال توحید در [[اندیشه]] اسلام ناب محمدی{{صل}} دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۲۹-۳۰.</ref>. اسلام ناب محمدی{{صل}} در شرایط کنونی نیز درصدد [[مخالفت]] با [[آمریکا]]، [[کفر]] و [[شرک]] و طنین انداختن آوای توحید است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۸۲.</ref>. و روشن است که همین تکیه و تأکید بر توحید در منظومه [[فکری]] [[امام خمینی]] و سبب تحول‌آفرینی ایشان و احیای اسلام ناب محمدی{{صل}} گشت<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>.
توحید صرفاً یک نظریه [[فلسفی]] و فکری نیست<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲/۷/۱۳۸۲.</ref> بلکه معنای عمیق و همه جانبه آن، [[حاکمیت]] [[ارزش‌های الهی]] بر [[جامعه]] و [[نفی]] حکومت‌های طاغوتی، استبدادی، [[فاسد]] و [[طغیان‌گر]] است<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۷/۱۳۸۲.</ref>.
[[نبوت]] در منظومه [[توحیدی]] اسلام ناب محمدی{{صل}} بر اساس هدف [[تربیتی]] و اصلاحی و برای ابدیت‌بخشیدن به حرکت [[عظیم]] و بزرگ خداوندی که [[تزکیه]] و [[تعلیم کتاب و حکمت]] را محور فعالیت خود قرار داده است، جایگاه شاخصی دارد<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹؛ ۲۹/۴/۱۳۸۸.</ref>. اسلام ناب محمدی{{صل}} از طریق نبوت و [[بعثت انبیا]] [[جهت]] ختم برنامه‌های تعلیمی و تربیتی [[خداوند]] [[ابلاغ]] شد و در همین راستا نبوت [[حضرت]] خاتم{{صل}} نیز [[بشریت]] را به سر [[منزل]] مقصود نزدیک نمود<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹.</ref>.
در [[استمرار نبوت]]، [[ولایت]] رکن رکین اسلام ناب محمدی{{صل}} و برخاسته از آن است و بنابر آیات قرآن و [[روایات]] صحیح، اتکا به آن سبب [[رستگاری]] خواهد بود. [[اسلام]] از اساس، [[تمسک]] به ولایت را یکی از مبانی اسلام ناب محمدی{{صل}} در کنار توحید و [[نبوت]] قرار می‌دهد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>. [[باور]] به [[خدا]] و خلفای منصوبش چنان اهمیت دارد که [[وعده حتمی خدا]] [[نجات]] کسانی است که ایشان را به عنوان ولی اتخاذ نموده‌اند<ref>{{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون می‌برد اما سروران کافران، طاغوت‌هایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگی‌ها بیرون می‌کشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>. [[اسلام ناب]] در کنار [[ولایت خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}}، [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} را نیز بنابر [[حدیث متواتر]] [[ثقلین]]، [[واقعه غدیر]]، [[حدیث منزلت]] و [[احادیث]] دیگر [[اثبات]] می‌کند<ref>شرف الدین موسوی، سید عبدالحسین، المراجعات، تحقیق حسین راضی، ص۷۱-۷۴، ۱۹۹-۲۰۱، ۲۵۹-۲۶۴.</ref> و تجلی [[ولایت]] در [[حکومت اسلامی]] را سبب پیاده شدن مؤلفه‌های اسلام ناب می‌داند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۱۵۲- ۱۵۵.</ref>.
[[ولایت فقیه]] که در امتداد و برگرفته از همین مبنای محکم اسلام ناب است، با [[الگوگیری]] از ولایت [[اولی الأمر]] به [[مبارزه]] با [[استبداد]] و [[استکبار]] پرداخته و در راستای تحقق [[توحید]] و ارزش‌های [[توحیدی]] تلاش می‌کند<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۵۸ -۶۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۶/۱۳۸۱.</ref>.
در اسلام ناب محمدی{{صل}} توجه به [[حیات]] و نشئه [[اخروی]] یک اصل اساسی است که به [[زندگی]] [[انسانی]] [[جهت]] داده<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}} «و خداوند به درستی حکم می‌راند و کسانی که جز او را (به پرستش) می‌خوانند هیچ حکمی نمی‌رانند؛ بی‌گمان خداوند شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}} «کافران گمان کردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم که برانگیخته خواهید شد سپس از آنچه کرده‌اید آگاهتان خواهند کرد و این برای خداوند آسان است» سوره تغابن، آیه ۷.</ref>، نگاه به [[زندگی مادی]] را نگاهی ثانوی و به عنوان مقدمه و کشتزاری برای نشئه [[اخروی]] لحاظ می‌کند<ref>{{متن قرآن|وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ}} «و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن و چنان که خداوند به تو نیکی کرده است تو (نیز) نیکی (پیشه) کن و در زمین در پی تباهی مباش که خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۷.</ref>. اساساً بدون وجود [[معاد]]، [[عدالت]] در [[زندگی]] [[انسانی]] تحقق پذیر نخواهد بود؛ چنانکه هر جایی و در هر زمانی [[اعتقاد]] به [[مبدأ و معاد]] نباشد، عدالت نیز تحمیلی و اجباری خواهد بود<ref>آیت الله خامنه‌ای، ۲۷/۲/۱۳۹۰.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌]]، ج۴ ص ۱۴۳.</ref>
==[[ویژگی‌های اسلام]] [[ناب]] [[محمدی]]{{صل}}==
اسلام ناب محمدی{{صل}} دارای ویژگی‌هایی است که اساسی‌ترین آنها عبارت‌اند از: 


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۹ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۲۶

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
اسلام ناب محمدی در قرآن]] - اسلام ناب محمدی در حدیث]] - اسلام ناب محمدی در تاریخ اسلامی]] - اسلام ناب محمدی در معارف و سیره نبوی]]
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل سیره خانوادگی معصومان (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام حقیقیِ مستند به منابع اصیل و تحقق بخش ارزش‌های الهی در برابر اسلام آمریکایی. اسلام از ماده “س ل م” در لغت به معنای تسلیم شدن، عافیت و دوری از عیب و نقص، خالص نمودن عبادت[۱] و در ادبیات اسلامی، آخرین دین وحیانی است که مجموعه عقائد، ارزش‌ها، احکام حقوقی و عبادی را به عنوان یگانه راه سعادت و رستگاری انسان‌ها به ارمغان آورده و رسالت ترویج ارزش‌هایش را نیز به عهده خواص از امت اسلام واگذار کرده است[۲]. مراد از کاربردهای قرآنی واژه اسلام مانند: ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ[۳]، ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[۴] و... دین اسلام است[۵]؛ واژه “ناب” نیز مرادف با “سره، خالص و بدون آمیختگی بودن”[۶] و به معنای چیزی است که با ماده دیگری ترکیب نشده باشد[۷]. واژه محمدی(ص) نیز انتساب به حضرت محمد(ص)، رسول گرامی اسلام، را افاده می‌کند؛ بنابراین اسلام ناب محمدی(ص) اسلام خالص و نابی است که در آموزه‌ها و سیره پیامبر اکرم(ص) متبلور شده است. اسلام ناب محمدی(ص) “اسلام صفا و معنویت، اسلام عقلانیت و توحید، اسلام پرهیزکاری و مردم‌سالاری، اسلام ﴿أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ[۸] و در نقطه مقابل، اسلام آمریکایی به معنای پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امت اسلامی است”[۹]. اسلام ناب محمدی(ص) اولین بار زمانی که اسلام آمریکایی درصدد ایجاد انحراف در عالم اسلام و ارائه چهره مخدوشی از اسلام بود، در بیانات امام خمینی به کار رفت[۱۰]؛ البته ایشان از درهم آمیختگی مرزهای مفهومی اسلام ناب محمدی(ص)؛ که اسلام پابرهنگان و محرومان است، با اسلام آمریکایی؛ که اسلام مقدس‌نماهای متحجر، سرمایه‌داران خدانشناس و مرفهین بی‌درد است نگران بوده‌اند[۱۱].

پس از این، ادبیات نوینی درباره اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی شکل گرفت. اسلام ناب محمدی(ص) اسلامی برگرفته از منابع اصیلی چون قرآن و سنت رسول گرامی اسلام و اهل بیت(ع) و وفادار به تعالیم راستین و حقیقی ایشان است. نگاه جامع به دین و به طور خاص اجرایی شدن احکام دین در قالب تشکیل حکومت اسلامی از مهمترین ویژگی‌های اسلام ناب محمدی(ص) است و به ویژه سلطه‌ستیزی و دفاع از محرومان و مستضعفان از جهت‌گیری‌های اساسی آن می‌باشد[۱۲].

گرچه عبارت اسلام ناب محمدی(ص) تعبیر نوآورانه‌ای از اسلام اصیل و حقیقی است؛ با این حال قرآن مختصات اسلام ناب و انحراف از اسلام اصیل را در مجموعه آیاتی بیان داشته است. از نظر قرآن همنشینی با قرآن[۱۳]، اتخاذ ولی و امام خوب[۱۴]، جهاد در راه خدا، پیشی نگرفتن از ولی خدا[۱۵]، عقلانیت[۱۶] و صفاتی از این قبیل از ویژگی‌های اسلام ناب است.

اسلام ناب محمدی(ص) با مجاهدت‌های پیامبر گرامی اسلام که در پی مجد و عظمت پیروان خویش بودند[۱۷]، و در نتیجه تلاش‌های اهل بیت(ع) که قرآن و سنت پیامبر را ترویج می‌کردند، توسعه یافت[۱۸]. پیامبر گرامی اسلام پیش از وفات خود راهبرد دست‌یابی به اسلام ناب را روشن ساخته و با تأکید بر تمسک به قرآن و اهل بیت(ع) در احادیثی مانند حدیث معروف ثقلین[۱۹]، راه نجات را در پیروی از این دو منبع گران‌سنگ منحصر نمودند[۲۰]. اسلام ناب محمدی(ص) مخالف اشرافی‌گری، تبعیض، فساد طبقاتی و استکبار بوده و در پی ترویج توحید، عدالت و استقرار جامعه اسلامی است[۲۱]. چنانکه امیرالمؤمنین(ع) به عنوان الگوی تام اسلام ناب در احیای عدالت حتی نسبت به برادر خود نیز استثنا قائل نشدند[۲۲]. پس از امیرالمؤمنین(ع) ائمه(ع) عهده‌دار احیا و گسترش مفاهیم قرآن و ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) بودند[۲۳].

این رویارویی در طول تاریخ تحت عنوان‌هایی چون تقابل اسلام علوی با اسلام اموی و عباسی یا رویارویی اسلام التقاطی با اسلام راستین صورت پذیرفت و اندیشمندان و فقیهان مسلمان در حفاظت از مرزهای اسلام ناب محمدی جِدّوجهد خود را به کار می‌بستند[۲۴]. نخستین انحراف سازمان‌یافته از اسلام ناب را می‌توان در زمان حضور پیامبر گرامی اسلام(ص) مشاهده کرد. آنگونه که در زمان حیات آن حضرت در مواجهه با بیانات شخص پیامبر(ص) به تدریج دو جبهه ولایت‌پذیر و ولایت‌گریز شکل گرفت، بدان حد که نه تنها در روایات منقول از ایشان[۲۵]؛ بلکه در آیات قرآن نیز صراحتاً حجت بودن بیان پیامبر(ص) برای پیروان مورد تأکید قرار گرفت[۲۶] و از عده‌ای از اطرافیان ایشان با عنوان منافق یاد شد[۲۷]. مصادیق این مسئله را می‌توان در ماجرای ترور پیامبر در بازگشت از جنگ تبوک[۲۸]، تخلف از لشکر اسامه[۲۹] و... به روشنی مشاهده کرد. پس از پیامبر خدا(ص) نیز دو انحراف بزرگ در تاریخ اسلام پدیدار شد که اگر مجاهدت‌های علمی و عملی اهل بیت(ع) نمی‌بود، می‌توانست به هدم اساس اسلام منجر شود؛ انحراف نخست از سوی بنی‌امیه و انحراف دوم از سوی بنی‌عباس واقع[۳۰] و تا قرون ششم و هفتم هجری ادامه یافت[۳۱].

در دوران غیبت ائمه(ع) و به خصوص در دوران متأخرو پس از روی کار آمدن شاهان قاجار و پهلوی و همزمان با تجزیه امپراتوری عثمانی، برنامه‌ای منسجم و هدف‌دار برای تخریب اسلام ناب توسط دشمنان اسلام طراحی و اجرا شد[۳۲]. رویارویی امپریالیسم غربی با امپراتوری‌های بزرگ اسلامی مانند عثمانی و صفوی سبب زوال حکومت‌های اسلامی شده و موجبات ظهور نهضت‌های آزادی‌خواه اسلامی را فراهم آورد[۳۳]. برای تحریف از اسلام ناب محمدی(ص)، در کنار ترویج سلفی‌گری، روند عرفی کردن دین و سکولارسازی جامعه دینی به موازات هم پیش رفتند و حریم مرجعیت دینی را نیز محدود نمودند، که اوج این تحدید دین در ماجرای مشروطه و سربه‌داری شیخ فضل الله نوری خود را ظاهر ساخت[۳۴]. روشنفکران قاجاری با یکسان انگاری اسلام با مسیحیت قرون وسطایی، بی‌صداقتی در انتقال مفاهیم غربی و سرسپردگی برخی از ایشان به سفارت‌خانه‌های بیگانه، ضرباتی به پیکره اسلام ناب وارد ساختند[۳۵].

در دوران معاصر بزرگانی چون علامه عسکری[۳۶]، آیت الله طالقانی[۳۷]، مهندس بازرگان[۳۸]، علامه طباطبائی[۳۹] و شهید مطهری با طرح اسلام اصیل و راستین[۴۰] و بعدها نیز آیت الله خامنه‌ای[۴۱] زمینه طرح گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) را برای امام خمینی فراهم کردند. اسلام راستین در فضایی طرح شد که روشنفکران غرب‌گرا و سردمداران مذاهب انحرافی ساخته دست استعمار با القای شبهات فراوان و تسخیر عرصه‌های علمی و سیاسی جرأت هرگونه اظهارنظر را از پیروان اسلام ناب سلب کرده بودند. آیت الله طالقانی با تشکیل جلسات تفسیر قرآن و کاربرد احکام قرآنی در مبارزه با کفر و استکبار و تربیت نسل دانشجویان متدین[۴۲] به تبیین اسلام ناب محمدی(ص) کمک‌های شایانی نمود. شهید مطهری نیز با توسعه گفتمانی و ترویج اسلام راستین که به مبارزه با اسلام تحجر و سکولار می‌پرداخت، زمینه را برای بحث از اسلام ناب فراهم ساخت که پس از انقلاب اسلامی به تحقق نزدیک شد[۴۳].[۴۴]

مبانی اسلام ناب محمدی(ص)

مبانی اسلام ناب محمدی(ص) مجموعه پایه‌های نظری و فکری است که بر اساس آن اسلام ناب با تمامی لوازمش تعریف می‌شود. قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان منبع زنده و زاینده، مجموعه مبانی مورد نظر را بیان داشته‌اند. پیش از تبیین مبانی اسلام ناب محمدی(ص) توجه به این امر ضروری است که اسلام آمریکایی نیز مدعی پایبندی به همین مبانی است، با این حال طرفداران اسلام آمریکایی، به علت تحجرگرایی و نیز همسویی با اصول مورد نظر غرب و تأمین منافع ایشان، فاصله زیادی با اسلام ناب محمدی(ص) دارند[۴۵]. در قرآن، خدامحوری و توحید به عنوان اصلی‌ترین مبنای مورد نظر اسلام چنان مورد تأکید قرار گرفته[۴۶] که از نظر برخی هدف نهایی از آیات قرآن، توحید تلقی می‌شود[۴۷]. ارسال نامه از سوی پیامبر اسلام(ص) به پادشاهان شرق و غرب و دعوت ایشان به توحید در همان سال‌های اولیه تشکیل حکومت اسلامی، نشان از جایگاه بی‌مثال توحید در اندیشه اسلام ناب محمدی(ص) دارد[۴۸]. اسلام ناب محمدی(ص) در شرایط کنونی نیز درصدد مخالفت با آمریکا، کفر و شرک و طنین انداختن آوای توحید است[۴۹]. و روشن است که همین تکیه و تأکید بر توحید در منظومه فکری امام خمینی و سبب تحول‌آفرینی ایشان و احیای اسلام ناب محمدی(ص) گشت[۵۰].

توحید صرفاً یک نظریه فلسفی و فکری نیست[۵۱] بلکه معنای عمیق و همه جانبه آن، حاکمیت ارزش‌های الهی بر جامعه و نفی حکومت‌های طاغوتی، استبدادی، فاسد و طغیان‌گر است[۵۲]. نبوت در منظومه توحیدی اسلام ناب محمدی(ص) بر اساس هدف تربیتی و اصلاحی و برای ابدیت‌بخشیدن به حرکت عظیم و بزرگ خداوندی که تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت را محور فعالیت خود قرار داده است، جایگاه شاخصی دارد[۵۳]. اسلام ناب محمدی(ص) از طریق نبوت و بعثت انبیا جهت ختم برنامه‌های تعلیمی و تربیتی خداوند ابلاغ شد و در همین راستا نبوت حضرت خاتم(ص) نیز بشریت را به سر منزل مقصود نزدیک نمود[۵۴].

در استمرار نبوت، ولایت رکن رکین اسلام ناب محمدی(ص) و برخاسته از آن است و بنابر آیات قرآن و روایات صحیح، اتکا به آن سبب رستگاری خواهد بود. اسلام از اساس، تمسک به ولایت را یکی از مبانی اسلام ناب محمدی(ص) در کنار توحید و نبوت قرار می‌دهد[۵۵]. باور به خدا و خلفای منصوبش چنان اهمیت دارد که وعده حتمی خدا نجات کسانی است که ایشان را به عنوان ولی اتخاذ نموده‌اند[۵۶]. اسلام ناب در کنار ولایت خدا و رسول خدا(ص)، ولایت اهل بیت(ع) را نیز بنابر حدیث متواتر ثقلین، واقعه غدیر، حدیث منزلت و احادیث دیگر اثبات می‌کند[۵۷] و تجلی ولایت در حکومت اسلامی را سبب پیاده شدن مؤلفه‌های اسلام ناب می‌داند[۵۸].

ولایت فقیه که در امتداد و برگرفته از همین مبنای محکم اسلام ناب است، با الگوگیری از ولایت اولی الأمر به مبارزه با استبداد و استکبار پرداخته و در راستای تحقق توحید و ارزش‌های توحیدی تلاش می‌کند[۵۹]. در اسلام ناب محمدی(ص) توجه به حیات و نشئه اخروی یک اصل اساسی است که به زندگی انسانی جهت داده[۶۰]، نگاه به زندگی مادی را نگاهی ثانوی و به عنوان مقدمه و کشتزاری برای نشئه اخروی لحاظ می‌کند[۶۱]. اساساً بدون وجود معاد، عدالت در زندگی انسانی تحقق پذیر نخواهد بود؛ چنانکه هر جایی و در هر زمانی اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد، عدالت نیز تحمیلی و اجباری خواهد بود[۶۲].[۶۳]

ویژگی‌های اسلام ناب محمدی(ص)

اسلام ناب محمدی(ص) دارای ویژگی‌هایی است که اساسی‌ترین آنها عبارت‌اند از: 

جستارهای وابسته

منابع

  1. احمدی، محمد صادق، مقاله «اسلام ناب محمدی»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌

پانویس

  1. ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۳، ص۹۰ -۹۱؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۶، ص۳۴۵؛ قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۳، ص۳۰۱-۳۰۲.
  2. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۸۴.
  3. «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.
  4. «و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  5. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۵، ص۲۷۳ -۲۹۳.
  6. معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۴، ص۴۵۲۱.
  7. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ج۸، ص۷۵۹۱.
  8. «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.
  9. آیت الله خامنه‌ای، ۸/۷/۱۳۹۳.
  10. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۱، ۱۲۰.
  11. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۲۰ -۱۲۱.
  12. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۷۹-۸۰؛ ۱۱۹-۱۲۰.
  13. ﴿وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا «و پیامبر می‌گوید: پروردگارا! امّت من این قرآن را کنار نهادند» سوره فرقان، آیه ۳۰.
  14. ﴿وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا «و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) می‌گزد؛ می‌گوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش می‌گرفتم! * ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم!» سوره فرقان، آیه ۲۷-۲۸.
  15. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ «ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که دوستشان می‌دارد و دوستش می‌دارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد می‌کنند و از سرزنش سرزنشگری نمی‌هراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند نعمت‌گستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.
  16. ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ «ما آن را قرآنی عربی فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.
  17. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۷۹ -۸۰.
  18. آیت الله خامنه‌ای، ۲۶/۲/۱۳۸۸.
  19. ر.ک: حسینی میلانی، سید علی، حدیث الثقلین، ص۹-۳۲.
  20. ر.ک: طبرسی، حسن بن علی، اخبار و احادیث و حکایات در فضائل اهل بیت رسول(ص) و مناقب اولاد بتول(ع)، ترجمه عبدالملک بن واعظ قمی، تحقیق رسول جعفریان، ص۱۲-۳۰.
  21. ر.ک: نهج البلاغه، نامه ۵۳.
  22. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵.
  23. صدوق، محمد بن علی، کتاب من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۲، ص۶۱۰؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، ج۶، ص۹۶.
  24. آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۶/۱۳۵۹؛ ۱۱/۱۰/۱۳۷۰؛ ۱۹/۶/۱۳۸۲.
  25. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، تحقیق پورسعید، ج۵، ص۵۹-۶۰.
  26. ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى «و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.
  27. ر.ک: سوره منافقون، آیات ۱-۱۱.
  28. ﴿يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ «به خداوند سوگند می‌خورند که (سخنی) نگفته‌اند در حالی که بی‌گمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آورده‌اند و پس از اسلام خویش کفر ورزیده‌اند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافته‌اند و کینه‌جویی نکرده‌اند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را توانگر کرده‌اند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است و اگر رو بگردانند خداوند آنان را در این جهان و جهان واپسین به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در (این سر) زمین یار و یاوری نخواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۴.
  29. ابن ابی الحدید، عزالدین، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۷، ص۱۸۱ -۱۸۳.
  30. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۳۸۸.
  31. آیت الله خامنه‌ای، ۳۰/۶/۱۳۸۱.
  32. آیت الله خامنه‌ای، ۴/۲/۱۳۸۰؛ ۱۹/۲/۱۳۸۴.
  33. McDougall, E. Ann, Engaging with a Legacy: Nehemia Levtzion (۱۹۳۵-۲۰۰۳), London: Routledge, ۲۰۱۴, P ۲۱۲.
  34. آیت الله خامنه‌ای، ۹/۲/۱۳۸۵.
  35. دژاکام، علی، روشن‌فکری از منظر شهید مطهری، پژوهش‌های اجتماعی اسلامی (فصلنامه)، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ش۵۹، ص۱۸۷-۲۰۶.
  36. عسکری، سید مرتضی، نقش ائمه(ع) در احیاء دین، ج۱، ص۲۷.
  37. طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۱-۴۷۰.
  38. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۵/۱۱/۱۳۷۳.
  39. ر.ک: طباطبائی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، ص۱۰-۱۱.
  40. مطهری، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۲۹.
  41. آیت الله خامنه‌ای، ۲۳/۲/۱۳۷۰؛ ۳/۳/۱۳۷۴.
  42. طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج۵، ص۴۷۰.
  43. آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۸۹.
  44. احمدی، محمد صادق، مقاله «اسلام ناب محمدی»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ج۴ ص ۱۳۹.
  45. آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۱۲/۱۳۸۹.
  46. ﴿وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ «و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست» سوره بقره، آیه ۱۶۳.
  47. صدرالمتالهین، صدرالدین محمد شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجوی، ج۴، ص۵۴.
  48. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۲۹-۳۰.
  49. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۸۲.
  50. آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.
  51. آیت الله خامنه‌ای، ۲/۷/۱۳۸۲.
  52. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۷/۱۳۸۲.
  53. آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹؛ ۲۹/۴/۱۳۸۸.
  54. آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹.
  55. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۰، ص۱۱۳.
  56. ﴿اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون می‌برد اما سروران کافران، طاغوت‌هایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگی‌ها بیرون می‌کشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷؛ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  57. شرف الدین موسوی، سید عبدالحسین، المراجعات، تحقیق حسین راضی، ص۷۱-۷۴، ۱۹۹-۲۰۱، ۲۵۹-۲۶۴.
  58. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۱۵۲- ۱۵۵.
  59. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۵۸ -۶۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۶/۱۳۸۱.
  60. ﴿وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ «و خداوند به درستی حکم می‌راند و کسانی که جز او را (به پرستش) می‌خوانند هیچ حکمی نمی‌رانند؛ بی‌گمان خداوند شنوای بیناست» سوره غافر، آیه ۲۰؛ ﴿زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ «کافران گمان کردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم که برانگیخته خواهید شد سپس از آنچه کرده‌اید آگاهتان خواهند کرد و این برای خداوند آسان است» سوره تغابن، آیه ۷.
  61. ﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ «و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن و چنان که خداوند به تو نیکی کرده است تو (نیز) نیکی (پیشه) کن و در زمین در پی تباهی مباش که خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۷.
  62. آیت الله خامنه‌ای، ۲۷/۲/۱۳۹۰.
  63. احمدی، محمد صادق، مقاله «اسلام ناب محمدی»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ج۴ ص ۱۴۳.

[[رده:اسلام ناب محمدی