فتنه در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۷: خط ۱۷:
*انگیزه اصلی [[فتنه‌گران]] در [[کلام امام]]، [[بدعت]] در [[دین]] و [[علت]] آن [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] بیان شده است، چنان‌که می‌فرماید: جز این نیست که آغاز پیدایش [[فتنه‌ها]] [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] است و نیز بدعت‌هایی که گذاشته می‌شود؛ بدعت‌هایی برخلاف [[کتاب خدا]]. آن‌گاه کسانی، کسان دیگر را در اموری که مخالف [[دین]] خداست، [[یاری]] می‌کنند<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.</ref>. در این شرایط افرادی با بی‌بصیرتی به [[حمایت]] از جریان [[فتنه]] می‌پردازند، در برابر [[حق]] می‌ایستند و جریان [[فتنه]] را [[یاری]] می‌کنند. هنگام بروز [[فتنه]]، به‌دلیل امتزاج و [[اختلاف]] امر [[حق]] و امر [[باطل]]، تشخیص [[حق]] بر [[مردمان]] مشکل می‌شود. از این‌رو می‌فرماید: اگر [[باطل]] با [[حق]] نمی‌آمیخت بر جویندگان [[حق]] پنهان نمی‌ماند و اگر [[حق]] به [[باطل]] پوشیده نمی‌شد، زبان [[معاندان]] از طعن بریده می‌شد. ولی همواره پاره‌ای از [[حق]] و پاره‌ای از [[باطل]] در هم می‌آمیزند. در چنین حالی، [[شیطان]] بر [[دوستان]] خود مستولی می‌شود و تنها کسانی رهایی می‌یابند که [[الطاف الهی]] شامل حالشان شده باشد<ref>{{متن حدیث|فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ، وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۷.</ref>
*انگیزه اصلی [[فتنه‌گران]] در [[کلام امام]]، [[بدعت]] در [[دین]] و [[علت]] آن [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] بیان شده است، چنان‌که می‌فرماید: جز این نیست که آغاز پیدایش [[فتنه‌ها]] [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] است و نیز بدعت‌هایی که گذاشته می‌شود؛ بدعت‌هایی برخلاف [[کتاب خدا]]. آن‌گاه کسانی، کسان دیگر را در اموری که مخالف [[دین]] خداست، [[یاری]] می‌کنند<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.</ref>. در این شرایط افرادی با بی‌بصیرتی به [[حمایت]] از جریان [[فتنه]] می‌پردازند، در برابر [[حق]] می‌ایستند و جریان [[فتنه]] را [[یاری]] می‌کنند. هنگام بروز [[فتنه]]، به‌دلیل امتزاج و [[اختلاف]] امر [[حق]] و امر [[باطل]]، تشخیص [[حق]] بر [[مردمان]] مشکل می‌شود. از این‌رو می‌فرماید: اگر [[باطل]] با [[حق]] نمی‌آمیخت بر جویندگان [[حق]] پنهان نمی‌ماند و اگر [[حق]] به [[باطل]] پوشیده نمی‌شد، زبان [[معاندان]] از طعن بریده می‌شد. ولی همواره پاره‌ای از [[حق]] و پاره‌ای از [[باطل]] در هم می‌آمیزند. در چنین حالی، [[شیطان]] بر [[دوستان]] خود مستولی می‌شود و تنها کسانی رهایی می‌یابند که [[الطاف الهی]] شامل حالشان شده باشد<ref>{{متن حدیث|فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ، وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۷.</ref>
*از جمله فتنه‌های بزرگی که در [[صدر اسلام]] رخ داد، می‌توان از جریان [[سقیفه]]، [[فتنه]] [[ناکثین]]، [[فتنه]] [[صفین]] که به جریان [[حکمیت]] انجامید و [[فتنه]] [[نهروان]] که باعث بروز [[جنگ نهروان]] شد، نام برد. همگام با ایجاد [[فتنه]]، شرایطی در [[جامعه]] به‌وجود می‌آید که [[امام]] {{ع}} با اشاره به شرایط [[دوران جاهلیت]] به برخی از آن ویژگی‌ها اشاره فرموده است: [[مردمان]] در فتنه‌هایی گرفتار بودند که در آن رشته [[دین]] گسسته و پایه [[یقین]] [[شکست]] برداشته بود و می‌لرزید. هر کس به چیزی که خود اصل می‌پنداشت چند زده بود. کارها پراکنده و درهم، راه بیرون شدن از آن [[فتنه‌ها]] باریک، طریق [[هدایت]] مسدود و کوری و بی‌خبری آن‌سان شایع و همه‌گیر که [[هدایت]] را آوازه‌ای نبود. [[خدا]] [[گناه]] می‌کردند و [[شیطان]] را [[یار]] و [[یاور]] بودند. [[ایمان]] [[خوار]] و ذلیل بود، ستون‌هایش از هم گسیخته و نشانه‌هایش دگرگون و راه‌هایش ویران و جاده‌هایش محو و ناپدید. همگان در راه [[شیطان]] گامم می‌زدند و از آبشخور او می‌نوشیدند. به [[یاری]] این [[قوم]] بود که [[شیطان]] [[پرچم]] [[پیروزی]] برافراشت و [[فتنه‌ها]] برانگیخت و آنان را زیر پاهای خود فرو کوفت و زیر سم‌های خود له کرد<ref>{{متن حدیث|وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>. در چنین شرایطی [[جامعه]] به‌سوی [[انحراف]] می‌رود. [[امام]] {{ع}} در [[تبیین]] شرایط [[جامعه]] دچار [[فتنه]] می‌فرماید: کارها را بر آنان مشتبه می‌کند. پس بذر [[فتنه‌ها]] پراکنده شود و [[مردم]] [[حق]] از [[باطل]] نشناسند و در کشاکش آن [[فتنه‌ها]] با یکدیگر بستیزند و [[آشوب]] کنند و کارشان به [[هرج و مرج]] کشد<ref>{{متن حدیث|وَ يَلْبِسُ أُمُورَهَا عَلَيْهَا وَ يَبُثُّ الْفِتَنَ فِيهَا فَلَا يُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ يَمُوجُونَ فِيهَا مَوْجاً وَ يَمْرُجُونَ فِيهَا مَرْجاً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶٤.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۷-۶۰۸.</ref>
*از جمله فتنه‌های بزرگی که در [[صدر اسلام]] رخ داد، می‌توان از جریان [[سقیفه]]، [[فتنه]] [[ناکثین]]، [[فتنه]] [[صفین]] که به جریان [[حکمیت]] انجامید و [[فتنه]] [[نهروان]] که باعث بروز [[جنگ نهروان]] شد، نام برد. همگام با ایجاد [[فتنه]]، شرایطی در [[جامعه]] به‌وجود می‌آید که [[امام]] {{ع}} با اشاره به شرایط [[دوران جاهلیت]] به برخی از آن ویژگی‌ها اشاره فرموده است: [[مردمان]] در فتنه‌هایی گرفتار بودند که در آن رشته [[دین]] گسسته و پایه [[یقین]] [[شکست]] برداشته بود و می‌لرزید. هر کس به چیزی که خود اصل می‌پنداشت چند زده بود. کارها پراکنده و درهم، راه بیرون شدن از آن [[فتنه‌ها]] باریک، طریق [[هدایت]] مسدود و کوری و بی‌خبری آن‌سان شایع و همه‌گیر که [[هدایت]] را آوازه‌ای نبود. [[خدا]] [[گناه]] می‌کردند و [[شیطان]] را [[یار]] و [[یاور]] بودند. [[ایمان]] [[خوار]] و ذلیل بود، ستون‌هایش از هم گسیخته و نشانه‌هایش دگرگون و راه‌هایش ویران و جاده‌هایش محو و ناپدید. همگان در راه [[شیطان]] گامم می‌زدند و از آبشخور او می‌نوشیدند. به [[یاری]] این [[قوم]] بود که [[شیطان]] [[پرچم]] [[پیروزی]] برافراشت و [[فتنه‌ها]] برانگیخت و آنان را زیر پاهای خود فرو کوفت و زیر سم‌های خود له کرد<ref>{{متن حدیث|وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲.</ref>. در چنین شرایطی [[جامعه]] به‌سوی [[انحراف]] می‌رود. [[امام]] {{ع}} در [[تبیین]] شرایط [[جامعه]] دچار [[فتنه]] می‌فرماید: کارها را بر آنان مشتبه می‌کند. پس بذر [[فتنه‌ها]] پراکنده شود و [[مردم]] [[حق]] از [[باطل]] نشناسند و در کشاکش آن [[فتنه‌ها]] با یکدیگر بستیزند و [[آشوب]] کنند و کارشان به [[هرج و مرج]] کشد<ref>{{متن حدیث|وَ يَلْبِسُ أُمُورَهَا عَلَيْهَا وَ يَبُثُّ الْفِتَنَ فِيهَا فَلَا يُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ يَمُوجُونَ فِيهَا مَوْجاً وَ يَمْرُجُونَ فِيهَا مَرْجاً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶٤.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۷-۶۰۸.</ref>
*در شرایط [[فتنه]]، [[انسان‌ها]] گرفتار [[شبهه]] و [[انحراف]] می‌شوند و [[ستمگران]] در رأس امور قرار می‌گیرند، همان‌گونه که نتیجه [[فتنه]] [[بنی‌امیه]] باعث روی کار آمدن سلسله [[خلافت اموی]] شد. در نتیجه بسیاری از [[مردمان]] به [[انحراف]] کشیده می‌شوند. [[امام علی]] {{ع}} [[مردمان]] را دز زمان [[فتنه]] به سه گروه تقسیم می‌کند: گروهی در جریان [[فتنه]] قرار می‌گیرند و با این جریان هماهنگ می‌شوند، گروهی دیگر کناره‌گیری می‌کنند و گروه سوم به [[مبارزه]] با جریان [[فتنه]] برمی‌خیزند<ref>{{متن حدیث|وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ، لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۸.</ref>.
*در شرایط [[فتنه]]، [[انسان‌ها]] گرفتار [[شبهه]] و [[انحراف]] می‌شوند و [[ستمگران]] در رأس امور قرار می‌گیرند، همان‌گونه که نتیجه [[فتنه]] [[بنی‌امیه]] باعث روی کار آمدن سلسله [[خلافت اموی]] شد. در نتیجه بسیاری از [[مردمان]] به [[انحراف]] کشیده می‌شوند. [[امام علی]] {{ع}} [[مردمان]] را دز زمان [[فتنه]] به سه گروه تقسیم می‌کند: گروهی در جریان [[فتنه]] قرار می‌گیرند و با این جریان هماهنگ می‌شوند، گروهی دیگر کناره‌گیری می‌کنند و گروه سوم به [[مبارزه]] با جریان [[فتنه]] برمی‌خیزند<ref>{{متن حدیث|وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ، لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۸.</ref>
*[[امام]] {{ع}} به [[مردمان]] سفارش می‌کند که در زمان بروز [[فتنه]] و شرایطی که امکان تشخیص برای افراد وجود ندارد به‌گونه‌ای عمل کنند که دیگران نتوانند از آن‌ها به نفع خویش بهره گیرند؛ چنان‌که می‌فرماید: به هنگام بروز [[فتنه]] چون اشتر دو ساله باش که نه پشتی [[استوار]] دارد که بر آن سوار توان شد و نه پستانی شیرده، که از آن شیر توان دوشید<ref>{{متن حدیث|كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۸.</ref>.
*[[امام]] {{ع}} به [[مردمان]] سفارش می‌کند که در زمان بروز [[فتنه]] و شرایطی که امکان تشخیص برای افراد وجود ندارد به‌گونه‌ای عمل کنند که دیگران نتوانند از آن‌ها به نفع خویش بهره گیرند؛ چنان‌که می‌فرماید: به هنگام بروز [[فتنه]] چون اشتر دو ساله باش که نه پشتی [[استوار]] دارد که بر آن سوار توان شد و نه پستانی شیرده، که از آن شیر توان دوشید<ref>{{متن حدیث|كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۶۰۸.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==

نسخهٔ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۰۷:۴۹


اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث فتنه است. "فتنه" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل فتنه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۶.
  2. ﴿إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى؛ سوره طه، آیه ۴۰ و ﴿ وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُوا أَهَؤُلاء مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ سوره انعام، آیه ۵۳
  3. ﴿ يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ سوره اعراف، آیه ۲۷، ﴿وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ؛ سوره مائده، آیه ۴۹ و ﴿قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ؛ سوره نمل، آیه ۴۷.
  4. ﴿وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ؛ سوره اسراء، آیه ۷۳.
  5. ﴿لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ؛ سوره توبه، آیه ۴۷.
  6. ﴿ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ؛ سوره انعام، آیه ۲۳.
  7. ﴿وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ؛ سوره توبه، آیه ۴۹.
  8. ﴿سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّواْ إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُواْ فِيهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّواْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ؛ سوره نساء، آیه ۹۱.
  9. ﴿ وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُوا أَهَؤُلاء مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ؛ سوره انعام، آیه ۵۳.
  10. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۶.
  11. «يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ يَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِيَةِ، فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَيْعِ. قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ، أَبِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ؟ فَقَالَ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵٦.
  12. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۶.
  13. «لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ، لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ؛ وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ "وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ"، وَ مَعْنَى ذَلِكَ أَنَّهُ [سُبْحَانَهُ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ] يَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ، لِيَتَبَيَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِيَ بِقِسْمِهِ، وَ إِنْ كَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، وَ لَكِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِي بِهَا يُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ؛ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ الذُّكُورَ وَ يَكْرَهُ الْإِنَاثَ، وَ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ تَثْمِيرَ الْمَالِ وَ يَكْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۹٣.
  14. «أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا وَ لَا يُنْجَى بِشَيْءٍ كَانَ لَهَا، ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً»؛ خطبه ۶۳.
  15. «فَلَا تَعْتَبِرُوا [الرِّضَا] الرِّضَى وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جَهْلًا بِمَوَاقِعِ الْفِتْنَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فِي مَوْضِعِ الْغِنَى وَ الِاقْتِدَارِ [الِاقْتَارِ]، فَقَدْ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى «أَيَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ»»؛ خطبه ۱۹۲.
  16. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۶.
  17. «إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ، يُنْكَرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ، يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً»؛ نهج البلاغه، خطبه ۹٣.
  18. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۷.
  19. «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.
  20. «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ، وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى»؛ نهج البلاغه، خطبه ۵۰.
  21. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۷.
  22. «وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا»؛ نهج البلاغه، خطبه ۲.
  23. «وَ يَلْبِسُ أُمُورَهَا عَلَيْهَا وَ يَبُثُّ الْفِتَنَ فِيهَا فَلَا يُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْبَاطِلِ يَمُوجُونَ فِيهَا مَوْجاً وَ يَمْرُجُونَ فِيهَا مَرْجاً»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶٤.
  24. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۷-۶۰۸.
  25. «وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ، لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰.
  26. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۸.
  27. «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۱.
  28. دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۸.