اراده در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==))
خط ۳۹: خط ۳۹:
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اراده]]
[[رده:اراده]]

نسخهٔ ‏۱۷ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۲۷

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث اراده است. "اراده" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[۵].

"اراده" قوّه‌ای مرکب از شهوت، حاجت و آرزوست و بر اشتیاق دل به چیزی یا حکمی که سزاوار است -خواه انجام شود یا نشود- اطلاق می‌شود[۶].

مفهوم اراده در مقابل کراهت و جبر قرار دارد. مفهوم کراهت وجود محدودیت‌ها و قیدهای داخلی و خارجی است. هرچه این محدودیت‌ها و قیود بیشتر باشند، اراده و اختیار ضعیف‌تر و جبر و کراهت قوی‌تر می‌گردد؛ بر این اساس اراده دو نوع است: اراده الهی و اراده انسانی[۷].

اراده الهی مطلق و محض است، نه محدود و مقید: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۸] و به حکم تعلق می‌گیرد؛ زیرا اشتیاقی در او متصور نیست؛ امّا اراده انسانی شدت و ضعف دارد (از جهت کیفیت انتخاب و اختیار)؛ زیرا انسان‌ها از لحاظ استعداد و عقل مختلف هستند: ﴿كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا[۹].

اراده انسانی در طول اراده الهی است؛ زیرا اراده الهی به اختیار انسان تعلق گرفته است و اجبار انسان به اراده الهی نقض غرضِ الهی خواهد بود؛ لذا اعتقاد اشاعره در مجبور بودن انسان و استناد فعل او به خداوند باطل است[۱۰]. اعتقاد به اختیار و آزادی عمل انسان در صحنه اجتماعی و سیاسی و... اصل مسئولیت‌پذیری را تثبیت می‌کند[۱۱].

﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ[۱۵].

مشیئت الهی تنها اراده اوست و صِرف اراده، تحقق را به دنبال دارد: ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۱۶].

آیه ۲۹ سوره کهف به‌روشنی بر اراده و اختیار انسان دلالت دارد. از دیدگاه قرآن کریم، انسان موجودی مختار است. اصولاً بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، بی‌آنکه انسان مختار باشد، کاری بیهوده است. آیاتی که در زمینه ابتلا و آزمایش انسان وارد شده است نیز بر همین امر دلالت دارند.

همچنین وعد و وعید، بشارت و انذار، عهد و میثاق الهی با انسان، در صورتی معنا دارند که انسان اختیار داشته باشد وگرنه همه این موارد لغو خواهد بود[۱۷]؛ اما آیاتی همچون ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ[۱۸] و ﴿فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ[۱۹] عده‌ای را به سوی اعتقاد به جبر کشانیده است.

مجموعه آیات در موضوعاتی مانند "مشیّئت الهی حاکم بر سرنوشت انسان است"، "ایمان و کفر انسان به اِذن الهی است" و "قضا و قدر انسان به دست خداوند است"، توهم "جبر" را در انسان پدید می‌آورد.

پاسخ به این توهم و توجیه تعارض آیات فوق با آیاتی که دلالت بر اختیار انسان دارند، به این بیان است: ازآنجاکه انسان مخلوق خداوند است، مانند سایر مخلوقات "اختیار"انسان نیز به اراده الهی بوده است؛ چنان که در مورد حیوانات و نباتات، اراده الهی بر "اجبار" آنها تعلق گرفته است؛ لذا اراده خدا و انسان در عرض هم نیستند تا اراده الهی جایگزین اراده انسان گردد که مفهوم "جبر" پدید آید.

انسان علت اراده و اعمال خود است؛ ولی همه این علت و معلول‌ها متعلّق اراده الهی است. علت قریب و مباشر عمل انسان، اراده انسان است و اراده انسانی در طول اراده الهی قرار گرفته است؛ لذا خداوند در آیاتی با لفظ ﴿وَلَوْ شَاءَ به انسان این مفهوم را تذکر می‌دهد که اراده الهی بر اختیار و اراده انسان در اعمال و نیاتش تعلق گرفته و اگر خداوند غیر از این را اراده داشت، همه را هدایت می‌کرد[۲۰]: ﴿فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ[۲۱]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً[۲۲]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى[۲۳]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا[۲۴]..[۲۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.
  2. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.
  3. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
  4. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۶۳. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۷.
  5. «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
  6. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
  7. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۱.
  8. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  9. «هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان می‌گردانند» سوره حج، آیه ۲۲.
  10. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۰۷-۱۱۰.
  11. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص:۶۶-۶۷.
  12. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۰۳.
  13. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۱۵۵.
  14. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۷۱.
  15. «و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.
  16. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  17. محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
  18. «و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.
  19. «خداوند هر کس را بخواهد بی‌راه می‌نهد و هر کس را بخواهد راهنمایی می‌کند» سوره فاطر، آیه ۸.
  20. محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
  21. «بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر می‌خواست شما همگان را رهنمایی می‌کرد» سوره انعام، آیه ۱۴۹.
  22. «اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید» سوره مائده، آیه ۴۸.
  23. «اگر خداوند می‌خواست همه آنان را بر رهنمود (خود) گرد می‌آورد» سوره انعام، آیه ۳۵.
  24. «و اگر خداوند می‌خواست شرک نمی‌ورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگمارده‌ایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.
  25. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۸۰-۴۸۲.