تسبیح: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «تسبیح : تنزیه خداوند از شرک و عجز و نقص تسبیح از ریشه «س ـ ب ـ ح» و سبْح در لغت ب...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
تسبیح : تنزیه خداوند از شرک و عجز و نقص
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تسبیح در قرآن]] - [[تسبیح در معارف دعا و زیارات]] - [[تسبیح در معارف و سیره سجادی]] - [[تسبیح در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}
تسبیح از ریشه «س ـ ب ـ ح» و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و در هواست و برای مرور ستارگان در فلک (انبیاء/21،33) و نیز دویدن اسب (نازعات/79،3) و سرعت گرفتن در انجام کاری (مزمّل/73،7) به استعاره گرفته شده است.[1] تسبیح نیز اصل آن مرور سریع در عبادت است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت (اعتقاد) باشد.[2] و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه عیب و نقص است.[3] واژه تسبیح و مشتقات آن‌92 بار در 88 آیه از 499 سوره قرآن به شکل مصدر، اسم، ماضی، مضارع و اَشکال گوناگون صرفی آمده[4] و در همان مفاهیم لغوی و برخی مفاهیم‌دینی و شرعی مانند صلوة[5] به کار گرفته شده است.
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 512
«سُبْحان» نیز که در اصل مانند غُفْران مصدر است[6]، اسم خداوند و به معنای تنزیه وی از هر نقص و عیبی بوده، بدون تنوین به کار می‌رود و برحسب قانون نحوی مفعول مطلق است و هرجا استعمال شود، پیش از آن فعلی (ماضی،‌مضارع یا امر) در تقدیر است و در قرآن 41 بار به طریق مضاف، با مضاف‌الیه «الذی» (اسراء/17،1)،«ربّ» (زخرف/43،82)، «الله» (یوسف/12،108)، «ک» (اعراف/7،143) و «ه» (بقره/2،116)[7] در مواردی مانند تنزیه خدا از آنچه او را بدان وصف می‌کنند (انبیاء/21، 22) یا درباره او می‌گویند (اسراء/17، 43)، از شرک مشرکان[8] (قصص/28،68) و از فرزند داشتن (یونس/10،68) به کار رفته است. «سبّوح قدّوس» نیز از اسمای خداوند است و وزن «فُعوّل» جز آن دو در کلام عرب وجود ندارد.[9]
همچنین در آیاتی ذکر خداوند (اعراف/7، 205؛ احزاب/33، 41؛ عنکبوت/29،‌45)[10]،0 کلمه طیبه (ابراهیم/14،‌24)[11]، باقیات صالحات (کهف/18، 46؛ مریم/19، 76)[12] و صلوة (طه/20، 132)[13] به تسبیح تفسیر شده‌است.
در قرآن‌کریم 6 سوره جمعه/62؛ تغابن/64؛ صفّ/61؛ حدید/57؛ حشر /59 و اعلی/87 با «سَبَّحَ» یا «یسَبِّحُ» آغاز می‌شود که آنها را «مُسَبَحّات سِتّ» یعنی 6 سوره آغاز شده با تسبیح می‌گویند[14] و  رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله) هر شب آنها را تلاوت می‌کردند.[15] برخی سوره اسراء/17 را نیز که با تسبیح شروع و در بسیاری از بخشهای آن تسبیح حق ذکر شده[16]، از سور مسبحّات دانسته‌اند.[17]


حقیقت تسبیح و تفاوت آن با تقدیس:
'''تسبیح''' یا سبحان الله به معنای [[تنزیه]] [[خداوند]] از هرگونه [[شرک]] و عجز و نقص و اوصاف جسمی است. این واژه در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] و [[روایات]] استفاده شده است و آثار فراوانی همچون [[نجات]] از گرفتاری را به دنبال دارد. [[تسبیح خداوند]] دارای چنان اهمیتی است که از [[اهداف بعثت]] شمرده شده است. [[بهترین]] [[زمان]] گفتن آن، هنگام طلوع و غروب [[خورشید]] است.
تسبیح و تقدیس هر دو به یک معنا و آن دور دانستن خدا از هرگونه بدی است و از همین رو تقدیس به تسبیح تفسیر شده است[18]؛ ولی برخی بین آن دو چنین فرق گذارده‌اند که تسبیح تنزیه از شرک، عجز و نقص، و تقدیس* تنزیه از آنها و نیز از تعلق به جسم، قبول انفعال، شوائب امکان و قوّه، و تعدد (تکثر) در ذات و صفات است، بنابراین تقدیس از تسبیح اعم است.[19] در نظری دیگر تسبیح منزه دانستن خدا از
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 513
نقایص امکانی و تقدیس منزه دانستن وی از نقص یا کمال نسبی محدود دانسته شده و بر این اساس تقدیس از تسبیح اخص است.[20] برخی  تسبیح را منزه دانستن خدا در مرتبه جمع و تقدیس را منزه دانستن وی در مرتبه جمع و تفصیل[21] و بعضی تسبیح را تنزیه ذات و تقدیس را تنزیه صفات[22] یا تسبیح را تنزیه حق به اعتبار مقام واحدیت و تقدیس را تنزیه وی به اعتبار مقام احدیت دانسته‌اند.[23] برخی دیگر تسبیح را منزه دانستن خداوند از تشبیه، و تقدیس را منزه دانستن او از تشبیه و تنزیه معرفی کرده‌اند.[24] تفاوتهای دیگری نیز بین آن دو ذکر شده است؛ مانند اینکه تسبیح نفی امور ناسازگار با خدایی، و تقدیس اثبات اوصاف مناسب خداست[25] یا اینکه  تقدیس ویژه خداوند سبحان نیست و درباره انسانها و حتی غیر انسانها (مائده/5،21) نیز به کار می‌رود؛ ولی تسبیح به خداوند اختصاص دارد.[26] (=> تقدیس)
در برخی آیات تسبیح همراه با حمد آمده؛ مانند «نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدک». (بقره/2، 30 و نیز رعد/13،‌13) قرین شدن تسبیح به حمد برای جبران نقص حمد حامدان است؛ زیرا شناخت انسانها از کنه اسما و صفات خدا ناقص  است، از این رو حمد آنان نیز ناقص خواهد بود.[27]
به گفته برخی تسبیح با تحمید، تهلیل و تکبیر گرچه اختلاف مفهومی دارد؛ ولی از وحدت مصداقی برخوردار است، زیرا حمد تنها در برابر منعم بودن خدا نیست، بلکه همه اسما و صفات و کلمات تکوینی و تدوینی او را نیز شامل می‌شود؛ خواه اثر و مقتضای آن اوصاف به غیر برسد یا نرسد و بازگشت این مطلب به آن است که حمد تنها در برابر جمال خدا نیست، بلکه شامل جلال او نیز می‌شود، از این رو در قرآن‌کریم می‌فرماید: ستایش از آن خدایی است که از فرزند، شریک و مددکار منزه و مبرّاست:«و‌قُلِ الحَمدُ لِلّهِ الَّذی لَم یتَّخِذ ولَدًا ولَم یکن لَهُ شَریک فِی المُلک ولَم یکن لَهُ ولِی مِنَ الذُّلِّ و کبِّرهُ تَکبیرا»(اسراء/17،111)؛ به بیان دیگر افزون بر آنکه کمال و جمال خدای سبحان قابل ستایش است، مقدس و منزه بودن او نیز جای حمد دارد. تحمید نه تنها از چنین گستره‌ای برخوردار است، بلکه همه مصادیق تسبیح، تهلیل، و تکبیر را نیز شامل می‌شود، پس تسبیح، تهلیل و تکبیر خدای سبحان همه از مصادیق تحمید و ستایش اوست، چنان که در مقابل، تحمید، تهلیل و تکبیر همه از مصادیق تسبیح ذات اقدس خداوند است. یکی از شواهد وحدت مصداقی آن است که به مجموع
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 514
اینها در اذکار نماز «تسبیحات اربعه» گویند. شاهد دیگر اقتران حمد و تسبیح در قرآن‌کریم است: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِه»(اسراء/17،44) و سومین شاهد روایاتی است که در تبیین «الله‌اکبر» آن را به تسبیح باز گردانده‌اند.[28] در برخی جوامع روایی نیز بابی به فضل تهلیل و تسبیح و دعا اختصاص داده شده‌است.[29]


صور گوناگون تسبیح و تسبیح کنندگان:
== معناشناسی ==
تسبیح خداوند و تسبیح اسم وی در قرآن به ملائکه، پیامبران، حیوانات (پرندگان)، مؤمنان و تمام موجودات نسبت داده شده است. موارد مربوط به ملائکه عبارت‌اند از:
تسبیح در لغت به معنای گذر سریع در آب و هواست<ref>مفردات، ص‌۳۹۲؛ التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰، «سبح».</ref> و در اصل مرور سریع در عبادت به دور از سستی" در بندگی [[خداوند متعال]] است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد<ref>مفردات، ص‌۳۹۲، «سبح».</ref> و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه شرک و عجز و عیب و نقص و اوصاف جسمی است<ref>التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۵۱۱- ۵۲۰؛ فرهنگ قرآن، ج۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]ص۵۴؛ [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۴۵-۱۴۸.</ref>.
1. تسبیح ملائکه حامل عرش و پیرامون آن: «اَلَّذینَ یحمِلونَ العَرشَ ومَن حَولَهُ یسَبِّحون...».(غافر/40،7 و نیز زمر/39،75)
2. دعوی تسبیح از سوی فرشتگان صف کشیده: «و اِنّا لَنَحنُ الصّافّون * و اِنّا لَنَحنُ المُسَبِّحون».(صافّات/37،166)
3. دعوی تسبیح از سوی ملائکه در جریان جعل خلافت برای آدم(علیه السلام) در زمین: «و‌نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِک ونُقَدِّسُ لَک».(بقره/2،30)
4. تسبیح دائمی فرشتگان بدون خستگی: «یسَبِّحونَ لَهُ بِالَّیلِ والنَّهَارِ و هُم لا یسـَمون».(فصّلت/41،38)
5.تسبیح فرشتگان بدون عارض شدن کسالت و سستی بر آنان: «یسَبِّحونَ الَّیلَ والنَّهارَ لا یفتُرون».(انبیاء/21،20)
6.تسبیح ملائکه همراه با سجده: «و یسَبِّحونَهُ ولَهُ یسجُدون». (اعراف/7،206)
7. تسبیح ایشان در حالی که مقرون به تسبیح رعد است: «و یسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمدِهِ والمَلـئِکةُ مِن خیفَتِه».(رعد/13،13) بر اساس روایتی مراد از رعد، فرشته‌ای است موکل بر ابر که با تازیانه‌ای (برق) که در دست دارد آن را می‌راند.[30] در روایت مزبور حال فرشته و ابر به راندن چارپایان تشبیه شده است. رانده شدن ابر از سوی فرشته با رانده شدن آن به وسیله باد: «یرسِلُ الرّیـحَ فَتُثیرُ سَحابـًا»(روم/30،48) منافاتی ندارد، زیرا هیچ‌یک از اسباب طبیعی، علت نیستند، بلکه وسیله یا آماده کننده کارند و علت اصلی که تدبیر به دست اوست فرشتگانی هستند که موکل بر همه چیزند، از این رو در آیه‌13‌رعد/13 ملائکه بر رعد عطف شده است.[31]
مواردی نیز مربوط به پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) است که عبارت‌اند از:
1. فرمان به تسبیح همراه با حمد پروردگار: «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک».(حجر/15،98) در برخی آیات نیز بعد از آن به استغفار امر شده: «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک واستَغفِره»(نصر/110،‌3) و آن
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 515
اشاره‌ای است به تقدیم اشتغال به خالق با تسبیح و تحمید وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و خلق است[32] و با آن دو قوام امر دین کامل می‌شود که عبارت است از جمع بین طاعت و دوری جستن از معصیت[33]، بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است.[34]
2. دستور به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف روز: «و سَبِّح بِحَمدِ رَبِّک بِالعَشی والاِبکـر».(غافر/40،55).[35] به‌گفته برخی مفسّران در این دو هنگام تدبیر و تنزّه پروردگار مشهودتر[36] و  نیز هنگام نشاط نفس و شدت شوق آن به اصل خویش است، برخلاف دل شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و سستی قواست.[37]
3. امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و خلوت[38]: «و سَبِّحهُ لَیلاً طَویلا».(انسان/76،26)
4. ابتدای روز و انتهای شب: «و سَبِّح بِحَمدِ رَبِّک حینَ تَقوم * و مِنَ الَّیلِ فَسَبِّحهُ واِدبـرَ النُّجوم».(طور/52،49)[39]
5.قبل از طلوع و غروب خورشید: «و سَبِّح بِحَمدِ رَبِّک قَبلَ طُـلوعِ الشَّمسِ و قَبلَ غُروبِها».(طه/20،130)[40]
6. ساعتهایی از شب و اطراف روز: «و مِن ءانای الَّیلِ فَسَبِّح واَطرافَ النَّهارِ لَعَلَّک تَرضی».(طه/20،130) [41]
7. فرمان به تسبیح با اسم پروردگار بزرگ[42]: «فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّک العَظیم».(واقعه/56،74)
8. دستور به تسبیح اسم پروردگار برتر[43]: «سَبِّحِ اسمَ رَبِّک الاَعلی».(اعلی/87،1)
9. امر به تنزیه در زمینه تأکید بر دعوت به سوی خدا بر اساس توحید خالص: «قُل هـذِهِ سَبیلی ... و سُبحـنَ اللّهِ و ما اَنا مِنَ المُشرِکین».(یوسف/12،108)[44]
چند مورد هم به سایر پیامبران نسبت داده شده که عبارت‌اند از:
1. تسبیح حضرت موسی(علیه السلام) در جریان تجلی حق بر کوه طور در پی درخواست دیدن وی و مندک شدن (با خاک یکسان شدن) کوه و مدهوش افتادن موسی بر زمین، هنگامی که به خود آمد: «قالَ رَبِّ اَرِنی اَنظُر اِلَیک ... فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 516
لِلجَبَلِ جَعَلَهُ دَکـًّا وخَرَّ موسی صَعِقـًا فَلَمّا اَفاقَ قالَ سُبحـنَک‌...»(اعراف/7،143) و نیز تعلیل درخواست وزارت هارون برای خویش به اینکه خدا را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند: «واجعَل‌لی وزیرًا مِن اَهلی * هـرونَ اَخی * ... کی نُسَبِّحَک کثیرا * و نَذکرَک کثیرا».(طه/20،/20،29‌ـ‌34)
2. تسبیح حضرت عیسی(علیه السلام) در پاسخ پرسش خداوند از وی که آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید: «و اِذ قالَ اللّهُ یـعیسَی ابنَ مَریمَ ءَاَنتَ قُلتَ لِلنّاسِ اتَّخِذونی واُمِّی اِلـهَینِ مِن دونِ اللّهِ قالَ سُبحـنَک...».(مائده/5،116)
3. دستور تسبیح به زکریا در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت یحیی(علیه السلام): «قالَ رَبِّ اجعَل لی ءایةً... و سَبِّح بِالعَشِی والاِبکـر».(آل‌عمران/3،41)
4. وصیت وی به قوم خویش مبنی بر تسبیح پروردگار در روز و شب یا در همه اوقات، زیرا دو لفظ «بکرة و عشیاً»در آن نیز به کار می‌رود.[45]: «فَاَوحی اِلَیهِم اَن سَبِّحوا بُکرَةً و عَشیـّا».(مریم/19،11)
5. همراهی کوهها و پرندگان با داود در تسبیح: «اِنّا‌سَخَّرنَا الجِبالَ مَعَهُ یسَبِّحنَ بِالعَشی والاِشراق * والطَّیرَ مَحشورَةً کلٌّ لَهُ اَوّاب»(ص/38،18 ـ 19)؛ «یـجِبالُ اَوِّبی مَعَهُ والطَّیر».(سبأ/34، 10) از ابن‌عباس نقل شده که «یـجِبالُ اَوِّبی مَعَه»یعنی تسبیح کنید با او هنگامی که تسبیح می‌کند.[46]
6. نجات یونس از تاریکیهای دریا و شکم ماهی به برکت تسبیح: «فَلَولا اَنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحین * لَلَبِثَ‌فی بَطنِهِ اِلی یومِ یبعَثون».(صافّات/37،143‌ـ‌144)
در کتاب مقدس نیز در حالات «پولُس» و «سیلاس» (از مبلّغان نخستین مسیحیت) در زندان آمده که ایشان نیمه شب در نیایش خود به تسبیح پرداخته، زندانیان به آن دو گوش فرا می‌دادند که ناگهان زلزله‌ای شدید رخ داد و پایه‌های زندان به حرکت درآمد و همزمان درهای آن بر روی زندانیان گشوده شد و همه آنان آزاد شدند.[47]
مواردی از تسبیح نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده و آن درباره فرمان جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان روز به ایشان: «یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنُوا اذکرُوا اللّهَ ذِکرًا کثیرا ً * و سَبِّحوهُ بُکرَةً واَصیلا»(احزاب/33،41 ـ 42) و ثنای حق بر گروهی که هنگام یادآوری آیات خداوند به ایشان، به سجده و تسبیح برای وی مبادرت میورزند: «خَرّوا سُجَّدًا و سَبَّحوا بِحَمدِ رَبِّهِم»(سجده/32،15) و نیز درباره کسانی است که به رفت و آمد در مساجد پرداخته، بر تسبیح و ذکر
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 517
مواظبت می‌کنند: «فی بُیوت اَذِنَ اللّهُ اَن تُرفَعَ ویذکرَ فیهَا اسمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فیها بِالغُدُوِّ والاصال * رِجال‌...»(نور/24،36 ـ 37)، چنان که در‌آیه‌10 یونس/10 نیایش بهشتیان در بهشت: «سُبحـنَک اللّهُمَّ» بیان شده است: «دَعوهُم فیها سُبحـنَک اللّهُم‌...».در آیاتی نیز به تسبیح عمومی موجودات تصریح شده؛ مانند «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ والاَرض...»(حدید/57،1)؛ «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ و ما فِی‌الاَرض...»(حشر/59،1 و نیز صفّ/61،1؛ جمعه/62،1؛ تغابن/64،1)، چنان که در آیه‌ای تسبیح معبودهای بت‌پرستان در روز حشر بیان شده؛ هنگامی که از آنها پرسیده می‌شود: آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند: «و‌یومَ یحشُرُهُم و ما یعبُدونَ مِن دونِ‌اللّهِ فَیقولُ‌ءَاَنتُم اَضلَلتُم عِبادی هـؤُلاءِ اَم هُم ضَلُّوا السَّبیل * قالوا سُبحـنَک»(فرقان/25،17 ـ 18) و در آیه‌ای نیز آمده که برخی از اصحاب نسیان یکدیگر را از جهت کوتاهی در تسبیح حق سرزنش کردند:«اَلَم اَقُل لَکم لَولا تُسَبِّحون».(قلم/68،‌28)[48]
همچنین از آیات مربوط به تسبیح عمومی موجودات: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِهِ و لـکن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم»(اسراء/17، 44) و تسبیح صفوف پرندگان در هوا (نور/24،41)[49تسبیح جمادات و حیوانات استفاده می‌شود.
در بعضی از روایات تسبیحات خاصی برای حاملان عرش، جبرئیل با روحانیون، رضوان، مالک (خازن آتش دوزخعزرائیل با دستیارانش، آدم، نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف، موسی، عیسی(علیهم السلام)پیامبر‌اکرم(صلی الله علیه وآله)و مؤمنان بیان شده است.[50] گفتنی است که تسبیحات حضرت زهرا(علیهما السلام)بهترین تعقیب نماز است که پیامبر آن را به وی آموخت و روایات فراوانی از فضیلت آن سخن می‌گویند.[51]


تسبیح عمومی موجودات:
== تسبیح در [[قرآن]] ==
در آیه 44 اسراء/17 از تسبیح و حمد همه موجودات جهان سخن به میان آمده است: «و اِن مِن شَیء اِلاّ یسَبِّحُ بِحَمدِه». درباره حقیقت این حمد و تسبیح دو تفسیر وجود دارد: 1. تمامی ذرات این عالم اعم از جاندار و بی‌جان، عاقل و غیر عاقل، همه دارای نوعی درک و شعورند و در عالم خود خدا را همراه با حمد، تسبیح می‌گویند. هرچند ما به ادراک آن قادر نیستیم.
واژه تسبیح و مشتقات آن‌ ۹۲ بار در ۸۸ آیه از ۴۹۹ سوره قرآن به کار گرفته شده است<ref>اسماء و صفات الهی، ج‌۱، ص‌۶۴۷.</ref>. "سُبْحان" نیز که به معنای [[تنزیه]] [[خداوند]] از هر نقص و عیبی است، ۴۱ بار به‌کار رفته است. مانند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست؛ سوره اسراء، آیه۱.</ref>.
2. مجموعه نظام هستی و اسرار شگفت‌انگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بی‌زبانی البته با صراحت از قدرت و عظمت خالق خود و علم و حکمت بی‌انتهای او سخن می‌گویند، آن‌گونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه شعر زیبا و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته ابداع کننده
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 518
خود را بیان می‌دارد (حمد) و ا زسوی دیگر عیب و نقص را از او نفی می‌کند (تسبیح)؛ مثلا اینکه در آیه 41 نور/24 در کنار یادآوری تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضا تکیه شده از این‌روست که این پرندگان سنگین برخلاف قانون جاذبه بر فراز آسمانها به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بی‌آنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند می‌گردند و پیش می‌روند.[52]
تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه 44 سوره اسراء/17: «و‌لـکن لا‌تَفقَهونَ تَسبیحَهُم» که به صراحت آگاهی از تسبیح موجودات را از انسانها نفی می‌کند، نمی‌تواند مقصود از آیه باشد،  زیرا تفسیر مذکور برای ما فهمیدنی است[53]، افزون بر این به کار بردن کلماتی مانند ضمیر جمع عقلا (هُمْ) در آیه یاد شده[54] یا واژه «مَنْ» در آیه «یسَبِّحُ لَهُ مَن فِی‌السَّمـوتِ والاَرض»[55](نور/24،41)، تأییدی بر تفسیر نخست است که تسبیح موجودات آگاهانه و اختیاری است[56]: «کلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ و تَسبیحَه»(نور/24،41)‌چنان که شعور و ادراک همه موجودات، در جای خود مبرهن و نیز مؤید به کشف و شهود عرفانی‌است[57]، از همین رو برخی عارفان نفس ناطقه را مخصوص انسان ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و نیز جمادات ثابت دانسته‌اند.[58]
بنابراین نباید مانند متکلمان حمد و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر دلالت می‌کنند، بلکه باید آن را بر حقیقت حمد و تسبیح و نطق به تنزیه[59] حمل کرد: «قالوا اَنطَقَنَا اللّهُ الَّذی اَنطَقَ کلَّ شَیء»(فصّلت/41،21)؛ با این توضیح که وجود اشیاء همان‌گونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی خداوند به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب ظهور و بروز آنها می‌گردند به شرح و کشف جمال و جلال الهی نیز می‌پردازند[60]، چنان‌که فرشتگان مقرب با تجرد از ماده، نزدیکی به پروردگار، قهر و غلبه بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و ملائکه سماوی و ارضی با بساطت ذات و افعال خاص و کمالاتشان تسبیح کننده خداوندند[61] و اینها برخی از مراتب حقیقت تسبیح است[62]؛ اما عدم آگاهی ما از تسبیح موجودات به جهت
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 519
غوطهور شدن در تاریکیها و فرو رفتن در عالم ماده و اجسام است[63] و گرنه شخصیتی چون پیامبر(صلی الله علیه وآله) که در آیه «اَلَم تَرَ اَنَّ اللّهَ یسَبِّحُ لَهُ مَن فِی‌السَّمـوتِ والاَرضِ والطَّیرُ صـفّـت»(نور/24،41) به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و حمد همه موجودات را مشاهده (شهود) می‌فرماید[64]، از این رو آن حضرت هرگاه صدای رعد را می‌شنید، می‌گفت:«ویسَبِّحُ الرَّعدُ بِحَمدِهِ»[65](رعد/13،13)، چنان‌که سنگریزه نیز در دست مبارک وی تسبیح می‌گفت و حتی دیگران به برکت حضور وی آن را می‌شنیدند.[66]
امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخِ پرسشی از تفسیر آیه 44 اسراء /17 فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد خدا می‌گوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش می‌رسد نیز تسبیح است.[67] امام باقر(علیه السلام)هم از قول پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می‌فرماید: علامت داغ بر چهره حیوانات نگذارید و به صورت آنها تازیانه نزنید، زیرا آنها حمد و ثنای خدا می‌گویند. [68]
گفتنی است که بر اساس قرائت «لا یفقهون»در آیه 44 اسراء/17 معنای آن این است که موجودات به علم ترکیبی تسبیح خود را نمی‌دانند، گرچه به علم بسیط آن را درمی‌یابند، زیرا تنزیه مستلزم آگاهی از تسبیح شونده است؛ توضیح آنکه علم مانند جهل به بسیط و مرکب تقسیم می‌گردد؛ علم بسیط شناخت چیزی با غفلت از آن شناخت؛ و علم مرکب شناخت توأم با توجه به آن شناخت، و خود بر دوگونه است: یا مبتنی بر کشف و شهود یا مبتنی بر علم استدلالی است و علم بسیط به حق برای هر موجودی حاصل‌است.[69]


تسبیح اسم پروردگار:
شش سوره از [[قرآن کریم]]: [[سوره جمعه]]؛ تغابن؛ صفّ؛ [[حدید]]؛ [[حشر]] و اعلی با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز می‌شود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با تسبیح می‌گویند<ref>عون‌المعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السنن‌الکبری، ج‌۶، ص‌۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج‌۹، ص‌۶۴.</ref> و [[رسول‌ خدا]] {{صل}} هر شب آنها را [[تلاوت]] می‌کردند<ref>بحارالانوار، ج‌۸۹، ص‌۳۱۲.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
در آیه 1 اعلی/87: «سَبِّحِ اسمَ رَبِّک الاَعلی» به تسبیح اسم پروردگار امر شده است برخی گفته‌اند: مراد از اسم حق اسم لفظی خداست و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با ذکر او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن ربوبیت به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق ساحت قدس وی نیستند؛ نظیر عجز و جهل و ظلم و غفلت.[70] برخی هم احتمال داده‌اند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشته‌ای مقدس و روحانی است، زیرا حقیقت اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این باور است که فعل ربانی و اسم الهی، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه 78 الرحمن/55 است که در آن اسم پروردگار به «ذی‌الجلال والاکرام»وصف
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 520
شده‌است، زیرا وصف مذکور دلیل عاقل بودن اسم است: «تبارک اسم ربّک ذی الجلال والاکرام».[71]


منابع
== تسبیح عملی و لفظی ==
اسماء و صفات الهی در قرآن، محمدباقر محقق، تهران، انتشارات اسلامی، 1372‌ش؛ بحارالانوار، المجلسی (م.‌1110‌ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403‌ق؛ بصائر ذوی التمییز، الفیروز آبادی (م.‌817‌ق.)، به کوشش محمدعلی النجار، بیروت، المکتبة العلمیه؛ بیان السعاده، الجنابذی (م.‌1327‌ق.)، بیروت، اعلمی، 1408‌ق؛ البیان فی عد آی القرآن، ابو عمرو الدانی (م.‌444‌ق.)، به کوشش غانم قدوری، کویت، مرکز المخطوطات و التراث والوثاق، 1414‌ق؛ پرتوی از قرآن، طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1350‌ش؛ التبیان، الطوسی (م.‌460‌ق.)، به کوشش احمد حبیب‌العاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ تحفة الاحوذی، المبارک فوری (م.1353‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1410‌ق؛ التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، 1374ش؛ تسنیم، جوادی آملی، قم، اسراء، 1378‌ش؛ تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالاضواء، 1405ق؛ تفسیر شریف لاهیجی،بهاء الدین شریف لاهیجی (م.‌1088‌ق.)، به کوشش حسینی و آیتی، انتشارات علمی، 1363ش؛ تفسیر العیاشی، العیاشی (م.‌320‌ق.)، به کوشش رسولی محلاّتی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیه؛ تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتألهین (م.‌1050‌ق.)، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، 1366‌ش؛ تفسیر القمی، القمی (م.‌307‌ق.)، به کوشش الجزایری، لبنان، دارالسرور، 1411‌ق؛ التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م.‌606‌ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413‌ق؛ تفسیر موضوعی قرآن‌کریم، جوادی آملی، تهران، اسراء، 1373‌ش؛ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1375‌ش؛ تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م.‌1112‌ق.)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، 1373ش؛ تهذیب الاحکام، الطوسی (م.‌460‌ق.)، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365‌ش؛ جامع البیان، الطبری (م.‌310‌ق.)، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415‌ق؛ الجامع لاحکام القرآن، القرطبی (م.‌671‌ق.)، به کوشش احمد عبدالعلیم، بیروت، احیاءالتراث العربی، 1405‌ق؛ الحکمة المتعالیة (الاسفار)، صدرالمتألهین (م.‌1050‌ق.)، بیروت، احیاءالتراث العربی، 1987 م؛ روض الجنان، ابوالفتوح رازی (م.‌554‌ق.)، به کوشش یاحقی و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، 1375‌ش؛ زادالمسیر، جمال‌الدین الجوزی (م.‌597‌ق.)، به کوشش محمد عبدالله، بیروت، دارالفکر، 1407‌ق؛ السنن الکبری، البیهقی (م.‌458‌ق.)، بیروت، دارالفکر، 1416‌ق؛ شرح الاسماء اَو شرح دعاء الجوشن الکبیر، هادی السبزواری (م.‌1289‌ق.)، به کوشش حبیبی، تهران، دانشگاه تهران، 1375‌ش؛ شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی (م.‌1081‌ق.)، به کوشش سید علی عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1421‌ق؛ شرح فصوص الحکم، قیصری (م.‌751‌ق.)، به کوشش آشتیانی، تهران، علمی و فرهنگی، 1375‌ش؛ شرح المصطلحات الکلامیه، به کوشش مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، آستانه رضویه، 1415‌ق؛ شرح منظومة السبزواری، به کوشش حسن‌زاده آملی، تهران، ناب، 1417‌ق؛ صحیح مسلم با شرح سنوسی، مسلم (م.‌261‌ق.)، به کوشش محمد سالم، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415‌ق؛ عون المعبود، العظیم آبادی (م.‌1329‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415‌ق؛ فتح القدیر، الشوکانی (م.‌1250‌ق.)، بیروت، دارالمعرفه؛ الکافی، الکلینی (م.‌329‌ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1375‌ش؛ کتاب مقدس، ترجمه: فاضل خان همدانی، ویلیام گلبن، هنری مرتن، تهران، اساطیر، 1380‌ش؛ الکشاف، الزمخشری (م.‌538‌ق.)، قم، بلاغت، 1415‌ق؛ کشف الاسرار، میبدی (م.‌520‌ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، 1361‌ش؛ کشف الحقایق، محمد کریم العلوی الحسینی، ترجمه: صادق نوبری، تهران، موسوی، 1339‌ش؛ لسان
تسبیح لفظی به این است که [[انسان]] با یک جمله لفظی [[خداوند]] را [[تقدیس]] کند، مثلاً کلمه {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ}} و یا {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} و {{متن حدیث|اللَّهِ أَكْبَرُ}} را بگوید. این‌گونه کلمات جز درباره [[خداوند]] جایز نیست. اما تقدیس عملی این است که انسان عملی ایجاد کند که مفهوم آن منزه بودن آن موجودی است که عمل برای او صورت می‌گیرد، از قبیل [[رکوع]] و [[سجود]] و [[قربانی]]، البته عمل مانند لفظ صراحت ندارد و ممکن است همین [[اعمال]] به قصد [[تعظیم]] صورت گیرد و در این صورت [[عبادت]] نیست و خود عمل هم [[مقدّس]] شمرده نمی‌شود، یعنی عمل عادی است، ولی اعمالی که در مقابل [[بت]] و یا [[آتش]] و غیره صورت می‌گیرد، جنبه تقدس پیدا می‌کند، زیرا به قصد تقدیس آنها صورت می‌گیرد. آنچه [[فطری]] [[بشر]] است "تقدیس" است<ref>خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۴۴.</ref>
دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 7، صفحه 521
العرب، ابن منظور (م.‌711‌ق.)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408‌ق؛ مجمع البیان، الطبرسی (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ مخزن العرفان، سیده نصرت امین (م.‌1362‌ش.)، اصفهان، انجمن حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست؛ معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م.‌395‌ق.قم، انتشارات اسلامی، 1412‌ق؛ مفردات، الراغب (م.‌425‌ق.)، به کوشش صفوان داوودی، دمشق، دارالقلم، 1412‌ق؛ ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، محی الدین بن عربی (م.‌638‌ق.)، شرح: حسن زاده آملی، تهران، وزارت ارشاد، 1378‌ش؛ الموسوعة الذهبیه، فاطمه محجوب، قاهرة، دارالغد العربی؛ المیزان، الطباطبایی (م.‌1402‌ق.)، بیروت، اعلمی، 1393‌ق؛ نثر طوبی، الشعرانی (م.‌1393‌ق.)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1398‌ق؛ النهایه، ابن‌اثیر مبارک بن محمد الجزری (م.‌606‌ق.)، به کوشش محمود محمد و طاهر احمد، قم، اسماعیلیان، 1367‌ش؛ الوجوه والنظائر، الدامغانی (م.‌478‌ق.)، به کوشش ابوالعزم الزفیتی، قاهرة، وزارت اوقاف، 1412‌ق.
سید رضا اسحاق نیا تربتی


== صورت‌های گوناگون تسبیح و تسبیح‌کنندگان در [[قرآن کریم]] ==
[[تسبیح خداوند]] و تسبیح اسم وی در [[قرآن]] به [[ملائکه]]، [[پیامبران]]، حیوانات، [[مؤمنان]] و تمام موجودات نسبت داده شده است.
=== تسبیح [[ملائکه]] ===
# '''تسبیح [[ملائکه]] حامل [[عرش]] و پیرامون آن:''' {{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ}}<ref> کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کرده‌اند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار؛ سوره غافر، آیه۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref> و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بسته‌اند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته می‌شود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره زمر، آیه۷۵.</ref>.
# '''ادعای تسبیح از سوی [[فرشتگان]] صف کشیده:''' {{متن قرآن|وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ}}<ref> و ماییم که صف‌زدگانیم. و ماییم که (خداوند را) به پاکی می‌ستاییم؛ سوره صافات، آیه ۱۶۵ - ۱۶۶.</ref>.
# '''ادعای تسبیح از سوی ملائکه در جریان جعل خلافت برای [[حضرت آدم]] {{ع}} در زمین:''' {{متن قرآن|وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ }}<ref> ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ سوره بقره، آیه۳۰.</ref> و ... .


________________________________________
=== تسبیح [[پیامبر خاتم]] {{صل}} ===
[1]. مفردات، ص‌392؛ التحقیق، ج‌5، ص‌20، «سبح».
# '''[[فرمان]] به تسبیح همراه با [[حمد]] [[پروردگار]]:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه۹۸.</ref> در برخی [[آیات]] نیز بعد از آن به [[استغفار]] [[امر]] شده: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}}<ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه۳.</ref> و آن اشاره‌ای است به تقدیم اشتغال به [[خالق]] با تسبیح و [[تحمید]] وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و [[خلق]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۵۸.</ref> و با آن دو قوام امر [[دین کامل]] می‌شود که عبارت است از جمع بین [[طاعت]] و دوری جستن از [[معصیت]]<ref>الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۱.</ref>. بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است<ref>تفسیر لاهیجی، ج‌۴، ص‌۸۸۲.</ref>.
[2]. مفردات، ص‌392، «سبح».
# '''[[دستور]] به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف [[روز]]:''' {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۸۲۱؛ المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۴۱.</ref> به‌گفته برخی [[مفسّران]] در این دو [[زمان]] [[تدبیر]] و تنزّه پروردگار مشهودتر<ref>پرتوی از قرآن، ج‌۳، ص‌۱۲۶.</ref> و نیز هنگام [[نشاط]] [[نفس]] و شدت [[شوق]] آن به اصل خویش است، برخلاف [[دل]] شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و [[سستی]] قوا است<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۲۶۱.</ref>.
[3]. التحقیق، ج‌5، ص‌19 ـ 22، «سبح».
# '''امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و خلوت<ref>الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳.</ref>:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا}}<ref> و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه۲۶.</ref> و ... .
[4]. اسماء و صفات الهی، ج‌1، ص‌647.
 
[5]. التفسیرالکبیر،ج3، ص216؛ الوجوه والنظایر، ج1،ص446.
=== تسبیح [[پیامبران]] ===
[6]. مفردات، ص‌393، «سبح».
# تسبیح [[حضرت موسی]] {{ع}} در جریان تجلی [[خداوند]] بر [[کوه طور]] در پی درخواست دیدن وی و با [[خاک]] یکسان شدن کوه و مدهوش افتادن [[موسی]] بر [[زمین]]، هنگامی که به خود آمد: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه۱۴۳.</ref> و نیز تعلیل درخواست [[وزارت]] [[هارون]] برای خویش به اینکه [[خدا]] را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند: {{متن قرآن|فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى}}<ref> و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبه‌دست) ماری شد که می‌شتافت؛ سوره طه، آیه۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا}}<ref> و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار. هارون برادرم راپشتم را به او استوار دار. و او را در کارم شریک ساز. تا تو را بسیار به پاکی بستاییم. و بسیار تو را به یاد آوریم؛ سوره طه، آیه ۲۹ – ۳۴.</ref>.
[7]. النهایه، ج2، ص331؛ لسان‌العرب، ج6، ص144، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج‌1، ص‌647.
# تسبیح [[حضرت عیسی]] {{ع}} در پاسخ [[پرسش]] خداوند از وی که آیا تو به [[مردم]] گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه۱۱۶.</ref>.
[8]. المیزان، ج‌16، ص‌69.
# [[دستور]] تسبیح به [[زکریا]] در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت [[حضرت یحیی]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.</ref> و ... .
[9]. مفردات، ص‌393، «سبح».
 
[10]. مجمع البیان، ج‌4، ص‌792؛ ج‌8، ص‌447، 568؛ زادالمسیر، ج‌6، ص‌204.
=== تسبیح [[مؤمنان]] ===
[11]. المیزان، ج‌12، ص‌51.
مواردی از تسبیح در [[قرآن کریم]] نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده است مانند:
[12]. تفسیر قمی، ج‌2، ص‌51؛ التبیان، ج‌7، ص‌146.
# [[فرمان]] جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان [[روز]] به ایشان: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا}}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه۴۱ - ۴۲.</ref>.
[13]. تفسیر قرطبی، ج‌1، ص‌169.
# ثنای [[حق]] بر گروهی که هنگام یادآوری [[آیات]] [[خداوند]] به ایشان، به [[سجده]] و تسبیح برای وی مبادرت می‌ورزند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ}}<ref> به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند؛ سوره سجده، آیه۱۵.</ref> و ... .
[14]. عون‌المعبود، ج4، ص193؛ السنن‌الکبری، ج‌6، ص‌179؛ تفسیر موضوعی، ج‌9، ص‌64.
 
[15]. بحارالانوار، ج‌89، ص‌312.
=== تسبیح سایر موجودات ===
[16]. المیزان، ج‌13، ص‌5؛ شرح اصول کافی، ج‌11، ص‌58.
در آیاتی نیز به تسبیح عمومی موجودات تصریح شده است؛ مانند: {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حدید، آیه۱.</ref>؛ {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حشر، آیه۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره صف، آیه۱.</ref>؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید، همان که فرمانفرمای بسیار پاک پیروزمند فرزانه است؛ سوره جمعه، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref> آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید؛ فرمانفرمایی از آن اوست و سپاس، او راست و او بر هر کاری تواناست؛ سوره تغابن، آیه۱.</ref>، چنان که در آیه‌ای تسبیح معبودهای [[بت‌پرستان]] در [[روز]] [[حشر]] بیان شده؛ هنگامی که از آنها پرسیده می‌شود: آیا شما این [[بندگان]] مرا به [[بیراهه]] کشاندید یا خود [[گمراه]] شدند: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا}}<ref> و از روزی (یاد کن) که آنان را و آنچه را به جای خداوند می‌پرستند، گرد می‌آورد آنگاه می‌فرماید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا آنان خود، راه را گم کردند؟ می‌گویند: پاکا که تویی، سزاوار ما نیست که به جای تو دوستی برگزینیم امّا تو چندان آنان و پدرانشان را بهره‌مند کردی که یاد (تو) را فراموش کردند و گروهی شدند به نابودی افتاده؛ سوره فرقان، آیه ۱۷ - ۱۸.</ref> و در آیه‌ای نیز آمده که برخی از [[اصحاب]] فراموشی یکدیگر را از جهت کوتاهی در تسبیح [[حق]] [[سرزنش]] کردند: {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ}}<ref> برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستأیید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟؛ سوره قلم، آیه۲۸.</ref>.<ref>الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳ ـ ۳۲۵.</ref>
[17]. البیان فی عدّ آی القرآن، ص‌133؛ تحفة الاحوذی، ج‌8، ص‌192.
 
[18]. تفسیر صدر المتألهین، ج‌2، ص‌314؛ الکشاف، ج‌1، ص‌125؛ فتح القدیر، ج‌1، ص‌64.
همچنین از [[آیات]] مربوط به تسبیح عمومی موجودات: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref> آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه۴۴.</ref> و تسبیح صفوف پرندگان در هوا {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا}}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه۴۱ - ۴۲.</ref><ref>مخزن‌العرفان، ج۹، ص۱۲۷؛ کشف‌الحقایق، ج۲، ص۲۲۷.</ref>، تسبیح جمادات و حیوانات استفاده می‌شود<ref>سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷]]، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>.
[19]. الفروق اللغویة، ص‌124.
 
[20]. الکشاف، ج‌1، ص‌125؛ شرح فصوص الحکم، ص‌368، 541.
== آثار تسبیح ==
[21]. المصطلحات الکلامیه، ص‌78.
# '''تسبیح خدا، برانگیزاننده آدمی به انفاق و دستگیری از مستمندان:''' {{متن قرآن|فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ أَن لّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ}}<ref> و به راه افتادند در حالی که با هم پوشیده سخن می‌گفتند؛ که: نباید امروز بینوایی در آن، بر شما وارد گردد؛ سوره قلم، آیه ۲۳- ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ}}<ref> برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟؛ سوره قلم، آیه۲۸.</ref>.<ref>در احتمالی منظور از "لَوْلا تُسَبِّحُونَ" این است که چرا نعمتهای الهی را بر خود به یاد نمی‌آورید تا اینکه شکرگزار او باشید، به اینکه حق فقرا را از اموال خود بپردازید؛ مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۵۰۶.</ref>
[22]. ممد الهمم، ص‌26.
# '''صبر و بردباری، از آثار تسبیح پروردگار:''' {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref> باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.</ref>.<ref>توصیه به تسبیح، پس از فرمان به «صبر»، نقش تسبیح در توانمند شدن بر صبر را نشان می‌دهد.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۲۹۳؛ فرهنگ قرآن، ج8.</ref>
[23]. بیان السعاده، ج‌1، ص‌74.
# '''تسبیح خدا از سوی مؤمنان، عامل نجات آنان از گرفتاری:''' {{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لّا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام. آنگاه او را پاسخ گفتیم و او را از اندوه رهاندیم و بدین‌گونه مؤمنان را می‌رهانیم؛ سوره انبیاء، آیه ۸۷ - ۸۸.</ref>.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸].</ref>.
[24]. شرح فصوص الحکم، ص‌368، 541.
 
[25]. المصطلحات الکلامیه، ص‌78.
== آداب تسبیح ==
[26]. الفروق اللغویه، ص‌125.
# '''تسبیح همراه با حمد، از آداب تسبیح [[پیامبر]] {{صل}}:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه۹۸.</ref>، {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref> باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.</ref>، {{متن قرآن|وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا }}<ref> و کار خود را به آن زنده نامیرا واگذار و با سپاس او را پاک بستای و او از گناهان بندگانش آگاه، بس؛ سوره فرقان، آیه۵۸.</ref>، {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روزو پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه۵۵.</ref>، {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ}}<ref> پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره ق، آیه۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ }}<ref> و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه۴۸.</ref>، {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}}<ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه۳.</ref>.
[27]. المیزان، ج‌1، ص‌20.
# '''بهشتیان، تسبیح‌کننده خداوند، همراه با حمد:''' {{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را». ؛ سوره یونس، آیه۱۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸].</ref>.
[28]. تسنیم، ج‌1، ص‌338 ـ 339.
 
[29]. صحیح مسلم، ج‌9، ص‌92.
== اجتناب از تسبیح ==
[30]. روض‌الجنان، ج‌11، ص‌200؛ نثرطوبی، ج‌1، ص‌310.
'''اجتناب از تسبیح خداوند، موجب محرومیت از نعمت‌های خداوند:''' {{متن قرآن|إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ}}<ref> ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید؛ سوره قلم، آیه۱۷.</ref>، {{متن قرآن|بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ}}<ref> نه، بلکه، بی‌بهره مانده‌ایم. برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟ گفتند: پاکا که پروردگار ماست! بی‌گمان ما ستمکاره بوده‌ایم؛ سوره قلم، آیه ۲۷- ۲۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸].</ref>.
[31]. نثر طوبی، ج‌1، ص‌310.
 
[32]. التفسیر الکبیر، ج‌32، ص‌158.
== اوقات تسبیح ==
[33]. الکشاف، ج‌4، ص‌811.
# '''شب هنگام، وقت مناسب برای عبادت، تسبیح و ستایش خدا:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا }}<ref> و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه۲۶.</ref>.
[34]. تفسیر لاهیجی، ج‌4، ص‌882.
# '''تسبیح فرشتگان و بندگان مخلص خدا، در شب و روز:''' {{متن قرآن|فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لا يَسْأَمُونَ }}<ref> و اگر گردنکشی کنند، آنان که نزد پروردگارت به سر می‌برند شب و روز او را به پاکی یاد می‌کنند و رنجور نمی‌شوند؛ سوره فصلت، آیه۳۸.</ref>.
[35]. مجمع البیان، ج‌8، ص‌821؛ المیزان، ج‌17، ص‌341.
# '''صبحگاه و شبانگاه، زمانی مناسب برای تسبیح خداوند:''' {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.</ref>.
[36]. پرتوی از قرآن، ج‌3، ص‌126.
# '''آغاز روز و آخر روز، زمان مناسب برای تسبیح خداوند:''' {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ}}<ref> و در پاسی از شب و به دنبال سجده‌ها (نیز) او را به پاکی بستای!؛ سوره ق، آیه۴۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸]؛ >[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۲۹۳</ref>.
[37]. بیان السعاده، ج‌1، ص‌261.
 
[38]. الموسوعة الذهبیه، ج‌9، ص‌323.
== اهمّیت تسبیح ==
[39]. مجمع‌البیان، ج‌9، ص‌49؛ المیزان، ج‌19، ص‌24.
# '''تسبیح خداوند از جانب مؤمنان، هدفی برای بعثت [[پیامبر]] {{صل}}:''' {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا}}<ref>بی‌گمان ما تو را گواه و مژده‌بخش و بیم‌دهنده فرستادیم. تا به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری رسانید و بزرگ شمارید و پگاه و دیرگاه عصر او را به پاکی بستایید؛ سوره فتح، آیه ۸- ۹.</ref>
[40]. التبیان، ج‌7، ص‌222؛ جوامع الجامع، ج‌2، ص‌47؛ المیزان، ج‌14، ص‌235.
# '''هدف [[حضرت موسی]] {{ع}} دستیابی به فرصتی مناسب برای تسبیح بسیار پروردگار:''' {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي}}<ref> موسی گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش؛ سوره طه، آیه۲۵.</ref>، {{متن قرآن|كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا }}<ref> تا تو را بسیار به پاکی بستاییم؛ سوره طه، آیه۳۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸].</ref>.
[41]. التبیان، ج‌7، ص‌222؛ جوامع الجامع، ج‌2، ص‌47؛ المیزان، ج‌14، ص‌235.
 
[42]. المیزان، ج‌19، ص‌136.
== پاداش تسبیح ==
[43]. همان، ج‌20، ص‌264.
'''تسبیح همراه با حمد خداوند و عبادت‎های شبانه و انفاق مؤمنان، دارای پاداشی بی‌حساب:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref> به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند. از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند. پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند؛ سوره سجده، آیه ۱۵ - ۱۷.</ref><ref>احتمال دارد که اختفای پاداش، کنایه از فوق شمارش بودن باشد؛ مجمع‌البیان، ج‌۷‌-‌۸‌، ص‌۵۱۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/8/4.htm#f5، فرهنگ قرآن، ج۸].</ref>.
[44]. همان، ج‌11، ص‌277.
 
[45]. بیان السعاده، ج‌3، ص‌2.
== منابع ==
[46]. جامع البیان، ج‌22، ص‌80.
{{منابع}}
[47]. کتاب مقدس، اعمال رسولان، 16 : 25 ـ 27.
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷''']]
[48]. الموسوعة الذهبیه، ج‌9، ص‌323 ـ 325.
# [[پرونده:1313.jpg|22px]] [[فرهنگ قرآن ج۸ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
[49]. مخزن‌العرفان، ج9، ص127؛ کشف‌الحقایق، ج2، ص227.
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
[50]. بصائر ذوی التمییز، ج‌3، ص‌174 ـ 176.
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
[51]. الکافی، ج‌3، ص‌343؛ تهذیب الاحکام، ج‌2، ص‌105.
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
[52]. نمونه، ج‌14، ص‌497 ـ 499.
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']]
[53]. المیزان، ج‌13، ص‌111 ـ 112.
{{پایان منابع}}
[54]. شرح الاسماء، ص‌410.
 
[55]. نمونه، ج‌14، ص‌498.
== پانویس ==
[56]. مفردات، ص‌393، «سبح».
{{پانویس}}
[57]. تفسیر صدرالمتألهین، ج‌6، ص‌148.
 
[58]. شرح فصوص الحکم، ص‌79 ـ 80.
[[رده:ذکرهای مأثور]]
[59]. المیزان، ج‌19، ص‌144.
[60]. شرح منظومه، ج‌3، ص‌644 ـ 645؛ شرح فصوص الحکم، ص‌507 ـ 510.
[61]. الفروق اللغویه، ص‌125.
[62]. تفسیر صدرالمتألهین، ج‌7، ص‌148 ـ 149.
[63]. شرح الاسماء، ص‌410.
[64]. تفسیر صدرالمتألهین، ج‌6، ص‌147.
[65]. جامع البیان، ج‌13، ص‌134 ـ 163.
[66]. کشف الاسرار، ج‌5، ص‌560.
[67]. تفسیر عیاشی، ج‌2، ص‌294؛ نورالثقلین، ج‌3، ص‌168.
[68]. تفسیر عیاشی، ج‌2، ص‌294؛ نورالثقلین، ج‌3، ص‌168.
[69]. شرح الاسماء، ص‌410 ـ 411؛ اسفار، ج‌1، ص‌116 ـ 118.
[70]. المیزان، ج‌20، ص‌264.
[71]. تفسیر صدرالمتألهین، ج‌7، ص‌364 و 365.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۴۱

تسبیح یا سبحان الله به معنای تنزیه خداوند از هرگونه شرک و عجز و نقص و اوصاف جسمی است. این واژه در آیات متعدد قرآن کریم و روایات استفاده شده است و آثار فراوانی همچون نجات از گرفتاری را به دنبال دارد. تسبیح خداوند دارای چنان اهمیتی است که از اهداف بعثت شمرده شده است. بهترین زمان گفتن آن، هنگام طلوع و غروب خورشید است.

معناشناسی

تسبیح در لغت به معنای گذر سریع در آب و هواست[۱] و در اصل مرور سریع در عبادت به دور از سستی" در بندگی خداوند متعال است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد[۲] و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه شرک و عجز و عیب و نقص و اوصاف جسمی است[۳].[۴].

تسبیح در قرآن

واژه تسبیح و مشتقات آن‌ ۹۲ بار در ۸۸ آیه از ۴۹۹ سوره قرآن به کار گرفته شده است[۵]. "سُبْحان" نیز که به معنای تنزیه خداوند از هر نقص و عیبی است، ۴۱ بار به‌کار رفته است. مانند: ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ[۶].

شش سوره از قرآن کریم: سوره جمعه؛ تغابن؛ صفّ؛ حدید؛ حشر و اعلی با ﴿يُسَبِّحُ یا ﴿سَبَّحَ آغاز می‌شود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ سوره آغاز شده با تسبیح می‌گویند[۷] و رسول‌ خدا (ص) هر شب آنها را تلاوت می‌کردند[۸].[۹]

تسبیح عملی و لفظی

تسبیح لفظی به این است که انسان با یک جمله لفظی خداوند را تقدیس کند، مثلاً کلمه «سُبْحَانَ اللَّهِ» و یا «الْحَمْدُ لِلَّهِ» و «اللَّهِ أَكْبَرُ» را بگوید. این‌گونه کلمات جز درباره خداوند جایز نیست. اما تقدیس عملی این است که انسان عملی ایجاد کند که مفهوم آن منزه بودن آن موجودی است که عمل برای او صورت می‌گیرد، از قبیل رکوع و سجود و قربانی، البته عمل مانند لفظ صراحت ندارد و ممکن است همین اعمال به قصد تعظیم صورت گیرد و در این صورت عبادت نیست و خود عمل هم مقدّس شمرده نمی‌شود، یعنی عمل عادی است، ولی اعمالی که در مقابل بت و یا آتش و غیره صورت می‌گیرد، جنبه تقدس پیدا می‌کند، زیرا به قصد تقدیس آنها صورت می‌گیرد. آنچه فطری بشر است "تقدیس" است[۱۰].[۱۱]

صورت‌های گوناگون تسبیح و تسبیح‌کنندگان در قرآن کریم

تسبیح خداوند و تسبیح اسم وی در قرآن به ملائکه، پیامبران، حیوانات، مؤمنان و تمام موجودات نسبت داده شده است.

تسبیح ملائکه

  1. تسبیح ملائکه حامل عرش و پیرامون آن: ﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ[۱۲] و نیز ﴿وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ[۱۳].
  2. ادعای تسبیح از سوی فرشتگان صف کشیده: ﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ[۱۴].
  3. ادعای تسبیح از سوی ملائکه در جریان جعل خلافت برای حضرت آدم (ع) در زمین: ﴿وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ [۱۵] و ... .

تسبیح پیامبر خاتم (ص)

  1. فرمان به تسبیح همراه با حمد پروردگار: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۱۶] در برخی آیات نیز بعد از آن به استغفار امر شده: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[۱۷] و آن اشاره‌ای است به تقدیم اشتغال به خالق با تسبیح و تحمید وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و خلق است[۱۸] و با آن دو قوام امر دین کامل می‌شود که عبارت است از جمع بین طاعت و دوری جستن از معصیت[۱۹]. بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است[۲۰].
  2. دستور به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف روز: ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۲۱].[۲۲] به‌گفته برخی مفسّران در این دو زمان تدبیر و تنزّه پروردگار مشهودتر[۲۳] و نیز هنگام نشاط نفس و شدت شوق آن به اصل خویش است، برخلاف دل شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و سستی قوا است[۲۴].
  3. امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و خلوت[۲۵]: ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا[۲۶] و ... .

تسبیح پیامبران

  1. تسبیح حضرت موسی (ع) در جریان تجلی خداوند بر کوه طور در پی درخواست دیدن وی و با خاک یکسان شدن کوه و مدهوش افتادن موسی بر زمین، هنگامی که به خود آمد: ﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ[۲۷] و نیز تعلیل درخواست وزارت هارون برای خویش به اینکه خدا را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند: ﴿فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى[۲۸]، ﴿وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا[۲۹].
  2. تسبیح حضرت عیسی (ع) در پاسخ پرسش خداوند از وی که آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید: ﴿وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ[۳۰].
  3. دستور تسبیح به زکریا در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت حضرت یحیی (ع): ﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۳۱] و ... .

تسبیح مؤمنان

مواردی از تسبیح در قرآن کریم نیز در مورد مؤمنان ویژه مطرح شده است مانند:

  1. فرمان جمع بین ذکر کثیر و تسبیح در آغاز و پایان روز به ایشان: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا[۳۲].
  2. ثنای حق بر گروهی که هنگام یادآوری آیات خداوند به ایشان، به سجده و تسبیح برای وی مبادرت می‌ورزند: ﴿إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ[۳۳] و ... .

تسبیح سایر موجودات

در آیاتی نیز به تسبیح عمومی موجودات تصریح شده است؛ مانند: ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۳۴]؛ ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۳۵] و نیز ﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ[۳۶]؛ ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ[۳۷]؛ ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۳۸]، چنان که در آیه‌ای تسبیح معبودهای بت‌پرستان در روز حشر بیان شده؛ هنگامی که از آنها پرسیده می‌شود: آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند: ﴿وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا[۳۹] و در آیه‌ای نیز آمده که برخی از اصحاب فراموشی یکدیگر را از جهت کوتاهی در تسبیح حق سرزنش کردند: ﴿قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ[۴۰].[۴۱]

همچنین از آیات مربوط به تسبیح عمومی موجودات: ﴿تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا[۴۲] و تسبیح صفوف پرندگان در هوا ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا[۴۳][۴۴]، تسبیح جمادات و حیوانات استفاده می‌شود[۴۵].

آثار تسبیح

  1. تسبیح خدا، برانگیزاننده آدمی به انفاق و دستگیری از مستمندان: ﴿فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ أَن لّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ[۴۶]، ﴿قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ[۴۷].[۴۸]
  2. صبر و بردباری، از آثار تسبیح پروردگار: ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى[۴۹].[۵۰].[۵۱]
  3. تسبیح خدا از سوی مؤمنان، عامل نجات آنان از گرفتاری: ﴿وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لّا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ[۵۲].</ref>[۵۳].

آداب تسبیح

  1. تسبیح همراه با حمد، از آداب تسبیح پیامبر (ص): ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ[۵۴]، ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى[۵۵]، ﴿وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا [۵۶]، ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۵۷]، ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ[۵۸]، ﴿وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ [۵۹]، ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا[۶۰].
  2. بهشتیان، تسبیح‌کننده خداوند، همراه با حمد: ﴿دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ [۶۱][۶۲].

اجتناب از تسبیح

اجتناب از تسبیح خداوند، موجب محرومیت از نعمت‌های خداوند: ﴿إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ[۶۳]، ﴿بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلا تُسَبِّحُونَ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ[۶۴][۶۵].

اوقات تسبیح

  1. شب هنگام، وقت مناسب برای عبادت، تسبیح و ستایش خدا: ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا [۶۶].
  2. تسبیح فرشتگان و بندگان مخلص خدا، در شب و روز: ﴿فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لا يَسْأَمُونَ [۶۷].
  3. صبحگاه و شبانگاه، زمانی مناسب برای تسبیح خداوند: ﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۶۸].
  4. آغاز روز و آخر روز، زمان مناسب برای تسبیح خداوند: ﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ[۶۹]، ﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ[۷۰][۷۱].

اهمّیت تسبیح

  1. تسبیح خداوند از جانب مؤمنان، هدفی برای بعثت پیامبر (ص): ﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلا[۷۲]
  2. هدف حضرت موسی (ع) دستیابی به فرصتی مناسب برای تسبیح بسیار پروردگار: ﴿قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي[۷۳]، ﴿كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا [۷۴][۷۵].

پاداش تسبیح

تسبیح همراه با حمد خداوند و عبادت‎های شبانه و انفاق مؤمنان، دارای پاداشی بی‌حساب: ﴿إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۷۶][۷۷][۷۸].

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص‌۳۹۲؛ التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰، «سبح».
  2. مفردات، ص‌۳۹۲، «سبح».
  3. التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۹ ـ ۲۲، «سبح».
  4. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «تسبیح»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰؛ فرهنگ قرآن، ج۸؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۵۴؛ عباسی، آزاده، مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص ۱۴۵-۱۴۸.
  5. اسماء و صفات الهی، ج‌۱، ص‌۶۴۷.
  6. پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامون آن را خجسته گردانده‌ایم برد تا از نشانه‌هایمان بدو نشان دهیم، بی‌گمان اوست که شنوای بیناست؛ سوره اسراء، آیه۱.
  7. عون‌المعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السنن‌الکبری، ج‌۶، ص‌۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج‌۹، ص‌۶۴.
  8. بحارالانوار، ج‌۸۹، ص‌۳۱۲.
  9. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «تسبیح»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.
  10. خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۲۵۲.
  11. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۲۴۴.
  12. کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کرده‌اند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار؛ سوره غافر، آیه۷.
  13. و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون اورنگ (فرمانفرمایی خداوند) حلقه بسته‌اند؛ با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و میان آنان به راستی (و درستی) داوری خواهد شد و گفته می‌شود: سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره زمر، آیه۷۵.
  14. و ماییم که صف‌زدگانیم. و ماییم که (خداوند را) به پاکی می‌ستاییم؛ سوره صافات، آیه ۱۶۵ - ۱۶۶.
  15. ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ سوره بقره، آیه۳۰.
  16. پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه۹۸.
  17. آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه۳.
  18. التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۵۸.
  19. الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۱.
  20. تفسیر لاهیجی، ج‌۴، ص‌۸۸۲.
  21. بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه ۵۵.
  22. مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۸۲۱؛ المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۴۱.
  23. پرتوی از قرآن، ج‌۳، ص‌۱۲۶.
  24. بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۲۶۱.
  25. الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳.
  26. و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه۲۶.
  27. و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه۱۴۳.
  28. و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبه‌دست) ماری شد که می‌شتافت؛ سوره طه، آیه۲۰.
  29. و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار. هارون برادرم راپشتم را به او استوار دار. و او را در کارم شریک ساز. تا تو را بسیار به پاکی بستاییم. و بسیار تو را به یاد آوریم؛ سوره طه، آیه ۲۹ – ۳۴.
  30. و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه۱۱۶.
  31. گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.
  32. ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه۴۱ - ۴۲.
  33. به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند؛ سوره سجده، آیه۱۵.
  34. آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حدید، آیه۱.
  35. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره حشر، آیه۱.
  36. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره صف، آیه۱.
  37. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید، همان که فرمانفرمای بسیار پاک پیروزمند فرزانه است؛ سوره جمعه، آیه ۱.
  38. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید؛ فرمانفرمایی از آن اوست و سپاس، او راست و او بر هر کاری تواناست؛ سوره تغابن، آیه۱.
  39. و از روزی (یاد کن) که آنان را و آنچه را به جای خداوند می‌پرستند، گرد می‌آورد آنگاه می‌فرماید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا آنان خود، راه را گم کردند؟ می‌گویند: پاکا که تویی، سزاوار ما نیست که به جای تو دوستی برگزینیم امّا تو چندان آنان و پدرانشان را بهره‌مند کردی که یاد (تو) را فراموش کردند و گروهی شدند به نابودی افتاده؛ سوره فرقان، آیه ۱۷ - ۱۸.
  40. برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستأیید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟؛ سوره قلم، آیه۲۸.
  41. الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳ ـ ۳۲۵.
  42. آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه۴۴.
  43. ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه۴۱ - ۴۲.
  44. مخزن‌العرفان، ج۹، ص۱۲۷؛ کشف‌الحقایق، ج۲، ص۲۲۷.
  45. سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، مقاله «تسبیح»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.
  46. و به راه افتادند در حالی که با هم پوشیده سخن می‌گفتند؛ که: نباید امروز بینوایی در آن، بر شما وارد گردد؛ سوره قلم، آیه ۲۳- ۲۴.
  47. برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟؛ سوره قلم، آیه۲۸.
  48. در احتمالی منظور از "لَوْلا تُسَبِّحُونَ" این است که چرا نعمتهای الهی را بر خود به یاد نمی‌آورید تا اینکه شکرگزار او باشید، به اینکه حق فقرا را از اموال خود بپردازید؛ مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۵۰۶.
  49. باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
  50. توصیه به تسبیح، پس از فرمان به «صبر»، نقش تسبیح در توانمند شدن بر صبر را نشان می‌دهد.
  51. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۲۹۳؛ فرهنگ قرآن، ج8.
  52. و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام. آنگاه او را پاسخ گفتیم و او را از اندوه رهاندیم و بدین‌گونه مؤمنان را می‌رهانیم؛ سوره انبیاء، آیه ۸۷ - ۸۸.
  53. فرهنگ قرآن، ج۸.
  54. پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه۹۸.
  55. باری، بر آنچه می‌گویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه۱۳۰.
  56. و کار خود را به آن زنده نامیرا واگذار و با سپاس او را پاک بستای و او از گناهان بندگانش آگاه، بس؛ سوره فرقان، آیه۵۸.
  57. بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روزو پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه۵۵.
  58. پس بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره ق، آیه۳۹.
  59. و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه۴۸.
  60. آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه۳.
  61. دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را». ؛ سوره یونس، آیه۱۰.
  62. فرهنگ قرآن، ج۸.
  63. ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید؛ سوره قلم، آیه۱۷.
  64. نه، بلکه، بی‌بهره مانده‌ایم. برترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا (خداوند را) به پاکی نمی‌ستایید (- انشاء الله نمی‌گویید)؟ گفتند: پاکا که پروردگار ماست! بی‌گمان ما ستمکاره بوده‌ایم؛ سوره قلم، آیه ۲۷- ۲۹.
  65. فرهنگ قرآن، ج۸.
  66. و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه۲۶.
  67. و اگر گردنکشی کنند، آنان که نزد پروردگارت به سر می‌برند شب و روز او را به پاکی یاد می‌کنند و رنجور نمی‌شوند؛ سوره فصلت، آیه۳۸.
  68. گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.
  69. گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه۴۱.
  70. و در پاسی از شب و به دنبال سجده‌ها (نیز) او را به پاکی بستای!؛ سوره ق، آیه۴۰.
  71. فرهنگ قرآن، ج۸؛ >سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۲۹۳
  72. بی‌گمان ما تو را گواه و مژده‌بخش و بیم‌دهنده فرستادیم. تا به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری رسانید و بزرگ شمارید و پگاه و دیرگاه عصر او را به پاکی بستایید؛ سوره فتح، آیه ۸- ۹.
  73. موسی گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش؛ سوره طه، آیه۲۵.
  74. تا تو را بسیار به پاکی بستاییم؛ سوره طه، آیه۳۳.
  75. فرهنگ قرآن، ج۸.
  76. به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند. از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند. پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند؛ سوره سجده، آیه ۱۵ - ۱۷.
  77. احتمال دارد که اختفای پاداش، کنایه از فوق شمارش بودن باشد؛ مجمع‌البیان، ج‌۷‌-‌۸‌، ص‌۵۱۸.
  78. فرهنگ قرآن، ج۸.