شریعت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط
{{نبوت}}
| موضوع مرتبط = شریعت
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل  = شریعت
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[شریعت]]''' است. "'''[[شریعت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[شریعت در لغت]] - [[شریعت در قرآن]] - [[شریعت در فقه اسلامی]] - [[شریعت در فقه سیاسی]] - [[شریعت در کلام اسلامی]] - [[شریعت در جامعه‌شناسی اسلامی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[شریعت در قرآن]] | [[شریعت در حدیث]] | [[شریعت در نهج البلاغه]] | [[شریعت در کلام اسلامی]] | [[شریعت در عرفان اسلامی]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[شریعت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== معنای [[شریعت]] ==
*اصطلاحی است که بیش‌تر به معنای [[دین]] به کار می‌رود و عبارت است از همان راهی که [[خداوند]] به واسطه [[پیامبران]] بر [[بندگان]] خویش گشوده است و [[اعتقادات]] و [[احکام]] و اخلاقیات [[دینی]] را در بر می‌گیرد<ref>{{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ }}؛ سوره جاثیه، آیه ۱۷.</ref>. بدین روی می‌توان- مثلًا- به جای "[[دین]] [[موسی]]"، گفت "[[شریعت]] [[موسی]]" یا "[[شریعت]] [[یهود]]". این معنا از [[شریعت]]، معنای عام آن است؛ اما عرفا و [[فقها]] این اصطلاح را به معنایی خاص نیز به کار برده‌اند که عبارت است از [[احکام عملی]] و [[فقهی]] و ظاهری؛ چنان که کتاب [[علامه حلی]] در [[احکام]] فقهی‌ "شرائع الاسلام" نام دارد و از این رو است که [[علم به احکام]] فرعی را "[[علم]] [[شرایع]]" نام کرده‌اند. عرفا از [[شریعت]]، کنار طریقت و [[حقیقت]] یاد می‌کنند و مراد آنان [[احکام]] ظاهری و عملی [[اسلام]] است. اهل عرفان، پای‌بندی به [[شریعت]] را شرط راه یافتن به طریقت و [[حقیقت]] دانسته‌اند؛ چنان‌که [[ابوالقاسم قشیری]] گوید: "[[شریعت]]، امر به [[التزام]] [[عبودیت]] است و [[حقیقت]]، مشاهده [[ربوبیت]]، و هر شریعتی که مؤید به [[حقیقت]] نباشد، غیر مقبول است و هر حقیقتی که [[مقید]] به [[شریعت]] نباشد، غیر محصول است"<ref>رساله قشریه‌، ۴۳ به نقل از فرهنگ معارف اسلامی‌، ۳/ ۹۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 300.</ref>.
* [[شریعت]]، یعنی آنچه را [[خدا]] از [[دین]] برای [[انسان]] مقرر کرده و او را با [[اختیار]]، در [[برگزیدن]] و [[هدف]] قرار دادن آن امر کرده است. آیۀ {{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا}}<ref>«سپس تو را بر آبشخوری از کار (دین) برگماشتیم، از همان پیروی کن» سوره جاثیه، آیه ۱۸.</ref> بر [[شریعت]] دلالت دارد. ابن‌عباس گفته است: "شرعه" راه و [[پیروی]] کردن از [[قرآن]] و "منهاج" راه و [[پیروی]] کردن از [[سنت]] است<ref>"شرعه" راه و پیروی کردن از قرآن است؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، واژه «شرع».</ref>.
*[[شریعت اسلامی]]- به معنای عام آن- ویژگی‌هایی دارد که عبارت‌اند از: [[جامعیت]]، هماهنگی با خِرَد و [[فطرت]] و دوری از سخت‌گیری، نفی ضرر و زیان، [[اصلاح‌طلبی]]، [[مبارزه]] با [[فساد]] و تأکید بر [[حقوق]] و آزادی‌های فردی و [[اجتماعی]]<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 300.</ref>.
* [[شریعت]]، در [[فرهنگ دینی]] به معنای مجموعه‌ای از دستورالعمل‌هاست که [[قانون]] اساسی [[زندگی]] معتقدان به یک [[دین]] به حساب می‌‌آید، اصطلاحی است که بیش‌تر به معنای [[دین]] به کار می‌رود و عبارت است از همان راهی که [[خداوند]] به واسطۀ [[پیامبران]] بر [[بندگان]] خویش گشوده است و [[اعتقادات]] و [[احکام]] و اخلاقیات [[دینی]] را در بر می‌گیرد. بدین روی می‌توان ـ مثلًا ـ به جای "[[دین]] [[موسی]]"، گفت "[[شریعت]] [[موسی]]" یا "[[شریعت]] [[یهود]]". این معنا از [[شریعت]]، معنای عام آن است؛ اما عرفا و [[فقها]] این اصطلاح را به معنایی خاص نیز به کار برده‌اند که عبارت است از [[احکام عملی]] و [[فقهی]] و ظاهری و از این روست که [[علم به احکام]] فرعی را "[[علم]] [[شرایع]]" نامیده‌اند. عرفا از [[شریعت]]، کنار طریقت و [[حقیقت]] یاد می‌کنند و مراد آنان [[احکام]] ظاهری و عملی [[اسلام]] است. اهل [[عرفان]]، [[پایبندی]] به [[شریعت]] را شرط راه یافتن به طریقت و [[حقیقت]] دانسته‌اند. [[شریعت اسلامی]] ـ به معنای عام آن ـ ویژگی‌هایی دارد که عبارت‌اند از: [[جامعیت]]، هماهنگی با خِرَد و [[فطرت]] و دوری از سخت‌گیری، نفی ضرر و زیان، [[اصلاح‌طلبی]]، [[مبارزه]] با [[فساد]] و تأکید بر [[حقوق]] و آزادی‌های فردی و [[اجتماعی]]<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۲۷-۱۲۸؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۰۰.</ref>.
==[[نسخ]] [[شرایع]]==
== [[شریعت]] از دیدگاه [[فقها]] و عرفا ==
*هر شریعتی، [[شریعت]] پیش از خود را [[نسخ]] می‌کند و [[شریعت اسلام]]- که واپسین [[شریعت]] است- همه [[شرایع]] پیشین را [[نسخ]] کرده است؛ اما مراد از [[نسخ]] آن نیست که همه [[تعالیم]] [[پیامبران پیشین]] از [[حقانیت]] و اعتبار می‌افتند. [[تعالیم]] [[پیامبران]] {{صل}} بر دو بخش‌اند: یکی تعالیمی که ماهیت اخباری دارند؛ همانند [[توحید]]، [[نبوت]] و [[معاد]]. [[نسخ]] به این [[تعالیم]] راه ندارد. دیگر، تعالیمی که دارای ماهیت انشائی‌اند و [[صدق]] و کذب‌پذیر نیستند. این [[تعالیم]] دستخوش [[نسخ]] می‌شوند. بدین سان، در نظر [[مسلمانان]]، [[نبوت]] [[پیامبران پیشین]] [[نسخ]] نشده است؛ بلکه [[احکام]] فرعی [[شریعت]] آنان با [[ظهور]] [[شریعت محمدی]] {{صل}} به [[نسخ]] دچار گشته‌اند<ref>دائرةالمعارف فارسی‌،۲/ ۱۴۷۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 300.</ref>.
* [[فقها]] معتقدند [[مقررات اسلامی]] در سه بخش مجزا از یکدیگر خلاصه می‌‌شود:
*بزرگان و علمای [[اسلام]] معتقدند که پاره‌ای [[احکام شریعت]] خاتم نیز با [[احکام]] جدیدی [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند؛ همانند [[قبله]] که [[مسلمانان]] نخست مؤظف بودند رو به [[بیت المقدس]] [[نماز]] بگزارند؛ اما پس از مدتی این [[حکم]] [[نسخ]] شد و [[وظیفه]] یافتند روی به سوی [[کعبه]] کنند و نیز همانند [[وجوب]] [[صدقه]] برای [[نجوا]] با [[پیامبر]] {{صل}} و خانه‌نشین کردن [[زنان]] اگر خویش را به [[فحشا]] بیالایند<ref>{{متن قرآن| قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ }}؛ سوره بقره، آیه ۱۴۴؛ {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ }}؛ سوره مجادله، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|وَالَّلاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً}}؛ سوره نساء، آیه ۱۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 301.</ref>.
# بخش [[اصول عقاید]] که [[علم کلام]] عهده‌دار [[تبیین]] آن است. در مسائل مربوط به [[اصول عقاید]]، لازم است [[انسان]] از راه [[عقل]]، به این اصول، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] تزلزل‌ناپذیر داشته باشد.
# بخش [[اخلاق]]؛ در این بخش دستورهایی بیان شده است که وظیفۀ [[انسان]] را از نظر کسب [[فضایل]] و زدودن [[رذایل اخلاقی]] بیان می‌‌کند و [[علم]] [[اخلاق]] عهده‌دار بیان آن است.
# بخش [[احکام]] که به [[اعمال]] و [[رفتار]] خارجی [[انسان]] مربوط است و [[علم]] [[فقه]] عهده‌دار ترسیم و [[تبیین]] آن است.
* ولی عرفا در بخش [[عقاید]]، صرف [[اعتقاد]] ذهنی و [[عقلی]] را کافی نمی‌دانند. آنان مدعی هستند که باید به آنچه [[شایستگی]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]] را دارد، رسید و به آن راه یافت و باید کاری کرد که پرده‌ها از میان [[انسان]] و آن حقایق برداشته شود. در بخش دوم ([[اخلاق]]) نیز [[اعتقادی]] ویژه دارند، مبنی بر اینکه [[اخلاق]] ساکن است و محدود؛ لذا کافی نیست. آنان به جای [[اخلاق]] عملی و [[فلسفی]]، [[سیر و سلوک]] [[عرفانی]] را که ترکیب خاص دارد، پیشنهاد می‌‌کنند و بخش سوم ایراد و اعتراضی ندارند، فقط در مواردی خاص سخنانی دارند که احیاناً ممکن است ضد مقررات [[فقهی]] تلقی شود.
* عرفا از [[شریعت]]، کنار طریقت و [[حقیقت]] یاد می‌کنند و مراد آنان [[احکام]] ظاهری و عملی [[اسلام]] است. اهل [[عرفان]]، [[پایبندی]] به [[شریعت]] را شرط راه یافتن به طریقت و [[حقیقت]] دانسته‌اند و معتقدند [[باطن شریعت]]، راه است و آن را "طریقت" می‌‌خوانند، و پایان این راه "[[حقیقت]]" است، یعنی همان [[توحید]] که پس از فنای عارف از خود و انانیت، به دست می‌‌آید. پس عارف به سه چیز [[معتقد]] است: "[[شریعت]]"، "طریقت" و "[[حقیقت]]" که [[شریعت]] وسیله یا پوسته‌ای است برای طریقت و طریقت پوسته یا وسیله‌ای برای [[حقیقت]]. همانگونه که مجموع [[انسان]]، یعنی [[بدن]] و [[نفس]] و [[عقل]] از یکدیگر مجزا نیستند، بلکه در عین [[اختلاف]]، با یکدیگر متحدند و نسبت آنها با یکدیگر، نسبت ظاهر و [[باطن]] است؛ [[شریعت]] و طریقت و [[حقیقت]] نیز چنین هستند، یعنی یکی ظاهر است و دیگری [[باطن]] و سومی [[باطن]] باطن<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۲۷-۱۲۸.</ref>.
* عرفا و [[فقها]] متفق القول‌اند که [[شریعت]]، مقررات و [[احکام اسلامی]] مبتنی بر سلسله‌ای از حقایق و [[مصالح]] است. [[فقها]] معمولاً این [[مصالح]] را به اموری [[تفسیر]] می‌‌کنند که [[انسان]] را به [[سعادت]]، یعنی حد اعلای استفاده از [[مواهب مادی]] و [[معنوی]] می‌‌رساند؛ ولی عرفا معتقدند همۀ راه‌ها به [[خدا]] منتهی می‌‌شود و همۀ [[مصالح]] و حقایق از نوع شرایط و امکانات و وسایل و موجباتی است که [[انسان]] را به سوی [[خدا]] سوق می‌دهد.
* [[فقها]] همین [[قدر]] می‌‌گویند که در زیر پردۀ [[شریعت]] ([[احکام]] و مقررات) یک سلسله [[مصالح]] نهفته است و آن [[مصالح]] به منزلۀ [[علل]] و [[روح]] [[شریعت]] به شمار می‌‌روند و تنها وسیلۀ رسیدن به آن [[مصالح]]، عمل به [[شریعت]] است؛ اما عرفا معتقدند [[مصالح]] و حقایقی که در [[تشریع احکام]] نهفته است، از نوع منازل و مراحلی است که [[انسان]] را به [[مقام قرب الهی]] و وصول به [[حقیقت]] سوق می‌دهد<ref>ر. ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۲۷-۱۲۸.</ref>.
== [[نسخ]] در [[شریعت]] ==
* هر شریعتی، [[شریعت]] پیش از خود را [[نسخ]] می‌کند و [[شریعت اسلام]] ـ که واپسین [[شریعت]] است ـ همۀ [[شرایع]] پیشین را [[نسخ]] کرده است؛ اما مراد از [[نسخ]] آن نیست که همۀ [[تعالیم]] [[پیامبران پیشین]] از [[حقانیت]] و اعتبار می‌افتند. [[تعالیم]] [[پیامبران]] {{صل}} بر دو بخش‌اند: یکی تعالیمی که ماهیت اخباری دارند؛ همانند [[توحید]]، [[نبوت]] و [[معاد]]. [[نسخ]] به این [[تعالیم]] راه ندارد. دیگر، تعالیمی که دارای ماهیت انشائی‌اند و [[صدق]] و کذب‌پذیر نیستند. این [[تعالیم]] دستخوش [[نسخ]] می‌شوند. بدین‌سان، در نظر [[مسلمانان]]، [[نبوت]] [[پیامبران پیشین]] [[نسخ]] نشده است؛ بلکه [[احکام]] فرعی [[شریعت]] آنان با [[ظهور]] [[شریعت محمدی]] {{صل}} به [[نسخ]] دچار گشته‌اند<ref>ر. ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۰۰.</ref>.
* بزرگان و علمای [[اسلام]] معتقدند پاره‌ای [[احکام شریعت]] خاتم نیز با [[احکام]] جدیدی [[نسخ]] شده و کنار رفته‌اند؛ همانند [[قبله]] که [[مسلمانان]] نخست مؤظف بودند رو به [[بیت المقدس]] [[نماز]] بگزارند؛ اما پس از مدتی این [[حکم]] [[نسخ]] شد و [[وظیفه]] یافتند روی به سوی [[کعبه]] کنند و نیز همانند [[وجوب]] [[صدقه]] برای [[نجوا]] با [[پیامبر]] {{صل}} و خانه‌نشین کردن [[زنان]] اگر خویش را به [[فحشا]] بیالایند<ref>ر. ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۰۰.</ref>.


==شریعت در فرهنگ اصطلاحات علم کلام==
==[[شریعت]] در اصطلاح==
*[[شریعت]]، در [[فرهنگ دینی]] به معنای مجموعه‌ای از دستورالعمل‌هاست که [[قانون]] اساسی [[زندگی]] معتقدان به یک [[دین]] به حساب می‌‌آید. داستان [[شریعت]]، هم نزد [[فقها]] مورد بحث است و هم عرفا که [[اختلاف]] و اشتراک آنها بررسی خواهد شد.
آنچه را [[خدای متعال]] از [[احکام]] برای بندگانش [[تشریع]] کرده است «[[شرع]]» گویند. «شرع» را «[[دین]] و [[ملت]]» هم می‌خوانند. بدین ترتیب «[[احکام شرع]]» را از آن روی که «[[املاء]] و [[کتابت]]» کنند، «ملت» نامند و از آن جهت که «[[مشروع]]» است. «شرع» گویند<ref>سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۵۳.</ref>.
*[[شریعت]]، یعنی آنچه را [[خدا]] از [[دین]] برای [[انسان]] مقرر کرده و او را با [[اختیار]] در [[برگزیدن]] و [[هدف]] قرار دادن آن امر کرده است. [[آیه]] {{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا}}<ref>«سپس تو را بر آبشخوری  از کار (دین) برگماشتیم، از همان پیروی کن و از هوس‌های کسانی که (چیزی) نمی‌دانند پیروی مکن» سوره جاثیه، آیه ۱۸.</ref> بر آن دلالت دارد. ابن‌عباس گفته است: "شرعه" راه و [[پیروی]] کردن از [[قرآن]] و "منهاج" راه و [[پیروی]] کردن از [[سنت]] است<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، واژه «شرع».</ref>.
شریعت در اصطلاح، همان راه مناسب برای رسیدن به آب [[حیات انسانی]] است که در بستر [[آفرینش]] جریان دارد، چون [[فروع]] جزئی، راهی برای نیل به اصول و اهداف کلی است و ممکن است در هر عصری با راه مخصوصی که [[پیامبران]] ارائه می‌دهند بتوان به آن سرچشمه [[حیات]] بار یافت<ref>عبدالله جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، ص۱۱۹.</ref>.
*عرفا و [[فقها]] متفق القول‌اند که [[شریعت]]، مقررات و [[احکام اسلامی]] مبتنی بر سلسله‌ای از حقایق و [[مصالح]] است. [[فقها]] معمولاً این [[مصالح]] را به اموری [[تفسیر]] می‌‌کنند که [[انسان]] را به [[سعادت]]، یعنی حد اعلای استفاده از [[مواهب مادی]] و [[معنوی]] می‌‌رساند؛ ولی عرفا معتقدند که همه راه‌ها به [[خدا]] منتهی می‌‌شود و همه [[مصالح]] و حقایق از نوع شرایط و امکانات و وسایل و موجباتی است که [[انسان]] را به سوی [[خدا]] سوق می‌دهد.
[[علامه طباطبائی]] درباره نسبت شریعت و دین در اصطلاح [[قرآن کریم]] این چنین می‌نویسد:
*[[فقها]] همین [[قدر]] می‌‌گویند: در زیر پرده [[شریعت]] ([[احکام]] و مقررات) یک سلسله [[مصالح]] نهفته است، و آن [[مصالح]] به منزله [[علل]] و [[روح]] [[شریعت]] به شمار می‌‌روند. تنها وسیله رسیدن به آن [[مصالح]]، عمل به [[شریعت]] است؛ اما عرفا معتقدند که [[مصالح]] و حقایقی که در [[تشریع احکام]] نهفته است، از نوع منازل و مراحلی است که [[انسان]] را به [[مقام قرب الهی]] و وصول به [[حقیقت]] سوق می‌دهد.
«شریعت» عبارت است از طریقه‌ای خاص، یعنی طریقه‌ای که برای امتی از [[امت‌ها]] و یا [[پیامبری]] از پیامبران [[مبعوث]] به شریعت، تعیین و آماده شده باشد؛ مانند شریعت نوح{{ع}} و شریعت ابراهیم{{ع}} و [[شریعت موسی]]{{ع}} و شریعت [[عیسی]]{{ع}} و شریعت محمد{{صل}} و اما «دین» عبارت است از [[سنت]] و طریقه الهیه حال، خاصِ به هر پیامبری و یا هر قومی که می‌خواهد باشد. پس کلمه «دین» معنایی عمومی‌تر از کلمه «شریعت» دارد و به همین جهت است که «شریعت» [[نسخ]] می‌پذیرد ولی «دین» به معنای عمومی‌اش قابل نسخ نیست<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۵۰.</ref>.<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]] ص ۴۱.</ref>.
*عرفا معتقدند که [[باطن شریعت]] راه است و آن را "طریقت" می‌‌خوانند، و پایان این راه "[[حقیقت]]" است، یعنی همان [[توحید]] است که پس از فنای عارف از خود و انانیت، به دست می‌‌آید. این است که عارف به سه چیز [[معتقد]] است: "[[شریعت]]"، "طریقت" و "[[حقیقت]]". عارف [[معتقد]] است که [[شریعت]] وسیله یا پوسته‌ای است برای طریقت، و طریقت پوسته یا وسیله‌ای برای [[حقیقت]]. [[فقها]] معتقدند که [[مقررات اسلامی]] در سه بخش خلاصه می‌‌شود:
#بخش [[اصول عقاید]] که [[علم کلام]] عهده‌دار [[تبیین]] آن است. در مسائل مربوط به [[اصول عقاید]]، لازم است که [[انسان]] از راه [[عقل]]، به این اصول، [[ایمان]] و [[اعتقاد]] تزلزل‌ناپذیر داشته باشد.
#بخش [[اخلاق]]. در این بخش دستورهایی بیان شده است که [[وظیفه]] [[انسان]] را از نظر کسب [[فضایل]] و زدودن [[رذایل اخلاقی]] بیان می‌‌کند و [[علم]] [[اخلاق]] عهده‌دار بیان آن است.
#بخش [[احکام]] است که به [[اعمال]] و [[رفتار]] خارجی [[انسان]] مربوط است و [[علم]] [[فقه]] عهده‌دار ترسیم و [[تبیین]] آن است.
*این سه بخش از یکدیگر مجزا هستند. بخش [[عقاید]] به [[عقل]] و [[فکر]] مربوط است. بخش [[اخلاق]] به [[نفس]] و ملکات و عادات نفسانی و بخش [[احکام]] به اعضا و جوارح مربوط می‌‌گردد.
*ولی عرفا در بخش [[عقاید]]، صرف [[اعتقاد]] ذهنی و [[عقلی]] را کافی نمی‌دانند. آنان مدعی هستند که باید به آنچه [[شایستگی]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]] را دارد، رسید و به آن راه یافت و باید کاری کرد که پرده‌ها از میان [[انسان]] و آن حقایق برداشته شود.
*عرفا در بخش دوم ([[اخلاق]]) نیز [[اعتقادی]] ویژه دارند، مبنی بر اینکه [[اخلاق]] ساکن است و محدود؛ لذا کافی نیست. آنان به جای [[اخلاق]] عملی و [[فلسفی]]، [[سیر و سلوک]] [[عرفانی]] را که ترکیب خاص دارد، پیشنهاد می‌‌کنند.
*در بخش سوم ایراد و اعتراضی ندارند، فقط در مواردی خاص سخنانی دارند که احیاناً ممکن است ضد مقررات [[فقهی]] تلقی شود.
*عرفا از این سه بخش، به [[شریعت]] و طریقت و [[حقیقت]] تعبیر می‌‌کنند و معتقدند: همان‌گونه که مجموع [[انسان]]، یعنی [[بدن]] و [[نفس]] و [[عقل]] از یکدیگر مجزا نیستند، بلکه در عین [[اختلاف]]، با یکدیگر متحدند و نسبت آنها با یکدیگر، نسبت ظاهر و [[باطن]] است؛ [[شریعت]] و طریقت و [[حقیقت]] نیز چنین هستند، یعنی یکی ظاهر است و دیگری [[باطن]] و سومی [[باطن]] باطن<ref>مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۹۶ - ۹۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۲۷-۱۲۸.</ref>.


== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:IM010661.jpg|22px]] [[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|'''خاتمیت در قرآن''']]
{{پایان منابع}}


==منابع==
== پانویس ==
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
{{پانویس}}
* [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]


==جستارهای وابسته==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
[[رده:مدخل‌]]
[[رده:شریعت]]
[[رده:شریعت]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۰۷

معنای شریعت

شریعت از دیدگاه فقها و عرفا

  1. بخش اصول عقاید که علم کلام عهده‌دار تبیین آن است. در مسائل مربوط به اصول عقاید، لازم است انسان از راه عقل، به این اصول، ایمان و اعتقاد تزلزل‌ناپذیر داشته باشد.
  2. بخش اخلاق؛ در این بخش دستورهایی بیان شده است که وظیفۀ انسان را از نظر کسب فضایل و زدودن رذایل اخلاقی بیان می‌‌کند و علم اخلاق عهده‌دار بیان آن است.
  3. بخش احکام که به اعمال و رفتار خارجی انسان مربوط است و علم فقه عهده‌دار ترسیم و تبیین آن است.

نسخ در شریعت

شریعت در اصطلاح

آنچه را خدای متعال از احکام برای بندگانش تشریع کرده است «شرع» گویند. «شرع» را «دین و ملت» هم می‌خوانند. بدین ترتیب «احکام شرع» را از آن روی که «املاء و کتابت» کنند، «ملت» نامند و از آن جهت که «مشروع» است. «شرع» گویند[۸]. شریعت در اصطلاح، همان راه مناسب برای رسیدن به آب حیات انسانی است که در بستر آفرینش جریان دارد، چون فروع جزئی، راهی برای نیل به اصول و اهداف کلی است و ممکن است در هر عصری با راه مخصوصی که پیامبران ارائه می‌دهند بتوان به آن سرچشمه حیات بار یافت[۹]. علامه طباطبائی درباره نسبت شریعت و دین در اصطلاح قرآن کریم این چنین می‌نویسد: «شریعت» عبارت است از طریقه‌ای خاص، یعنی طریقه‌ای که برای امتی از امت‌ها و یا پیامبری از پیامبران مبعوث به شریعت، تعیین و آماده شده باشد؛ مانند شریعت نوح(ع) و شریعت ابراهیم(ع) و شریعت موسی(ع) و شریعت عیسی(ع) و شریعت محمد(ص) و اما «دین» عبارت است از سنت و طریقه الهیه حال، خاصِ به هر پیامبری و یا هر قومی که می‌خواهد باشد. پس کلمه «دین» معنایی عمومی‌تر از کلمه «شریعت» دارد و به همین جهت است که «شریعت» نسخ می‌پذیرد ولی «دین» به معنای عمومی‌اش قابل نسخ نیست[۱۰].[۱۱].

منابع

پانویس

  1. «سپس تو را بر آبشخوری از کار (دین) برگماشتیم، از همان پیروی کن» سوره جاثیه، آیه ۱۸.
  2. "شرعه" راه و پیروی کردن از قرآن است؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، واژه «شرع».
  3. ر. ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۲۷-۱۲۸؛ فرهنگ شیعه، ص۳۰۰.
  4. ر. ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۲۷-۱۲۸.
  5. ر. ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۲۷-۱۲۸.
  6. ر. ک. فرهنگ شیعه، ص ۳۰۰.
  7. ر. ک. فرهنگ شیعه، ص ۳۰۰.
  8. سید جعفر سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۵۳.
  9. عبدالله جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، ص۱۱۹.
  10. سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۵۰.
  11. ابوالحسنی، نفیسه، خاتمیت در قرآن ص ۴۱.