کفر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[کفر در قرآن]] - [[کفر در کلام اسلامی]] - [[کفر در معارف دعا و زیارات]] - [[کفر در معارف و سیره سجادی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[کفر در قرآن]] | [[کفر در حدیث]] | [[کفر در نهج البلاغه]] | [[کفر در کلام اسلامی]] | [[کفر در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[کفر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''کُفر:''' [[انکار]] [[خدا]]، [[بی‌اعتقادی]] به [[آفریدگار]]. اصل معنای آن "پوشاندن" است. به [[ناسپاسی]] نسبت به [[نعمت‌های خداوند]] نیز چون نوعی پوشاندن و بی‌توجهی نسبت به آن‌هاست، کفر [[نعمت]] یا [[کفران نعمت]] گفته می‌‌شود. [[کفاره گناه]] هم از آن جهت گفته می‌‌شود که آثار و پیامدها یا [[عقوبت]] [[گناه]] را از بین می‌برد. بزرگترین کفر، [[انکار]] [[خداوند]] یکتا یا [[انکار]] [[دین]] و [[شریعت]] او و [[نبوت]] انبیاست. [[کفار]] در طول [[تاریخ]]، [[دعوت]] [[توحیدی]] [[پیامبران]] را نمی‌پذیرفتند و به [[خدا]] و [[نبوت]] و [[وحی]] و [[قیامت]] [[اعتقاد]] نداشتند. همچنان که [[کفر به خدا]]، انحرافِ [[اعتقادی]] است، به تعبیر [[قرآن]] "[[کفر به طاغوت]]" و [[بیزاری]] و عدم [[تبعیت]] از قدرت‌های خودکامه و [[بت]] و خداهای ساختگی، [[شرط ایمان]] است. مادیون که متافیزیک (ماورای [[طبیعت]]) را قبول ندارند و جز به آنچه محسوس و ملموس است [[عقیده]] ندارند، کافرند و نجس محسوب می‌‌شوند. کسانی هم که ضروریات [[دین]] را [[انکار]] کنند، [[کافر]] محسوب می‌‌شوند. [[خداوند]] در [[قرآن]] به [[کافران]] [[وعده]] [[عذاب]] [[جهنم]] داده است و به [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] [[فرمان]] داده که با سران کفر و با [[کافران]] بجنگد و در مقابلشان [[نرمش]] نشان ندهند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)| فرهنگ‌نامه دینی]]، ص:۱۹۰.</ref>.
== معناشناسی ==
کفر در لغت یعنی [[پوشش]] و پوشاندن به همین [[دلیل]] شب را "[[کافر]]" می‌‌نامند چراکه همه چیز در آن [[زمان]] پوشیده و پنهان است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۸۵. </ref>.  


==مقدمه==
اما کفر در اصطلاح [[دینی]] دو معنی دارد:  
*معنای لغوی "کفر"، پوشش و پوشاندن است. از این رو، [[مردم]] [[عرب]]، شب را "[[کافر]]" می‌گویند؛ زیرا اشیاء را می‌پوشاند و [[پنهان]] می‌کند و نیز به کشاورز که بر [[زمین]] بذر می‌پاشد و بذرها را در آن [[پنهان]] می‌سازد. برگ‌هایی نیز که میوه‌های درخت را می‌پوشانند، "[[کافور]]" خوانده می‌شوند<ref>مفردات‌، ۴۳۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۸۵.</ref>.
# [[باور]] نداشتنِ اعتقاداتی که باید پذیرفته شود مثل [[توحید]]، [[نبوت]]، [[معاد]] و [[ضروریات دین]]؛
*کفر در اصطلاح [[دینی]] تعریف‌های متعددی دارد: یکی، [[باور]] نداشتنِ آنچه باید باورش کرد؛ همانند [[توحید]] و [[نبوت]] و [[معاد]] و ضروریات [[دین]]<ref>الایمان و الکفر فی الکتاب و السنة، ۴۹.</ref>. دیگر، [[انکار]] آگاهانه [[سخن پیامبر]] {{صل}} و آنچه آورده است<ref>قواعد المرام‌، ۱۷۱؛ ارشاد الطالبین‌، ۴۴۳.</ref>.
# [[انکار]] آگاهانۀ سخن پیامبر و آنچه او آورده است<ref>قواعد المرام‌، ص ۱۷۱؛ ارشاد الطالبین‌، ص ۴۴۳. </ref>.
*اما تعریف جامع کفر عبارت است از: [[انکار]] [[الوهیت]]، [[توحید]]، [[رسالت]] و ضروری [[دین]]- با التفات به ضروری بودن آن- اگر به [[انکار]] [[رسالت]] بینجامد<ref>العروة الوثقی‌، ۱/ ۵۴.</ref>. کفر، نقیض [[ایمان]] است و ماهیت آن عبارت است از عناد و میل بر پوشانیدن [[حقیقت]]<ref>فرهنگ مطهر، ۶۶۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۸۵.</ref>.
*[[قرآن کریم]] کفر را به معنایی غیر از آنچه گذشت نیز به کار گرفته است. در این معنا، کفر نه تنها مذموم نیست که از [[واجبات]] بس سترگ است: {{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>. در اینجا کفر به معنای رد [[طاغوت]] و [[ایمان به خدا]] است. از این آیه‌ بر می‌آید که [[مؤمن]] باید به [[باطل]] کفر بورزد و به [[حق]] [[ایمان]] آوَرَد<ref>آشنایی با قرآن‌، ۲/ ۷۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۸۵.</ref>.


==[[کافر]]==
تعریف جامع کفر عبارت است از: انکار الوهیت، توحید، [[رسالت]] و ضروریات دین؛ منتها باید انکار به منکر شدن رسالت هم بینجامد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص ۳۸۵.]]</ref>. کفر یعنی پرده‌کشی روی [[حقیقت]] از طرف کسانی که عمداً و از روی [[عناد]] چنین عملی را انجام می‌‌دهند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>. بزرگترین کفر، انکار [[خداوند]] یکتا یا انکار [[دین]] و [[شریعت]] او و نبوت انبیاست.


==منابع==
البته باید توجه داشت همچنان که به [[خدا]]، انحرافِ [[اعتقادی]] است، به تعبیر [[قرآن]] " به [[طاغوت]]"{{متن قرآن|فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>پس، آنکه به طاغوت ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و [[بیزاری]] و عدم [[تبعیت]] از قدرت‌های خودکامه و [[بت]] و خداهای ساختگی، [[شرط ایمان]] است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۹۰.</ref>.
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
* [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]


==جستارهای وابسته==
== انواع کفر ==
کفر، بر دو نوع است:
# کفری که از روی [[لجبازی]] و عناد باشد که به آن "کفر جحود" گفته می‌‌شود؛
# کفری که از روی [[جهالت]] و [[نادانی]] و آشنا نبودن به حقیقت حاصل شود.


==پانویس==
در مورد اول یعنی "[[جحود]]" [[دلایل عقلی]] و [[نقلی]] وجود دارد که چنین شخصی مستحق [[عذاب]] است، اما در مورد کفر به معنی دوم باید گفت، اگر شخص [[کافر]] [[جاهل]]، نسبت به جهلش مقصر نباشد مورد [[عفو]] و [[بخشش خداوند]] قرار می‌‌گیرد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>.
{{یادآوری پانویس}}
 
{{پانویس2}}
== کافر [[حقیقی]] ==
نمی توان ملتزم شد هرکسی که [[مسلمان]] نیست الزاما کافر است، بلکه کفر، یعنی [[انکار]] و پوشانیدن و کافر بر کسانی اطلاق می‌‌شود که در مقابل فرستادگان [[حق]] و آورندگان [[دین خدا]]، جبهه گرفته‌ و از روی [[عناد]] حق را بپوشانند، چنانکه آیۀ {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> صراحت در همین معنی دارد. همچنین در روایتی، [[امام باقر]] {{ع}} در [[تأیید]] همین مطلب فرمودند: «وقتی [[انسان]] در مقابل حقیقتی قرار می‌‌گیرد و تشخیص می‌‌دهد [[حقیقت]] است و [[تسلیم]] می‌‌گردد، این علامت [[ایمان]] است؛ اما وقتی انسان در مقابل حقیقتی قرار می‌‌گیرد و با وجود اینکه حقیقت بودن آن را تشخیص می‌‌دهد عناد می‌‌ورزد، این حالت یعنی [[روح]] کفر در آن متجلی شده است».
 
با این شرایط می‌‌توان نتیجه گرفت هر غیر [[مسلمانی]] نمی‌تواند کافر باشد بلکه باید شرایط کافر بودن که همان تشخیص حق و [[ایستادگی]] با عناد در مقابل آن است در او دیده شود.
 
نکته‌ای که در [[روایت]] امام باقر {{ع}} باید به آن توجه کرد این است که نقطۀ مقابل کفر در این بیان [[مبارک]] مشخص شده است و آن همان [[تسلیم محض]] بودن در برابر [[پروردگار]] عالم و [[ایمان آوردن]] به حق و حقیقت است که برای حاصل شدنش باید قلباً تسلیم چنین حقی شد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۹.</ref>.
 
== کافر ==
«کافر» یعنی پوشاننده، بی‌کتاب، ناگرونده، ناسپاس. منظور از کافر کسی است که به [[دینی]] به جز [[اسلام]] گرویده باشد و یا با وجود قبول اسلام، «ما یعلم من الدین بالضروره» ([[ضروریات دین]]) را [[انکار]] کند، به نحوی که انکار آن به انکار رسال] و یا [[تکذیب]] [[پیامبر]]{{صل}} و یا تنقیض [[شریعت اسلام]] منتهی شود<ref>تحریر الوسیله، ج۱، ص۱۱۸.</ref>.
 
بنابراین کافر شامل تمامی [[اهل کتاب]] و سایر [[پیروان ادیان]] غیر اسلام و آن دسته از مسلمانانی می‌شود که محکوم به [[ارتداد]] هستند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۰۴.</ref>. [[کافران]] به دو دسته [[حربی]] و [[ذمی]] تقسیم شده و هر کدام از [[احکام]] خاصی [[تبعیت]] می‌کنند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۲۳.</ref>.
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[کافر]]
* [[کافر حربی]]
* [[کافر کتابی]]
* [[اهل الکتاب]]
* [[کافر ذمی]]
* [[مرتد]]
* [[مرتد فطری]]
* [[مرتد ملی]]
* [[ناصبی]]
* [[مشرک]]
* [[برائت از مشرکان]]
* [[تبری]]
* [[مخالف]]
* [[مؤلفة قلوبهم]]
* [[تألیف قلوب]]
* [[طلقا]]
* [[منافق]]
* [[سلفیه]]
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}


[[رده:مدخل‌]]
[[رده:کفر]]
[[رده:کفر]]
[[رده:مقاله‌های اولویت یک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۰۲

معناشناسی

کفر در لغت یعنی پوشش و پوشاندن به همین دلیل شب را "کافر" می‌‌نامند چراکه همه چیز در آن زمان پوشیده و پنهان است[۱].

اما کفر در اصطلاح دینی دو معنی دارد:

  1. باور نداشتنِ اعتقاداتی که باید پذیرفته شود مثل توحید، نبوت، معاد و ضروریات دین؛
  2. انکار آگاهانۀ سخن پیامبر و آنچه او آورده است[۲].

تعریف جامع کفر عبارت است از: انکار الوهیت، توحید، رسالت و ضروریات دین؛ منتها باید انکار به منکر شدن رسالت هم بینجامد[۳]. کفر یعنی پرده‌کشی روی حقیقت از طرف کسانی که عمداً و از روی عناد چنین عملی را انجام می‌‌دهند[۴]. بزرگترین کفر، انکار خداوند یکتا یا انکار دین و شریعت او و نبوت انبیاست.

البته باید توجه داشت همچنان که به خدا، انحرافِ اعتقادی است، به تعبیر قرآن " به طاغوت"﴿فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى[۵] و بیزاری و عدم تبعیت از قدرت‌های خودکامه و بت و خداهای ساختگی، شرط ایمان است[۶].

انواع کفر

کفر، بر دو نوع است:

  1. کفری که از روی لجبازی و عناد باشد که به آن "کفر جحود" گفته می‌‌شود؛
  2. کفری که از روی جهالت و نادانی و آشنا نبودن به حقیقت حاصل شود.

در مورد اول یعنی "جحود" دلایل عقلی و نقلی وجود دارد که چنین شخصی مستحق عذاب است، اما در مورد کفر به معنی دوم باید گفت، اگر شخص کافر جاهل، نسبت به جهلش مقصر نباشد مورد عفو و بخشش خداوند قرار می‌‌گیرد[۷].

کافر حقیقی

نمی توان ملتزم شد هرکسی که مسلمان نیست الزاما کافر است، بلکه کفر، یعنی انکار و پوشانیدن و کافر بر کسانی اطلاق می‌‌شود که در مقابل فرستادگان حق و آورندگان دین خدا، جبهه گرفته‌ و از روی عناد حق را بپوشانند، چنانکه آیۀ ﴿وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ[۸] صراحت در همین معنی دارد. همچنین در روایتی، امام باقر (ع) در تأیید همین مطلب فرمودند: «وقتی انسان در مقابل حقیقتی قرار می‌‌گیرد و تشخیص می‌‌دهد حقیقت است و تسلیم می‌‌گردد، این علامت ایمان است؛ اما وقتی انسان در مقابل حقیقتی قرار می‌‌گیرد و با وجود اینکه حقیقت بودن آن را تشخیص می‌‌دهد عناد می‌‌ورزد، این حالت یعنی روح کفر در آن متجلی شده است».

با این شرایط می‌‌توان نتیجه گرفت هر غیر مسلمانی نمی‌تواند کافر باشد بلکه باید شرایط کافر بودن که همان تشخیص حق و ایستادگی با عناد در مقابل آن است در او دیده شود.

نکته‌ای که در روایت امام باقر (ع) باید به آن توجه کرد این است که نقطۀ مقابل کفر در این بیان مبارک مشخص شده است و آن همان تسلیم محض بودن در برابر پروردگار عالم و ایمان آوردن به حق و حقیقت است که برای حاصل شدنش باید قلباً تسلیم چنین حقی شد[۹].

کافر

«کافر» یعنی پوشاننده، بی‌کتاب، ناگرونده، ناسپاس. منظور از کافر کسی است که به دینی به جز اسلام گرویده باشد و یا با وجود قبول اسلام، «ما یعلم من الدین بالضروره» (ضروریات دین) را انکار کند، به نحوی که انکار آن به انکار رسال] و یا تکذیب پیامبر(ص) و یا تنقیض شریعت اسلام منتهی شود[۱۰].

بنابراین کافر شامل تمامی اهل کتاب و سایر پیروان ادیان غیر اسلام و آن دسته از مسلمانانی می‌شود که محکوم به ارتداد هستند[۱۱]. کافران به دو دسته حربی و ذمی تقسیم شده و هر کدام از احکام خاصی تبعیت می‌کنند[۱۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. فرهنگ شیعه، ص ۳۸۵.
  2. قواعد المرام‌، ص ۱۷۱؛ ارشاد الطالبین‌، ص ۴۴۳.
  3. فرهنگ شیعه، ص ۳۸۵.
  4. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۹.
  5. پس، آنکه به طاغوت ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوراتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد؛ سوره بقره، آیه ۲۵۶.
  6. ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۹۰.
  7. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۹.
  8. «و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.
  9. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۹.
  10. تحریر الوسیله، ج۱، ص۱۱۸.
  11. فقه سیاسی، ج۵، ص۱۰۴.
  12. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۲۳.