علمالکتاب: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==چیستی علم الکتاب== | ==چیستی علم الکتاب== | ||
*در برخی از آیات قرآن کریم از تعبیر علم الکتاب استفاده شده است، مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}﴾}} <ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}﴾}} <ref> و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> این علم چه نوع علمی است و آیا علم به آن جزء علوم غیبی محسوب می شود؟ قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش میداند که اسرار هستی در آن نهان است، در یکجا میفرماید: «وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ نمل، آیۀ 75</ref> و در جای دیگر میفرماید: «لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ سبأ، آیۀ 3</ref> و در جای دیگر به طور واضح میفرماید: «کلیدهای غیب نزد خداوند است، جز او کسی از آن آگاه نیست، او میداند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمیافتد؛ مگر اینکه آنرا میداند، هیچ دانهای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست؛ مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد.»<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ»<ref>ر.ک. نجفی، سیدمحمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، صفحه؟؟؟</ref> | *در برخی از آیات قرآن کریم از تعبیر علم الکتاب استفاده شده است، مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}﴾}} <ref> آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}﴾}} <ref> و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> | ||
*این علم چه نوع علمی است و آیا علم به آن جزء علوم غیبی محسوب می شود؟ قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش میداند که اسرار هستی در آن نهان است، در یکجا میفرماید: «وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ نمل، آیۀ 75</ref> و در جای دیگر میفرماید: «لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»<ref>سورۀ سبأ، آیۀ 3</ref> و در جای دیگر به طور واضح میفرماید: «کلیدهای غیب نزد خداوند است، جز او کسی از آن آگاه نیست، او میداند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمیافتد؛ مگر اینکه آنرا میداند، هیچ دانهای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست؛ مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد.»<ref>سورۀ انعام، آیۀ 59</ref> «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ»<ref>ر.ک. نجفی، سیدمحمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، صفحه؟؟؟</ref> | |||
*این علم به گونه ایی است که همراه با تسلط بر عالم است یعنی به هر اندازه که گسترهاش بیشتر باشد، تسلط صاحبش بر عالم بیشتر است<ref>ر.ک. تحریری، محمدباقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 137</ref> زیرا لازمۀ علم به کتاب، احاطه بر همه چیز است.<ref>ر.ک. اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، ص 55 ـ 59</ref> علم الکتاب دانش ویژهای است که هر کس بهرهای از آن داشته باشد، قادر بر انجام دادن کارهای خارق العاده خواهد بود.<ref>ر.ک. محمدی ری شهری، محمد، شرح زیارت جامعۀ کبیره، ص 82</ref> | *این علم به گونه ایی است که همراه با تسلط بر عالم است یعنی به هر اندازه که گسترهاش بیشتر باشد، تسلط صاحبش بر عالم بیشتر است<ref>ر.ک. تحریری، محمدباقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 137</ref> زیرا لازمۀ علم به کتاب، احاطه بر همه چیز است.<ref>ر.ک. اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، ص 55 ـ 59</ref> علم الکتاب دانش ویژهای است که هر کس بهرهای از آن داشته باشد، قادر بر انجام دادن کارهای خارق العاده خواهد بود.<ref>ر.ک. محمدی ری شهری، محمد، شرح زیارت جامعۀ کبیره، ص 82</ref> | ||
نسخهٔ ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۳۲
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
علم الکتاب به معنای: دانشی است که عهدهدار معرفی هرگونه از ابعاد دین الهی باشد؛ از جمله: در زمینههای اعتقادی یا رفتاری انسان.
چیستی علم الکتاب
- در برخی از آیات قرآن کریم از تعبیر علم الکتاب استفاده شده است، مانند: ﴿﴿ قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾﴾ [۱] و ﴿﴿ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴾﴾ [۲]
- این علم چه نوع علمی است و آیا علم به آن جزء علوم غیبی محسوب می شود؟ قرآن مجید، علم الکتاب را اقیانوسی از دانش میداند که اسرار هستی در آن نهان است، در یکجا میفرماید: «وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»[۳] و در جای دیگر میفرماید: «لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ»[۴] و در جای دیگر به طور واضح میفرماید: «کلیدهای غیب نزد خداوند است، جز او کسی از آن آگاه نیست، او میداند آنچه در خشکی و دریاست، هیچ برگی بر زمین نمیافتد؛ مگر اینکه آنرا میداند، هیچ دانهای در تاریکی زمین و هیچ تر و خشکی نیست؛ مگر اینکه در کتابی واضح قرار دارد.»[۵] «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ»[۶]
- این علم به گونه ایی است که همراه با تسلط بر عالم است یعنی به هر اندازه که گسترهاش بیشتر باشد، تسلط صاحبش بر عالم بیشتر است[۷] زیرا لازمۀ علم به کتاب، احاطه بر همه چیز است.[۸] علم الکتاب دانش ویژهای است که هر کس بهرهای از آن داشته باشد، قادر بر انجام دادن کارهای خارق العاده خواهد بود.[۹]
علم الکتاب و آگاهی از غیب
- مراد از تعبیر "علم الکتاب"، یا علم به قرآن کریم است[۱۰] و یا مراد از علم الکتاب لوح محفوظ یا کتاب مبین است که سرچشمۀ همۀ علم ها، لوح محفوظ است، در این صورت صاحب علم الکتاب به تمام حقایق هستی دسترسی دارد[۱۱] نه بر بعضی از آنها.[۱۲]
- علم الکتاب علمی است مکتوب، مضبوط و مشهود برای اهلش.[۱۳] اگر مراد لوح محفوظ باشد، ثابت می شود آنکه عالم به کتاب است، علم غیب دارد، و اگر مراد قرآن باشد باز، همین معنا ثابت میگردد؛ چون به یقین منظور از داشتن علم الکتاب، دانستن ظواهر آیات قرآن کریم نیست.[۱۴] صاحب علم الکتاب به درجاتی بالا از علم و معرفت دست یافته و از حقایقی آگاهی دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند.[۱۵]
علم الکتاب منبع علم امامان
- از روایات روشن می شود، امامان(علیهم السلام) صاحب علم الکتاب هستند[۱۶] و اولین منبع علم امامان(علیهم السلام) به حقیقت، کتاب خداوند است که ایشان در حالات مختلف از آن استفاده میکردند.[۱۷] علم به کتاب از مستندات غیبی امامان(علیهم السلام) محسوب می شود.[۱۸] آگاهی معصومین از محتوای کتب آسمانی یکی از دلایل مهمی است که علم غیب معصومین را مبرهن میسازد.[۱۹] خداوند میفرماید: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ»،[۲۰] «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُون»،[۲۱] یعنی این مقدار از علم غیب را مشهود کرده، اما نه مشهود هر کس، بلکه مشهود انبیا و اولیاست. و به عبارتی در این صورت، اگر نبی کل علم الکتاب را هم داشته باشد، عالم الغیب به تمام غیب ها نیست،[۲۲] بلکه آن مقدار از غیب را می داند که خداوند او را آگاه می کند.
روایات و بیان مصداق برای عالم به کتاب
- روایاتی در این زمینه وجود دارد که اهل بیت(علیهم السلام) را از کسانی می داند که دارای علم الکتاب هستند، در ذیل به برخی از این روایات اشاره می شود:
- در روایتی سدیر صیرفی می گوید:[۲۳] من و ابوبصیر و یحیای بزّاز و داود بن کثیر در مجلس "بیرونی" امام صادق(علیه السلام) بودیم، آن حضرت با حالت غضب، وارد شدند و پس از نشستن فرمودند: «تعجب است از مردمی که گمان میکنند ما علم غیب داریم! در صورتی که جز خدای متعال کسی علم غیب ندارد، و من خواستم کنیزم را تنبیه کنم، او فرار کرد. و ندانستم در کدام اطاق رفته است» سدیر گوید: هنگامی که حضرت برخاستند که به منزلشان "اندرونی" بروند من و ابوبصیر و میسر، همراه آن حضرت رفتیم و عرض کردیم، فدایت شویم، ما سخنانی که درباره کنیز گفتید شنیدیم، و معتقدیم شما علوم فراوانی دارید، ولی ادّعای علم غیب درباره شما نمیکنیم. حضرت فرمود: ای سدیر، مگر قرآن نخواندهای؟ عرض کردم چرا. فرمود: این آیه را خواندهای: «قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...»[۲۴] گفتم: فدایت شوم، خواندهام. فرمود: میدانی که این شخص چه اندازه از علم الکتاب داشت؟ عرض کردم: شما بفرمایید. فرمود: به اندازۀ قطرهای از دریای پهناور! سپس فرمود: آیا این آیه: را خواندهای: «قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»؟ گفتم: آری. فرمود: آن کسی که علم همه کتاب را دارد داناتر است یا کسی که بهره اندکی از علم الکتاب دارد؟ عرض کردم: آن کسی که علم همه کتاب را دارد. سپس با اشاره به سینه مبارکش فرمود: به خدا قسم، علم همه کتاب نزد ماست، به خدا قسم علم همه کتاب نزد ماست.»[۲۵] از این حدیث معلوم میشود، دانستن قرآن نقش مهمی در دانستن مسائل غیبی و قدرت امور خارقالعاده دارد. و نیز باید دانسته شود قرآن در مراحل اعلی مشتمل بر تمام امور غیبی است و کسی که عالم به علم قرآن با تمام مراحل آن است تمام امور غیبی را میتواند استفاده کند.[۲۶]
- امام صادق(علیه السلام) فرمودند:[۲۷] «الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين(علیه السلام)»[۲۸]
- امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند:[۲۹] «منم آن کس که دارندۀ علم الکتاب است.»[۳۰]
- برید بن معاویه از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند، حضرت در تفسیر آیۀ "علم الکتاب" فرمودند: «مقصود ما اهل بیت هستیم و علی(علیه السلام) اول ما و افضل ما و بهترین فرد بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.»[۳۱]
- ابوسعید خدری از تفسیر آیۀ:[۳۲] «قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ ...»[۳۳] از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سؤال کرد، حضرت فرمود منظور وصی برادرم سلیمان بن داوود، آصف بن برخیا است. بار دیگر از تفسیر آیۀ: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»[۳۴] سؤال کرد و حضرت فرمود مقصود برادرم علی بن ابیطالب است.[۳۵]
- و روایات دیگر[۳۶] که همگی دلالت دارند بر علم اهل بیت(علیهم السلام) به علم الکتاب و اینکه این علم نوعی آگاهی پیدا کردن از غیب است.
پرسشهای وابسته
- رابطه علمالکتاب با علم معصوم چیست؟ (پرسش)
- رابطه علم الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)
- آیا علمالکتاب علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)
منبعشناسی جامع علم معصوم
منابع
هاشمی، سید علی، قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (فصل اول)
صالح، سید محمد حسن، ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت(ع)
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.
- ↑ و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 75
- ↑ سورۀ سبأ، آیۀ 3
- ↑ سورۀ انعام، آیۀ 59
- ↑ ر.ک. نجفی، سیدمحمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، صفحه؟؟؟
- ↑ ر.ک. تحریری، محمدباقر، جلوه های لاهوتی، ج 1، ص 137
- ↑ ر.ک. اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، ص 55 ـ 59
- ↑ ر.ک. محمدی ری شهری، محمد، شرح زیارت جامعۀ کبیره، ص 82
- ↑ ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، ترجمۀ تفسیر المیزان، ج 9، ص 515
- ↑ ر.ک. هاشمی، سیدعلی، علم امام تام یا محدود؟، صفحه؟؟؟
- ↑ ر.ک. نقوی، سیدنسیم عباس، علم پیامبر و ائمه به غیب، ص 40؛ بخارایی زاده، سیدحبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 123؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 165
- ↑ ر.ک. بنی سعید لنگرودی، سیدمحمد جواد، شرب مدام در تبیین علم امام، ص 55 ـ 62
- ↑ مکاتبۀ اختصاصی دانشنامۀ مجازی امامت و ولایت با سیدعلی هاشمی، وبگاه پرسمان وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها
- ↑ ر.ک. یوسفیان، حسن، علم غیب امام، ص 352
- ↑ ر.ک. هاشمی، سیدعلی، علم امام تام یا محدود؟، صفحه؟؟؟
- ↑ ر.ک. مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 124
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، افتخاری، سید ابراهیم، منابع علم امام از دیدگاه متکلمان قم و بغداد، ص 66
- ↑ ر.ک. شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 62
- ↑ سورۀ هود، آیۀ 49
- ↑ سورۀ یوسف، آیۀ 102
- ↑ ر.ک. بنی سعید لنگرودی، سیدمحمد جواد، شرب مدام در تبیین علم امام، ص 55 ـ 62
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 257
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 40
- ↑ ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص 321ـ 324؛ مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، علم پیامبر و امام در قرآن، ص 224 ـ 227؛ بخارایی زاده، سیدحبیب، علم غیب امامان از نگاه عقل، کتاب و سنت، ص 123
- ↑ ر.ک. مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، علم پیامبر و امام در قرآن، ص 224 ـ 227
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۵۲۳ از تفسیر علی بن ابراهیم
- ↑ ر.ک. نجفی، سیدمحمد، پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، صفحه؟؟؟؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 165
- ↑ طبرسی، احمد، الاحتجاج، ج 1، ص 368؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص 216
- ↑ ر.ک. یوسفیان، حسن، علم غیب امام، ص 352
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 57
- ↑ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص ۶۵۹، ح ۳
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 40
- ↑ سورۀ رعد، آیۀ 43
- ↑ ر.ک. محمدی ری شهری، محمد، شرح زیارت جامعۀ کبیره، ص 82؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 149
- ↑ ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 73 ـ 74؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین(علیه السلام) و حادثۀ عاشورا، ص 62؛ اسدی گرمارودی، محمد، علم برگزیدگان در نقل و عقل و عرفان، ص 55 ـ 59