بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''شق القمر:''' یکی از [[معجزات پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بود، به معنای شکافته شدن [[ماه]]. در دوران حضور [[پیامبر خدا]] در [[مکه]] پس از [[بعثت]]، [[مشرکان]] که همواره در پی بهانه بودند تا به او [[ایمان]] نیاورند، پیشنهاد کردند که برای اثبات [[دعوت]] خود، معجزهای نشان دهد و [[ماه]] را به دو نیم کند. در شب چهاردهم که [[ماه]] کامل بود، به [[معجزه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[ماه]] به دو پاره تقسیم شد و آن [[حضرت]]، این پدیده شگفت را به آنان نشان میداد. این حادثه به "شقّ القمر" [[معروف]] شد. در اصطلاحات ادبی و عرفی به کسی که کار شگفت و دشوار انجام میدهد، میگویند: | '''شق القمر:''' یکی از [[معجزات پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بود، به معنای شکافته شدن [[ماه]]. در دوران حضور [[پیامبر خدا]] در [[مکه]] پس از [[بعثت]]، [[مشرکان]] که همواره در پی بهانه بودند تا به او [[ایمان]] نیاورند، پیشنهاد کردند که برای اثبات [[دعوت]] خود، معجزهای نشان دهد و [[ماه]] را به دو نیم کند. در شب چهاردهم که [[ماه]] کامل بود، به [[معجزه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[ماه]] به دو پاره تقسیم شد و آن [[حضرت]]، این پدیده شگفت را به آنان نشان میداد. این حادثه به "شقّ القمر" [[معروف]] شد. در اصطلاحات ادبی و عرفی به کسی که کار شگفت و دشوار انجام میدهد، میگویند: شق القمر کرده است!<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)| فرهنگنامه دینی]]، ص:۱۲۵.</ref>. | ||
==معجزه شق القمر== | ==معجزه شق القمر== | ||
*به جز [[قرآن کریم]]، [[پیامبر خاتم|پیامبر مکرم اسلام]] [[معجزات]] فراوان دیگری هم داشت که در گزارشهای [[تاریخی]] و [[روایات]] [[معصومان]] به تفصیل آمده است. | *به جز [[قرآن کریم]]، [[پیامبر خاتم|پیامبر مکرم اسلام]] [[معجزات]] فراوان دیگری هم داشت که در گزارشهای [[تاریخی]] و [[روایات]] [[معصومان]] به تفصیل آمده است. | ||
*یکی از [[معجزات پیامبر خاتم]] که در [[قرآن کریم]] به صراحت از آن یاد شده است [[دو نیمه شدن کره ماه]] است که به " | *یکی از [[معجزات پیامبر خاتم]] که در [[قرآن کریم]] به صراحت از آن یاد شده است [[دو نیمه شدن کره ماه]] است که به "شق القمر" مشهور است. | ||
* [[خداوند متعال]] در ابتدای [[سوره]] قمر میفرماید: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ}}<ref>رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت.و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است.و دروغ انگاشتند و از هوا و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری (در جای خود) پای برجاست؛ سوره قمر، آیه: ۱- ۳.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | * [[خداوند متعال]] در ابتدای [[سوره]] قمر میفرماید: {{متن قرآن|اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ}}<ref>رستخیز بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت.و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است.و دروغ انگاشتند و از هوا و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری (در جای خود) پای برجاست؛ سوره قمر، آیه: ۱- ۳.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | ||
*این [[آیات]] بیانگر این است که: | *این [[آیات]] بیانگر این است که: | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*از نظر [[شأن نزول]] [[آیات]]، طبق [[روایت]] مشهور میان [[عامه]] و [[خاصه]] "که بعضی ادعای [[تواتر]] آن را هم کردهاند". [[مردم]] [[مکه]] مانند سایر امم پیشین وقتی با [[معجزات]] طبیعی مواجه میشدند آن را حمل بر [[سحر]] و [[جادو]] میکردند. در این رابطه سران [[قریش]] گفتند که [[سحر]] و [[جادو]] در [[آسمان]] کارگر نیست، بیایید یک [[معجزه]] آسمانی از [[محمد]] بخواهیم. نزد [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاً [[پیامبر]] [[خدا]] هستی و کارهایت [[سحر]] و [[جادو]] نیست، [[ماه]] را دو نیم کن، ایشان فرمودند: اگر من از [[خدا]] بخواهم و [[خداوند]] این کار را انجام دهد آیا واقعاً [[مسلمان]] میشوید؟ پاسخ دادند: بله<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | *از نظر [[شأن نزول]] [[آیات]]، طبق [[روایت]] مشهور میان [[عامه]] و [[خاصه]] "که بعضی ادعای [[تواتر]] آن را هم کردهاند". [[مردم]] [[مکه]] مانند سایر امم پیشین وقتی با [[معجزات]] طبیعی مواجه میشدند آن را حمل بر [[سحر]] و [[جادو]] میکردند. در این رابطه سران [[قریش]] گفتند که [[سحر]] و [[جادو]] در [[آسمان]] کارگر نیست، بیایید یک [[معجزه]] آسمانی از [[محمد]] بخواهیم. نزد [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاً [[پیامبر]] [[خدا]] هستی و کارهایت [[سحر]] و [[جادو]] نیست، [[ماه]] را دو نیم کن، ایشان فرمودند: اگر من از [[خدا]] بخواهم و [[خداوند]] این کار را انجام دهد آیا واقعاً [[مسلمان]] میشوید؟ پاسخ دادند: بله<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | ||
*در شب چهاردهم [[ماه]] که حالت [[بدر]] بود، [[پیامبر]] {{صل}} با سران [[قریش]] به [[طبیعت]] رفتند و به [[دعا]] و درخواست ایشان ناگهان [[ماه]] دو نیمه شد و [[پیامبر]] آنها را یکبهیک صدا میزد و میگفت: ببینید! ولی بازهم گفتند ما مطمئن نیستیم که این [[سحر]] نباشد، ما [[صبر]] میکنیم تا مردمانی که از صحرا بازمیگردند بیایند و از آنها بپرسیم که آیا این صحنه را دیدهاند یا نه؟ پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و آنها نیز [[تأیید]] کردند که ما دیدیم که [[ماه]] دو نیم شده است درعینحال برخی دست از عناد برنداشتند<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | *در شب چهاردهم [[ماه]] که حالت [[بدر]] بود، [[پیامبر]] {{صل}} با سران [[قریش]] به [[طبیعت]] رفتند و به [[دعا]] و درخواست ایشان ناگهان [[ماه]] دو نیمه شد و [[پیامبر]] آنها را یکبهیک صدا میزد و میگفت: ببینید! ولی بازهم گفتند ما مطمئن نیستیم که این [[سحر]] نباشد، ما [[صبر]] میکنیم تا مردمانی که از صحرا بازمیگردند بیایند و از آنها بپرسیم که آیا این صحنه را دیدهاند یا نه؟ پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و آنها نیز [[تأیید]] کردند که ما دیدیم که [[ماه]] دو نیم شده است درعینحال برخی دست از عناد برنداشتند<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۳۴۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | ||
*ایرادی که بعضی به حادثه | *ایرادی که بعضی به حادثه شق القمر گرفتهاند این است که اگر این امر واقعیت داشت با آنهمه اهمیتی که دارد باید در تواریخ [[جهان]] ثبت میشد در حالی که چنین نیست و این واقعه فقط در [[منابع اسلامی]] ثبت شده است. در [[تفاسیر]] [[قرآن]] به صورتهای مختلف به این ایراد پاسخ دادهاند. در [[تفسیر]] نمونه بهطور خلاصه چنین پاسخ داده شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>: | ||
#باید توجه داشت که ما همواره در نیمی از کره [[زمین]] قابل رؤیت است، نه در تمام آن، بنابراین نیمی از [[مردم]] روی [[زمین]] از این حساب خارجند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | #باید توجه داشت که ما همواره در نیمی از کره [[زمین]] قابل رؤیت است، نه در تمام آن، بنابراین نیمی از [[مردم]] روی [[زمین]] از این حساب خارجند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | ||
#در نیمی از همین نیمکره نیز [[اکثریت]] قریب به اتفاق آنها خوابند، زیرا بعد از نیمهشب است. به این ترتیب حداکثر یک چهارم از [[مردم]] [[جهان]] میتوانند از چنین حادثهای باخبر شوند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | #در نیمی از همین نیمکره نیز [[اکثریت]] قریب به اتفاق آنها خوابند، زیرا بعد از نیمهشب است. به این ترتیب حداکثر یک چهارم از [[مردم]] [[جهان]] میتوانند از چنین حادثهای باخبر شوند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۹.</ref>. | ||