علم اختیاری معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
==نتیجه گیری==
==نتیجه گیری==
*حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود، منتها چنین نیست که تمام علوم اهل بیت(علیهم السلام) شأنی باشد بلکه برخی از علوم ایشان فعلی و حضوری است.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref>
*حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود، منتها چنین نیست که تمام علوم اهل بیت(علیهم السلام) شأنی باشد بلکه برخی از علوم ایشان فعلی و حضوری است.<ref>ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟</ref>
==مقدمه==
*یکی از سؤالات در باب علم امام این است که آیا علم امام متوقف بر اراده و خواست امام است یا بر صرف التفات و توجّه؟ روشن است که علم باطن امام همیشه به همه چیز فعلی است و متوقف بر هیچ شرطی نیست. بر اساس اصول گذشته می‌توان به این سؤال این‌چنین پاسخ داد:
# مسلّماً انسان کامل هر گاه اراده کند که به حقیقتی احاطه یافته و آن را بداند فوراً به آن علم پیدا می‌کند و به تعبیری اراده به نوعی علت تامّه برای علم است. به این نکته در مجموعه‌ای از روایات اشاره شده است؛ {{عربی|اندازه=150%|«إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم»}}<ref>همانا امام اگر بخواهد بداند، به او آموزش داده می‌شود</ref> و {{عربی|اندازه=150%|«إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ»}}<ref>«اگر امام بخواهد نسبت به چیزی آگاه گردد، خداوند متعال او را نسبت به آن چیز آگاه خواهد ساخت».</ref>
# گاهی علومی برای پیامبران و امامان بدون اراده حاصل می‌شود. صرف توجّه و التفات امام به یک حقیقت برای شهود و ادراک آن کافی است؛ گرچه این التفات به صورت غیر ارادی حاصل شود. در بسیاری از موارد در خواب یا مکاشفه یا در شرائط عادی بر طبق اراده و حکمت الهی التفاتی برای قلب ولی خدا به موجودی حاصل می‌شود و در اثر این التفات آن حقیقت منکشف می‌شود. مثلاً این نوع تعابیر را می‌توان از این قسم محسوب کرد: [[امام علی]] {{ع}} فرموده‌اند: {{عربی|اندازه=155%|«مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ، فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّه‌»}}<ref>«در حالی که نشسته بودم خواب بر من غلبه یافت، رسول خدا{{صل}} به خوابم آمد، به ایشان گفتم: ای رسول خدا».</ref> و [[امام کاظم]]{{ع}} فرموده‌اند: {{عربی|اندازه=155%|«بَیْنَمَا أَنَا جَالِسٌ فِی مُصَلَّایَ بَعْدَ فَرَاغِی مِنْ وِرْدِی وَ قَدْ تَنَوَّمَتْ عَیْنَایَ إِذْ سَنَحَ جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ ص فِی مَنَامِی فَشَکَوْتُ إِلَیْهِ مُوسَى بْنَ الْمَهْدِیِّ وَ ذَکَرْتُ مَا جَرَى مِنْهُ فِی أَهْلِ بَیْتِهِ وَ أَنَا مُشْفِقٌ مِنْ غَوَائِلِهِ فَقَالَ لِی لِتَطِبْ نَفْسُکَ یَا مُوسَى فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لِمُوسَى عَلَیْکَ سَبِیلاً»}}،<ref>«در حالیکه من در محل نماز خود پس از اتمام اذکار خود نشسته بودم، چشمانم به خواب رفتند، جدم رسول الله{{صل}} را در خواب دیدم. شکایت خود را از موسی پسر مهدی نزد ایشان بردم، و اتفاقاتی را که میان او و خانواده‌اش رخ داده بودند را خدمت ایشان عرض نمودم، در حالیکه من از فساد او در ترس بودم. پس حضرت (رسول) فرمودند دلت از او آرام باشد ای موسی، که خداوند متعال راه تسلطی از موسی بر تو قرار نداده است».</ref> تذکر این مطلب لازم است که به جهت اتصال شدید عالم مثال با عالم طبع معمولاً ارتباط حسی با یک موجود در عالم طبع، برای نفوس لطیف و طاهر سبب می‌شود که خودبخود و بدون اراده التفات به عالم مثال آن نیز حاصل شده و صورت ملکوتی آن شیء و گاه گذشته و آینده آن نیز برای شخص منکشف شود. این نوع علم که در میان اهل دل فراوان حاصل می‌شود از نوع علومی است که بسیار شائع بوده و بدون اراده حاصل می‌شود ولی مشروط به برقراری نوعی ارتباط حسی است. همین حالت در توجّه کردن به امور غائب و تمرکز بر آنان برای اولیاء و خوبان به وجود می‌آید.
#همانطور که گذشت هر شیء در هر عالم و موطنی تحققی دارد، التفات به یک در یک موطن موجب علم به آن در همان موطن می‌شود نه در دیگر عوالم و مواطن. لذا اگر امام به ظاهر شخصی توجّه و التفات نمایند الزاماً در همان حین علم به باطن او نیز حاصل نمی‌شود، بلکه باید به مراتب تحقق وی در دیگر عوالم نیز التفات کنند تا به آن مراتب علم حاصل شود.
'''نتیجه:''' حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود، ولی التفات به هر عالمی فقط علت تامه برای انکشاف همان مرتبه است و انکشاف دیگر مراتب متوقف بر التفات به خود آن مراتب است. پس در حقیقت شرط حصول علم التفات خاص به آن شیء در مرتبه خاصش است و اگر گاهی از اراده سخن به میان می‌آید به عنوان ملزوم التفات و راه اختیاری علم مطرح می‌شود.<ref>[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_(%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%84) علم غیب امام (تاریخچه و اقوال)، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام]</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
خط ۳۲: خط ۲۵:


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==


=='''[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]'''==
=='''[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]'''==

نسخهٔ ‏۱۹ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۳

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث علم معصوم است. "علم اختیاری معصوم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

علم غیب شأنی یا استعدادی، یا ارادی و اختیاری چهار عنوانی هستند برای یک موضوع و آن عبارت است از علمی که به صورت بالفعل نزد معصوم حاضر نباشد، اما هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه می‏‌شود.

چیستی علم غیب شأنی، استعدادی، ارادی و اختیاری

  • مراد از علم غیب شأنی یا استعدادی یا ارادی و اختیاری امام آن است که ممکن است علم غیب به صورت فعلی و آنی نزد امام حاضر نباشد، اما هر وقت اراده کند از علوم و امور غیبی آگاه می‏‌شود.[۱] البته این اراده نیز با اذن و رضاى خدا انجام می‌گیرد.[۲] علم شانی در برابر علم حضوری امام است، در علم حضوری، کشف شدن معلومات نزد امام بالفعل است، در مقابل کشف شدن شأنی که با قوه و ارادۀ امام صورت می گیرد و از آن به "لو شاء أن یعلم لعلم" تعبیر شده است.[۳] به عبارتی دیگر ارادۀ امام علت تامه برای علم است، که اگر اراده کند و بخواهد علم پیدا می کند و البته گاهی هم بدون اراده و در خواب و رؤیا این علم حاصل می شود.[۴] باید توجه داشت، اگر امام در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم می‌کند.[۵] به بیانی دیگر، امام به غیب مطلق و نامحدود احاطه ندارد و چنان نیست که بالذات و بالاستقلال همه چیز را بداند، لکن با این جهت هم منافات ندارد که در مواقع لازم و ضروری‌ بتواند با جهان غیب ارتباط پیدا کند و حقایقی‌ را دریافت نماید. بنابراین، باید بگوییم امام می‌‏تواند در موارد لازم و ضروری‌ با جهان غیب تماس بگیرد و اطلاعات لازم را تحصیل کند.[۶] برخی از بزرگان در تعریف علم ارادی چنین آورده اند:[۷] "مراد از علم حضوری یا ارادی، علمی است که از جانب خداوند سبحان از راه الهام یا دمیدن در گوش یا تعلیم رسول اکرم و یا اسباب دیگر عطا و افاضه شده است. این علم از ویژگی‌های امام بوده و دیگران بهره‌ای از آن ندارند".[۸]

ادلۀ علم غیب شأنی و اختیاری

  • کسانی که قائل به علم اشائی و ارادی معصوم هستند به برخی از روایات استدلال کرده اند[۹] و مضمون آنها این است: اهل بیت(علیهم السلام) هر گاه بخواهند، خداوند آنان را آگاه می‏‌سازد،[۱۰] اما اگر مصلحت در ندانستن چیزی باشد، کاری نمی‌کنند که آنرا بدانند.[۱۱] یعنی علم غیب آنها حضوری مطلق نیست، بلکه هرگاه امام بخواهد و اراده کند از مجهولی یا غیبی آگاه گردد خداوند آنان را آگاه می سازد. اینگونه روایات به نوعی برای علم غیب پیامبر و امام تعیین محدوده می کنند.[۱۲] مطابق این روایات هر گاه مسئله جدیدی پیش آید و امام(علیه السلام) در موقعیتی قرار گیرد که علم جدیدی بخواهد، خداوند او را عالم می‌کند[۱۳] این آگاهی حتی اموری که در پاره ای روایات نفی شده مانند فی الارحام، خبر از زمان و مکان مرگ افراد و نزول باران را نیز شامل می شود. اگر آن‌ها می خواستند به اذن الهی به همه این امور آگاه می‌شدند و از آن خبر می‌دادند گر چه در محورهایی مانند علم به وقوع قیامت هرگز وارد نشدند.[۱۴] و البته خواست و ارادۀ امام لزومی ندارد که به صورت قولی باشد.[۱۵] سه روایت مختلف از امام صادق(علیه السلام)[۱۶] که فرمودند: «إِنَّ الْإِمامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّم»، «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِم» و «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ».[۱۷] این روایات علم امام را منوط بر تعلیم الهی کرده اند.[۱۸] و یا اینکه در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است:[۱۹] «عمار ساباطی از حضرت سؤال کرد: آیا امام علم غیب می‌داند؟ "فرمود: نه، امام علم غیب را ذاتا نمی داند ولی هنگامی که اراده کند چیزی را بداند خدا به او تعلیم می‌دهد.»[۲۰]

نقد علم غیب شأنی و اختیاری

  • البته باید دانست از اینگونه روایات پاسخ داده شده است و وسعت علم غیب پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام) ثابت شده است. علم غیب به این معنا که، اگر امام اراده کند و بخواهد، خداوند او را از غیب آگاه می‌سازد، معنای مجازی است، معنای حقیقی علم غیب یعنی امام بالفعل و بدون هیچ قید و شرطی از غیب آگاه است، هر گاه علم غیب گفته شود همین معنا متبادر می‌شود و به علم ارادی مقید به مشیت اسم علم غیب اطلاق نمی‌شود، بلکه سلب این اسم از آن صحیح است.[۲۱] حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود.[۲۲] و یا اینکه گفته شده برخی از روایاتی که دربارۀ علم شأنی است ضعیف است.[۲۳]

منتها به صورت کلی با تامل در مجموع روایاتی که هم علم شأنی را برای امام اثبات می کنند و هم علم فعلی را می‌توان در خصوص گستردگی علم امام، ادعای تواتر معنوی کرد؛ حال برخی روایات ـ مانند: روایت امام صادق(علیه السلام) که به مفضل فرمودند: «خداوند مهربانتر از آن است که اطاعت بنده‌ای را بر بندگان واجب سازد و آنگاه اخبار آسمان را صبح و شام از او بازدارد.»[۲۴] و قید صبح و شام دلالت بر نوعی استمرار دارد، ـ دلالت بر علم فعلی امام دارند و برخی دیگر دلالت بر علم شأنی امام.[۲۵]

  • نکته: برای تفاوت میان دو علم فعلی و شأنی به منابع مربوطه باید مراجعه کرد و اینکه علم امام فعلی است یا شأنی و یا هر دو.

نتیجه گیری

  • حصول علم برای انسان کامل متوقف بر التفات و توجّه است که بدون اراده نیز حاصل می‌شود، منتها چنین نیست که تمام علوم اهل بیت(علیهم السلام) شأنی باشد بلکه برخی از علوم ایشان فعلی و حضوری است.[۲۶]

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

منابع


پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص 43؛ صمدی آملی، داوود، علم غیب، پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران
  2. ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج 17، ص 100؛ کاشفی، محمدرضا، راهنماشناسی، ص 72
  3. ر.ک. طباطبایی، سیدمحمد حسین، بررسی های اسلامی، صفحه؟؟؟
  4. ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟
  5. ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
  6. ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص 295 ـ 298
  7. ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 34
  8. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟
  9. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462
  10. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟
  11. ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، شرح دعای 45 صحیفۀ سجادیه، وبگاه آیت الله مصباح
  12. ر.ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟
  13. ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
  14. ر.ک. رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18
  15. ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
  16. هر سه روایت در: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 258
  17. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟؛ قدردان قراملکی، محمدحسن، امامت، ص 462؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟؛ سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 80؛ رفیعی، ناصر، علم غیب ائمه، ص دو فصلنامۀ مطالعات اهل بیت شناسی، ص 17 و 18؛ لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟
  18. ر.ک. نصیری، محمد حسین، گسترۀ علم امام از دیدگاه آیات و روایات، صفحه؟؟؟
  19. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 257
  20. ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج 17، ص 100
  21. ر.ک. لطیفی، رحیم، علم غیب معصوم، ماهنامۀ معرفت، ش 48، صفحه؟؟؟
  22. ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟
  23. ر.ک. مهدی فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی ها ابعاد و مبادی آن، ص 218 ـ 224
  24. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص ۴۰۱
  25. ر.ک. فاریاب، محمدحسین، قلی زاده، امرالله، بازخوانی قلمرو علم امام در آیینه روایات، فصلنامه معرفت، ش 1، ص 43 و 44
  26. ر.ک. وکیلی، محمدحسن، علم غیب امام، فصلنامه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، صفحه؟؟؟