←افسانه غرانیق
(←منابع) |
|||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
[[اکثریت]] اهل سنت صرفا به [[عصمت پیامبران]] از [[نسیان]] در مرحله [[دریافت وحی]] و [[ابلاغ]] آن به [[مردم]] [[باور]] دارند، از این رو این گروه عقیدهای به [[عصمت]] آن حضرت نه تنها از فراموشی که از [[اشتباه]]، [[خطا]] و... در امور شخصی [[زندگی]] آن حضرت که مرتبط با وحی نیست ندارند. با این حال برخی [[پیروان]] اهل سنت، اعم از [[متکلمان]]، [[مفسران]] و [[محدثان]]، حتی در عصمت پیامبران از نسیان در دریافت وحی از [[خدای تعالی]] و ابلاغ آن به مردم نیز خدشه نموده و آن را نیز لازم نمیدانند. دلیل این مسأله نیز برگرفته از [[روایات]] جعلی یا همان [[اسرائیلیات]] است که در برخی [[منابع اهل سنت]] به وفور نقل شده است<ref>صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج القشیری، ج۱، ص۵۴۳، ح ۷۸۸؛ صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، ج۵، ص۲۲۴۹، کتاب الأدب، باب ۴۵، ح۵۷۰۴.</ref>. [[اعتماد]] به [[راویان]] چنین احادیثی موجب پذیرش این [[احادیث]] از سوی [[محدثان]] و دیگر علمای [[اهل سنت]] شده تا جایی که چنین روایاتی در موارد بسیاری مبانی [[اعتقادی]] و [[کلامی]] [[پیروان]] اهل سنت را تشکیل داده است. | [[اکثریت]] اهل سنت صرفا به [[عصمت پیامبران]] از [[نسیان]] در مرحله [[دریافت وحی]] و [[ابلاغ]] آن به [[مردم]] [[باور]] دارند، از این رو این گروه عقیدهای به [[عصمت]] آن حضرت نه تنها از فراموشی که از [[اشتباه]]، [[خطا]] و... در امور شخصی [[زندگی]] آن حضرت که مرتبط با وحی نیست ندارند. با این حال برخی [[پیروان]] اهل سنت، اعم از [[متکلمان]]، [[مفسران]] و [[محدثان]]، حتی در عصمت پیامبران از نسیان در دریافت وحی از [[خدای تعالی]] و ابلاغ آن به مردم نیز خدشه نموده و آن را نیز لازم نمیدانند. دلیل این مسأله نیز برگرفته از [[روایات]] جعلی یا همان [[اسرائیلیات]] است که در برخی [[منابع اهل سنت]] به وفور نقل شده است<ref>صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج القشیری، ج۱، ص۵۴۳، ح ۷۸۸؛ صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، ج۵، ص۲۲۴۹، کتاب الأدب، باب ۴۵، ح۵۷۰۴.</ref>. [[اعتماد]] به [[راویان]] چنین احادیثی موجب پذیرش این [[احادیث]] از سوی [[محدثان]] و دیگر علمای [[اهل سنت]] شده تا جایی که چنین روایاتی در موارد بسیاری مبانی [[اعتقادی]] و [[کلامی]] [[پیروان]] اهل سنت را تشکیل داده است. | ||
=== | === افسانه غرانیق === | ||
{{اصلی|افسانه غرانیق}} | |||
از جمله روایات سخیف و جعلی که در پارهای از [[منابع اهل سنت]] نقل شده<ref>ر.ک: سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۴و۳۶۶-۳۶۸؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بیروت، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۱۳۱-۱۳۴؛ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۱۳۷۹ق، ج۸، ص۴۳۹-۴۴۰ و...</ref> و دستمایه تردید در [[عصمت پیامبر]] از فراموشی نیز قرار گرفته، روایتی است که به افسانه غرانیق [[شهرت]] دارد. بر اساس این [[روایت]]، پیامبر حدود دو ماه پس از [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] در جمع [[مشرکان]] بود که [[سوره نجم]] بر وی نازل شد. آن حضرت نیز به [[امر الهی]] این [[سوره]] را بر [[مردم]] [[تلاوت]] کرد اما هنگامی که به [[آیه]] نوزدهم و بیستم رسید، تحتتأثیر [[شیطان]] قرار گرفت و [[آیات]] نازل شده [[الهی]] را فراموش نمود لذا عباراتی را بر آن سوره افزود که مضمونشان [[تأیید]] بتهای بزرگ مشرکان و [[امید]] [[شفاعت]] توسط آنها بود: {{عربی|تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَإنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی}}؛ آنها (بتهای [[لات]] و [[عُزّی]] و [[منات]]) پرندگان زیبای بلند مقامیاند و از آنها امید شفاعت میرود». با این وجود شب هنگام که [[جبرئیل]] نزد پیامبر{{صل}} آمده و از آن حضرت خواست تا سوره نجم را قرائت کند. پیامبر آن سوره را با همان آیات مذکور قرائت نمود. هنگامی که جبرئیل عبارات {{عربی|تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی}} را [[انکار]] کرد، پیامبر فرمود: «آیا چیزی به [[خدا]] نسبت دادم که نفرموده است؟» پس از این [[خداوند]] آیات ۷۳ تا ۷۵ [[سوره اسراء]] را به [[پیامبر]] [[وحی]] کرد که [[ترجمه]] آن چنین است: «و نزدیک بود که تو را از آنچه به سوی تو وحی کردهایم [[گمراه]] کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و سپس تو را به [[دوستی]] خود گیرند؛ و اگر تو را [[استوار]] نمیداشتیم، قطعاً نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی؛ در آن صورت، حتما تو را (عذابی) دو برابر (در) [[زندگی]] و دو برابر (پس از) [[مرگ]] میچشانیدیم، آنگاه در برابر ما برای خود [[یاوری]] نمییافتی»<ref>عاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref>. | از جمله روایات سخیف و جعلی که در پارهای از [[منابع اهل سنت]] نقل شده<ref>ر.ک: سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۴و۳۶۶-۳۶۸؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بیروت، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۱۳۱-۱۳۴؛ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۱۳۷۹ق، ج۸، ص۴۳۹-۴۴۰ و...</ref> و دستمایه تردید در [[عصمت پیامبر]] از فراموشی نیز قرار گرفته، روایتی است که به افسانه غرانیق [[شهرت]] دارد. بر اساس این [[روایت]]، پیامبر حدود دو ماه پس از [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] در جمع [[مشرکان]] بود که [[سوره نجم]] بر وی نازل شد. آن حضرت نیز به [[امر الهی]] این [[سوره]] را بر [[مردم]] [[تلاوت]] کرد اما هنگامی که به [[آیه]] نوزدهم و بیستم رسید، تحتتأثیر [[شیطان]] قرار گرفت و [[آیات]] نازل شده [[الهی]] را فراموش نمود لذا عباراتی را بر آن سوره افزود که مضمونشان [[تأیید]] بتهای بزرگ مشرکان و [[امید]] [[شفاعت]] توسط آنها بود: {{عربی|تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَإنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی}}؛ آنها (بتهای [[لات]] و [[عُزّی]] و [[منات]]) پرندگان زیبای بلند مقامیاند و از آنها امید شفاعت میرود». با این وجود شب هنگام که [[جبرئیل]] نزد پیامبر{{صل}} آمده و از آن حضرت خواست تا سوره نجم را قرائت کند. پیامبر آن سوره را با همان آیات مذکور قرائت نمود. هنگامی که جبرئیل عبارات {{عربی|تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی}} را [[انکار]] کرد، پیامبر فرمود: «آیا چیزی به [[خدا]] نسبت دادم که نفرموده است؟» پس از این [[خداوند]] آیات ۷۳ تا ۷۵ [[سوره اسراء]] را به [[پیامبر]] [[وحی]] کرد که [[ترجمه]] آن چنین است: «و نزدیک بود که تو را از آنچه به سوی تو وحی کردهایم [[گمراه]] کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و سپس تو را به [[دوستی]] خود گیرند؛ و اگر تو را [[استوار]] نمیداشتیم، قطعاً نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی؛ در آن صورت، حتما تو را (عذابی) دو برابر (در) [[زندگی]] و دو برابر (پس از) [[مرگ]] میچشانیدیم، آنگاه در برابر ما برای خود [[یاوری]] نمییافتی»<ref>عاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref>. | ||