بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
یکی از مظاهر و شؤون [[توحید در ربوبیت]]، [[توحید]] در [[حق اطاعت]] است؛ زیرا خداوند به دلیل این که [[آفریدگار]] و [[پروردگار]] [[جهان]] است، مالک [[حقیقی]] میباشد و همه موجودات مملوک و مسخر او هستند، در نتیجه او از [[حق اطاعت]] بالذات برخوردار است و [[حق اطاعت]] دیگران، تابع [[مشیت]] و [[اذن الهی]] است: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید افعالی - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید افعالی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]] ص ۶۰.</ref> | یکی از مظاهر و شؤون [[توحید در ربوبیت]]، [[توحید]] در [[حق اطاعت]] است؛ زیرا خداوند به دلیل این که [[آفریدگار]] و [[پروردگار]] [[جهان]] است، مالک [[حقیقی]] میباشد و همه موجودات مملوک و مسخر او هستند، در نتیجه او از [[حق اطاعت]] بالذات برخوردار است و [[حق اطاعت]] دیگران، تابع [[مشیت]] و [[اذن الهی]] است: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید افعالی - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید افعالی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص ۶۰.</ref> | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
# اطاعت در امر غیر الهی باشد؛ مانند: [[اطاعت کافران]]، [[اطاعت مکذبان|مکذبان]] و [[اطاعت مسرفان|مسرفان]] و ... | # اطاعت در امر غیر الهی باشد؛ مانند: [[اطاعت کافران]]، [[اطاعت مکذبان|مکذبان]] و [[اطاعت مسرفان|مسرفان]] و ... | ||
از همین جا معنای [[توحید]] در [[اطاعت]] هم روشن می شود که منظور، [[اطاعت]] همراه با [[خضوع]] و [[رغبت]]، در برابر [[حکم]] خداست و چنین اطاعتی فقط شایسته او است: {{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ }}<ref> از آنچه از سوی پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید و جز وی از سرورانی (دیگر) پیروی نکنید؛ اندک پند میپذیرید؛ سوره اعراف، آیه۳.</ref>. البته [[توحید]] در [[اطاعت]] عام است و شامل [[اطاعت مطلق از خداوند]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] می گردد اما چون [[اطاعت]] در باره [[انسان]] مطرح است که دارای [[اراده]] و [[اختیار]] است، بیشتر [[اطاعت]] از [[تشریع الهی]] مورد نظر است. بنابراین، [[اطاعت]] از [[اراده الهی]] یعنی [[اطاعت از قانون الهی]] که همان [[دین]] اوست<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ | از همین جا معنای [[توحید]] در [[اطاعت]] هم روشن می شود که منظور، [[اطاعت]] همراه با [[خضوع]] و [[رغبت]]، در برابر [[حکم]] خداست و چنین اطاعتی فقط شایسته او است: {{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ }}<ref> از آنچه از سوی پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید و جز وی از سرورانی (دیگر) پیروی نکنید؛ اندک پند میپذیرید؛ سوره اعراف، آیه۳.</ref>. البته [[توحید]] در [[اطاعت]] عام است و شامل [[اطاعت مطلق از خداوند]] در [[تکوین]] و [[تشریع]] می گردد اما چون [[اطاعت]] در باره [[انسان]] مطرح است که دارای [[اراده]] و [[اختیار]] است، بیشتر [[اطاعت]] از [[تشریع الهی]] مورد نظر است. بنابراین، [[اطاعت]] از [[اراده الهی]] یعنی [[اطاعت از قانون الهی]] که همان [[دین]] اوست<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ ـ ۳۶۹.</ref>. | ||
== [[اثبات]] [[توحید]] در [[اطاعت]] == | == [[اثبات]] [[توحید]] در [[اطاعت]] == | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
یکی از محققان مینویسد: {{عربی|"فإن الرب بما هو صاحب الإنسان ومدبر حياتة ومخطط مسارة وخالقه على وجه له حق الطاعة كما له حق الحاكمية، فليس هناك مطاع بالذات الا هو فهو الذي يجب ان يطاع ويتمثل امره ولا يجب اطاعة غيره الا اذا كان بإذنه وامره"}} <ref>الالهیات، ج۲، ص۷۹.</ref>. همین [[دلیل]] را یکی دیگر از محققان با بیان دیگر مطرح کرده است که عبارت است از: "[[مطاع]] مطلق، تنها کسی است که از همه چیز [[آگاه]] است و [[حکیم]] و خبیر است و خالی از هرگونه [[خطا]] و نیز [[رحیم]] و [[مهربان]] است و این صفات تنها در ذات [[پاک]] [[خداوند]] جمع است"<ref>پیام قرآن، ج۳، ص۳۹۰.</ref>. | یکی از محققان مینویسد: {{عربی|"فإن الرب بما هو صاحب الإنسان ومدبر حياتة ومخطط مسارة وخالقه على وجه له حق الطاعة كما له حق الحاكمية، فليس هناك مطاع بالذات الا هو فهو الذي يجب ان يطاع ويتمثل امره ولا يجب اطاعة غيره الا اذا كان بإذنه وامره"}} <ref>الالهیات، ج۲، ص۷۹.</ref>. همین [[دلیل]] را یکی دیگر از محققان با بیان دیگر مطرح کرده است که عبارت است از: "[[مطاع]] مطلق، تنها کسی است که از همه چیز [[آگاه]] است و [[حکیم]] و خبیر است و خالی از هرگونه [[خطا]] و نیز [[رحیم]] و [[مهربان]] است و این صفات تنها در ذات [[پاک]] [[خداوند]] جمع است"<ref>پیام قرآن، ج۳، ص۳۹۰.</ref>. | ||
بنابراین، اگر خواست [[حکمرانان]]، [[دوستان]]، [[فرزندان]]، [[خویشان]] و حتی خواست [[دل]] با خواست [[خدا]] هماهنگ نشد [[اطاعت]] آن در مسیر [[شرک]] است و باید از آن احتراز کرد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ | بنابراین، اگر خواست [[حکمرانان]]، [[دوستان]]، [[فرزندان]]، [[خویشان]] و حتی خواست [[دل]] با خواست [[خدا]] هماهنگ نشد [[اطاعت]] آن در مسیر [[شرک]] است و باید از آن احتراز کرد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ ـ ۳۶۹.</ref>. | ||
=== [[دلیل نقلی]] === | === [[دلیل نقلی]] === | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
از مجموع [[آیات]] و [[روایات]] استفاده میشود که تنها باید از [[خداوند]] [[اطاعت]] کرد و [[اطاعت]] غیر از [[خدا]] [[شرک]] و [[نامشروع]] است، چون هر حاکمی که با [[فرمان الهی]] [[حاکم]] نشود [[نامشروع]] است اما [[اطاعت]] [[انبیا]] و [[ائمه]] و... در طول اطاعت خداست یا تجلی [[اطاعت]] اوست و با [[فرمان الهی]] [[اعمال]] [[حاکمیت]] میکنند، لذا [[اطاعت]] از آنان اطاعت [[خدا]] محسوب میگردد و با [[توحید]] در [[اطاعت]] منافات ندارد چون مبنای [[حق]] در حاکمیت [[سیاسی]] [[فرمان الهی]] است. | از مجموع [[آیات]] و [[روایات]] استفاده میشود که تنها باید از [[خداوند]] [[اطاعت]] کرد و [[اطاعت]] غیر از [[خدا]] [[شرک]] و [[نامشروع]] است، چون هر حاکمی که با [[فرمان الهی]] [[حاکم]] نشود [[نامشروع]] است اما [[اطاعت]] [[انبیا]] و [[ائمه]] و... در طول اطاعت خداست یا تجلی [[اطاعت]] اوست و با [[فرمان الهی]] [[اعمال]] [[حاکمیت]] میکنند، لذا [[اطاعت]] از آنان اطاعت [[خدا]] محسوب میگردد و با [[توحید]] در [[اطاعت]] منافات ندارد چون مبنای [[حق]] در حاکمیت [[سیاسی]] [[فرمان الهی]] است. | ||
اما اینکه چرا باید فقط از [[فرمان خداوند]] [[اطاعت]] کرد، در ضمن [[دلیل عقلی]] روشن شد و آن اینکه چون [[خداوند]] مالک و [[رب]] و [[خالق]] انسانهاست و نیز [[حق]] است و جز [[حق]] نمیگوید و به راه [[حق]] [[علم]] دارد، لذا تنها او [[شایسته]] [[اطاعت]] مطلق است و [[اطاعت]] از غیر او بدون اجازه [[الهی]] و گام برداشتن در مسیر [[ضلالت]] است البته در جای خود ثابت شده است که عینیت [[اطاعت]] خدا در [[اطاعت]] از [[قوانین]] اوست که توسط [[انبیا]] بیان میگردد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ | اما اینکه چرا باید فقط از [[فرمان خداوند]] [[اطاعت]] کرد، در ضمن [[دلیل عقلی]] روشن شد و آن اینکه چون [[خداوند]] مالک و [[رب]] و [[خالق]] انسانهاست و نیز [[حق]] است و جز [[حق]] نمیگوید و به راه [[حق]] [[علم]] دارد، لذا تنها او [[شایسته]] [[اطاعت]] مطلق است و [[اطاعت]] از غیر او بدون اجازه [[الهی]] و گام برداشتن در مسیر [[ضلالت]] است البته در جای خود ثابت شده است که عینیت [[اطاعت]] خدا در [[اطاعت]] از [[قوانین]] اوست که توسط [[انبیا]] بیان میگردد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ ـ ۳۶۹.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||