امکلثوم دختر پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
==ام کلثوم== | ==ام کلثوم== | ||
امکلثوم سومین دختر | امکلثوم سومین دختر [[پیامبر خاتم]] و [[حضرت خدیجه]] بود. | ||
امکلثوم همواره در [[مکه]] و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از [[مسلمان]] شدن مادرش [[خدیجه]]{{س}} او هم مسلمان شد و [[رسول الله]]{{صل}} هنگامی که از [[زنها]] [[بیعت]] میگرفت، از او و خواهرش هم بیعت گرفت. | امکلثوم همواره در [[مکه]] و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از [[مسلمان]] شدن مادرش [[خدیجه]]{{س}} او هم مسلمان شد و [[رسول الله]]{{صل}} هنگامی که از [[زنها]] [[بیعت]] میگرفت، از او و خواهرش هم بیعت گرفت. | ||
[[پیش از بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، [[عتیبة بن ابیلهب]] پسر عموی پدرش او را نامزد و [[عقد]] کرد و چون [[پیامبر]] [[مبعوث]] شد و [[خداوند]] [[سوره مسد]] را نازل فرمود، [[عتیبه]] نیز به تحریک پدرش [[ابولهب]] و یا مادرش [[امجمیل]]، همسرش را [[طلاق]] داد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref>. | [[پیش از بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}}، [[عتیبة بن ابیلهب]] پسر عموی پدرش او را نامزد و [[عقد]] کرد و چون [[پیامبر]] [[مبعوث]] شد و [[خداوند]] [[سوره مسد]] را نازل فرمود، [[عتیبه]] نیز به تحریک پدرش [[ابولهب]] و یا مادرش [[امجمیل]]، همسرش را [[طلاق]] داد<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref>. | ||
نسخهٔ ۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۴
امکلثوم دختر پیامبر اکرم (ص) و حضرت خدیجه است. او ابتدا با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد، لکن بعد از نزول سوره مسد به دستور ابولهب او را طلاق داد. بعد از آن امکلثوم همواره همراه پدر بزرگوارش بود و پس از مسلمان شدن مادرش او هم مسلمان شد و به مدینه مهاجرت کرد. بعد از وفات خواهرش رقیه که همسر عثمان بود، با او ازدواج کرد و در اثر ضرباتی که عثمان به او زده بود وفات کرد.
نسب
پیامبر اکرم(ص) بعد از ازدواج با حضرت خدیجه دارای شش فرزند، دو پسر و چهار دختر شدند: قاسم و عبدالله معروف به طیب و طاهر، زینب، امکلثوم، رقیه و فاطمه(س)[۱].
امکلثوم با پسر ابولهب، عتیبه ازدواج کرده بود، زمانی که رسول اکرم(ص) به پیامبری مبعوث شدند و خداوند سوره مسد را در شأن ابولهب و ام جمیله، پدر و مادر عتیبه نازل کرد، ابولهب به پسرانش گفت: اگر دختران محمد را طلاق ندهید همواره با شما قهر خواهم بود و عتبه و عتیبه بدون اینکه با دختران پیامبر نزدیکی کرده باشند آنها را طلاق دادند[۲][۳]
عتیبه پس از طلاق دادن امکلثوم، پیش پیامبر اکرم(ص) آمد و در کمال بیادبی گفت: "من به دین تو کافرم، دخترت را هم طلاق دادم. نه مرا دوست داشته باش و نه شما را دوست دارم". سپس به رسول اکرم(ص) حمله و پیراهن آن حضرت را پاره کرد[۴].
ازدواج با عثمان بن عفان
ام کلثوم همواره در مکه و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از مسلمان شدن مادرش خدیجه او هم مسلمان شد و رسول خدا(ص) هنگامی که از زنها بیعت میگرفت از او و خواهرانش نیز بیعت گرفت. هنگامی که پیامبر(ص) به مدینه هجرت فرمود، ام کلثوم هم همراه دیگر کسانی که تحت تکفل پیامبر(ص) بودند به مدینه هجرت کرد و چون رقیه دختر رسول خدا(ص) درگذشت، سه ماه بعد از وفات رقیه[۵]، عثمان با امکلثوم که دوشیزه بود ازدواج نمود. مراسم عقد در ماه ربیع الاول سال سوم هجری بود و در ماه جمادی الثانی همان سال به خانه عثمان برده شد و از او بچهای به دنیا نیاورد[۶].[۷]
وفات ام کلثوم
در مورد چگونگی وفات ام کلثوم، امام صادق(ع) فرمودند: «زمانی که عثمان بن عفان عموی خود مغیرة بن ابی العاص که پیامبر(ص) خون وی را هدر اعلام فرموده بود پناه داد، به ام کلثوم دختر رسول خدا(ص) گفت: پدرت را از این ماجرا باخبر نکن. سپس عمویش را در جالباسی مخفی نمود. پیامبر(ص) از طریق وحی از مکان مغیره آگاه شد و به علی(ع) فرمود: شمشیرت را بردار و به خانه دختر پسر عمویت برو اگر به مغیرهدست یافتی او را به قتل برسان. علی(ع) مغیره را پیدا نکرد و به سوی پیامبر(ص) بازگشت و عرض کرد یا رسولالله وی را نیافتم. پیامبر(ص) فرمود: به من وحی رسید که او در جالباسی است. عثمان نزد پیامبر(ص) آمد و از پیامبرامان خواست و پیامبر(ص) امان نداد تا اینکه عثمان سه بار آمد و خیلی اصرار نمود. مرتبه چهارم پیامبر(ص) سر خود را بلند کرد و فرمود: اگر بعد از سه روز وی را بیابم به قتل میرسانم. عثمان سه روز از مغیره پذیرایی کرد و در روز چهارم او را تجهیز نمود و بیرون فرستاد. مغیره در اطراف مدینه زیر سایه درختی برای استراحت نشسته بود که به پیامبر(ص) وحی رسید و از مکان مغیره خبر داد. پیامبر(ص) به علی(ع) دستور داد تا با عمار و یک نفر دیگر به سراغ مغیرة بن ابی العاص برود و او را زیر فلان درخت به قتل برساند.
امیرالمؤمنین(ع) آمدند و مغیره را کشتند. عثمان، امکلثوم دختر رسول خدا(ص) را کتک زد و گفت: تو پدرت را آگاه ساختی. ام کلثوم کسی را پیش پیامبر(ص) فرستاد و از شوهرش شکایت کرد. پیامبر(ص) نیز به دخترش پیام فرستاد حیای خود را حفظ کن. ام کلثوم چند بار شکایت خود را تکرار کرد تا اینکه در مرتبه چهارم پیامبر(ص) به علی(ع) دستور داد و فرمود: شمشیر بردار و به خانه ام کلثوم برو و او را با خود بیاور و اگر کسی مانع کارت شد با شمشیر قطعه قطعهاش کن. سپس خود پیامبر(ص) به در خانه عثمان آمد و علی(ع) ام کلثوم را بیرون آورد. وقتی پدرش را دید صدای گریهاش بلند شد و رسول خدا(ص) محزون شد و گریه نمود و دخترش را در روز یکشنبه به خانهاش برد و آثار کتک را در بدن ام کلثوم مشاهده نمود. عثمان شبها را با کنیزش به سر برد و دختر رسول خدا(ص) روز چهارشنبه از دنیا رفت.
فاطمه(س) و زنان مؤمنین به دستور رسول خدا(ص) در تشییع جنازه وی شرکت کردند و عثمان نیز به تشییع جنازه آمد. پیامبر(ص) تا عثمان را دید، فرمود: هر کس شب گذشته با همسرش یا با کنیزش نزدیکی کرده دنبال جنازه نیاید. پیامبر(ص) سه بار این حرف را تکرار کرد ولی عثمان برنگشت. پیامبر(ص) مرتبه چهارم فرمود: اگر برنگردد نامش را میگویم. عثماندست روی شکم خود گذاشت و به عبد خود تکیه نمود و گفت: یا رسولالله من شکم درد دارم اگر اذن بدهی من برگردم. فرمود برگرد. پیامبر(ص) به همراه فاطمه(س) و زنان مؤمنین و مهاجرین بر جنازه دخترش نماز خواند»[۸]. ام کلثوم در شعبان سال نهم هجرت از دنیا رفت[۹]، "اسماء بنت عمیس" و صفیه دختر عبدالمطلب و زنان انصار از جمله ام عطیه و لیلی بنت قانف الثقفیه او را غسل دادند. علی(ع) با فضل بن عباس و اسامة بن زید وارد قبر شده و او را به خاک سپردند[۱۰].[۱۱]
ام کلثوم
امکلثوم سومین دختر پیامبر خاتم و حضرت خدیجه بود. امکلثوم همواره در مکه و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از مسلمان شدن مادرش خدیجه(س) او هم مسلمان شد و رسول الله(ص) هنگامی که از زنها بیعت میگرفت، از او و خواهرش هم بیعت گرفت. پیش از بعثت رسول خدا(ص)، عتیبة بن ابیلهب پسر عموی پدرش او را نامزد و عقد کرد و چون پیامبر مبعوث شد و خداوند سوره مسد را نازل فرمود، عتیبه نیز به تحریک پدرش ابولهب و یا مادرش امجمیل، همسرش را طلاق داد[۱۲]. امکلثوم همراه خواهر کوچکش فاطمه(س) در سختیهای زندگی به مادرشان کمک میکردند و در کاستن درد و رنجهای پدرشان که از ناحیه مشرکان قریش میرسید، تلاش میکردند. امکلثوم در شعب ابیطالب مانند دیگر مسلمانان سختیهای این محاصره را چشید و غم و غصههای مادر بر دوشهای ظریف او نیز سنگینی میکرد. پس از اتمام محاصره شعب، او در خانه بیشترین مسئولیت را به عهده گرفت و علاوه بر پرستاری از مادر بیمارش به مراقبت از خواهر کوچکش فاطمه(س) هم پرداخت و او نیز با وجود کمی سن از رنج و آلام پدرش میکاست.
پس از رحلت مادر بزرگوارش مسئولیت امکلثوم در خانه پدر بیشتر آشکار شد. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) به مدینه هجرت فرمود، امکلثوم هم همراه دیگر کسانی که تحت تکفل رسول الله(ص) بودند، همراه امیرالمؤمنین علی(ع) به مدینه هجرت کرد. چون خواهرش رقیه درگذشت، عثمان بن عفان با امکلثوم که هنوز دوشیزه بود، ازدواج کرد. مراسم عقد در ماه ربیع الاول سال سوم هجرت بود و در ماه جمادیالاخر همان سال به خانه عثمان برده شد و بدون اینکه فرزندی برای عثمان بیاورد، در شعبان سال نهم هجرت درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد[۱۳]. او آخرین فرزند رسول الله(ص) از خدیجه(س) بود که در زمان حیات آن حضرت درگذشت. موضوع ازدواج عثمان با دو دختر رسول الله(ص) از دیرباز مورد تردید بوده است. اسماء دختر عمیس خثعمی پیکر امکلثوم را غسل داد و برای او شبه تابوتی فراهم آورد و دستور داد شاخههایتر و تازه آوردند و پیکر را پوشاندند. گفته شده پیکر امکلثوم را تنی چند از بانوان انصار که امعطیه هم میان ایشان بود، غسل دادند و ابوطلحه برای خاکسپاری او وارد گور شد. پیامبر اکرم(ص) خود بر پیکر دخترش نماز گزارد و به هنگام خاکسپاری کنار قبر او نشست و اشک میریخت. علی بن ابیطالب(ع)، فضل بن عباس و اسامة بن زید وارد گور شدند[۱۴].[۱۵]
منابع
پانویس
- ↑ قرب الاسناد، حمیری، ص۹؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۶ ـ ۴۰۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۲۹-۳۰؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۸۳۹-۱۸۴۰؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۳۸۴.
- ↑ ر.ک: علیزاده، فرهاد، مقاله «رقیه و امکلثوم دختران رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲، ص۲۴۵.
- ↑ ر.ک: محمدزاده، حبیب، رقیه و امکلثوم، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۳۸۸؛ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۳۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۰-۳۱.
- ↑ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ ر.ک: علیزاده، فرهاد، مقاله «رقیه و امکلثوم دختران رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲، ص۲۴۵.
- ↑ فروع کافی، کلینی، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۳.
- ↑ تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفة بن خیاط، ص۴۵.
- ↑ الذریة الطاهرة النبویه، دولابی، ص۸۸.
- ↑ ر.ک: علیزاده، فرهاد، مقاله «رقیه و امکلثوم دختران رسول خدا»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲، ص۲۴۵-۲۴۷؛ محمدزاده، حبیب، رقیه و امکلثوم، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۳۸۸-۳۸۹؛ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۳۶.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۳۹.
- ↑ ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶-۳۷؛ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۳، ص۱۹۲-۱۹۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۱۷۶.