فطرت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ نوامبر ۲۰۱۹
خط ۱۲: خط ۱۲:
*[[خداوند متعال]] همه [[انسان‌ها]] را به آفرینشی یکسان (که فطرت نام دارد) آفریده است. در این خصوصیت، [[مؤمن]] و [[کافر]] و [[شقی]] و سعید مشترک‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*[[خداوند متعال]] همه [[انسان‌ها]] را به آفرینشی یکسان (که فطرت نام دارد) آفریده است. در این خصوصیت، [[مؤمن]] و [[کافر]] و [[شقی]] و سعید مشترک‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} در [[مقام]] [[ستایش]] [[پروردگار]] می‌فرماید: ... و ای آفریننده [[دل‌ها]] مطابق فطرت آن‌ها، چه دل‌های [[شقی]] و چه دل‌های سعید...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۷۱: {{متن حدیث|"وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِيِّهَا وَ سَعِيدِهَا"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} در [[مقام]] [[ستایش]] [[پروردگار]] می‌فرماید: ... و ای آفریننده [[دل‌ها]] مطابق فطرت آن‌ها، چه دل‌های [[شقی]] و چه دل‌های سعید...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۷۱: {{متن حدیث|"وَ جَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِيِّهَا وَ سَعِيدِهَا"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*سرشت همه [[انسان‌ها]] رو سوی کمال دارد و از هرگونه [[نقص]] نیز به دور است. این میل به کمال و دوری از [[نقص]] سرمنشأ تمام حرکات و تلاش‌های [[آدمیان]] است. اما [[انسان‌ها]] در کمال‌طلبی خویش ممکن است به اشتباه بیفتند و چیزی را کمال بپندارند که در واقع کمال مطق نیست، از این‌رو نمی‌توانند به مسیری درست رهنمون شوند. [[سعادت]] و [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] نیز تشخیص درست ان کمال مطلوب است. برای مثال بیشتر [[انسان‌ها]] از [[مرگ]] می‌ترسند، چون نسبت به [[مرگ]] اطلاع کافی ندارند و [[مرگ]] را [[نقص]] و نابودی می‌پندارند و بنابر فطرت خویش از [[نقص]] دوری می‌جویند. اما کسی که از [[مرگ]] [[شناخت کامل]] دارد و [[مرگ]] در نظر او معبری برای رسیدن به کمال است، از [[مرگ]] ترسی ندارد و [[عشق]] به [[شهادت]] نیز از این‌جا نشئت می‌گیرد. از این‌رو [[امام]] {{ع}} در فرازهایی از [[کلام]] خویش به این موضوع اشاراتی دارد: به [[خدا]] [[سوگند]]، دل‌بستگی پسر [[ابوطالب]] به [[مرگ]] از دل‌بستگی کودک به پستان [[مادر]] بیشتر است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*سرشت همه [[انسان‌ها]] رو سوی کمال دارد و از هرگونه [[نقص]] نیز به دور است. این میل به کمال و دوری از [[نقص]] سرمنشأ تمام حرکات و تلاش‌های [[آدمیان]] است. اما [[انسان‌ها]] در کمال‌طلبی خویش ممکن است به اشتباه بیفتند و چیزی را کمال بپندارند که در واقع کمال مطق نیست، از این‌رو نمی‌توانند به مسیری درست رهنمون شوند. [[سعادت]] و [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] نیز تشخیص درست ان کمال مطلوب است. برای مثال بیشتر [[انسان‌ها]] از [[مرگ]] می‌ترسند، چون نسبت به [[مرگ]] اطلاع کافی ندارند و [[مرگ]] را [[نقص]] و نابودی می‌پندارند و بنابر فطرت خویش از [[نقص]] دوری می‌جویند. اما کسی که از [[مرگ]] [[شناخت کامل]] دارد و [[مرگ]] در نظر او معبری برای رسیدن به کمال است، از [[مرگ]] ترسی ندارد و [[عشق]] به [[شهادت]] نیز از این‌جا نشئت می‌گیرد. از این‌رو [[امام]] {{ع}} در فرازهایی از [[کلام]] خویش به این موضوع اشاراتی دارد: «به [[خدا]] [[سوگند]]، دل‌بستگی پسر [[ابوطالب]] به [[مرگ]] از دل‌بستگی کودک به پستان [[مادر]] بیشتر است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵: {{متن حدیث|"وَاللهِ لاَبْنُ أَبی‌طالِبٍ آنَسُ بِاْلَمْوالطّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
*بر اساس فطرت [[عشق]] به کمال و دوری از [[نقص]]، [[انسان‌ها]] فطریات و سرشت‌هایی پیدا می‌کنند که عبارت‌اند از:
*بر اساس فطرت [[عشق]] به کمال و دوری از [[نقص]]، [[انسان‌ها]] فطریات و سرشت‌هایی پیدا می‌کنند که عبارت‌اند از:
#'''[[پرستش]]:''' [[انسان‌ها]] در درون خویس [[عشق]] به [[پرستش]] موجودی دارند که دارای همه [[کمالات]] باشد. از این‌رو فطرت [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] در [[انسان]] شکل گرفته است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: و کلمه [[توحید]]، در فطرت و جبلت هر انسانی نهفته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
#'''[[پرستش]]:''' [[انسان‌ها]] در درون خویس [[عشق]] به [[پرستش]] موجودی دارند که دارای همه [[کمالات]] باشد. از این‌رو فطرت [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] در [[انسان]] شکل گرفته است. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: و کلمه [[توحید]]، در فطرت و جبلت هر انسانی نهفته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹: {{متن حدیث|"وَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ"}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619.</ref>.
#'''[[ستایش]]:''' [[انسان]] براساس فطرت پرستشگر خود، رو به سویِ موجودی دارد که او را بستاید و [[نیایش]] کند و بر او تکیه زند. مربیان [[الهی]] که سرآمد آن‌ها [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} هستند، سعی بر این دارند که این انگیزه فطری را به سوی [[پروردگار]] [[هدایت]] کنند تا [[انسان‌ها]] گرفتار معبودهای دروغین نشوند: خداوندا، تو [[شایسته]] زیباترین توصیف‌هایی و [[شایسته]] آن که فراوان بستایندت. اگر کسی [[آرزو]] در تو بندد، [[بهترین]] کسی هستی که می‌توان [[آرزو]] در آن بست و اگر به تو [[امیدوار]] شوند، [[بهترین]] کسی هستی که به او [[امیدوار]] توان بود. بارخدایا، مرا [[نعمت]] خود چندان ارزانی داشته‌ای که دیگر نیازی به [[ستودن]] دیگری نیست و جز تو را [[ستایش]] نگویم. کسانی را نستایم که مرا نومید گردانند و [[گمان]] دارم که بر من [[احسان]] نکنند. آفریدگارا، تو زبان مرا از [[ستایش]] [[آدمیان]] نگاه داشتی و از [[ستایش]] آفریدگانت در [[امان]] نهادی. بار خدایا، هرکس سخنی در [[ستایش]] کسی گوید از آن‌که ستایشش کرده، [[پاداش]] یا عطایی بطلبد و من که تو را [[ستایش]] می‌گویم، [[امید]] دارم که مرا به [[رحمت]] و گنجینه‌های آمرزشت راه بنمایی. پروردگارا، این‌جا که من ایستاده‌ام جای کسی است که تو را به یکتایی می‌ستاید و این یکتایی فقط از آنِ تو است و بس. جز تو کسی [[شایسته]] این ستایش‌ها و [[مدایح]] نیست و مرا به تو نیازی است که جز به [[فضل]] و [[رحمت]] تو جبران آن نشود و [[سختی]] آن را جز [[بخشش]] و [[کرم]] تو از میان [[نبرد]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619-620.</ref>.
#'''[[ستایش]]:''' [[انسان]] براساس فطرت پرستشگر خود، رو به سویِ موجودی دارد که او را بستاید و [[نیایش]] کند و بر او تکیه زند. مربیان [[الهی]] که سرآمد آن‌ها [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} هستند، سعی بر این دارند که این انگیزه فطری را به سوی [[پروردگار]] [[هدایت]] کنند تا [[انسان‌ها]] گرفتار معبودهای دروغین نشوند: خداوندا، تو [[شایسته]] زیباترین توصیف‌هایی و [[شایسته]] آن که فراوان بستایندت. اگر کسی [[آرزو]] در تو بندد، [[بهترین]] کسی هستی که می‌توان [[آرزو]] در آن بست و اگر به تو [[امیدوار]] شوند، [[بهترین]] کسی هستی که به او [[امیدوار]] توان بود. بارخدایا، مرا [[نعمت]] خود چندان ارزانی داشته‌ای که دیگر نیازی به [[ستودن]] دیگری نیست و جز تو را [[ستایش]] نگویم. کسانی را نستایم که مرا نومید گردانند و [[گمان]] دارم که بر من [[احسان]] نکنند. آفریدگارا، تو زبان مرا از [[ستایش]] [[آدمیان]] نگاه داشتی و از [[ستایش]] آفریدگانت در [[امان]] نهادی. بار خدایا، هرکس سخنی در [[ستایش]] کسی گوید از آن‌که ستایشش کرده، [[پاداش]] یا عطایی بطلبد و من که تو را [[ستایش]] می‌گویم، [[امید]] دارم که مرا به [[رحمت]] و گنجینه‌های آمرزشت راه بنمایی. پروردگارا، این‌جا که من ایستاده‌ام جای کسی است که تو را به یکتایی می‌ستاید و این یکتایی فقط از آنِ تو است و بس. جز تو کسی [[شایسته]] این ستایش‌ها و [[مدایح]] نیست و مرا به تو نیازی است که جز به [[فضل]] و [[رحمت]] تو جبران آن نشود و [[سختی]] آن را جز [[بخشش]] و [[کرم]] تو از میان [[نبرد]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 619-620.</ref>.
#'''[[حقیقت‌جویی]]:''' [[انسان]] بر حسب فطرت خویش در جست‌وجوی [[حقیقت]] است و از [[نادانی]] و [[جهل]] گریزان. کسب [[دانایی]] و [[آگاهی]] برای [[انسان]]، امری مطلوب و لذت‌بخش است. [[انسان‌ها]] حتی در [[زندگی]] عادی و روزمره خود نیازمند [[دانش]] و [[آگاهی]] هستند و بدون [[آگاهی]]، زندگی‌شان رشد نخواهد داشت. به همین‌گونه رسیدنبه کمال مطلوب نیز بدون حضور [[آگاهی]] امکان‌پذیر نیست. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[حکمت]] گم‌شده [[مؤمن]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۷۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 620.</ref>.
#'''[[حقیقت‌جویی]]:''' [[انسان]] بر حسب فطرت خویش در جست‌وجوی [[حقیقت]] است و از [[نادانی]] و [[جهل]] گریزان. کسب [[دانایی]] و [[آگاهی]] برای [[انسان]]، امری مطلوب و لذت‌بخش است. [[انسان‌ها]] حتی در [[زندگی]] عادی و روزمره خود نیازمند [[دانش]] و [[آگاهی]] هستند و بدون [[آگاهی]]، زندگی‌شان رشد نخواهد داشت. به همین‌گونه رسیدنبه کمال مطلوب نیز بدون حضور [[آگاهی]] امکان‌پذیر نیست. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[حکمت]] گم‌شده [[مؤمن]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۷۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 620.</ref>.
۱۳۰٬۲۱۶

ویرایش