اخلاق: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۸: خط ۱۸:


==معنای اخلاق==
==معنای اخلاق==
در معنی واژه [[اخلاق]] در بین [[علما]] و [[دانشمندان]] [[اسلامی]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد؛ مرحوم حاج [[شیخ عباس قمی]] و راغب اصفهانی<ref>ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص676؛ مفردات، ص۱۵۹.</ref>، دانشمند معتقدند: خُلق "به ضم" و خَلق "به [[فتح]]" در اصل یک معنا دارند؛ لیکن برحسب استعمال خَلق را در صور و اشکال ظاهری که با چشم دیده میشوند و خُلق را در صفات و سجایای [[باطنی]] که با دیده [[بصیرت]] [[درک]] میشوند، استعمال میکنند. بنابراین [[اخلاق]] یعنی: صورت درونی و چهره [[باطنی]] [[انسان]]<ref>محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص13.</ref>.
*در معنی واژه [[اخلاق]] در بین [[علما]] و [[دانشمندان]] [[اسلامی]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد؛ مرحوم حاج [[شیخ عباس قمی]] و راغب اصفهانی<ref>ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص۶۷۶؛ مفردات، ص۱۵۹.</ref>، دانشمند معتقدند: خُلق "به ضم" و خَلق "به [[فتح]]" در اصل یک معنا دارند؛ لیکن برحسب استعمال خَلق را در صور و اشکال ظاهری که با چشم دیده می‌شوند و خُلق را در صفات و سجایای [[باطنی]] که با دیده [[بصیرت]] [[درک]] می‌شوند، استعمال می‌کنند. بنابراین [[اخلاق]] یعنی: صورت درونی و چهره [[باطنی]] [[انسان]]<ref>محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۱۳.</ref>.
غزالی [[اخلاق]] را حالتی [[راسخ]] و مؤثر در روان [[انسان]] میداند که در سایه آن بدون [[اندیشه]] و تأمل [[افعال]] و [[رفتار]] از [[بشر]] صادر می‌شود گروهی [[اخلاق]] را عبارت از ملکات و صورت‌های نفسانی ثابت که از تکرار عمل حاصل می‌شود، میدانند. اما گروهی دیگر [[اخلاق]] را عبارت از مجموعه اصول [[حاکم]] بر [[رفتار]] انسانی و پاسداری از این روابط می‌دانند<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.</ref>.
*[[غزالی]] [[اخلاق]] را حالتی [[راسخ]] و مؤثر در روان [[انسان]] می‌داند که در سایه آن بدون [[اندیشه]] و تأمل [[افعال]] و [[رفتار]] از [[بشر]] صادر می‌شود گروهی [[اخلاق]] را عبارت از ملکات و صورت‌های نفسانی ثابت که از تکرار عمل حاصل می‌شود، می‌دانند. اما گروهی دیگر [[اخلاق]] را عبارت از مجموعه اصول [[حاکم]] بر [[رفتار]] انسانی و پاسداری از این روابط می‌دانند<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.</ref>.
گاهی واژه [[اخلاق]] صرفاً در مورد صفات و [[افعال]] [[نیک]] و [[پسندیده]] به‌کار میرود مثلاً ایثارگری را صفتی [[اخلاقی]] و عمل دزدی را غیر [[اخلاقی]] مینامند<ref>مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص16.</ref>.
*گاهی واژه [[اخلاق]] صرفاً در مورد صفات و [[افعال]] [[نیک]] و [[پسندیده]] به‌کار می‌رود مثلاً ایثارگری را صفتی [[اخلاقی]] و عمل دزدی را غیر [[اخلاقی]] می‌نامند<ref>مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص۱۶.</ref>.
[[فخر رازی]] خُلق را عبارت از ملکه‌ای می‌داند که به واسطه آن، [[افعال]] از [[نفس]] به آسانی و بدون به‌کار بردن [[اندیشه]] صادر میشود<ref>فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.</ref>.
*[[فخر رازی]] خُلق را عبارت از ملکه‌ای می‌داند که به واسطه آن، [[افعال]] از [[نفس]] به آسانی و بدون به‌کار بردن [[اندیشه]] صادر میشود<ref>فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.</ref>.
[[عبدالرزاق لاهیجی]] مینویسد:
*[[عبدالرزاق لاهیجی]] می‌نویسد: "خُلق ملکه‌ای است نفسانی که مقتضی سهولت صدور [[افعال]] از [[نفس]] بدون [[نیاز]] به [[فکر]] و تأمل می‌باشد"<ref>عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۸۵.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۵.</ref>
"خُلق ملکه‌ای است نفسانی که مقتضی سهولت صدور [[افعال]] از [[نفس]] بدون [[نیاز]] به [[فکر]] و تأمل میباشد"<ref>عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص485.</ref>.
*در غیاث اللغات، معادل خلق، [[خوی]] آمده است و در لغت [[عرب]] به معنای عادت، [[طبیعت]]، سجیت، [[دین]] و [[مروت]] ذکر شده است<ref>علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.</ref>.
در غیاث اللغات، معادل خلق، [[خوی]] آمده است و در لغت [[عرب]] به معنای عادت، [[طبیعت]]، سجیت، [[دین]] و [[مروت]] ذکر شده است<ref>علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.</ref>.
*مرحوم [[فیض کاشانی]] [[اخلاق]] را این‌گونه تعریف کرده است: [[اخلاق]] هیئتی است [[استوار]] و [[راسخ]] در [[جان]]، که [[کارها]] به آسانی و بدون [[نیاز]] به [[تفکر]] و [[اندیشه]] از آن صادر می‌شود. اگر این هیئت به گونه‌ای باشد که [[افعال]] زیبا و [[پسندیده]] از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] [[نیک]] می‌نامند و اگر [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] بد گویند<ref>محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.</ref>.
مرحوم [[فیض کاشانی]] [[اخلاق]] را این‌گونه تعریف کرده است:
*[[علامه مجلسی]] در تعریف [[اخلاق]] می‌گوید: [[اخلاق]]، ملکه‌ای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر می‌شود. برخی از این ملکات [[فطری]] و ذاتی‌اند و پاره‌ای از آن‌ها نیز با [[تفکر]] و تلاش و تمرین و عادت دادن [[نفس]] به آن‌ها، به دست می‌آیند... چنانچه [[بخیل]] در ابتدا با [[سختی]] و [[جان]] کندن چیزی را می‌بخشد اما در اثر تکرار، [[اخلاق]] [[بخشش]] به صورت [[خوی]] و عادت او در می‌آید<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۷۲.</ref>.
[[اخلاق]] هیئتی است [[استوار]] و [[راسخ]] در [[جان]]، که [[کارها]] به آسانی و بدون [[نیاز]] به [[تفکر]] و [[اندیشه]] از آن صادر میشود. اگر این هیئت به گونه‌ای باشد که [[افعال]] زیبا و [[پسندیده]] از نظر [[عقل]] و [[شرع]]، از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] [[نیک]] مینامند و اگر [[افعال]] [[زشت]] و [[ناپسند]] از آن صادر شود، آن را [[اخلاق]] بد گویند<ref>محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص14.</ref>.
*[[اخلاق]] عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. [[اخلاق]] در این معنا، یکی از ثمرات [[تربیت]]، بلکه مهم‌ترین ثمره آن است<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.</ref>.
[[علامه مجلسی]] در تعریف [[اخلاق]] میگوید:
*[[اخلاق]] از نظر لغوی، به مجموعه [[فضائل]] و رذائلی که در [[انسان]] به صورت درآمده‌اند، اطلاق میشود<ref>سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۶.</ref>
[[اخلاق]]، ملکه‌ای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر میشود. برخی از این ملکات [[فطری]] و ذاتی‌اند و پاره‌ای از آن‌ها نیز با [[تفکر]] و تلاش و تمرین و عادت دادن [[نفس]] به آن‌ها، به دست می‌آیند... چنانچه [[بخیل]] در ابتدا با [[سختی]] و [[جان]] کندن چیزی را میبخشد اما در اثر تکرار، [[اخلاق]] [[بخشش]] به صورت [[خوی]] و عادت او در میآید<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص۳۷۲.</ref>.
*مرحوم [[احمد نراقی]] در کتاب [[سیف الأمه و برهان المله]] (در رد نظریات هنری مارتین [[مسیحی]]) به مدنی بالطبع بودن [[انسان]]، متفاوت بودن [[انسان‌ها]] با یکدیگر، و [[ضرورت]] ضابطه و [[قانون]] و [[حاکمیت خدا]] و پس از آن تعیین فردی از سوی [[خدا]] برای [[بیان]] [[احکام]] تکلیفیه [[انسان]] اشاره می‌نماید.
[[اخلاق]] عبارت است از مجموعه ملکات نفسانی و صفات و خصایص روحی. [[اخلاق]] در این معنا، یکی از ثمرات [[تربیت]]، بلکه مهم‌ترین ثمره آن است<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.</ref>.
*[[نجمه کیخا]] در کتاب مناسبات [[اخلاق]] و [[سیاست]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]] می‌نویسد: "یکی از تفاوت‌های [[اخلاق]] و [[حقوق]] در این است که [[اخلاق]] برخلاف مواد [[حقوقی]] ضمانت اجرایی قانونی ندارد، بلکه تنها از جنبه درونی و مذهبی ضمانت می‌شود"<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.</ref>.
[[اخلاق]] از نظر لغوی، به مجموعه [[فضائل]] و رذائلی که در [[انسان]] به صورت درآمده‌اند، اطلاق میشود<ref>سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.</ref>.
*در [[اسلام]] منشأ و مبنای [[قانون الهی]]، در نظر داشتن زمینه‌های [[فطرت]] و [[آفرینش انسان]] است که [[عقل]] [[بشر]] به منزله [[راهنمایی]] برای وصول به آن مقصد بوده [[اخلاق]] که [[اندیشه]] و [[حقوق]] جمع، آن را غنی‌تر می‌سازد<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۶.</ref>.
در این نوشتار مراد از [[اخلاق]]، صفت‌های نفسانی خوب و بد، [[اعمال]] و رفتارهای اختیاری متناسب با آن صفت‌ها که شامل پسندها و ناپسندهای [[اخلاقی]] است میباشد. در [[مکتب]] [[اسلامی]] [[اخلاق]] میبایست از ضمانت اجرایی [[ایمان]] و [[مذهب]] برخوردار باشد و [[اخلاق]]، [[اخلاق اسلامی]] نخواهد بود.
*[[اخلاق]] از نظر [[اسلام]] بر پایه‌های [[توحید]]، [[معاد]]، وجود [[روح]] و بقای آن بعد از [[مرگ]] [[استوار]] است؛ [[بهترین]] ضامن اجرایی آن، [[ایمان]] است، که اگر در کالبد افراد [[جامعه]] نهادینه شود، [[نهان]] و [[آشکار]] [[جامعه]] با [[نور]] [[ایمان]] [[هدایت]] میگردد؛ که میوه‌های شیرین این درخت، [[اعتماد]]، [[امنیت]]، [[حیا]]، [[عفت]]، [[راستی]]، [[حق‌طلبی]] و... خواهد شد؛ و [[زندگی]] در چنین جامعه‌ای مثل [[زندگی]] در گوشه‌ای از [[بهشت]] خواهد بود<ref>اخلاق در نهج‌البلاغه، ص۲۴.</ref>.
مرحوم [[احمد نراقی]] در کتاب [[سیف]] الأمه و [[برهان]] المله (در رد نظریات هنری مارتین [[مسیحی]]) به مدنی بالطبع بودن [[انسان]]، متفاوت بودن [[انسان‌ها]] با یکدیگر، و [[ضرورت]] ضابطه و [[قانون]] و [[حاکمیت خدا]] و پس از آن تعیین فردی از سوی [[خدا]] برای [[بیان]] [[احکام]] تکلیفیه [[انسان]] اشاره می‌نماید.
*زمانی [[فضائل]] و [[کمالات]] [[اخلاقی]] از پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار میشود که بر [[ایمان به خدا]] تأکید داشته باشد<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۲۴.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۷.</ref>
نجمه کیخا در کتاب مناسبات [[اخلاق]] و [[سیاست]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]] مینویسد:
*[[ویکتور فرانکل]] روان‌شناس و [[صاحب]] [[مکتب]] معنادرمانی، [[ایمان]] مذهبی را یکی از عناصر مهم در حفظ [[ارزش‌های اخلاقی]] افراد در اردوگاه‌های کار اجباری می‌داند<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص۲۳۵.</ref>.
"یکی از تفاوت‌های [[اخلاق]] و [[حقوق]] در این است که [[اخلاق]] برخلاف مواد [[حقوقی]] ضمانت اجرایی قانونی ندارد، بلکه تنها از جنبه درونی و مذهبی ضمانت میشود"<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.</ref>.
*[[الکسیس کارل]] می‌گوید: "... [[انسان]] در ساختن یک [[سیستم]] [[اخلاقی]] مستقل از [[مذهب]] آن‌چنان که سقراط میخواست موفق نشد..."<ref>کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمد تقی شریعتی، ص۲۸.</ref>.
در [[اسلام]] منشأ و مبنای [[قانون الهی]]، در نظر داشتن زمینه‌های [[فطرت]] و [[آفرینش انسان]] است که [[عقل]] [[بشر]] به منزله [[راهنمایی]] برای وصول به آن مقصد بوده [[اخلاق]] که [[اندیشه]] و [[حقوق]] جمع، آن را غنی‌تر میسازد<ref>علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص26.</ref>.
*[[ویلیام جیمز]] در کتاب خود بُعد [[اخلاقی]] [[ایمان دینی]] را از قول امرسون [[تأیید]] می‌نماید<ref>ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.</ref>.
[[اخلاق]] از نظر [[اسلام]] بر پایه‌های [[توحید]]، [[معاد]]، وجود [[روح]] و بقای آن بعد از [[مرگ]] [[استوار]] است؛ [[بهترین]] ضامن اجرایی آن، [[ایمان]] است، که اگر در کالبد افراد [[جامعه]] نهادینه شود، [[نهان]] و [[آشکار]] [[جامعه]] با [[نور]] [[ایمان]] [[هدایت]] میگردد؛ که میوه‌های شیرین این درخت، [[اعتماد]]، [[امنیت]]، [[حیا]]، [[عفت]]، [[راستی]]، [[حق‌طلبی]] و... خواهد شد؛ و [[زندگی]] در چنین جامعه‌ای مثل [[زندگی]] در گوشه‌ای از [[بهشت]] خواهد بود<ref>اخلاق در نهج‌البلاغه، ص24.</ref>.
*یکی از شیوه‌های مطالعه در [[اخلاق]]، رویکرد [[اخلاق]] [[نقلی]] است که در آن به [[پیروی]] از آنچه در [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]] گرامی‌اش{{عم}} [[بیان]] شد، تأکید می‌گردد. این شیوه تمامی مزایای شیوه‌های دیگر مطالعات [[اخلاقی]] را داراست<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص۲۲-۲۳.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص:۲۸.</ref>
زمانی [[فضائل]] و [[کمالات]] [[اخلاقی]] از پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار میشود که بر [[ایمان به خدا]] تأکید داشته باشد<ref>محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص24.</ref>.
ویکتور فرانکل روان‌شناس و [[صاحب]] [[مکتب]] معنادرمانی، [[ایمان]] مذهبی را یکی از عناصر مهم در حفظ [[ارزش‌های اخلاقی]] افراد در اردوگاه‌های کار اجباری میداند<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص235.</ref>.
الکسیس کارل میگوید:
"... [[انسان]] در ساختن یک [[سیستم]] [[اخلاقی]] مستقل از [[مذهب]] آن‌چنان که سقراط میخواست موفق نشد..."<ref>کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمدتقی شریعتی، ص۲۸.</ref>.
ویلیام جیمز در کتاب خود بُعد [[اخلاقی]] [[ایمان دینی]] را از قول امرسون [[تأیید]] مینماید<ref>ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.</ref>.
یکی از شیوه‌های مطالعه در [[اخلاق]]، رویکرد [[اخلاق]] [[نقلی]] است که در آن به [[پیروی]] از آنچه در [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]] گرامی‌اش{{عم}} [[بیان]] شد، تأکید میگردد. این شیوه تمامی مزایای شیوه‌های دیگر مطالعات [[اخلاقی]] را داراست<ref>احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص22-23.</ref>.


==[[دانش اخلاق]]==
==[[دانش اخلاق]]==

نسخهٔ ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۴:۲۲

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اخلاق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

معنای اخلاق

دانش اخلاق

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.
  2. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۲۱.
  3. ر.ک: سفینة البحار، ج۲، ص۶۷۶؛ مفردات، ص۱۵۹.
  4. محمدعلی جزایری، دروس اخلاق اسلامی، ص۵؛ محمد رضا مهدوی کنی، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۱۳.
  5. علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۳۱.
  6. مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص۱۶.
  7. فخرالدین رازی، جامع العلوم، ص۲۰۱.
  8. عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۸۵.
  9. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص:۲۵.
  10. علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن در اسلام، ص۱۷۸.
  11. محمد تقی مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، ص۱۴.
  12. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۷۲.
  13. محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۸.
  14. سید حسن هاشمی، اخلاق در نهج البلاغه، ص۲۹.
  15. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص:۲۶.
  16. نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۲۶.
  17. علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۶.
  18. اخلاق در نهج‌البلاغه، ص۲۴.
  19. محمد علی سادات، اخلاق اسلامی، ص۲۴.
  20. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص:۲۷.
  21. احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ویراست دوم، ص۲۳۵.
  22. کارل الکسیس، نیایش (بخش مقدمه)، مقدمه و ترجمه محمد تقی شریعتی، ص۲۸.
  23. ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدی قائینی، ص۸-۹.
  24. احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، ص۲۲-۲۳.
  25. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص:۲۸.
  26. ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى ؛ سوره اعلی، ۱۴
  27. ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا؛ سوره شمس، آیه ۹ – ۱۰
  28. ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ؛ سوره بقره، آیه۳۰.
  29. ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛ سوره نحل، آیه ۹۰
  30. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۹۳- ۹۴.
  31. نهج البلاغه، حکمت ۵
  32. نهج البلاغه، حکمت ۵۱
  33. نهج البلاغه، حکمت ۱۰۹
  34. نهج البلاغه، حکمت ۳۸
  35. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۹۵.