حق در حقوق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{سیره معصوم}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
«حق، امتیازی است که [[قواعد]] [[حقوقی]] برای تنظیم [[روابط]] اشخاص به سود پاره‌ای از آنان در برابر دیگران ایجاد می‌کند»<ref>ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه نظام حقوقی در ایران، ص۲۴.</ref>. حق، [[اقتدار]]، [[سلطه]] و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران [[مکلف]] به رعایت آن می‌باشند<ref>جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، ص۲۵.</ref>. به بیان رساتر حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران، و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد؛ حق، برای فرد محق و مستحق و تکلیف، برای فرد مکلف است؛ [[تکلیف]] فتوابردار است، اما [[حق]] چنین نیست<ref>عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۵.</ref>. یکی از معانی حق، سلطه و امتیاز است، در واقع با به کار بردن حق ما در پی [[اثبات]] احاطه و [[برتری]] فردی بر امری یا شخصی دیگر است، اینکه گفته می‌شود فلانی حق دارد یا مالک [[حق تصرف]] بر [[ملک]] خود دارد، این به معنای نوعی برتری و [[تسلط]] آن شخص نسبت به دیگران است، وقتی که می‌گوییم [[آزادی]] حق است، یعنی [[انسان]] امتیاز و سلطه‌ای دارد که دیگران حق سلب آن را ندارند، مثل حق [[تعیین سرنوشت]].
[[حق]] در [[علم حقوق]]، به معانی متفاوتی استعمال می‌شود که برخی از آن معانی عبارتند از:
#امتیاز و [[توانایی]] که هر [[جامعه]] برای اعضای خود به وجود می‌آورد مانند [[حق]] [[مالکیت]]، [[حق]] ابوت و [[حق]] [[بنوت]]<ref>ر.ک: ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، تعریف و ماهیت حقوق، ج۱، ص۳۴۳۱.</ref>.
#نفعی که از نظر [[حقوقی]] [[حمایت]] شده است. طبق این نظر، صاحب واقعی [[حق]] کسی است که از آن سود می‌برد <ref> ر.ک: ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، ص۱۶۱.</ref>.
#امری است اعتباری که برای کسی (له) بر دیگری (علیه) وضع می‌شود. در این تعریف به سه عنصر برمی‌خوریم:
##کسی که [[حق]] برای اوست {{عربی|مَنْ لَهُ الْحَقُّ}}؛
##کسی که [[حق]] بر اوست {{عربی|مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ}}؛
##آنچه متعلق [[حق]] است<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۲۷.۲۵.</ref>.
#[[حق]] عبارت از [[قدرت]]، [[امتیاز]]، [[سلطه]] یا خواسته‌های پیوسته و جدا ناشدنی که [[قانون]] برای شخص می‌شناسد یا حق، سودی (منفعتی) است که دارای [[ارزش]] [[مالی]] است و [[قانون]] از آن [[پشتیبانی]] می‌کند<ref>جواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، ص۲۸.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۳۰- ۳۱.</ref>.
 
حق، امتیازی است که [[قواعد]] [[حقوقی]] برای تنظیم [[روابط]] اشخاص به سود پاره‌ای از آنان در برابر دیگران ایجاد می‌کند»<ref>ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه نظام حقوقی در ایران، ص۲۴.</ref>. حق، [[اقتدار]]، [[سلطه]] و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران [[مکلف]] به رعایت آن می‌باشند<ref>جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، ص۲۵.</ref>. به بیان رساتر حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران، و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد؛ حق، برای فرد محق و مستحق و تکلیف، برای فرد مکلف است؛ [[تکلیف]] فتوابردار است، اما [[حق]] چنین نیست<ref>عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۵.</ref>. یکی از معانی حق، سلطه و امتیاز است، در واقع با به کار بردن حق ما در پی [[اثبات]] احاطه و [[برتری]] فردی بر امری یا شخصی دیگر است، اینکه گفته می‌شود فلانی حق دارد یا مالک [[حق تصرف]] بر [[ملک]] خود دارد، این به معنای نوعی برتری و [[تسلط]] آن شخص نسبت به دیگران است، وقتی که می‌گوییم [[آزادی]] حق است، یعنی [[انسان]] امتیاز و سلطه‌ای دارد که دیگران حق سلب آن را ندارند، مثل حق [[تعیین سرنوشت]].


[[اسلام]] در عین اینکه [[دینی]] [[اجتماعی]] است و به [[جامعه]] می‌اندیشد و فرد را [[مسئول]] جامعه می‌شمارد، [[حقوق]] و آزادی فرد را نادیده نمی‌گیرد و فرد را غیر اصیل نمی‌شمارد. فرد از نظر اسلام، چه از نظر [[سیاسی]] و چه از نظر [[اقتصادی]] و چه از نظر [[قضایی]] و چه از نظر اجتماعی، حقوقی دارد؛ از نظر سیاسی حق [[مشورت]] و حق [[انتخاب]] و از نظر اقتصادی حق [[مالکیت]] بر محصول کار خود و حق معاوضه و مبادله و [[صدقه]] و [[وقف]] و اجاره و مزارعه و [[مضاربه]] و غیره در مایملک [[شرعی]] خود دارد و از نظر قضایی حق [[اقامه دعوی]] و [[احقاق حق]] و حق [[شهادت]]، و از نظر [[اجتماعی]] [[حق]] [[انتخاب]] [[شغل]] و [[مسکن]] و انتخاب رشته تحصیلی و غیره و از نظر [[خانوادگی]] حق [[انتخاب همسر]] دارد<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص۲۴۳؛ مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص۱۵۲.</ref>.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۸۶.</ref>
[[اسلام]] در عین اینکه [[دینی]] [[اجتماعی]] است و به [[جامعه]] می‌اندیشد و فرد را [[مسئول]] جامعه می‌شمارد، [[حقوق]] و آزادی فرد را نادیده نمی‌گیرد و فرد را غیر اصیل نمی‌شمارد. فرد از نظر اسلام، چه از نظر [[سیاسی]] و چه از نظر [[اقتصادی]] و چه از نظر [[قضایی]] و چه از نظر اجتماعی، حقوقی دارد؛ از نظر سیاسی حق [[مشورت]] و حق [[انتخاب]] و از نظر اقتصادی حق [[مالکیت]] بر محصول کار خود و حق معاوضه و مبادله و [[صدقه]] و [[وقف]] و اجاره و مزارعه و [[مضاربه]] و غیره در مایملک [[شرعی]] خود دارد و از نظر قضایی حق [[اقامه دعوی]] و [[احقاق حق]] و حق [[شهادت]]، و از نظر [[اجتماعی]] [[حق]] [[انتخاب]] [[شغل]] و [[مسکن]] و انتخاب رشته تحصیلی و غیره و از نظر [[خانوادگی]] حق [[انتخاب همسر]] دارد<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص۲۴۳؛ مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص۱۵۲.</ref>.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۸۶.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۵۶

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث حق است. "حق" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل حق (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.


مقدمه

حق در علم حقوق، به معانی متفاوتی استعمال می‌شود که برخی از آن معانی عبارتند از:

  1. امتیاز و توانایی که هر جامعه برای اعضای خود به وجود می‌آورد مانند حق مالکیت، حق ابوت و حق بنوت[۱].
  2. نفعی که از نظر حقوقی حمایت شده است. طبق این نظر، صاحب واقعی حق کسی است که از آن سود می‌برد [۲].
  3. امری است اعتباری که برای کسی (له) بر دیگری (علیه) وضع می‌شود. در این تعریف به سه عنصر برمی‌خوریم:
    1. کسی که حق برای اوست مَنْ لَهُ الْحَقُّ؛
    2. کسی که حق بر اوست مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ؛
    3. آنچه متعلق حق است[۳].
  4. حق عبارت از قدرت، امتیاز، سلطه یا خواسته‌های پیوسته و جدا ناشدنی که قانون برای شخص می‌شناسد یا حق، سودی (منفعتی) است که دارای ارزش مالی است و قانون از آن پشتیبانی می‌کند[۴][۵].

حق، امتیازی است که قواعد حقوقی برای تنظیم روابط اشخاص به سود پاره‌ای از آنان در برابر دیگران ایجاد می‌کند»[۶]. حق، اقتدار، سلطه و امتیازی است که برای اشخاص یا شخص، اعتبار شده و دیگران مکلف به رعایت آن می‌باشند[۷]. به بیان رساتر حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران، و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد؛ حق، برای فرد محق و مستحق و تکلیف، برای فرد مکلف است؛ تکلیف فتوابردار است، اما حق چنین نیست[۸]. یکی از معانی حق، سلطه و امتیاز است، در واقع با به کار بردن حق ما در پی اثبات احاطه و برتری فردی بر امری یا شخصی دیگر است، اینکه گفته می‌شود فلانی حق دارد یا مالک حق تصرف بر ملک خود دارد، این به معنای نوعی برتری و تسلط آن شخص نسبت به دیگران است، وقتی که می‌گوییم آزادی حق است، یعنی انسان امتیاز و سلطه‌ای دارد که دیگران حق سلب آن را ندارند، مثل حق تعیین سرنوشت.

اسلام در عین اینکه دینی اجتماعی است و به جامعه می‌اندیشد و فرد را مسئول جامعه می‌شمارد، حقوق و آزادی فرد را نادیده نمی‌گیرد و فرد را غیر اصیل نمی‌شمارد. فرد از نظر اسلام، چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر قضایی و چه از نظر اجتماعی، حقوقی دارد؛ از نظر سیاسی حق مشورت و حق انتخاب و از نظر اقتصادی حق مالکیت بر محصول کار خود و حق معاوضه و مبادله و صدقه و وقف و اجاره و مزارعه و مضاربه و غیره در مایملک شرعی خود دارد و از نظر قضایی حق اقامه دعوی و احقاق حق و حق شهادت، و از نظر اجتماعی حق انتخاب شغل و مسکن و انتخاب رشته تحصیلی و غیره و از نظر خانوادگی حق انتخاب همسر دارد[۹].[۱۰]

جستارهای وابسته

منابع

  1. سیدباقری، سید کاظم، آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم

پانویس

  1. ر.ک: ناصر کاتوزیان، فلسفه حقوق، تعریف و ماهیت حقوق، ج۱، ص۳۴۳۱.
  2. ر.ک: ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، ص۱۶۱.
  3. ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۲۷.۲۵.
  4. جواد ورعی، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، ص۲۸.
  5. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۳۰- ۳۱.
  6. ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق و مطالعه نظام حقوقی در ایران، ص۲۴.
  7. جلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، ص۲۵.
  8. عبدالله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص۳۵.
  9. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص۲۴۳؛ مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص۱۵۲.
  10. سیدباقری، سید کاظم، آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم، ص ۸۶.