پادشاهی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۸ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آیات پادشاهی

در قرآن کریم، واژۀ "مُلک" برای دلالت بر حصر حاکمیت در وجود خدای متعال به فراوانی به کار رفته است. در اینجا اشاره به این نکته بی‌فایده نیست که واژۀ "مُلک" در قرآن کریم نظیر سایر الفاظ و واژه‌ها به همان معنایی به کار رفته که در زبان عرب در آن به کار می‌رفته است که همان معنای سلطنت و حاکمیت است، بلکه می‌توان ادّعا کرد که صریح‌ترین واژه در دلالت بر معنای حاکمیت و سلطنت و قدرت سیاسی، همین واژۀ "مُلک" است. برخی از آیاتی که در آنها واژه مُلک به کار رفته عبارت است از:

  1. آیۀ اول: ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ[۱]. در این آیه خدای متعال به عنوان صاحب اصلی مُلک و پادشاهی معرفی شده و بر این نکته تأکید شده است که این جایگاه جز به وسیلۀ خدای متعال در اختیار کسی قرار نمی‌گیرد که نتیجۀ آن نه تنها حصر حق اصلی حاکمیت و سلطنت در خدای متعال است، بلکه افزون بر این، حصر طریق مشروعیت حاکمیت هر حاکم و سلطان دیگری در نصب الهی است که از آن با عبارت ﴿تُؤْتِي الْمُلْكَ یاد شده است.
  2. آیۀ دوم: ﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۲]. این آیه و آیۀ پیش از آن، افزون بر ردّ مدعای عدم دخالت دین در سیاست، بر چند مطلب در زمینۀ حصر حاکمیت در خدای متعال دلالت دارد:
  3. آیۀ سوم: ﴿تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ[۳]. در این دو آیه و آیات پس از آنها بر حصر مُلک در ذات مقدس حق تعالی تصریح و تأکید شده است.
  4. آیۀ چهارم: ﴿وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا[۴]. در این آیه که ابعاد گوناگونی از توحید در آن بیان شده است، بیش از هر چیز بر توحید در مُلک و حصر مُلک و حاکمیت در ذات خدای متعال و نفی شریک در مُلک، برای ذات اقدس حق تعالی تأکید شده است[۵].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. «بگو: بارالها! اى مالک مُلک و سلطنت! به هر کس بخواهى، سلطنت مى‌بخشى؛ و از هر کس بخواهى، سلطنت را می‌ستانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.
  2. «و پیامبرشان به آنها گفت: "خداوند "طالوت" را براى زمامدارى شما برگزیده است" گفتند: "چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادى ندارد؟!" گفت: "خدا او را بر شما برگزیده، و او را در دانش و توانایى جسمانى، فزونى بخشیده است. خداوند، مُلکش را به هر کس بخواهد، مى‌بخشد؛ و احسان خداوند، گسترده است؛ و (از لیاقت افراد) آگاه است"» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
  3. «خجسته و پُر عطاست کسى که حاکمیت و مالکیت (جهان هستى) به دست اوست، و او بر هر چیز تواناست * آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر، و او پایدار و آمرزنده است» سوره ملک، آیه ۱-۲.
  4. «و بگو: "حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که نه فرزندى اختیار کرده، و نه شریکى در مُلک و پادشاهی دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستى براى اوست." و او را بسیار بزرگ بشمار» سوره اسراء، آیه ۱۱۱.
  5. اراکی، محسن، فقه نظام سیاسی اسلام ج۱، ص۱۹۲-۲۰۸.