بنی راسب بن خزرج

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

نسب راسب

این طایفه را از عرب‌های قحطانی[۱] و از شاخه‌های قبیله بزرگ قضاعه گفته‌اند که نسب از «راسِب بن خزرج بن جدّة بن جرم بن ربّان بن حلوان بن عمران بن الحاف(الحافی) بن قضاعه» می‌برند[۲]. از راسب فرزندانی به اسامی جشم، حارث و اوس بر جای ماند[۳] که نسل او را در زمین تداوم بخشیدند. این طایفه، از شعب و شاخه‌های متعددی شکل یافته بود که از مهمترین آنها می‌توان از بنی خمام بن لخوة بن جشم یاد کرد[۴].

علاوه بر این طایفه قضاعی، برخی منابع، از وجود طایفه همنام دیگری به نام بنی راسب بن مالک خبر داده‌اند. این قبیله که از فروعات قبیله بزرگ ازد و از فرزندان «راسِب بن مالک بن مَیدعان بن مالک بن نصر (شنوءه) بن ازد» می‌شدند[۵]، همچون طایفه مورد بحث ما (بنی راسب بن خزرج)، در بصره ساکن بودند[۶]. از این‌رو، عدم خلط مباحث آنها، دقت دو چندان محققین محترم را می‌طلبد.[۷]

مساکن و منازل بنی راسب

مردم این قوم، در نواحی فی ما بین بغداد و مناطق شمالی بصره[۸]، و نیز شهر بصره[۹] و خراسان[۱۰]منزل داشتند. تیره بنی خمام بن لخوة بن جشم از جمله ساکنان راسبی بصره بودند. آنان در این شهر، خطه‌ای را به خود اختصاص داده بودند و در آن، مسجدی بزرگ با دو مناره برای خود داشتند[۱۱]. علاوه بر این مناطق، از «السَّهل» هم به عنوان مسکن مشترک مردم راسب و مردمانی از قبیله ازد نام برده شده است[۱۲].[۱۳]

منابع

پانویس

  1. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۱۱.
  2. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۶۹۹؛ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۷. نیز ر.ک: مبرد، نسب عدنان و قحطان، ص۲۴؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۰۴. برخی منابع نسب بنی راسب را «راسب بن جدیر بن جرم بن ربّان بن تغلب بن حلوان بن عمران» گفته‌اند، که به نظر اشتباه است. (ر.ک: عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۲۶۰.)
  3. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۶۹۹. بسیاری از منابع از «ربیعه» به عنوان یکی از فرزندان راسب نام برده‌اند و جشمی را که ابن کلبی به عنوان یکی از فرزندان راسب بن خزرج نام برده، فرزند وی یاد کردند. (دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۷۷۱-۷۷۲؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱؛ سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۹۱)
  4. دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۷۷۱-۷۷۲؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۳۰-۵۳۱؛ سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۹۱.
  5. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۵۰۷؛ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۸۶.
  6. بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۴۴. نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۱۷۶؛ ج۸، ص۲۸۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۳۷-۲۳۸؛ ج۷، ص۵۲۱ و ۶۲۸؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۳۶.
  7. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  8. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۳.
  9. ابن درید، الاشتقاق، ص۵۴۵؛ ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۳؛ سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۹۱.
  10. ابن حائک، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۳.
  11. دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۷۷۲؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۳۰؛ سمعانی، الانساب، ج۵، ص۱۹۱.
  12. عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۷۰۸. یاقوت حموی «السَّهل» را از مناطق باجه اندلس و یا موضعی در اشبیلیه اندلس برشمرده است. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۹۰) این احتمال هم وجود دارد که مراد «عوتبی صحاری» از این واژه، معنای لغوی این کلمه یعنی «دشت» و «سرزمین هموار» باشد. در این صورت، این دشت وسیع که «صحاری» برای آن نامی ذکر نکرده، احتمال دارد همان‌گونه که ابن حائک گفته مناطق پست و کم‌ارتفاع مابین بصره و بغداد باشد.
  13. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.