ولایت غیر خدا
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث ولایت است. "ولایت غیر خدا" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ولایت غیر خدا (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه====ولایت مثبت در قرآن
ولایت خلیفه الهى (انبیاى و اوصیاى عظام(ع))
- ولایت خلیفه الهى، به دو صورت ولایت تکوینی و تشریعی قابل تصور و تحقق است. ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[۱]؛ ولایت در آیه مطلق بوده و شامل هر دو ولایت تکوینی و تشریعی مىشود.
- آیه متضمن معناى ولایت تکوینی بدون لفظ "إن"، مانند خلق پرنده با گِل، توسط حضرت عیسی(ع) ﴿وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي﴾[۲]؛ و آیه دیگر: ﴿وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ الله وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ الله وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۳].
- یا آیه دیگر به معناى ولایت تشریعی انبیاء(ع) بدون لفظ "إن": ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ الله﴾[۴].
- ولایت براى انبیا و اوصیاى آنان، ولایت تَبَعى و به اذن الهى است؛ و ولایت تکوینی و تشریعی آنان نسبت به ولایت خداى متعال محدود است؛ مثلاً در ولایت تشریعی؛ آنان اختیار وضع قوانین ندارند؛ اما وظیفه ابلاغ و تبیین احکام الهى را دارند، گرچه بعضى مفسران نوشتهاند: با توجه به عطف ﴿رَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾ به ﴿وَلِيُّكُمُ الله﴾، هرگونه ولایتی که براى خداى متعال ثابت است، براى انبیا و اوصیاى آنان نیز ثابت مىشود[۵].
- اگر مراد از آن ولایت از جهت سعه آن است، صحیح نیست؛ و چنانچه مراد فقط داشتن ولایت تکوینی و تشریعی بدون توجه به سعه آن باشد، جاى شبهه نیست؛ زیرا ولایت خلفای الهی(ع) تبعى و عرضى است، وقتى تبعى شد، به طور قطع نسبت به ولایت اصلى، محدود مىشود؛ چرا که محدودیت از لوازم تبعیت و وابستگى است؛ البته آن امر محدودیت نسبت به ولایت خداى متعال است و نسبت به ولایت غیر خدا، گسترده خواهد بود همچنان که: [۶].
ولایت ملائکه
- ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا الله ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ﴾[۷].
- ﴿أَوْلِيَاؤُكُمْ﴾ در آیه به معناى محبت و نصرت است که شامل دنیا و آخرت مىشود؛ اما اینکه چه نوع ولایتی است، تشریعی یا تکوینی؟ با توجه به مفادّ آیه، بیشتر جنبه تشریع، هدایت و نصرت در امور دینی دارد.
- اما برخى ملائکه با صَرف نظر از آیه مذکور، داراى ولایت تکوینی بر مؤمنین و کافرین هستند؛ نمونه بارز آن، قبض روح انسان هنگام مرگ استیا آیه دیگر که ملکی بر حضرت مریم(س) نازل میشود و به اذن الهی تصرف در تکوینیات نموده و به او فرزندی عطا میکند: [۸].
ولایت مؤمنین بر یکدیگر
- ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۹]؛ و آیه ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ الله وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُوا﴾[۱۰].
- ﴿أَوْلِيَاء﴾، در آیه به معناى نصرت، تعهد و مسؤولیت مؤمنین در قبال همدیگر است؛ و طبق تفسیرى: "ولایت تدبیری است که بعضى از مؤمنین متولىّ امر دیگرى مىشوند"[۱۱]. به همین جهت بعضى افراد مؤمن، امور بعضى دیگر را عهدهدار مىشوند؛ امر به معروف و نهی از منکر، به دلیل ولایت داشتن آنان در امور یکدیگر است، آن هم ولایتی که شامل کوچکترین افراد جامعه مىشود.
ولایت ولىّ دَم
- ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا﴾[۱۲]. معناى آیه این است: کسى که مظلومانه و به ناحق کشته شد، خداى متعال براى صاحب خون او، به عنوان ولىّ دم، سلطنت قرار داده است تا قاتل را از طریق محکمه شرعى قصاص کند یا خون بها بگیرد یا ببخشاید.
ولایت ولىّ سفیه، ضعیف و ناتوان
- ﴿فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ﴾[۱۳] آیه درباره قرض و معامله نسیه میفرماید: اگر مدیون، سفیه یا صغیر یا کسی که توان املا یا نوشتن و امضا را ندارد، باشد، ولیّ و سرپرست شرعی او، با لحاظ صلاح وی، آن را املا کند یا بنویسد و امضا کند.
ولایت ولىّ نکاح
- ﴿وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ﴾[۱۴]. آیه شریفه درباره طلاق زنی است که فقط عقد ازدواج بر او خوانده شده و مراسم نکاح را انجام نداده است، لذا حقّ مطالبه نصف مَهر را دارد، اگر خواست، آن را میبخشد و بدون گرفتن چیزی از شوهرش طلاق میگیرد یا کسی که پیوند ازدواج به دست اوست، یعنی ولیّ و سرپرست شرعی او، آن را ببخشد[۱۵]
ولایت منفی در قرآن
ولایت شیطان
- ﴿وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا﴾[۱۶]؛ ﴿تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[۱۷]؛ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلً﴾[۱۸]؛ ﴿يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا﴾[۱۹].
- مراد از اتخاذ شیطان به عنوان ولیّ در آیه شریفه، اطاعت کردن از وسوسههای شیطان[۲۰] و سلطهپذیری و پیروی از تدبیرهای اوست که در این صورت شیطان نیز همچون مدبری، امور فکری، رفتاری و عملی افراد را برای مقاصد سوء خویش در اختیار خود درمیآورد تا به هر جهت انحرافی که خواست، سوق بدهد[۲۱].
ولایت شیاطین
- ﴿فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلَالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ﴾[۲۲].
- مراد از اتخاذ شیاطین به عنوان اولیا در آیه شریفه، سرپرست قرار دادن آنها بر خود و اطاعت کردن از اوامر و وسوسههای معصیتی آنها، به جای اطاعت از خدای متعال است. و نتیجه آن، جز گمراهی چیز دیگری نخواهد بود، اگر چه در دنیا، آن گمراهی را در قالب الفاظی مانندِ تبعیت از تمدن کهن پدران، روشنفکری و... نامگذاری کنند و در ذهن خود، آن امور باطل را به صورت حق تصور کنند.
- ولایت شیطان با ولایت شیاطین هیچ فرقی ندارند، ولایت شیاطین در واقع طبق آیهای در قرآن به ولایت شیطان برمیگردد:﴿يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ﴾[۲۳].
- در آیه مذکور، شیطان و قبیله او را جمع بسته و به صورت شیاطین معرفی کرده است؛ زیرا سیاستگذار اصلی برای گمراهکردن انسانها، همان شیطان است. افراد به جای اینکه تدبیر امور خود را به خدای متعال بسپارند، آن را با اطاعت از وساوس جنود شیطان در اختیار شیطان قرار دادهاند؛ لذا مفسران مینویسند: "همه گمراهیها و وسوسهها منتهی به ابلیس (شیطان) میشوند"[۲۴]؛ "هر چه در برابر دستور خداست، حکم شیطان است"[۲۵].[۲۶]
ولایت طاغوت
- ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾[۲۷].
- "طاغوت کسی است که طغیانش شَدید و از حق منحرف شود و مظهر دنیا(گرایی) و باطلگرایی باشد، پس او در مقابل حق تعالی است"[۲۸].
- کلمه طاغوت، دارای معنای عام است و هر کس از جن و انس را که دارای آن صفت است، شامل میشود و شیطان از مصداقهای بارز طاغوت است و در رتبه پایینتر از او، هر کس که به سوی خودش دعوت کند، مانندِ حاکم ظالم یا عالِمی که طالب دنیا و عنوان است یا سرمایهداری افراطی و غرق در ثروت و مالدوستی باشد و رئیسی که دوستدار ریاست است. بنابراین، ولایت در آیه شریفه، به معنای سرپرست و حاکمیت است که کافران، تولّی امورشان را بهدست افراد طاغی و معاند با حق میسپارند و آنان نیز با تدبیر باطلشان، کافران را از نور و حقانیت امور به سوی انحراف و بطلان امور سوق میدهند.[۲۹]
ولایت اهل کتاب
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ﴾[۳۰].
- منظور از اتخاذ یهود و نصاری (اهل کتاب) اولیا در آیه، نهی از دوستی با آنان است [۳۱] و ذیل آیه مذکور، فلسفه نهی از ولایتپذیری از اهل کتاب را بیان کرده که عبارت از تأثیرپذیری فرهنگی و همرنگ آنان شدن است و در این زمان، فرهنگ و روش زندگی دوستداران غرب، پیشِرویِ دیگران است، که حاکی از تأثیرپذیری اخلاقی و روحی از آنان است.[۳۲]
ولایت ظالمان
- ﴿وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾[۳۳]. ظالمان ولیّ یکدیگرند، یعنی دوستدار هم و در اعمال خلاف، یاور یکدیگر هستند.[۳۴]
ولایت کافران
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ﴾[۳۵].
- همچنان که از ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾ استفاده میشود، مراد از اتخاذ کافران به عنوان اولیا، دوستی با آنان است.[۳۶]
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ «و یاد کن هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.
- ↑ «و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آل عمران، آیه ۴۹.
- ↑ «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.
- ↑ المیزان، ج۶، ص۱۱.
- ↑ ﴿وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ﴾ «و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.
- ↑ «فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد! ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم» سوره فصلت، آیه ۳۰-۳۱.
- ↑ ﴿قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا﴾ «گفت: من، تنها فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو پسری پاکیزه ببخشم» سوره مریم، آیه ۱۹.
- ↑ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
- ↑ «کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیدهاند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند و کسانی که ایمان آورده و هجرت نکردهاند شما را با آنان هیچ پیوندی نیست تا آنکه هجرت گزینند» سوره انفال، آیه ۷۲.
- ↑ المیزان، ج۹، ص۳۵۳.
- ↑ «و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهادهایم» سوره اسراء، آیه ۳۳.
- ↑ «و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند» سوره بقره، آیه ۲۸۲.
- ↑ «و اگر آنان را پیش از آمیزش و پس از آنکه کابین بریدهاید طلاق دهید پرداخت نیمی از کابین بر عهده شماست مگر آنان خود از آن بگذرند یا آن کس که رشته ازدواج در کف اوست در گذرد» سوره بقره، آیه ۲۳۷.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۳۹-۴۲.
- ↑ «هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نساء، آیه ۱۱۹.
- ↑ «سوگند به خداوند که ما به سوی امّتهای پیش از تو (نیز پیامبرانی) فرستادهایم امّا شیطان کردار آنان را در چشمشان آراست، پس او در آن روز سرور آنهاست و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره نحل، آیه ۶۳.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ «ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی» سوره مریم، آیه ۴۵.
- ↑ المیزان، ج۵، ص۸۴.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۳.
- ↑ «دستهای را رهنمایی کرده است و بر دستهای، گمراهی سزاوار است. بیگمان آنها به جای خداوند شیطانها را سرپرستان خویش گزیدند و میپندارند که رهیافتهاند» سوره اعراف، آیه ۳۰.
- ↑ «ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند در حالی که لباسشان را از (تن) آنان بر میکند تا شرمگاههایشان را به آنان بنمایاند؛ به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند» سوره اعراف، آیه ۲۷.
- ↑ المیزان، ج۱۴، ص۳۴۳.
- ↑ تسنیم، ج۸، ص۴۷۷.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۳-۴۴.
- ↑ «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد اما سروران کافران، طاغوتهایند که آنها را از روشنایی به سوی تیرگیها بیرون میکشانند؛ آنان دمساز آتشند، آنها در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵۷.
- ↑ التحقیق، ج۷، ص۸۵-۸۴، ماده طغی.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۴-۴۵.
- ↑ «ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.
- ↑ درباره اینکه اتخاذ اولیا، به چه معناست، صاحب تفسیر المیزان اقوالی را نقل کرده و آنها را رد میکند و به معنای دوستی را میپذیرد. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۷۰.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۴-۴۵.
- ↑ «سپس تو را بر آبشخوری از کار (دین) برگماشتیم، از همان پیروی کن و از هوسهای کسانی که (چیزی) نمیدانند پیروی مکن بیگمان آنان در برابر (عذاب) خداوند هرگز چیزی را از تو باز نمیتوانند داشت و ستمگران، دوستان یکدیگرند و خداوند دوست پرهیزگاران است» سوره جاثیه، آیه ۱۸-۱۹.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۵.
- ↑ «ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند» سوره ممتحنه، آیه ۱.
- ↑ حقجو، عبدالله، ولایت در قرآن، ص:۴۶.