ابلیس در کلام اسلامی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ابلیس (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
چیستی ابلیس
- ابلیس موجودی است از جنس جن و ذیشعور که در آغاز با فرشتگان الهی بود و به دلیل نافرمانی خداوند متعال، رانده شد[۱]. در لغت به معنای یأس و ناامیدی است[۲]. نام پیشین ابلیس، "حارث" و به زبانی عبرانی "عزازیل ـ بزائین" و کنیهاش "ابومر" بوده است و چون از بارگاه الهی رانده شد، "شیطان" نام گرفت. همچنین، گفته شده است واژۀ "ابلیس" با "شیطان" مترادف است؛ اما فرقشان این است که "ابلیس" اسم خاص است و بر همان موجود رانده شده دلالت میکند ولی "شیطان" اسم عام است که هم بر ابلیس و هم بر ذریهاش دلالت میکند[۳].
- در قرآن کریم، هرگاه شیطان با الف و لام میآید، مراد ابلیس است. ابلیس، خاندان و ذریه و گروه و لشکر دارد، از این روی، او موجودی واقعی است نه خیالی و وهمی. ابلیس در قلمرو حاکمیت خداوند زندگی میکند و پیش از آفرینش انسان به عبادت او مشغول و مقرب درگاهش بود و زمانی که از فرمان خدا سرپیچی کرد و بر اثر تکبر، به انسان سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد و قسم یاد کرد فرزندان آدم را گمراه کند[۴].
نگاه ادیان و مذاهب، درباره ابلیس
- اعتقاد به وجود شیطان و نیروهای شرور در میان ادیان و مذاهب از گذشته وجود داشته است؛ به همین جهت در متون مقدس ادیان و مذاهب پیشین، از ابلیس، ماهیت و راههای مقابله با او و چگونگی فریب دادنش و عاقبتش سخن گفته شده است که در بسیاری از موارد، این عناوین مشابه و در برخی موارد متفاوت است.
- در میان تیوتنها، الهه عامل انواع شقاوت و بدبختی، مصائب و بلایا و پروردگار شیطانها شناخته می شد؛ اسلاوها از شیطان با واژه بسو ـ مکروه و ناپسند ـ یاد میکردند؛ در اوستا از وی با نام انگْرَمَینیو و در پَهْلوی، اَهرِمَن یا اهریمن به معنای "مینوی ستیهنده و دشمن" و در ادبیات پارسی، گنامینو به معنای (مینوی از میان برنده و نابود کننده) و با وصف "مایل به از میان بردن و نابود کردن" یاد شده است؛ در میان یهودیان و مسیحیان ابلیس، موجودی منفی و منفور شناخته میشد؛ تفاوت اعتقادات یهودیان و مسیحیان با اسلام در این است که آنان معتقدند عامل فریب آدم و حوا و هبوط آنان از بهشت توسط مار صورت گرفته است نه ابلیس[۵]. البته عهد جدید به صراحت، ضمن گزارش ماجرای اخراج وی از آسمانها که به گونهای متفاوت آورده و معتقد است مار همان ابلیسِ شناخته شده است[۶].
- در کتاب مقدس، ابلیس مترادف با شیطان و فرشته چاه بی انتها دانسته شده که به زبان عبری، او را "ابدون" و به یونانی "اپولیون" به معنای نابود کننده میخوانند؛ همچنین درباره وسوسه و فریبهای وی هشدار داده و از ویژگیهای وی با این تعابیر یاد شده است: رئیس دیوها، رئیس ارواح ناپاک، رئیس نیروهای پلید، او از همان اول قاتل بود و از حقیقت نفرت داشت و در وجود او ذرهای از حقیقت پیدا نمیشود، ذاتاً دروغگو، پدر تمام دروغگوها، پدر واقعی کفر پیشگان و دشمن شماست. او همچون شیری گرسنه، غران به هر سو میگردد تا طعمهای پیدا کند و او را ببلعد.
- در کتاب مقدس، ابلیس از فرشتگان دانسته شده و دامنه قدرتش به قدری وسیع است که او را به عنوان حاکم این دنیای پر از گناه و موجب جنون و صرع یاد شده و به توانایی او از این که به هر شکلی حتی به شکل فرشتگان نور دربیاید تا مردم را فریب دهد، اشاره شده است. کتاب مقدس، قساوت قلب را موجب سلطۀ وی معرفی و به آدمیان چنین سفارش کرده است: خود را با تمام سلاحهای خدا مجهز کنید تا بتوانید در برابر وسوسهها و نیرنگهای شیطان بایستید؛ همچنین از بخشش دیگران برای جلوگیری از بهره برداری شیطان و ازدواج جهت رهایی از وسوسه شیطان و پیوند نداشتند با افراد بی ایمان و تکیه برخداوند برای راههای مقابله با وی سخن گفته شده است و آتش ابدی را سرای شیطان و ارواح شریر آن میداند[۷].
ماهیت ابلیس
- برخی از دانشمندان مانند: حسن بصری، قتاده، سید مرتضی، ابوالفتوح رازی، زمخشری، قمی و...[۸] براساس آیات قرآن قائلند ابلیس از جنیان است وبا استناد به پارهای از روایات، او را پدر جن (ابوالجن) دانستهاند؛ در برابرِ حضرت آدم که ایشان را ابوالانس میدانند.
- تصریح قرآن بر این است که ابلیس از جنیان است: ﴿فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ﴾[۹]. در آیات دیگر قرآن، آمده است که انسان از خاک و جن از آتش آفریده شدهاند: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ﴾[۱۰] و طبق روایات، آفرینش ملائک از نور، ریح و روح بوده و ابلیس، جنس خود را از آتش معرفی کرده است: ﴿خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ﴾[۱۱].
- ابلیس در برابر امر خداوند با تکبر نافرمانی کرد و این در حالی است که ملائکه به خاطر عصمتشان نمیتوانند در برابر خداوند نافرمانی کنند: ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾[۱۲]. براساس آیات قرآنی جنیان در مواقعی اطاعت فرمان خداوند را میکنند و در برخی از مواقع از اطاعت سر پیچی میکنند: «وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ»[۱۳]، ﴿وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا﴾[۱۴].[۱۵]
- عده ای از دانشمندان به دلایل مختلف معتقدند ابلیس از ملائکه است:
- خداوند، فرشتگان را فرمان داد که به آدم سجده کنند. شمول فرمان الهی بر فرشتگان و آنگاه استثنای ابلیس، شاهد بر این است که ابلیس از فرشتگان بوده است[۱۶].
- اگر ابلیس را از فرشتگان ندانیم، فرمان خدا مبنی بر سجده به حضرت آدم شامل او نمیشود، به همین دلیل نمیتوان او را نافرمان الهی دانست و در نتیجه خروجش از درگاه الهی بیدلیل خواهد شد[۱۷].
- این عده درصدد بر آمدند تا منظور آیۀ «کَانَ مِنَ الْجِنِّ» را توضیح دهند تا فرشته بودن شیطان ثابت شود. این عده معتقدند، تفاوت میان فرشتگان و جن، تفاوت نوعی نیست؛ بلکه جن، صنفی از ملائکه است. شاید بتوان گفت منبع اینها روایت ابن عباس است که میگوید: ابلیس از طایفهای است به نام جن که آن طایفه جز ملائکه بوده است و از میان ملائک، فقط این گروه، از "نارالسموم" آفریده شده بود، اما اینکه چگونه ممکن است فرشتهای در برابر امر خداوند نافرمانی کند، مدعی شدند در قرآن فقط عصمت بعضی از فرشتگان، فهمیده میشود، نه تمامی آنها[۱۸].
- اما بر اساس نظر برخی، ابلیس ابتدا از ملائک بود؛ اما پس از نافرمانی، مسخ و از جنیان شد صاحبان این رأی، آیه ﴿كَانَ مِنَ الْجِنِّ﴾[۱۹] را به معنای (صَارَ مِنَ الْجِنِّ) توجیه کرده است. شاید بتوان کلام زمخشری را مبتنی بر این رای دانست که جملۀ ﴿فَاخْرُجْ مِنْهَا﴾[۲۰] را به خروج از آفرینش نخستین معنا کرده است؛ یعنی پس از آنکه سفید، زیبا و نورانی بود، او را سیاه، زشت و ظلمانی گردانید.
- در پاسخ به این افراد گفته شده است:
- به علت تعداد زیاد ملائک، لفظ ملائکه از باب تغلیب بر ابلیس نیز اطلاق شده است.
- از آنجا که ابلیس همراه ملائکه به عبادت مشغول بود، وقتی ملائکه که مقامشان از وی برتر بود، به سجده مأمور شدند، ابلیس که از جنس جن و همراه ایشان بود، به طریق اولی به سجده کردن سزاوارتر است[۲۱].
- به دلیل آنکه ابلیس از نظر فعل، فرشته و از جهت نوع، از جن بوده، امر به فرشتگان، درباره او هم صادق بود[۲۲].
- ضمیر جمع در ﴿فَسَجَدُوا﴾ به همه مأموران به سجده باز میگردد که اعم از فرشتگان و جنیان است؛ ولی خداوند به خاطر مقام رفیع فرشتگان امر به سجده در برابر آدم را متوجه فرشتگان کرد، در حالی که فرشتگان و جنیان مأمور به سجده بودند[۲۳].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۶۰.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۴۳؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۳۲۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «(همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از جن بود» سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ «و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم و پیشتر پری را از آتشباد آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶ ـ۲۷
- ↑ «گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده اى و او را از گِل» سوره اعراف، آیه ۱۲.
- ↑ «از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند» سوره تحریم، آیه ۶.
- ↑ سوره جن، آیه ۱۴.
- ↑ «و اینکه برخی از ما شایستهاند و برخی جز آنند؛ ما دستههایی بر راههای گونهگونیم» سوره جن، آیه ۱۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۲؛ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «از جن بود» سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ «از آن (بهشت) بیرون رو» سوره حجر، آیه ۳۴.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.