امنیت اقتصادی در نهج البلاغه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

امنیت اقتصادی باید همه‌جانبه و برای تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان، عرضه‌کنندگان، بازرگانان، خدمت‌گزاران، مصرف‌کنندگان و جز آنان، فراگیر باشد. امیرمؤمنان علی(ع)، در این باره در نامه به مالک اشتر، به او چنین فرموده است: دیگر اینکه نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را به عهده گیر؛ چه کسی که بر جای بود و چه آن‎که با مال خود از این سو بدان سو رود و با دست‌رنج خود، کسب کند که آنان، مایه‌های منفعت‌اند و پدیدآورندگان وسیلت‌های آسایش و راحت و آورنده آن از جاهای دوردست و دشوار، در بیابان و دریا و دشت و کوهسار. جایی که مردمان، در آنجا گرد نیایند و در رفتن بدان‌جا، دلیری ننمایند. این بازرگانان، مردمی آرام‌اند و نمی‌ستیزند و آشتی جویند و فتنه‌ای نمی‌انگیزند. به کار آنان بنگر، چه در آنجایی باشند که خود به سر می‌بری و چه در شهرهای دیگر. و با این همه بدان که میان بازرگانان بسیار کسان‌اند که معاملتی بد دارند، بخیل‌اند و در پی احتکارند. سود خود را می‌کوشند و کالا را به هر بها که خواهند، می‌فروشند، و این سودجویی و گران‌فروشی زیانی است برای همگان و عیب است بر والیان. پس بایدت از احتکار، منع نمود که رسول خدا(ص) از آن منع فرمود و باید خرید و فروش، آسان صورت پذیرد و با میزان عدل، انجام گیرد. با نرخ‌های رایج بازار، نه به زیان فروشنده و نه خریدار. و آن‎که پس از منع تو دست به احتکار زند، او را کیفر ده و عبرت دیگران گردان و در کیفر او، اسراف روا مدار[۱]. وجوه یادشده از امنیت در سایه امنیت قضایی به‌درستی تأمین می‌شود.[۲]

منابع

پانویس

  1. «ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ، وَ أَوْصِ بِهِمْ خَيْراً: الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ، وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ، وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ، وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ، فِي بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ، وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ، وَ حَيْثُ لَا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا، وَ لَا يَجْتَرِءُونَ عَلَيْهَا، فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ، وَ صُلْحٌ لَا تُخْشَى غَائِلَتُهُ. وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِي حَوَاشِي بِلَادِكَ. وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ ضِيقاً فَاحِشاً، وَ شُحّاً قَبِيحاً، وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ، وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ، وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ، وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ. فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَنَعَ مِنْهُ. وَ لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً: بِمَوَازِينِ عَدْلٍ، وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ. فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ، وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ»؛ نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  2. دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، حکومت و مدیریت در نهج البلاغه ص ۸۰.