ابراهیم بن محمد ثقفی در تاریخ اسلامی

مقدمه

ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی منسوب به قبیله ثقیف، از سرزمین طائف است، این قبیله به تدریج در بلاد مختلف از جمله کوفه - که ابراهیم در آنجا زاده شد - پراکنده شدند. جد اعلای او سعد بن مسعود، عموی مختار است که از جانب امیر مؤمنان(ع)به فرمانداری شهر مدائن منصوب شد و امام حسن مجتبی(ع) پس از هزیمت سپاهش در منطقه ساباط مدائن، به او پناه آورد[۱]. وی زیدی مذهب بود و سپس به مذهب امامیه گروید. ابونعیم اصفهانی می‌‌گوید: او در سپاه‌اش تشیع غلو داشت[۲]. سمعانی می‌‌نویسد: وی به اصفهان آمد و در آنجا سکنا گزید و در رفض، غلو داشت و به این جهت برادرش علی از او دوری می‌‌جست. او مصنفاتی در مذهب تشیع دارد[۳].

شیخ طوسی و یاقوت حموی نام بیش از پنجاه عنوان از کتاب‌های او از جمله، کتابِ الغارات[۴] و المعرفة (المناقب والمثالب) را آورده‌اند. پس از نوشتن یکی از دو کتاب اخیر، که درباره فضایل امام علی(ع)و نکوهش دشمنان آن حضرت بود، از وی خواستند تا مطالب آن را در کوفه منتشر نکند و حدیثی از آن روایت نکند. او سرانجام دورترین منطقه از مذهب تشیّع؛ یعنی اصفهان را برگزید و جهت تبلیغ مذهب‌اش به آنجا رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند[۵] و به رغم درخواست برخی از دانشمندان شهر قم مانند احمد بن محمد بن خالد، هجرت به قم را نپذیرفت[۶].

عمر رضا کحاله از وی به عنوان فردی فقیه، مورخ و محدث که دارای مصنفاتی است، یاد می‌‌کند[۷].

دیدگاه رجال‌شناسان و تاریخ‌نگاران

ابو نعیم می‌‌گوید: ابراهیم از اسماعیل بن ابان و دیگران روایت کرده، لکن روایت‌اش متروک است.

سمعانی می‌‌نویسد: وی از ابونعیم، فضل بن دُکَین و اسماعیل بن ابان روایت کرده است. ابن ندیم او را از ثقات علمای مصنفین می‌‌شمارد. شیخ طوسی او را در شمار کسانی که بدون واسطه از ائمه روایت نکرده‌اند، آورده است.

علامه حلی او را در قسمِ اولِ کتاب خود در میان کسانی که به آنها اعتماد می‌‌کند ذکر کرده است. سید بن طاووس، وی را موثّق می‌‌داند و علامه مجلسی می‌‌گوید: برای وی مدح‌هایی است.

مامقانی در تنقیح المقال می‌‌نویسد: این که ابراهیم از مذهب زیدی دست برداشت و به مذهبحق روی آورد و نیز آمدن وی به اصفهان برای نشر مناقب اهل بیت، همه از استقامت وی در تشیّع و نیروی ایمانش حکایت دارد و این که دانشمندان قم از او خواستند تا به آنجا مهاجرت کند کاشف از وثاقت او است. این مطلب را کثرتِ کتاب‌های او نیز تأیید می‌‌کند.

آیة الله خوئی می‌‌گوید: این که ابراهیم در اسناد تفسیر قمی (علی بن ابراهیم قمی) و در طریق جعفر بن محمد قولویه قرار گرفته در وثاقت او کافی است.

ابراهیم بن محمد از اسماعیل بن ابان، عبدالله بن ابی شیبه، علی بن معلی، محمد بن مروان و نیز از امام علی(ع) و امام صادق(ع)به صورت مرفوع روایت دارد. راویان او عبارت‌اند از: سلمة بن خطاب، احمد بن علی کاتب، سعد بن عبدالله، احمد بن محمد بن خالد، علی بن ابراهیم و پدرش ابراهیم.

ابراهیم بن محمد به اسناد خود از بُرَیده روایت می‌‌کند: پیامبر(ص) به ما دستور داد تا به علی(ع) به عنوان امیرمؤمنان سلام کنیم. عمر بن خطاب گفت: یا رسول الله، آیا این دستور از طرف خداوند است یا از ناحیه پیامبر فرمود: از ناحیه خدا و رسول اوست. سید بن طاووس علاوه بر این حدیث، حدود پانزده حدیث دیگر از کتابِ المعرفة نقل کرده است[۸].

چنانچه گذشت، او اصالتاً کوفی بود و به اصفهان مهاجرت کرد. پس از عمری تبلیغِ مذهب اهل بیت در اصفهان، سرانجام به سال ۲۸۳ﻫ.ق در عصرِ غیبتِ صغری وفات یافت[۹].[۱۰]

ابواسحاق ثقفی (م ۲۸۳)

ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی کوفی اصفهانی از مورخان نیمه دوم قرن سوم هجری است. وی از نسل سعد بن مسعود است که عموزاده مختار و حاکم امام علی(ع) در مدائن بود. نجاشی از وی یاد کرده و آثارش را به تفصیل برشمرده است. او می‌نویسد: «وی به اصفهان آمد و در آنجا سکنا گزید. او زیدی مذهب بود و پس از آن به مذهب ما (امامیه) گروید. جماعتی از قمی‌ها مانند احمد برقی از او خواستند به قم بیاید، او نپذیرفت و اصفهان را بدان دلیل برگزید که ناصبیان در آن فراوان بودند او تصمیم گرفت تا کتاب‌هایش را در آنجا روایت کند». پس از آن می‌نویسد: «وی آثار فراوانی دارد». آنگاه سی و شش عنوان کتاب برای او برمی‌شمرد که جز چند مورد، بقیه تاریخی است. نوشته‌های ثقفی از نوع تک نگاری‌هایی است مانند آنچه که ابومخنف و مدائنی و هشام کلبی می‌نوشته‌اند. بیشتر آنها نیز مربوط به تحولات شیعی عراق است. برخی از عناوین عبارتند از: کتاب المبتدأ، کتاب السیرة، کتاب المغازی، کتاب السقیفه، کتاب فدک، کتاب الرده، اخبار عمر، کتاب الشوری، اخبار عثمان، کتاب مقتل عثمان، کتاب بیعة علی(ع)، کتاب الجمل، کتاب صفین، کتاب الحکمین، کتاب النهروان، کتاب الغارات، کتاب مقتل علی(ع)، کتاب رسائله و اخباره(ع)، کتاب قیام الحسن(ع)، کتاب مقتل الحسین(ع)، کتاب التوابین و...[۱۱].

ترتیب کتاب‌های بالا از ماست و به نظر می‌رسد وی این کتاب‌ها را در کنار یکدیگر تألیف کرده تا تاریخی عمومی از تمامی تحولات این دوره نگاشته باشد. به طور معمول وقتی از تک‌نگاری صحبت می‌کنیم باید توجه داشته باشیم که این تک‌نگاری‌ها می‌تواند ابواب مختلف یک کتاب باشد. عنوان کتاب در اینجا همانند آنچه درباره ابواب فقه بکار می‌رود و همو نیز میراث دوران نخست است می‌تواند به معنای باب یا فصل باشد. از میان کتاب‌های ثقفی، تنها کتاب الغارات وی برجای مانده است. اثری که با تصحیح استاد محدث ارموی در سال ۱۳۵۵ توسط انجمن آثار ملی به چاپ رسید. استاد ارموی شرح حال مفصل مؤلف را همراه با فهرست مشایخ مؤلف که سی و دو نفرند و نیز راویان وی که دوازده نفرند در مقدمه آورده است. چاپ دیگر این اثر با تصحیح عبدالزهراء حسینی در سال ١۴٠٧ در بیروت منتشر شده است. این کتاب اختصاص به مقطع تاریخی میان نهروان و شهادت امام علی(ع) دارد. زمانی که معاویه برای تضعیف هرچه بیشتر عراق، سپاهیان خود را برای چپاول و ایجاد ناامنی به نواحی مختلف عراق و حجاز و یمن گسیل می‌کرد. حاصل آن حملات، همین غارات است که ثقفی تاریخ آنها را نگاشته است. وی افزون بر غارات به مقدار زیادی درباره شخص امام علی(ع) و ویژگی‌های آن حضرت سخن گفته است. از جمله آثار ابواسحاق ثقفی کتاب المعرفة او بوده که در باب مناقب و مثالب بوده است. این کتاب در دست ابن طاووس (م۶۶۴) بوده و در کتاب الیقین، سعد السعود، طرائف و کشف المحجة خود از آن نقل و یاد کرده است[۱۲]. گویا همین کتاب است که وقتی در کوفه اجازه روایت آن را به وی ندادند سبب انتقالش از آن شهر شد. طبرسی نیز در اعلام الوری خبری از کتاب المعرفة ابواسحاق ثقفی درباره فتح خیبر نقل کرده است[۱۳]. ابن طاووس کتاب الحلال والحرام ثقفی را نیز در دست داشته و در اقبال الاعمال از آن نقل کرده است. گفته شده که این کتاب به احتمال، همان کتاب جامع فی الفقه والاحکام اوست که نجاشی از آن یاد کرده است[۱۴].[۱۵]

منابع

پانویس

  1. فهرست طوسی ۴ و حیاة الامام الحسن ۸۴/ ۲.
  2. ذکر اخبار اصبهان ۱۸۷/ ۱.
  3. الانساب ۵۱۱/ ۱.
  4. این کتاب در دو مجلد و با تحقیق و تصحیح آقای میر جلال الدین حسینی اُرموی، در سال ۱۳۹۵ ﻫ.ق توسط انجمن آثار ملی، در ایران منتشر شد. این کتاب از جمله منابعی است که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از آن استفاده کرده است.
  5. لسان المیزان ۱۰۲/ ۱.
  6. رجال نجاشی ۹۰/ ۱.
  7. معجم المؤلفین ۹۵/ ۱.
  8. ر.ک: الیقین ۱۹۳- ۲۰۷.
  9. فهرست طوسی ۶؛ معجم الادباء ۱/ ۲۳۳ و اعیان الشیعه ۲/ ۲۰۹.
  10. عزیزی، رستگار، بیات، راویان مشترک ج۲، ص ۹.
  11. رجال النجاشی، ص۱۷.
  12. کتابخانه ابن طاووس، ص۴٠۶، ش ٣۶٩.
  13. اعلام الوری، ج۱، ص٣۶۵.
  14. کتابخانه ابن طاووس، ص۲۹۱، ش ۱۷۲.
  15. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۲۴۷.