برخورد با موافقان
مقدمه
یکی از جلوههای ظهور عدالت در حکومت، رفتار حاکم و مدیران دستگاه حکومتی با مخالفان و موافقان است. رویه عموم حکومتها این است که مخالفان را به شدت و با شتاب هر چه تمامتر سرکوب میکنند و موافقان را به هر صورت ممکن نگه میدارند. حکومت عدل علوی که بنیانش بر اساس عدل است، در هیچ مقطعی در برخورد با هیچ گروهی از دایره عدالت خارج نشده است.
چگونگی برخورد با موافقان
منظور از موافقان کسانیاند که برنامهها و سیاستهای امام علی(ع) را در حکومت قبول داشتند و با جان و دل از آن حضرت(ع) حمایت میکردند. آنها توده مردم با مشاغل و طبقات گوناگون بودند که شیفته امام(ع) و برنامههای عدالتمحورش بودند. از طرفی خود حضرت(ع) هم به توده مردم توجه زیادی داشتند و تأثیرگذاری آنها را در پیشبرد اهداف حکومت در شرایط گوناگون از نزدیکان و خویشاوندان به مراتب بیشتر میدانستند. در نامه ۵۳ حضرت صریحاً به مالک اشتر اعلام میکند: «همانا آنان که دین را پشتیباناند و موجب انبوهی مسلمانان و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردماناند. پس باید گرایشت به آنان بود و میلت به سوی ایشان»[۱].
نوع برخورد امیر مؤمنان(ع) با گروه موافقان نیز در دایره برابری و انصاف و عدالت، تعریف میشود. اینطور نیست که چون توده مردم موافق با برنامههای حضرت(ع) هستند، برخورد ایشان با این گروه بیحساب و کتاب و خارج از ضوابط «عدالتمحور» باشد. در مجموع آنچه از نهجالبلاغه به دست میآید، هفت نوع برخورد محوری را میتوان در تعامل امام(ع) با توده مردم برشمرد که فهرست سرفصل آنها عبارت است از:
- عدالتگرایی و قانونمداری؛
- مهربانی و مهرورزی؛
- تأمین رضایت عمومی؛
- عیبپوشی و عدم قضاوت عجولانه؛
- بررسی شکایات جهت رفع ظلم به مردم؛
- ارتباط مستقیم و دوری از پردهپوشی؛
- درشتی همراه با نرمی؛
از آنجا که به مناسبتهای گوناگون از برخی موارد هفتگانه سخن گفتیم، در این جا تنها به مواردی میپردازیم که تا به حال در باب آنها به بحث و فحص نپرداختهایم[۲].
عیبپوشی و عدم قضاوت عجولانه
هر چه رئیس حکومت و مسئولان با مردم صادقانهتر برخورد کنند، مردم نیز با حکومت همراهتر میشوند و مشارکت حداکثری مردم در مقاطع مورد نیاز حکومت تأمین میشود. یکی از مصادیق بارز برخورد صادقانه دستگاههای حکومتی با مردم عیبپوشی و نداشتن بدگمانی به آنهاست. امام در اینباره میفرماید: «از رعیت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش که عیب مردم را بیشتر جوید که همه مردم را عیبهاست و والی از هر که سزاوارتر به پوشیدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشکار گردانی و باید آن را که برایت پیداست بپوشانی و داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان است. پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند... خود را از آنچه برایت آشکار نیست ناآگاه گیر و شتابان گفته سخنچین را مپذیر که سخنچین نرد خیانت بازد، هر چند خود را همانند خیرخواهان سازد»[۳].[۴]
بررسی شکایات جهت رفع ظلم به مردم
حاکم برای اینکه مطمئن باشد سیاستهای او در تمامی نقاط تحت حکومتش جاری میشود یا نه، باید افرادی را مأمور رسیدگی به امور مدیران و کارگزاران نماید تا شکایات و اعتراضات مردم را دریافت و رسیدگی کنند. امام علی(ع) این برنامه را در سرتاسر حوزه فرمانروایی خود پیاده میکرد؛ به عنوان مثال در طی نامهای که به گردآورندگان خراج و عاملان شهرها میدهد، ضمن اینکه آنها را از آمدن لشکریانش با خبر میکند، به آنها میسپارد که مواظب رفتار سپاهیان باشند تا دست ستم به سوی مردم دراز نکنند. آنگاه در بخش پایانی نامه متذکر میشود: «وَ أَنَا بَيْنَ أَظْهُرِ الْجَيْشِ فَارْفَعُوا إِلَيَّ مَظَالِمَكُمْ...»[۵]؛ من در میان سپاه جای دارم. پس شکایتهایی را که دارید به من برسانید. در ادامه حتی مسئله را از شکایت بالاتر برده است، بدینگونه که «آنچه از آنان شما میرسد و جز به وسیله خدا و من توانایی برطرف کردن آن را ندارید، با من در میان گذارید تا من به یاری خدا آن را تغییر دهم». در همین راستا ابن ابیالحدید مینویسد: علی(ع) صندوقی به نام «بیت القصص» تشکیل داد که مردم نوشتهها و شکایات خود را در آن میانداختند. عبارت ابن ابیالحدید چنین است: وَ كَانَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) بَيْتٌ سَمَّاهُ بَيْتَ الْقَصَصِ يُلْقِي النَّاسُ فِيهِ رِقَاعَهُمْ[۶].[۷]
ارتباط مستقیم با مردم و دوری از پردهپوشی
هر چه دولت و حکومت با مردم صمیمیتر باشد و آنها را در جریان مسائل جاری حکومت قرار دهد، مردم با علاقه بیشتری به حمایت و همراهی حکومت میپردازند. امام(ع) در این راستا در نامه به مالک اشتر مینویسد: «فَلَا تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَكَ عَنْ رَعِيَّتِكَ»؛ فراوان خود را از رعیت خویش پنهان مکن. در ادامه نامه، حضرت(ع) علت این امر را بیان میدارد که «پنهان شدن والیان از رعیت نمونهای است از تنگخویی و کماطلاعی در کارها و نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز دارد، پس کار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آید و کار خرد بزرگ نماید، زیبا زشت شود و زشت زیبا و باطل به لباس حق در آید. و همانا والی انسانی است که آنچه را مردم از او پوشیده دارند نداند و حق را نشانهای نبود تا بدان راست از دروغ شناخته شود و تو به هر حال یکی از دو کس خواهی بود؛ یا مردی که نفس او در اجرای حق سخاوتمند است، پس چرا خود را بپوشانی و حق واجبی را که بر عهده توست نرسانی...». مدیر ارشد حکومت برای اینکه از کم و کیف ریزترین مسائلی که در جامعهاش میگذرد، اطلاع داشته باشد، لازم است فاصله بین خود و مردم را کم کند. یکی از ظرافتهایی که در ارتباط مستقیم با مردم وجود دارد، این است که گاهی مدیران اجرایی و کارگزاران به هزار و یک دلیل، آنچه را که در بین مردم میگذرد به مقام بالاتر خود گزارش نمیدهند یا گزارش نادرست میدهند؛ این ارتباط مستقیم رهبر و حاکم با مردم و کم کردن فاصله او با توده رعیت، این مشکل را برطرف میکند و بالاترین مقام مسئول یک جامعه را در جریان خردترین مسائل جاری مملکت قرار میدهد. حضرت علی(ع) هر نوع فاصله گرفتن از مردم را نکوهش میکند. یکی از اموری که بین مردم و مسئولان فاصله میاندازد، تشریفات غیر ضروری است. حضرت(ع) با این پدیده به شدت مخالفت میکند؛ به عنوان مثال وقتی دهقانان شهر انبار، هنگام رفتن امام به شام، علی(ع) را دیدند از اسب پیاده شدند و پیشاپیش او دویدند؛ حضرت(ع) از این حرکت آنان برآشفته شد و فرمود: این چه کار بود که کردید؟ گفتند: عادتی است که داریم و بدان امیران خود را بزرگ میشماریم. فرمود: به خدا که امیران شما از این کار سودی نبردند و شما در دنیایتان خود را بدان به رنج میافکنید و در آخرتتان بدبخت میگردید و چه زیانبار است رنجی که کیفر در پی آن است و چه سودمند است آسایشی که با آن امان است»[۸].[۹]
درشتی همراه با نرمی
چگونگی تعامل و رفتار فرد، تعیینکننده نوع رابطههای بعدی است. در عالم سیاست نیز این مسئله صادق است. بالاخره نوع گفتمان و معادلات رفتاری مدیر ارشد یا جزء حکومت میتواند همراهی یا عدم همراهی مردم را رقم بزند. در این صورت آیا کسی که در رأس قدرت قرار گرفته است همیشه باید از یک ادبیات کلامی و تعاملی بهره ببرد یا به مقتضای شرایط و حالات و رفتار طرف مقابل باید شیوههای گوناگونی را در ارتباط با مردم به کار گیرد؟ امام علی(ع) ادبیات تلفیقی و رفتار ترکیبی را تجویز میکرد. گویاترین کلام حضرت(ع) در این باره، نامه ۴۶ نهجالبلاغه است که حضرت(ع) آن را به یکی از والیان خود نوشته است. در آنجا آمده است: «وَ اخْلِطِ الشِّدَّةَ بِضِغْثٍ مِنَ اللِّينِ وَ ارْفُقْ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ. وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لَا تُغْنِي عَنْكَ إِلَّا الشِّدَّةُ»؛ و درشتی را به اندک نرمی بیامیز و آنجا که مهربانی باید راه مهربانی پوی و جایی که جز درشتی به کار نیاید، درشتی پیش گیر. در شرح فی ظلال نهجالبلاغه ذیل این قسمت از نامه مزبور میخوانیم: «اعْتَدِلْ فِي مُعَامَلَتِكَ مَعَ النَّاسِ، لَا شِدَّةَ وَ لَا لِينٍ، بَلْ بَيْنَ بَيْنَ»[۱۰]؛ در ارتباط با مردم میانهرو باش، نه با شدت برخورد کن و نه با نرمی، بلکه برخوردی میانه داشته باش[۱۱].
منابع
پانویس
- ↑ عبارت نهجالبلاغه چنین است: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُمْ».
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۲۷ ـ ۱۲۹.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۲۹.
- ↑ ر.ک: نهجالبلاغه، نامه ۶۰.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۷، ص۸۷.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۲۹.
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۳۷.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۳۰.
- ↑ محمد جواد مغنیه، فی ظلال نهجالبلاغه، ج۴، ص۲۵.
- ↑ احمدی، علی اصغر، عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، ص ۱۳۲.