کلام حسی
مقدمه
کلام حسی، به شیوهای از طرح و بررسی اعتقادات دینی گفته میشود که مبتنی بر بهکارگیری حس و تجربه است. در این روش برخلاف شیوه نقلی و عقلی به ادله نقلی قرآن و سنت، استناد و به استدلالها و تحلیلهای عقلی اعتماد نمیشود.
زمینه پیدایش
در قرون اخیر موج تجربهگرایی و غلبه روش حسی و تجربه بر روش قیاسی در شناخت طبیعت باعث ایجاد این اندیشه شد که روش قیاسی و تعقلی روش قیاسی و تعقلی اعتبار ندارد و تنها فلسفه قابل اعتماد فلسفه حسی و تجربی است؛ به همین دلیل، موارد خارج از دایره تجربه قابل تحقیق نیست و نباید درباره آنها بحث کرد.
در جهان اسلام که از سویی سابقه مخالفت اهل حدیث با هرگونه تفکر و تعمق و از سوی دیگر موفقیتهای پیدرپی روش حسی در شناخت طبیعت دیده و از جانب سوم، دشواری تعمق و حل مسائل فلسفی مانعی بر سر این شیوه بحث در الهیات و کلام تلقی میشد، شیوه دیگری در الهیات شد تا از اشکال نداشتن قابلیت تحقیق و تجربهپذیری به دور باشد. به همین دلیل از روش تجربی و حسی در طرح و تبیین مباحث الهیاتی استفاده شد[۱].[۲]
استدلال
طرفداران این شیوه آن را علاوه بر ابتنای آن بر استدلالهای تجربهگرایان با دلیل دروندینی نیز تأیید و به نظر ایشان، از نظر قرآن، تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبیعت و مخلوقات با استفاده از روش حسی و هر راهی غیر از این راه بیهوده است؛ زیرا خداوند در قرآن در سراسر آیات خود در کمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی ممکن نیست، دعوت کرده است[۳]. مثلاً خداوند با دعوت مردم به نگاه به خلقت شتر، رفعت آسمانها، چگونگی قرارگرفتن کوهها در زمین و مسطح بودن زمین[۴]، آنان را به خداشناسی و شناخت صفات خداوند دعوت میمیکند.
نقد و بررسی: این دیدگاه از چندین دیدگاه ایراد دارد:
- اشکال مبنایی: ریشه این دیدگاه منحصر کردن راه کسب دانش در روش حسی و تجربی است درحالیکه مبنای این کار با هیچ دلیل تجربی دیگری اثبات شده است و هیچ دلیلی بر صحتش نداریم و اثباتپذیر نیست.
- نادیده گرفتن بخشی از الزامات زندگی و معارف دینی: بر اساس مبانی معرفتشناختی، شناخت انسان فقط از راه امور مادی و تجربهپذیر نیست و امور زیادی در عالم وجود دارد که انسان به شناخت آنها مأمور شده است، یا به وجود آنها علم و آگاهی دارد، ولی؛ نمیتوان آنها را با قابل تجربه و حس شناخت. اموری که برای زندگی انسان بسیار مهم هستند و شامل مبدأ و معاد و نفس انسان و امور غیرمادی دیگر میشود. بنابراین، چگونه میتوان علم یا قدرت مطلق خداوند را از راه تجربه به دست آورد؟
- رفتار گزینشی با آیات: اینکه در برخی آیات قرآن کریم مردم به مطالعه حسی طبیعت، بهکارگیری حس و تجربه و گردش در عالم و نگاه به طبیعت و پند گرفتن از آن دعوت شدهاند، درست است، ولی تمام آیات قرآن کریم ناظر به این روش و حصر بر آن نیست و در قرآن کریم در کنار این آیات، آیاتی هم وجود دارد که یقیناً با مطالعه در نظام طبیعت نمیتوان آن آیات و مسائل مطرح شده در آنها را فهمید؛ مانند آیاتی که خداوند در آنها بیمانند، معرفی ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ﴾[۵]؛ یا او دارای عالیترین اوصاف کمالی دانسته شده است: ﴿وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى﴾[۶].
- ناقص بودن معرفت حسی: گرچه مردم در قرآن کریم به شناخت طبیعت و موجودات دعوت شدهاند تا مثلا از طریق نگاه به شتر، به ویژگیهای خالق متعال پی ببرند[۷]، ولی این نگاه به تنهایی و بدون پشتوانه استدلال عقلی مفید نیست؛ چراکه اگر تحلیل عقلی پشتوانه این نگاه ظاهری نباشد، نمیتوان از دیدن به چیز دیگری پی برد؛ مثلاً شخص با دیدن شتر و ویژگیهای آن به وجود علم و دقت سازنده او پی میبرد[۸].
منابع
پانویس
- ↑ طاهری، حبیبالله، درسهایی از علم کلام، ج۱، ص۱۴۷.
- ↑ رضائی، حسن، مقاله «کلام حسی»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۵۶.
- ↑ طاهری، حبیبالله، درسهایی از علم کلام، ج۱، ص۱۴۷.
- ↑ ﴿أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ﴾ «آیا به شتر نمینگرند که چگونه آن را آفریدهاند؟» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۰.
- ↑ «چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.
- ↑ «و مثل برتر از آن خداوند است» سوره نحل، آیه ۶۰.
- ↑ شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر إثنی عشری، ج۱۴، ص۱۷۹.
- ↑ رضائی، حسن، مقاله «کلام حسی»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۵۶.