آداب سفر
مقدمه
رسول خدا(ص) ضمن تشویق مسلمانان به مسافرت، آداب و سننی را برای مسافر برشمرده است که در ادامه به مواردی از آنها اشاره میشود:
پیش از سفر
- پاکسازی اموال: از توصیههای رسول خدا(ص) به مسلمانان پیش از سفر این بود که به حسابرسی اموال خود و پاکسازی آن بپردازند. آن حضرت، پاکسازی مال را پیش از مسافرت جزو شرافت مرد میدانست[۱].
- همراه داشتن[توشه: از سنتهای رسول خدا(ص) بر داشتن توشه کافی برای سفر است. خاتم انبیا(ص) مسلمانان را نیز به این عمل سفارش میکرد و میفرمود: "چون گروهی [از شما] به سفر بروند، توشه خویش را با خود بردارند؛ زیرا این کار سبب دلخوشی، دلگرمی و خوش خلقی آنان خواهد بود"[۲]. آن حضرت هنگام سفر، غیر از توشههای معمول، پنج چیز دیگر را نیز برمیداشت: "آینه، سرمهدان، شانه، مسواک و قیچی"[۳] و به نقل دیگر، "نخ و سوزن خیاطی، درفش کفاشی و بند چرمی کفش" را نیز به همراه برمی داشت[۴].
- دعا کردن: دعا از اعمال دیگری است که رسول خدا(ص) پیش از سفر به انجام آن مقید بود؛ به گونهای که در منابع روایی، دعاهایی را از ایشان نقل کردهاند؛ انس بن مالک ۔ خادم پیامبر(ص) - از آن حضرت روایت کرده است که آن حضرت، هیچ گاه به سفر نمیرفت، جز آنکه هنگام برخاستن از جا میفرمود: "خدایا! به یاری تو سفر میکنم و به سوی تو روی میآورم و به دامن رحمت تو چنگ میزنم؛ تو پشتیبان و نقطه امید منی؛ خداوندا! مرا در آنچه برایم مهم است و آنچه مهم نمیشمارم و آنچه که تو خود بهتر از من میدانی، کفایت فرما! خدایا! تقوا را توشه من ساز و گناهم را بیامرز و به هر سو رو کنم مرا با خیر روبرو ساز!" حضرت، این دعا را میخواند و به سفر میرفت[۵].
- بدرقه مسافر: از سنتهای رسول خدا(ص) بدرقه مسافران بود و روایات بسیاری از بدرقهها و دعاهای آن حضرت، هنگام وداع با مسافران نقل شده است[۶]. این دعاها از نظر مضمون بسیار متنوع هستند و در آنها دعا برای سلامتی و کسب غنایم مادی و معنوی شخص مسافر دیده میشود. نقل شده است، هرگاه رسول خدا(ص) مسافری را بدرقه میکرد، دستانش را میگرفت و میفرمود: "خداوند متعال، تقوا را توشهات و خیر را متوجهات سازد و حاجتت را بر آورد و دین و دنیایت را برایت سالم نگه دارد و تو را سالم به من باز گرداند!"[۷]. از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که رسول خدا(ص) هنگام وداع با مسافران چنین میفرمود: "دین و امانتت را به خدا سپردم. خداوند، تقوا را توشه تو و هرجا رو کنی، تو را با خیر روبرو سازد!"[۸].
- انتخاب همسفر: از دیگر امور سفر که پیامبر اکرم(ص) نیز بر آن به طور ویژه تأکید داشت، انتخاب همراه و همسفر مناسب برای سفر است[۹]. آن حضرت، در این باره فرموده است: «الرَّفِيقَ ثُمَ السَّفَرَ»[۱۰]؛ اول، انتخاب همسفر، بعد انجام سفر. رسول خدا(ص) خود نیز تنها سفر کردن را خوش نداشت و نیز دوست نمیداشت کسی بدون همسفر مسافرت کند[۱۱] و بدترین مردم را کسی میدانست که به تنهایی سفر میکند[۱۲]. آن حضرت، همراهی حداقل سه نفر را در مسافرت، مناسب میدانست[۱۳] و در توصیههایی به حضرت علی(ع) میفرمود: "ای علی(ع) تنهایی مسافرت نرو! همانا شیطان با انسان تنهاست و از دو نفر، دورتر است؛ ای علی(ع)، هرگاه مردی تنها سفر کند، پس او گمراه است؛ و اگر دو نفر با هم سفر کنند، آنها [هم] گمراهاند و هرگاه سه نفر با هم سفر کنند، پس، شرایط سفر را به جا آوردهاند"[۱۴].[۱۵]
در سفر
- آغاز سفر: از دیگر سنتهای پیامبر(ص) آغاز سفر در روز پنجشنبه بود[۱۶]. رسول اکرم(ص) هنگام سفر، صبح زود از منزل خارج میشد[۱۷] و مسلمانان را از اعتقاد به فال بد بهویژه پیش از سفر نهی میکرد و میفرمود: "جبران فال بد زدن، توکل بر خداوند متعال است"[۱۸]. امیر قرار دادن یکی از همراهان هم از دیگر سفارشهای رسول خدا(ص) به مسافران بود. آن حضرت به مسلمانان توصیه میفرمود که هرگاه گروهی از شما آهنگ سفر کردید، باید از میان خود فردی را امیر خود کنید[۱۹].
- خوش برخوردی و یاری کردن همراهان در سفر: بیتردید، مسافرت با سختیهایی همراه است که تحمل آن بدون استقامت و نیز همراهی همسفرانی شفیق و یکدل، طاقتفرسا خواهد بود. در روایتی از پیامبر خدا(ص) آمده است: "رنجها همزاد سفرند و زمینههای عصبانیت و اوقات تلخی [به علت سختیهای سفر] در آن بسیار است؛ بنابراین شش چیز نشان دهنده جوانمردی است: سه چیز در غیر سفر و سه چیز در مسافرت؛ در سفر، بخشیدن توشه [خود به همراهان] و خوش اخلاقی و شوخی کردن؛ البته آن شوخی کردنی که در آن معصیت خدا نباشد"[۲۰]. رسول خدا(ص) کمک به مؤمنان را در سفر، مایه رفع اندوه در دنیا و آخرت دانسته، بدان سفارش میکرد[۲۱]. از ابوسعید خدری روایت شده است که در یکی از سفرها در رکاب پیامبر اکرم(ص) بودیم. ناگهان مردی سوار بر مرکبش به سوی ما آمد؛ در حالی که به سوی چپ و راست به حیوانات و مرکبهای خود مینگریست. رسول خدا(ص) با دیدن این صحنه فرمود: " کسی که مرکبی افزون بر نیاز خود دارد باید آن را به کسی که مرکبی ندارد، صدقه دهد و کسی که ره توشهای افزون بر نیاز خویش دارد، باید آن را به کسی که توشهای ندارد، صدقه دهد"[۲۲].[۲۳]. از دیگر اعمالی که رسول خدا(ص) در سفر، بر آن تأکید و آن را تشویق کرده است، خدمت به همسفران و کاستن از مشقتهای سفر آنان است. ایشان ضمن تمجید از چنین افرادی، آنها را "سرور افراد در سفر"[۲۴] معرفی کرد. همچنین آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: "کسی که مسافر دینداری را یاری کند، خداوند، ۷۳ اندوه از وی میزداید و او را در این جهان و آن جهان از اندوه پناه میدهد و غم بزرگش را در روزی که مردمان، نفس در گلویشان حبس میشود، از او برطرف میکند"[۲۵]. پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را به همکاری و همیاری همسفران با یکدیگر فرا میخواند و آنان را از سستی در این کار بر حذر میداشت. نقل شده است که روزی در حضور رسول خاتم(ص) از مردی سخن به میان آمد و گفته شد: "او آدم خوبی است"؛ سپس عدهای گفتند: "ای رسول خدا(ص) آن مرد، در سفر حج، همسفر ما بود؛ هرگاه در منزلی فرود میآمدیم، پیوسته زبانش به ذکر، گویا بود تا آنکه حرکت میکردیم و در بین راه نیز همواره ذکر خدا میگفت تا اینکه دوباره فرود میآمدیم". در این هنگام، آن حضرت فرمود: "پس چه کسی به شترش علوفه میداد و غذایش را تأمین میکرد"؟ گفتند: "ما" پس پیامبر خدا(ص) فرمود: "همه شما از او بهترید"[۲۶]. خود حضرت نیز در مسافرتها در سفر با همسفران همکاری میکرد و همانند دیگر همسفران، عهدهدار انجام کاری میشد. روایت شده است که ایشان در یکی از مسافرتها زمانی که گروه به استراحت پرداخته بود، به همراهان فرمود تا گوسفندی را ذبح کنند. یکی از همراهان گفت: "من گوسفند را سر میبرم"؛ دیگری گفت: "من پوستش را میکنم"؛ فرد سومی گفت: "من گوشتش را خرد میکنم"؛ چهارمی گفت: پختن آن با من"؛ رسول الله(ص) نیز فرمود: "جمع کردن هیزم هم با من"؛ اصحاب گفتند: "یا رسول الله، پدران و مادران ما به فدایتان! شما خودتان را به زحمت نیندازید؛ تعداد ما کافی است و خودمان کارها را انجام میدهیم". پیامبر(ص) فرمود: "میدانم تعدادتان کافی است و میتوانید کارها را انجام دهید؛ اما خداوند دوست ندارد که بندهاش با عدهای از دوستان و همسفران خود باشد، اما میانشان فردی متمایز باشد"[۲۷].
- حق همسفر بر همسفر: نبی اکرم(ص) یکی از حقوقی را که یک مسافر بر همسفران دیگر خود دارد، صبر کردن تا سه روز برای [[[حرکت]]] همسفر مریض دانسته است[۲۸].
- سنتهای آن حضرت در سفر: رسول خدا(ص) دوست میداشت با دراز گوشی سفر کند که فقط پالانی روی آن انداخته باشند[۲۹]. آن حضرت در سفرهایش در هر منزلی که اقامت میگزید، در آن منزل، دو رکعت نماز میگزارد و میفرمود: "میخواهم این مکان برایم به نماز خواندن گواهی دهد"[۳۰]. رسول خدا(ص) در سفرها وقتی از بلندی بالا میرفت، میفرمود: "اللّه اکبر" و چون سرازیر میشد، میفرمود: "سبحان اللّه"[۳۱] و راه رفتنش در سفرها چنان بود که ناتوان به نظر نمیرسید[۳۲]. نقل شده است، حضرت در مسافرتها، هنگام خواب، اول شب بر روی ساق دستش میظ خوابید و در آخر شب، دست خود را بلند میکرد و سر را روی کف دست میگذاشت و میخوابید[۳۳].[۳۴]
پس از سفر
پیامبر(ص) مسافرت را بخشی از عذاب (رنج) میدانست و میفرمود: "هر گاه فردی از شما سفرش را به پایان رساند، باید زودتر نزد خانوادهاش باز گردد"[۳۵]. پیامبر خاتم(ص) عادت داشت که روز از سفر برگردد [۳۶] و چون از سفر باز میگشت، نخست به مسجد میرفت و دو رکعت رفت نماز میخواند و پس از سر زدن به خانه حضرت زهرا(س)[۳۷] به خانه نزد همسرانش میرفت[۳۸].
- استقبال از مسافر: از سنتهای دیگر حضرت، درباره سفر، استقبال از مسافران بود. ایشان گاه در دیدارهایش با مسافران تازه از راه رسیده، دعاهایی را بیان میفرمود و نقل شده است که ایشان در دیدار با حجاج بیتالله الحرام به یکی از آنها فرمود: «تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْكَ نُسُكَكَ وَ غَفَرَ ذَنْبَكَ وَ أَخْلَفَ عَلَيْكَ نَفَقَتَكَ»[۳۹] خداوند، اعمال حج تو را بپذیرد و گناهانت را بیامرزد و آنچه خرج کردهای، به تو باز گرداند!
- ولیمه دادن: همچنین ایشان ولیمه دادن پس از سفر را از چهار موردی میدانست که دادن ولیمه در آنها لازم است[۴۰].
- تهیه هدیه و سوغات سفر برای خانواده: همراه آوردن سوغاتی از مسافرتهای دور یا نزدیک برای اهل خانه از تأکیدات رسول خدا(ص) برای مسافر بود و میفرمود: "هر گاه یکی از شما به سفر رفت، هنگام بازگشت، برای خانوادهاش هدیه بیاورد، اگرچه یک قطعه سنگ میباشد"[۴۱]. تا بدین طریق، رنج دوری از او برایشان جبران شود و او همسر و فرزندانش را خوشحال سازد[۴۲].
منابع
پانویس
- ↑ همان، ج ۲، ص۳۶۰؛ کلینی، الکافی، ج ۸، ص۳۰۳ و من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۸۱.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۲۵۱؛ المحاسن، ج ۲، ص۳۵۹ و من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۸.
- ↑ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۱، ص۱۱۸؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۸۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۱۷؛ مکارم الاخلاق، ص۳۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی(ص)، ج۳، ص۳۳۳.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۱۷ و مکارم الاخلاق، ص۳۵.
- ↑ ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۵، ص۱۵۸؛ البیهقی، السنن الکبری، ج ۵، ص۲۵ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۶.
- ↑ ر. ک: المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ - ۳۵۵.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۶؛ المحاسن، ج ۲، ص۳۵۴ و مکارم الاخلاق، ص۲۴۹.
- ↑ همان و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۰۷.
- ↑ «پیش از خریدن خانه در پی یافتن همسایه و پیش از سفر در پی همراه باشید». (الکافی، ج ۸، ص۲۴؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۹۸ و کنز العمال، ج۱۶، ص۱۸۲.
- ↑ الکافی، ج۴، ص۲۸۶؛ مکارم الاخلاق، ص۲۵۱؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۷۹ و الجعفریات، ص۱۶۴.
- ↑ دعائم الاسلام، ج ۱، ص۳۴۸؛ مجموعه ورام، ج۱، ص۳۴ و مستدرک الوسائل، ج۸، ص۲۰۹.
- ↑ المحاسن، ج ۲، ص۳۵۶؛ مکارم الاخلاق، ص۲۵۹ و ابراهیم بن علی الکفعمی، المصباح، ص۱۸۴.
- ↑ الکافی، ج ۸، ص۳۰۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۷ و المحاسن، ج ۲، ص۳۵۶.
- ↑ الکافی، ج ۸، ص۳۰۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۷ و المحاسن، ج ۲، ص۳۵۶.
- ↑ موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۵۵ ـ ۵۷.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۶۶؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۳۷؛ مکارم الاخلاق، ص۲۴۰؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ص۲۶۰ و ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۷، ص۷۲۳.
- ↑ محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸.
- ↑ الکافی، ج ۸، ص۱۹۸ و وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص۳۶۲.
- ↑ الجامع الصغیر، ج ۱، ص۸۹؛ علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۷۸ و الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص۱۰۰.
- ↑ شیخ مفید، الامالی، ص۴۴؛ عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص۲۷؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص۳۲۴ و همو، معانی الاخبار، ص۲۵۸.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ المحاسن، ص۲۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص۲۶۶ و الجعفریات، ص۱۹۸.
- ↑ نووی دمشقی، ریاض الصالحین، ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص۱۳۸ و محیی الدین النووی، المجموع، ج ۴، ص۳۹۳.
- ↑ گویا این فرد در این سفر، مرکبهای متعددی داشته، از توجه به پیادههای کاروان که با سختیهایی روبرو بودند، غافل بوده است.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۷۸؛ مکارم الاخلاق، ص۲۵۱؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص۵۹ و کنزالعمال، ج ۶، ص۷۱.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۹۳؛ الجعفریات، ص۱۹۸ و المحاسن، ج ۲، ص۳۶۲.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۲۶۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۳، ص۲۷۴، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۲۰ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۱، ص۷۰.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۲۵۱ - ۲۵۲؛ شرف المصطفی، ج ۴، ص۳۷۸، الصفدی، الوافی بالوفیات، ج ۱، ص۷۲ ـ ۷۳.
- ↑ المحاسن، ج۲، ص۳۵۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۶۸.
- ↑ المعجم الکبیر، ج ۱۸، ص۳۰۰؛ کنز العمال، ج ۷، ص۱۰۰؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، ۱۹۸۸ م، ج ۲، ص۲۸۳ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۵.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۷۳؛ الکافی، ج ۴، ص۲۸۷ و مکارم الاخلاق، ص۲۶۱.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۲۲ و مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۲۴۰.
- ↑ سنن النبی، ج ۱، ص۱۱۸.
- ↑ موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۵۷ ـ ۶۰.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۳۰۰: الجعفریات، ص۱۷۰؛ عوالی اللآلی، ج ۱، ص۱۰۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۶۶.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص۴۵۵؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص۱۵۶ و المعجم الکبیر، ج ۱۹، ص۵۹.
- ↑ ابن حجر، فتح الباری، ج ۸، ص۸۹، المعجم الکبیر، ج ۲۲، ۲۲۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص۲۴۵.
- ↑ ابن حبان، صحیح، ج ۸، ص۱۵۸؛ امتاع الاسماع، ج ۸، ص۱۶۹ و البخاری، صحیح، ج ۴، ص۴۰.
- ↑ الجعفریات، ص۷۵ - ۷۶؛ المحاسن، ج ۲، ص۳۷۷ و مکارم الاخلاق، ص۲۶۱.
- ↑ الکافی، ج ۶، ص۲۸۱ - ۲۸۲؛ المحاسن، ج ۲، ص۴۱۷ و بحارالانوار، ج ۲۳، ص۲۸۸.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۲۶۶ و بحارالانوار، ج ۲۳، ص۲۸۳.
- ↑ موسوی بردکشکی، سید جواد و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۶۱ ـ ۶۲.