خطابه

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

روش خطابه

مفهوم‌شناسی

«خطابه» به معنای کلامی است که بین دو نفر رد و بدل می‌شود[۱]. در اصطلاح اهل منطق، خطابه از صناعات خمس به شمار می‌رود که در آن با سخن گفتن در برابر دیگران می‌توان آنان را اقناع کرد. خطابه از صناعات دیگر (برهان، جدل، سفسطه و شعر) نافذتر و مؤثرتر است[۲]. «ارسطو» خطابه را چنین تعریف می‌کند: خطابه، صناعتی است که توسط آن بتوان در هر امری از امور جزئی، دیگران را در حد امکان اقناع نمود[۳].[۴]

استفاده از خطابه در سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)

می‌توان گفت: اولین خطبه‌ای که پیامبر(ص) پس از برانگیخته شدن به رسالت ـ در دعوت عموم مردم به اسلام ـ خواند، زمانی بود که بر کوه صفا بر بالای سنگ بلندی ایستاد و با صدایی رسا فریاد برآورد: «يَا صَبَاحاً»[۵] و با جمع کردن مردم به گرد خود، آنان را به اسلام دعوت کرد و فرمود: «ای مردم! هرگاه من به شما گزارش دهم که پشت این کوه دشمنان شما موضع گرفته‌اند و قصد جان و مال شما را دارند آیا مرا تصدیق می‌کنید؟ همگی گفتند: ما در طول زندگی از تو دروغی نشنیده‌ایم. سپس فرمود: ای گروه قریش! خود را از آتش نجات دهید. من برای شما در پیشگاه خدا نمی‌توانم کاری انجام دهم. من شما را از عذاب دردناک می‌ترسانم...»[۶].

نخستین خطابه‌های پیامبر(ص) بیشتر در موضوع‌های توحید، نفی شرک، و نبوّت بود و بعدها در موضوع‌های دیگری مانند: معاد، جنگ، موعظه‌های اخلاقی و سایر مسائل اجتماعی، ایراد می‌شد. پیامبر(ص)، همین‌که با مسأله‌ای اجتماعی، اخلاقی یا دینی روبه‌رو می‌شد که تبیین آن برای مردم ضرورت داشت، بر فراز منبر قرار می‌گرفت و درباره آن برای مردم سخن می‌گفت. در ذیل آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ[۷] آمده است: «برخی از اصحاب پیامبر با هم عهد بستند که روزها روزه بگیرند و شب‌ها را به عبادت بگذرانند، گوشت نخورند و در نهایت تارک دنیا شوند. خبر به پیامبر رسید. پیامبر(ص) به مسجد رفت و پس از نماز جماعت بر منبر رفته و برای آنان خطبه خواند و فرمود: چرا برخی، زن، عطر، خواب و شهوت‌های دنیا را بر خود حرام می‌کنند؟! من به شما نمی‌گویم مانند کشیش‌ها و راهبان باشید؛ در دین من، ترک گوشت، زن و گوشه کنیسه نشستن جایز نیست. رهبانیت امت من در جهاد است.»..[۸].

همچنین از زمانی که نماز جمعه واجب شد، پیامبر(ص) هر جمعه دو خطبه می‌خواند و در آن به آموزش مسائل دینی اعم از اخلاقی، اعتقادی، سیاسی و...، می‌پرداخت.

از خطبه‌های پیامبر(ص) که بگذریم، خطابه‌های امام علی(ع) نیز مشهور و معروف است. برخی از خطبه‌های آن حضرت در کتاب شریف نهج‌البلاغه، گردآوری شده است. از میان خطابه‌های آن حضرت برخی از نظر محتوا و یا از نظر فصاحت و بلاغت شهرت و برجستگی ویژه‌ای دارد؛ از آن جمله: خطبه‌های مشهور و معروف همام یا متقین، شقشقیه، قاصعه و خطبه وسیله می‌باشد. خطبه‌های حضرت علی(ع) به قدری فصیح، بلیغ و پرمحتوا است که آنها را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر خوانده‌اند.

پس از امام علی(ع)، نقش خطابه در سیره ائمه(ع) کمرنگ شد؛ زیرا در صدر اسلام رسم و معمول این بود که حاکمان برای مردم خطبه می‌خواندند و اگر کسانی غیر از حاکمان برای مردم خطبه می‌خواندند، باید از حاکمان اجازه می‌گرفتند و این می‌طلبید که از درباریان و هواداران حکومت باشند و چون ائمه(ع) با حکومت‌ها مخالف بودند، چندان موقعیتی برای خطبه خواندن نداشتند. در عین حال از برخی از آنها چندین خطبه نقل شده است؛ از جمله: خطبه امام حسن(ع) در حضور معاویه. معاویه، پس از پیمان صلح آن حضرت با او، از ایشان خواست بر منبر رود و از فضایل او برای مردم سخن بگوید. امام بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای خدا و درود و صلوات بر پیامبر و خاندانش، به معرفی خود و بر حق بودن خود و معرفی معاویه و بر باطل بودن او پرداخت[۹].

از حضرت امام حسین(ع) نیز دو خطبه مشهور و معروف است؛ یکی خطبه آن حضرت به هنگام خروج از مکه[۱۰] و دیگری خطبه وی در روز عاشورا برای سپاه دشمن[۱۱].

بنابراین، خطابه یکی از شیوه‌هایی بوده است که برخی از معصومان(ع)، در راستای آموزش اعتقادات، احکام و اخلاق اسلامی به عموم مردم، از آن بهره می‌برده‌اند[۱۲].

تفاوت روش خطابه با روش سخنرانی در تدریس

روش خطابه با روش سخنرانی در تدریس، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد که عبارت است از:

شباهت‌ها:

  1. در هر دو روش، گوینده فعّال و شنوندگان منفعل و تأثیرپذیرند؛
  2. در هر دو روش، گوینده بر آگاهی‌های شنوندگان می‌افزاید و مطالبی را به آنان می‌آموزد؛
  3. مخاطبان هر دو روش جمع و گروه هستند و این دو از روش‌های آموزش جمعی و گروهی است، نه روش‌های آموزش انفرادی.

تفاوت‌ها:

  1. مخاطبان تدریس به روش سخنرانی، همواره افرادی خاص و تحصیل کرده‌اند که در کلاس درس و با شرایط و ویژگی‌های خاصی گرد هم می‌آیند و به سخنرانی استاد گوش فرا می‌دهند، درحالی‌که مخاطبان روش خطابه عموم مردم، اعم از کودک و بزرگسال، زن و مرد، باسواد و بی‌سواد هستند که در کنار یکدیگر به خطابه خطیب گوش می‌دهند.
  2. مکان سخنرانی بیشتر کلاس درس یا مکان‌هایی است که برای تحصیل آماده شده است، درحالی‌که مکان خطابه بیشتر مکان‌های عمومی است، مانند مساجد، حسینیه‌ها، سالن‌های اجتماعات و....
  3. در روش سخنرانی استاد موظف است درباره محور خاصی به سخنرانی بپردازد، درحالی‌که در روش خطابه، خطیب معمولاً مطالب و موضوعات متنوع و متفاوتی را بررسی می‌کند و بسا در یک خطابه از چندین موضوع سخن بگوید.
  4. در روش سخنرانی، بحث‌ها باید مستدل و برهانی باشد، درحالی‌که مواد خطابه اغلب از مظنونات، مشهورات و مقبولات عامه تشکیل می‌شود.

بنابراین، با توجه به تفاوت‌هایی که بیان شد، روش خطابه را نمی‌توان با روش سخنرانی یکی دانست، هرچند شباهت‌هایی داشته باشند؛ همچنین روش خطابه را نمی‌توان روش تدریس تلقی کرد؛ اما آن را می‌توان یکی از روش‌های آموزش عمومی یا غیررسمی دانست؛ زیرا آموزه‌ها و آگاهی‌هایی را به عموم مردم انتقال می‌دهد؛ اما به سبک کلاسیک و با نظم خاصی که در روش تدریس وجود دارد، نیست[۱۳].

منابع

پانویس

  1. معجم مقاییس اللغه، ذیل: «خطب».
  2. فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۰۷.
  3. آیین سخنوری و نگرش بر تاریخ آن، ص۳.
  4. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۷۷.
  5. عرب این کلمه را برای زنگ خطر به کار می‌برد و گزارش‌های وحشتناک را معمولاً با این کلمه آغاز می‌کند.
  6. فروغ ابدیت، ص۲۱۷.
  7. «ای مؤمنان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۸۷.
  8. بحارالانوار، ج۴۰، ص۳۲۸؛ تفسیر نور الثقلین و تفسیر صافی، ذیل آیه ۸۷ سوره مائده.
  9. تحف العقول، ص۲۳۴.
  10. ده گفتار، ص۲۴۲، به نقل از اللهوف، ص۲۶ – ۲۵.
  11. سخنان حسین بن علی(ع) از مدینه تا کربلا، ص۸۷ و ۱۹۷.
  12. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۷۹.
  13. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۸۶.