آیه فی بیوت اذن الله

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۰۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

یکی از آیاتی که عالمان بزرگوار شیعه در اثبات ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) به آن استناد کرده‌اند، آیات ۳۶ و ۳۷ سورۀ مبارک نور است. خدای تعالی در این دو آیه می‌فرماید: ﴿فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اَللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اِسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اَللّهِ‌؛ [[[نور خدا]]] در خانه‌هایی است که خدا اذن داده [تا نام، مقام و بناء ان] بالا برود و نامش در آنجا یاد شود و بامدادان و عصرگاهان او را تسبیح گویند. مردانی که هیچ داد و ستد و هیچ معامله‌ای آنان را از یاد خداوند سرگرم و غافل نمی‌سازد.[۱]

آیه فی بیوت اذن الله
ترجمه آیه
[این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۳۶ سورهٔ نور قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهعلی بن ابی‎طالب(ع)
مصادیق برای آیهوصایت علی بن ابی‌طالب(ع)
دلالت آیه
  • امامت امیرالمؤمنین(ع)

شأن نزول آیه

شرح و تفسیر آیه

احادیث مرتبط با آیه

دلالت آیه

مرحوم علّامۀ حلّی در کتاب شریف منهاج الکرامة، این آیات شریفه را به عنوان برهان ششم بر امامت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) آورده است و برای اثبات این مدّعا، با طرح حدیثی از ثعلبی این آیات را دلیل بر افضلیّت امیرالمؤمنین(ع) دانسته است و آن گاه براساس قاعده عقلی قبح تقدّم مفضول بر فاضل، بر حقانیّت خلافت و امامت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) استدلال کرده است. مرحوم علّامه پس از ذکر این دو آیه می‌نویسد: «ثعلبی به إسناد خود از انس بن مالک و بریده نقل می‌کند که گفتند: رسول خدا(ص)این آیه را قرائت فرمود. آن‌گاه مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا، منظور از این خانه‌ها کدامند؟ پیامبر(ص)فرمودند: «خانه‌های انبیاء». ابوبکر برخاست و گفت: ای رسول خدا، این خانه از آن جمله است‌؟ (یعنی خانه علی و فاطمه(س)) پیامبر(ص)فرمود: «آری، از برترین آن خانه‌هاست». و در آن خانه‌ها مردانی را توصیف کرده به آنچه که بر افضلیّت آنها دلالت دارد. پس علی(ع) امام است والّا تقدیم مفضول بر فاصل لازم می‌آید»[۲].[۳]

دلالت بر افضلیت امام علی(ع)

ابن تیمیه در مجادلات خود شگرد دیگری نیز دارد. وی بر طبق روال خود، آن‌گاه که سخن از افضلیّت و برتری امیرالمؤمنین(ع) به میان می‌آید، آن را با طرح افضلیّت پیامبر اکرم(ص)نقض می‌کند. مثلاً هرگاه علّامه حلّی ثابت می‌کند که امیرالمؤمنین(ع) شجاع‌ترین مردم است، ابن تیمیه به پندارباطل خود کلام ایشان را با این سخن نقض می‌کند که پیامبر اکرم(ص) از امیرالمؤمنین(ع) شجاع‌تر است! ابن تیمیه در وجه چهارم نیز از این شگرد استفاده کرده است. اما روشن است که این شگرد نیز باطل و بی‌معناست،؛ چراکه بحث بر سر مقایسه امیرالمؤمنین(ع) با رسول خدا(ص)نیست، بلکه سخن در شناخت جانشین راستین پیامبر اکرم(ص)است و افضلیّت و برتری در میان صحابه رسول خدا(ص) مطرح می‌شود.

بنابر این وجه چهارم از اشکالات ابن تیمیه به روشنی باطل است و احدی از اهل فهم این‌گونه نگفته و نمی‌گوید[۴].

دلالت بر امامت امام علی(ع)

ابن تیمیه در وجه پنجم، با تفسیر به رأی و اجتهاد و براساس هوای نفس، سخن پیامبر اکرم(ص)را دروغ می‌شمارد و در وجوه ششم تا دهم نیز بر عناد و لجاجت خود پافشاری می‌کند و می‌کوشد تا به دلخواه خود، تفسیری غیر از آنچه در حدیث رسول خدا(ص)آمده است را برای آیه ذکر کند. از این رو با توجّه به وجود نصّ صریح در این باره، نقد اشکالات بی‌اساس وی که چیزی جز تفسیر به رأی و اجتهادباطل در مقابل نصّ نیست ضرورتی ندارد و ما نیز از آن صرف نظر می‌کنیم.

اما تردید وی در دلالت آیه ـ با ضمیمه حدیث یاد شده ـ بر افضلیّت امیرالمؤمنین(ع) نیز نشانۀ عناد و مکابرۀ او در برابر کلام خداوند سبحان است. هم‌چنین تردید در قاعده عقلی قبح تقدّم مفضول بر فاضل هم بسیار عجیب و بیان‌گر خردستیزی اوست. افزون بر آن‌که با تصریح وی بر قبول این قاعده، ناسازگار و نشان دهنده تعصّب شدید وی است.

حاصل آن‌که دو آیه سورۀ مبارک نور، به روشنی بر افضلیّت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارند و براساس قاعدۀ عقلی قبح تقدّم مفضول بر فاضل، ثابت می‌شود که حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص) جانشین ایشان و امام به حق است.

بر همین اساس است که سید شرف الدین نیز در کتاب مراجعات، به این دو آیه استناد و آن را دلیلی بر افضلیّت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دانسته است. ایشان پس از طرح این آیه شریفه، در ذیل آن می‌نویسد: «و مردان تسبیح گو [یعنی ائمه(ع)] کسانی هستند که خدای تعالی [درباره آنان] فرمود: ﴿یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ وَ إِقٰامِ اَلصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ اَلزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ اَلْقُلُوبُ وَ اَلْأَبْصٰارُ و خانه‌های ایشان همان خانه‌هایی است که خدای عزّوجلّ نام آن‌خانه‌ها را در قرآن بیان کرده و فرموده است: ﴿فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اَللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اِسْمُهُ‌»[۵].

ایشان در حاشیه این سخن می‌فرماید: «از تفسیر مجاهد و یعقوب بن سفیان، درباره سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿ وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً اِنْفَضُّوا إِلَیْهٰا وَ تَرَکُوکَ قٰائِماً از ابن عباس نقل می‌کنند که گفت: همانا دحیه کلبی روز جمعه از شام به میره آمد و نزد سنگ‌های زیت، بار بر زمین نهاد، سپس به طبل‌ها کوبید تا مردم متوجّه آمدنش شوند. پس مردم به سوی او شتافتند و پیامبر را در حالی که بر منبر ایستاده بود و خطبه می‌خواند ترک کردند به جز علی، حسن، حسین، فاطمه(ع)، سلمان، ابوذر و مقداد رضوان الله تعالی علیهم. پس پیامبر فرمود: «به تحقیق خداوند روز جمعه به مسجد من نظر افکند و اگر اینان نبودند، مدینه بر اهلش آتش می‌افروخت و هم‌چون قوم لوط سنگ بر آنها می‌بارید و خداوند درباره کسانی که با رسول خدا در مسجد مانده بودند، این سخن خود را نازل فرمود که: ﴿ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ‌.

ثعلبی در تفسیر بزرگ خود، درباره معنای آیه، به سند خود از انس بن مالک و برید آورده است که گفتند: رسول خدا این آیه را قرائت فرمود که: ﴿ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ * رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ‌ آن‌گاه ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا، این بیت از آن بیوت است‌؟ در حالی که به خانه علی و فاطمه(ع) اشاره کرد. رسول خدا فرمود: «بله، از برترین‌های آنهاست»[۶].

صحّت حدیث منقول از ثعلبی و دلالت آن بر افضلیّت و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از رسول خدا(ص)، پیش از این ثابت و معلوم شد که ادّعای ابن تیمیه مبنی بر اتّفاق نظر حدیث شناسان بر ساختگی بودن آن باطل و بی‌اساس است؛ از این‌رو پیروان ابن تیمیه برای فرار از این رسوایی، ادّعای او را در این باره تکرار نکرده‌اند.[۷].

مناقشات عامه

مناقشات ابن تیمیه

ابن تیمیه مطابق معمول خود، وجوهی را در اشکال به این استدلال مطرح کرده، می‌نویسد: «و پاسخ دارای وجوهی است:

  1. نخستین وجه: مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و به اتّفاق سنّیان و شیعیان، صرف منتسب ساختن آن به ثعلبی حجّت نیست و هر خبری که یکی از جمهور سنّیان روایت کند نزد تمامی آنها حجّت نخواهد بود، بلکه تمامی اندیشمندان و جمهور اهل سنّت بر این مطلب متّفقند که به آنچه ثعلبی و امثال وی روایت می‌کنند احتجاج نمی‌شود....
  2. وجه دوم: اینکه این حدیث از نظر حدیث پژوهان ساختگی است....
  3. وجه سوم: اینکه گفته شود آیه به اتّفاق همه مردم درباره مساجد است و بیت علی(ع) و غیر او به این صفت موصوف نیستند.
  4. وجه چهارم: اینکه گفته شود بیت پیامبر(ص)، به اتّفاق تمامی مسلمانان، از بیت علی(ع) افضل است و با این حال داخل در مراد این آیه نیست....
  5. وجه پنجم: اینکه منظور سخن پیامبر، بیت انبیاء است [که این]دروغ است،؛ چراکه اگر چنین باشد، در این صورت برای سایر مؤمنان نصیبی در این اوصاف نخواهد بود، در حالی که فقره ﴿یُسَبِّحُ لَهُ فِیها در برگیرنده همه کسانی است که دارای این ویژگی هستند.
  6. ششم: اینکه فقره ﴿فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اَللّهُ أَنْ تُرْفَعَ نکره موصوفه است و در آن تعیین وجود ندارد....
  7. هفتم: اینکه گفته شود اگر منظور شما از بیوت انبیا آنجایی است که پیامبر ساکن بوده است، پس در مدینه به غیر از خانه‌های همسران پیامبر(ص)، خانه‌ای در زمره خانه‌های انبیاء نخواهد بود؛ از این‌رو خانه علی(ع) داخل در آنها نمی‌شود و اگر منظورتان خانه هایی باشد که پیامبران در آن داخل شده‌اند، پس پیامبر به خانه‌های بسیاری از صحابه داخل شده است.
  8. وجه هشتم: اینکه گفته شود: سخن [علّامه] که گفت: «و مردانی که در قرآن از آنها یاد شده به این صفت موصوف‌اند که خرید و فروش و معامله آنها را از یاد خدا غافل نمی‌سازد»؛ در این آیه نکته‌ای نیست که دلالت کند بر اینکه این مردان افضل از دیگران هستند....
  9. و نهم اینکه اگر گفته شود: می‌پذیریم که این ویژگی دلالت می‌کند بر اینکه آنان نسبت به کسانی که چنین نیستند افضل‌اند، لیکن بر چه اساسی می‌گویی این ویژگی به علی(ع) اختصاص دارد؟
  10. و دهم اینکه اگر بپذیریم علی(ع) در این ویژگی افضل از دیگران است، بر چه اساسی می‌گویی این برتری موجب امامت است‌؟ اما درباره قاعده امتناع تقدیم مفضول بر افضل نیز باید گفت که اگر آن را بپذیریم، افضلیت باید در مجموع ویژگی‌های متناسب با امامت باشد[۸].[۹]

مناقشه‌ای دیگر

برخی چنین ادعا کرده‌اند که: «سبب نزول این آیه آن است که رسول خدا روز جمعه خطبه می‌خواند. در این هنگام قافله‌ای آمد و وارد شد. مردم به سوی او از مسجد خارج شدند تا اینکه جز دوازده مرد کسی باقی نماند. آن‌گاه این آیه نازل شد. بخاری این مطلب را در صحیح... و مسلم نیز در صحیح خود... به نقل از جابر بن عبدالله آورده‌اند. حافظ ابویعلی گفت: زکریا بن یحیی از هشیم، از حصین، از سالم بن ابی‌جعد، و ابوسفیان از جابر بن عبدالله بر ما حدیث کرد که گفت: هنگامی که پیامبر روز جمعه خطبه می‌خواند، قافله‌ای به مدینه وارد شد. اصحاب رسول خدا به سوی او شتافتند تا اینکه جز دوازده مرد کسی همراه رسول خدا باقی نماند. آن‌گاه رسول خدا فرمود: «سوگند به کسی که جانم به دست اوست، اگر شما از آنان پیروی می‌کردید و کسی از شما باقی نمی‌ماند، سرزمین به صورت آتش بر شما جاری می‌شد» و این آیه نازل شد.

بنابراین آنچه، این ادعا که در مسجد جز علی، حسن، حسین، فاطمه(ع)، سلمان، ابوذر و مقداد کسی باقی نماند، صحیح نیست و نشانه‌های ساختگی بودن در این کلام آشکار است و به دانش بسیار و بحث طولانی نیازی نیست. این در حالی است که حسن و حسین(ع) در زمان حیات رسول خدا(ص) از کسانی نبودند که نماز جمعه بر آنان واجب باشد. (این در حالی است که حضور فرد غیر مکلّف در مسجد به هنگام خطبه نماز جمعه هیچ منع و بُعدی ندارد)[۱۰].

منابع

پانویس

  1. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.
  2. منهاج الکرامة، ص۱۲۱.
  3. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۵ ـ ۳۵۶.
  4. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۷.
  5. المراجعات، ص۹۳-۹۴
  6. المراجعات، ص۹۴..
  7. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.
  8. منهاج السنة، ج۷، ص۱۴ - ۶۸.
  9. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۵۶ ـ ۳۵۹.
  10. سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۵، ص۳۶۷-۳۷۴.