نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۰۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۰۶ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل معراج (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
معراج از حوادث مهم زندگانی پیامبر(ص) و از معجزات بزرگ آن حضرت است[۱]. "معراج" از ریشه عرج، به معنای نردبان[۲] و "اسراء" به معنای سیر شبانه[۳] و منظور از آن عروج پیامبر(ص) در شب است﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا﴾[۴][۵].
عدهای دیگر از مؤرخان و سیرهنگاران نیز بر این باورند که اسراء و معراج در سالهای نخست بعثت صورت گرفته است. آنان علاوه بر نقل اقوال برخی دانشمندان گذشته در تأیید دیدگاه خود، به این موارد اشاره کردهاند:
از ابنعباسروایت شده است که اسراء و معراج در سال دوم پس از بعثت صورت گرفته است. از آنجا که ابنعباس نسبت به دیگر محدثان و مورخان از لحاظ زمانی به رسول خدا(ص) نزدیکتر است، نظر او هم میتواند بر دیگر مورخان و محدثان، مقدم باشد.
علاوه بر اختلاف در تاریخ این رویداد، مکانهای متعددی همچون خانهامهانی[۳۱]، شعب ابیطالب[۳۲] و مسجدالحرام﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾[۳۳] را نقطه آغاز این سفر دانستهاند. البته اطلاق واژه مسجدالحرام بر مکه میتواند برای احترام به این مکان مقدس باشد[۳۴].
در اینکه معراج چند بار اتفاق افتاده است نیز اختلاف وجود دارد. برخی به تعدد معراج معتقدند [۳۵]. از این لحاظ، اختلاف در برخی از قسمتهای حدیث معراج، میتواند ناشی از تعدد آن باشد[۳۶].
صحبت از کیفیت معراجپیامبر(ص)، همیشه محل بحث و گفتگوی دانشمندان بوده است و در جسمانی و روحانی بودن آن نظرهای فراوانی وجود دارد. برخی بر این باورند که پیامبر(ص) در عالم رؤیا به معراج رفته است. استناد آنها حدیثی از "عایشه" و "معاویة بن ابوسفیان" است[۳۷]. سخنان این گروه به قدری از واقعیت دور است که اصلاً نباید در شمار اقوال و نظریات آورد؛ چرا که اگر اسراء، فقط یک رؤیای صادقه باشد، دیگر اعجازی در آن نخواهد بود؛ چنان که مشرکان و معاندان نیز آن را انکار نخواهند کرد. حال آنکه قریشیان پس از شنیدن اینکه محمد(ص) مدعی است که ظرف یک شب، همه این اماکن را سیر کرده است سخت برآشفته شدند و به تکذیب او پرداختند[۳۸]. اگر سیر این عوالم به صورت یک رؤیا بود، معنا نداشت شهر که قریش به تکذیبپیامبر(ص) برخیزند و ابوطالب و بنیهاشم در پی یافتن حضرت، شهرمکه را زیر پا بگذارند[۳۹].
در کیفیت و چند و چون این سفر، سخن بسیار گفته شده است که پرداختن به همه آن، در این مختصر نمیگنجد [۵۹]؛ از اینرو توصیه میشود به کتب روایی و غیر روایی - که روایات بسیاری را در خود گرد آوردهاند به مراجعه شود[۶۰].
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۱۹۲؛ رضا مهیار، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص۷۲.
↑ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی -که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم» سوره اسراء، آیه ۱.
↑«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
↑ «سپس نزدیک شد و فروتر آمد آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد دل، آنچه میدید، دروغ نگفت پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود کنار درخت سدری که در واپسین جای است که نزد آن بوستان سراست هنگامی که آن درخت سدر را فرو پوشاند، آنچه فرو پوشاند چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ۸-۱۸.
↑ «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم.».. سوره اسراء، آیه ۶۰.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۱۹۹.
↑ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۷.
↑ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۵۵؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۲۰۰-۲۰۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۱۰۹.
↑ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷.
↑عز الدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۵۱؛ ابن جوزی المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۵-۲۶؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۶؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۷۷.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۶: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال والأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۸؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۰۸.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۵۱.
↑مانند ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۵-۲۶: ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۵۵؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۵؛ جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص۳۷۳ به بعد.
↑ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۷؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۶۵؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.
↑احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۷ به بعد.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۸، ص۱۹۶.
↑ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی-که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
↑عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱؛ شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی أحوال انفس النفیس، ج۱، ص۳۰۷.
↑ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۱۵؛ محمد بن یوسف صالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۷۹.
↑ «پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی-که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.
↑شیخ صدوق، التوحید، ص۱۷۵؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(ع)، ج۱۸، ص۳۴۷- ۳۴۸.
↑ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۷ به بعد.
↑عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۲؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۹؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۲۳۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۴.
↑عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۴؛ قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۹.
↑تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و امتاع، ج۱، ص۴۷.
↑قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابن حزم اندلسی، جوامع السیرة النبویه، ص۵۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۶.
↑قطب الدین راوندی، قصص الأنبیاء، ص۳۲۶؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶.
↑شیخ صدوق، امالی، ص۲۷۶؛ شیخ طوسی، امالی، ص۱۹۳؛ شیخ مفید، امالی، ص۱۷۳.
↑ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۸۱.
↑جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به کتب ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳-۵۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار(ع)، ج۱۸، و ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۰۵-۴۱۰ به بعد.