اراده در فقه سیاسی
مقدمه
- اراده: خواستن، قصد کردن[۱]، ریشه آن "رُود" به معنای طلب کردن با اختیار و انتخاب[۲]، تردّد کردن برای طلب چیزی به رفق و نرمی[۳]. گفته شده، "رُود" ریشه "رائد" (رهنما، بَلَد، پیشرو) است که پیشگام قبایل بیابانگرد و مهاجر بودند و مناطق مناسب اسکان، چراگاه و چاه آب را شناسایی میکردند. این جستجو برای انتخاب بهترین جا از نظر منزل و چراگاه را "رَود" میگویند[۴].
﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾[۵].
"اراده" قوّهای مرکب از شهوت، حاجت و آرزوست و بر اشتیاق دل به چیزی یا حکمی که سزاوار است -خواه انجام شود یا نشود- اطلاق میشود[۶].
مفهوم اراده در مقابل کراهت و جبر قرار دارد. مفهوم کراهت وجود محدودیتها و قیدهای داخلی و خارجی است. هرچه این محدودیتها و قیود بیشتر باشند، اراده و اختیار ضعیفتر و جبر و کراهت قویتر میگردد؛ بر این اساس اراده دو نوع است: اراده الهی و اراده انسانی[۷].
اراده الهی مطلق و محض است، نه محدود و مقید: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۸] و به حکم تعلق میگیرد؛ زیرا اشتیاقی در او متصور نیست؛ امّا اراده انسانی شدت و ضعف دارد (از جهت کیفیت انتخاب و اختیار)؛ زیرا انسانها از لحاظ استعداد و عقل مختلف هستند: ﴿كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا﴾[۹].
اراده انسانی در طول اراده الهی است؛ زیرا اراده الهی به اختیار انسان تعلق گرفته است و اجبار انسان به اراده الهی نقض غرضِ الهی خواهد بود؛ لذا اعتقاد اشاعره در مجبور بودن انسان و استناد فعل او به خداوند باطل است[۱۰]. اعتقاد به اختیار و آزادی عمل انسان در صحنه اجتماعی و سیاسی و... اصل مسئولیتپذیری را تثبیت میکند[۱۱].
- اراده و خواستن[۱۲]. اصل آن "شیء" به معنای تمایل در حد طلب[۱۳] یا هر چیزی که طلب علم یا خبر از آن صحیح باشد[۱۴].
﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ﴾[۱۵].
مشیئت الهی تنها اراده اوست و صِرف اراده، تحقق را به دنبال دارد: ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾[۱۶].
آیه ۲۹ سوره کهف بهروشنی بر اراده و اختیار انسان دلالت دارد. از دیدگاه قرآن کریم، انسان موجودی مختار است. اصولاً بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، بیآنکه انسان مختار باشد، کاری بیهوده است. آیاتی که در زمینه ابتلا و آزمایش انسان وارد شده است نیز بر همین امر دلالت دارند.
همچنین وعد و وعید، بشارت و انذار، عهد و میثاق الهی با انسان، در صورتی معنا دارند که انسان اختیار داشته باشد وگرنه همه این موارد لغو خواهد بود[۱۷]؛ اما آیاتی همچون ﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾[۱۸] و ﴿فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ﴾[۱۹] عدهای را به سوی اعتقاد به جبر کشانیده است.
مجموعه آیات در موضوعاتی مانند "مشیّئت الهی حاکم بر سرنوشت انسان است"، "ایمان و کفر انسان به اِذن الهی است" و "قضا و قدر انسان به دست خداوند است"، توهم "جبر" را در انسان پدید میآورد.
پاسخ به این توهم و توجیه تعارض آیات فوق با آیاتی که دلالت بر اختیار انسان دارند، به این بیان است: ازآنجاکه انسان مخلوق خداوند است، مانند سایر مخلوقات "اختیار"انسان نیز به اراده الهی بوده است؛ چنان که در مورد حیوانات و نباتات، اراده الهی بر "اجبار" آنها تعلق گرفته است؛ لذا اراده خدا و انسان در عرض هم نیستند تا اراده الهی جایگزین اراده انسان گردد که مفهوم "جبر" پدید آید.
انسان علت اراده و اعمال خود است؛ ولی همه این علت و معلولها متعلّق اراده الهی است. علت قریب و مباشر عمل انسان، اراده انسان است و اراده انسانی در طول اراده الهی قرار گرفته است؛ لذا خداوند در آیاتی با لفظ ﴿وَلَوْ شَاءَ﴾ به انسان این مفهوم را تذکر میدهد که اراده الهی بر اختیار و اراده انسان در اعمال و نیاتش تعلق گرفته و اگر خداوند غیر از این را اراده داشت، همه را هدایت میکرد[۲۰]: ﴿فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ﴾[۲۱]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً﴾[۲۲]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى﴾[۲۳]، ﴿وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا﴾[۲۴]..[۲۵]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۸.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۰.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۶۳. ابنمنظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۸۷.
- ↑ «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۷۱.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۷۱.
- ↑ «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
- ↑ «هر بار که از دلتنگی و اندوه بخواهند از آن (دوزخ) بیرون روند بازشان میگردانند» سوره حج، آیه ۲۲.
- ↑ سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۱۰۷-۱۱۰.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص:۶۶-۶۷.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۱۵۵.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۷۱.
- ↑ «و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.
- ↑ «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
- ↑ محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
- ↑ «و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۹.
- ↑ «خداوند هر کس را بخواهد بیراه مینهد و هر کس را بخواهد راهنمایی میکند» سوره فاطر، آیه ۸.
- ↑ محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، ص۳۷۴-۳۸۰.
- ↑ «بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر میخواست شما همگان را رهنمایی میکرد» سوره انعام، آیه ۱۴۹.
- ↑ «اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید» سوره مائده، آیه ۴۸.
- ↑ «اگر خداوند میخواست همه آنان را بر رهنمود (خود) گرد میآورد» سوره انعام، آیه ۳۵.
- ↑ «و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی» سوره انعام، آیه ۱۰۷.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۸۰-۴۸۲.