ناکثین در تاریخ اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۲۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

بیعت مردم با امیر مؤمنان(ع) چونان صاعقه‌ای بر پیکر قریش و کلیه بدخواهان اسلام، فرود آمد. حکومت امام(ع) امتداد همان حکومت رسول اکرم(ص) به شمار می‌آمد که جور و ستم و دشمنی و سرکشی را به خاک مذلّت کشاند و عدل و مساوات و حق و فضیلت را به ارمغان آورد، و منافع اقتصادی را که بر پایه ربا و احتکار و بهره‌کشی استوار بود، درهم شکست و از آنجا که فرمانروایان عثمان مشمول اصلاحات امام علی(ع) می‌شدند بر بسیاری از بزرگان قریش گران می‌آمد که خود را با هر شهروند دیگر و از هر گروه و دسته‌ای که در دستگاه حکومتی امام راه یافته بودند، مساوی بدانند.

طلحه و زبیر پس از آن‌که توسط عمر نامزد خلافت شدند، هر یک خود را هم‌سنگ امیر المؤمنین(ع) می‌پنداشتند و انتظار داشتند حداقل بر بخش عظیمی از سرزمین اسلامی حاکمیت یابند، عایشه نیز نزد خلفای پیشین از جایگاهی برجسته برخوردار بود؛ چراکه او هرگونه می‌خواست سخن می‌راند، ولی اکنون پی می‌برد در حکومتی که اساس و منبع آن را در قانونگذاری و اجرا، قرآن و سنّت، تشکیل می‌دهند، جایی نخواهد داشت.

معاویه در شام به عنوان فرمانروای یکه‌تازی حکم می‌راند که چشم طمع به حاکمیت بزرگ اسلامی دوخته بود. وی می‌کوشید زمام امور مسلمانان را کاملا به دست گیرد، اقدامات و برنامه‌ریزی‌های امام(ع) در جهت اصلاحات گسترده برای تمام این افراد، موضوعی غافلگیرانه بود. افزون بر این، مجموعه افرادی که در زمان عثمان از پست و مقام خود بهره می‌جستند، اکنون در حکومت امام منبع ثروت‌های خود را از دست داده بودند؛ زیرا حضور امام(ع) در رأس قدرت، برای خط قبیله‌ای منحرفی که قریش می‌پیمود، تهدیدی جدّی به شمار می‌آمد، چون امام(ع) به خوبی می‌دانست بی‌آن‌که در راه خدا از نکوهش هیچ نکوهش‌گری بیمی داشته باشد، قادر است پرچم اسلام واقعی را به اهتزاز درآورد و بدین‌سان، بی‌تردید از آن خط منحرف پرده برمی‌داشت.

لذا این افراد تصمیم به فتنه‌انگیزی گرفتند تا از استقرار حکومت نوپای امام(ع) جلوگیری به عمل آورند؛ البته اوضاع سیاسی و وجود عناصر مخالف روند صحیح حرکت حکومت اسلامی، برای امام علی(ع) ناشناخته نبود؛ زیرا نبیّ اکرم(ص) به حضرت اطلاع داده بود که برخی گروه‌ها از حکومت وی سرپیچی خواهند کرد و به او سفارش کرد با آنان بستیزد و آنها را ناکثین و قاسطین و مارقین نامید[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۳۹؛ تاریخ بغداد، ج۸، ص۳۴۰؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۳۵؛ کنز العمال، ج۶، ص۸۲.
  2. حکیم، سید منذر، ‌پیشوایان هدایت ج۲ ص ۲۶۵.