احترام در فقه اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۱۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

براساس فقه اسلامی، احترام هر چیزی متناسب با آن تعریف می‌شود، احترام انسان، تعرّض نکردن به ناموس، جان و مال اوست و حرمت قرآن، جلوگیری از نجس شدن آن و پرهیز از هر گونه اقدامی است که موجب هتک آن می‏‌شود. احترام می‌تواند شامل ذوات محترم مانند: انسان، حیوان، گیاه و جماد باشد و یا شامل افعال محترم.

مقدمه

ارج نهادن هر چیز متناسب با آن است. برای مثال، احترام انسان، تعرّض نکردن به ناموس، جان و مال او، بلکه دفاع از آنها در مقابل تعرّض کنندگان است، یا حرمت داشتن قرآن، جلوگیری از نجس شدن آن و پرهیز از هر گونه اقدامی است که موجب هتک آن می‏‌شود. از عنوان احترام به مناسبت در باب‌های بسیاری مانند طهارت، حج، جهاد، تجارت، مضاربه، مزارعه، عاریه، نکاح، طلاق، حدود و دیات سخن رفته است.

چیزهای محترم را می‌‏توان در دو دسته ذوات و افعال قرار داد:

  1. ذوات محترم: ذوات محترم، به انسان، حیوان، گیاه و جماد تقسیم می‏‌شود:
    1. انسان: در شریعت اسلام، حرمت انسان یا اصلی است یا عرضی. حرمت اصلی از آنِ مسلمان و مؤمن و ناشی از طهارت و قداست ذاتی او است که در پرتو پذیرش اسلام و ایمان به دست می‏‌آید. البته این حرمت نیز بر حسب مراتب ایمان و درجات علم و تقوا متفاوت است. بنابراین، حرمت انبیا، اوصیا و انسان‌های کامل بیش از دیگران است. کافران حرمت اصلی ندارند و تنها به سبب عقد ذمّه، امان و هدنه از حرمت عرضی برخوردار می‏‌شوند و تا هنگامی که پیمان را نشکسته‏‌اند یا مدّت آن تمام نشده، پایدار است[۱]. احترام به جان، آبرو و مال انسان محترم، واجب است[۲]. احترام جان انسان محترم؛ خواه اصلی و یا عرضی، آسیب نرساندن به آن است؛ با این تفاوت که در حرمت اصلی، افزون بر آسیب نرساندن، حفظ جان و دفاع از آن نیز واجب است[۳]. همچنین پیکر بی‌جان مسلمان مانند زنده او محترم است. از این رو، غسل، کفن و دفن آن واجب، و آنچه مانند نبش قبر که موجب هتک حرمت آن شود، حرام است[۴]. حکم آبرو و مال انسان محترم، همچون حکم جان او است، یعنی تعرّض به آنها حرام است؛ و نسبت به آبرو، حفظ و دفاع از آن واجب است[۵].
    2. حیوان: حیواناتی که انسان از آنها برای خوردن، سواری، بارکشی، حفاظت گلّه یا باغ استفاده می‏‌کند، محترمند و بر صاحب خود حقوقی دارند که برخی ـ مانند آب و علف دادن ـ واجب، و برخی ـ مانند نزدن سیلی به صورت، بیش از اندازه توان بار نکردن و راه نبردن، وپشت حیوان را مجلس حرف زدن با دیگران قرار ندادن ـ مستحب است[۶]. حیوانات غیر دریایی که در حرم مکّه و بنابر قولی حرم مدینه زندگی می‌‏کنند، حرمت دارند. از این رو، شکار کردن آنها جایز نیست. برخی، شکار کردن حیوان حرم مدینه را مکروه شمرده‏‌اند[۷].
    3. گیاه: درختان و گیاهان حرم مکّه محترمند و بریدن و کندن آنها ـ جز برخی ـ جایز نیست[۸] و به قول مشهور، در صورت قطع کردن درخت، کفّاره ثابت است[۹]. همچنین درختان حرم مدینه محترمند؛ لکن در حرمت یا کراهت بریدن آنها اختلاف است. البته بنابر قول به حرمت، بریدن درخت موجب ثبوت کفّاره نیست[۱۰].
    4. جماد: برخی اشیاء، مانند کعبه، قرآن، کتاب‌های دعا و روایات معصومان(ع)، تربت امام حسین(ع)، ضریح مقدّس معصومان و آنچه در مشاهد مشرّفه از آنِ ایشان است، در شریعت اسلام محترمند. از این رو، نجس کردن آنها حرام، و زدودن نجاست از آنها واجب است[۱۱]. همچنین برخی مکان‌ها، مانند مساجد، به‌ویژه مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص)، حرم مکّه و مدینه، مشاهد مشرّفه و برخی زمان‌ها، مانند ماه رمضان، ماههای حرام (رجب، ذیقعده، ذیحجّه و محرّم) و روز جمعه حرمت دارند. از این رو، مجازات دنیوی و عقوبت اخروی گناه در این مکان‌ها و زمان‌ها بیشتر است[۱۲] و مقدار دیه در برخی، مانند ماههای حرام افزایش می‏یابد[۱۳].
  2. افعال محترم: عمل انسان آزاد و محترم، احترام دارد و اگر کسی، دیگری را برای انجام دادن کاری اجیرکند، باید اجرت کار او را بپردازد. در صورت نپرداختن، ضامن است[۱۴]. نسب[۱۵] و عدّه با وطی محترم (آمیزش حلال) ثابت می‏‌گردد[۱۶][۱۷]

منابع

پانویس

  1. کشف الغطاء، ج۴، ص۳۵۶ و جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۱، ۲۷۷.
  2. جواهر الکلام، ج۲۲، ص۶۰؛ ج۲۷، ص۱۹۵.
  3. جواهر الکلام، ج۵، ص۱۱۴ ـ ۱۱۸ و ج۲۱، ص۱۶.
  4. مسالک الافهام، ج۵، ص۱۴۹؛ ج۴، ص۸۲.
  5. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۶.
  6. وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۸؛ جواهر الکلام، ج۵، ص۱۱۵ ـ ۱۱۶.
  7. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۷۸ و ۲۹۴.
  8. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۱۲ و ۴۱۹.
  9. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۲۵ ـ ۴۲۶.
  10. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۷۷ و ۷۹.
  11. نهایة الاحکام، ج۱، ص۸۸ ـ ۸۹؛ العروة الوثقی، ج۱، ص۹۰ ـ ۹۱؛ جواهر الکلام، ج۲، ص۵۱ ـ ۵۲.
  12. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۷۳ ـ ۳۷۴.
  13. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۶ ـ ۲۹.
  14. قواعد الفقهیة (مکارم)، ج۲، ص۲۱۸ و جامع المدارک، ج۵، ص۲۰۰؛ جواهر الکلام، ج۲۷، ص۴۷ ـ ۴۸ و ۷۷ و ۳۷ و ۳۸.
  15. جواهر الکلام، ج۲۹، ص۲۴۳.
  16. مهذب الاحکام، ج۲۶، ص۱۴۷؛ جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۱۱.
  17. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱، صفحه ۲۸۸-۲۹۰.