آفات مدیریت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

مدیریت اگر با آفاتی همراه شود به سوء مدیریت منجر می‌شود. سوء مدیریت می‌تواند عامل زوال قدرت و فروپاشی دولت شود. اسلام شرایط و ضوابط مکتبی و توانایی‌های تخصصی و علمی لازم را دارد که به تناسب کمبود یا ضعف این شرایط و توانایی‌ها، آفت‌هایی دامنگیر مدیریت می‌شود که اگر شناخته و پیش‌گیری نشود، مدیریت دچار سردرگمی شده و نه‌تنها توان انجام مسئولیت‌های خود را از دست می‌دهد بلکه به ضد خود تبدیل می‌شود و به جای گره‌گشایی از جامعه بر مشکلات آن می‌افزاید.

مدیریت توانی است که همه انسان‌ها آن را دارند، ولی وقتی تناسب مسئولیت با توانایی از نظر تعهد و علم با هم تطبیق نکند، ناگزیر زمینه رشد آفت‌های مدیریت فراهم می‌شود. اهم آفات مدیریت را به‌طور اختصار بررسی می‌کنیم:

سستی ایمان

ایمان دارای سلسله‌مراتب متفاوتی است. هرگاه آفت سستی ایمان در مدیریت ظاهر شود نه‌تنها باید در صلاحیت چنین مدیری تردید کرد، اصولاً از آنجا که انگیزه‌های عمل انسان بی‌ایمان یا سست ایمان با انگیزه عمل انسان با ایمان یا قوی‌الایمان متفاوت است و از نظر کمی و کیفی در نفس عمل اثرات متفاوتی دارند و نیز در میزان توانایی مدیر، اثر مستقیم دارد ناگزیر مدیریت اسلامی باید با آن به عنوان یک آفت مبارزه کند و به همین دلیل است که اسلام بر جهاد اکبر، خودسازی، تربیت معنوی و ارتقای ایمان تأکید کرده است. داخل کردن برنامه‌های تربیتی در کل برنامه‌ریزی ضرورتی است که مدیریت و زیرمجموعه آن را در برابر این آفت آسیب‌ناپذیر می‌کند.

ضعف بینش علمی

مدیریت هر سازمان به تناسب گستردگی و پیچیدگی سازمان خود باید به میزان علم، تخصص و تجربه بیفزاید و غفلت از این معیار اسلامی در گزینش مدیران موجب خسارت‌های جبران‌ناپذیر خواهد بود، ولی حتی اگر در ابتدا، انتخاب مدیر بر اساس صلاحیت علمی در کنار تعهد ایمانی صورت گرفته باشد، نباید از آفت ضعف بینش علمی غافل بود؛ زیرا ممکن است به دلیل تحولات بعدی و گسترده‌تر شدن سازمان و پیچیده‌تر شدن مدیریت، توان علمی و تخصصی مدیر با شرایط کنونی که پس از گزینش او به وجود آمده است، وفق ندهد و از این‌رو ضعف بیشتر موجب انحراف در تصمیم‌گیری در عملیات شود. بنابراین باید به تناسب پیشرفت سازمان، گستردگی و پیچیدگی آن، بینش و معلومات فنی و تخصصی مدیران افزایش یابد. برنامه‌های آموزشی ضمن خدمت می‌تواند توانایی‌های مورد نیاز سازمان را فراهم آورد و میزان کفایت مدیران را به سطح مطلوب ارتقا بخشد.

عدم برنامه‌ریزی

علی(ع) فرموده است: (در هر کاری نخست درنگ کن، فکر کن و ورود و خروج و برنامه کار را بشناس، آنگاه عمل را آغاز کن) تقدیر که در قرآن بارها به خداوند و آفرینش خدا نسبت داده شده به معنای اندازه‌گیری و برنامه‌ریزی در آفرینش است که از معیارهای الهی آفرینش و حاکم بر خلقت جهان و انسان است. بی‌برنامه بودن، مدیریت را از صلاحیت خارج می‌کند و سازمان را تباه، نیروها و امکانات را نابود می‌سازد.

یکسونگری

یکسونگری مدیر را از وسعت نظر و سعه نظر بازمی‌دارد و او را در تصمیم‌گیری و عمل دچار اشتباه می‌کند. علی(ع) فرموده است: (کسی که به آرا و اندیشه‌های گوناگون ناآشنا باشد و فقط به یک نظر تکیه کند و نتواند جوانب کار را خوب بشناسد دچار حیله‌ها می‌گردد راه‌حل این آفت بازنگری در آراء مخالف و نقطه‌نظرهای مختلف می‌باشد).

سستی اراده

سستی اراده مدیر از دیگر آفات مدیریت به شمار می‌آید همچنان‌که امام علی(ع) فرموده است: (سستی اراده موجب تأخیر و سهل‌انگاری در انجام وظایف می‌گردد و سرانجام به تضییع حقوق می‌انجامد). امام علی(ع) فرموده است: (قاطعیت لازمه ایمان است و تقویت ایمان راه علاج آفت سستی اراده است).

خودمحوری

خودمحوری آفت سهمگینی است که نه‌تنها اختلال در تصمیم‌گیری به وجود می‌آورد اصولاً پیامدهای آن سازمان را به تباهی می‌کشاند. امام علی(ع) فرمود: (خودمحوری نوعی استکبار درونی است که آثار شوم آن در عملکرد سازمانی به مثابه استکبار در عمل سیاسی و اقتصادی جامعه است اصولاً خودمحوری به تباهی می‌انجامد).

خشونت

آفت خشونت خنثی کننده نقش مدیریت است؛ زیرا نیروها را از انسجام و یکپارچگی به دور و ارتباط آنها را با مدیریت قطع می‌کند و این درست برخلاف جهتی است که مدیریت باید در آن تلاشی مداوم داشته باشد. ﴿وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ[۱].

دخالت مستقیم در کارها

مراقبت، نظارت و اطلاع یافتن از مجاری امور در سازمان نباید مدیریت را به دخالت مستقیم در مسئولیت‌های سازمان بکشاند؛ زیرا این عمل اعتماد نیروها را از میان می‌برد و میزان کارآیی آنها را کاهش می‌دهد و آنها را به سردی و بی‌تفاوتی و سرخوردگی وامی‌دارد.

استتار و حاجب گرفتن

جدایی مدیریت از ارباب حاجت و استتار نسبت به نیروهای سازمان تحت مدیریتی، مدیر را از واقعیت‌ها دور می‌کند و ارتباطات سازمان را مختل کرده و نظارت وی را ضعیف می‌گرداند «وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً»[۲]؛ در عهدنامه مالک اشتر، امام(ع)، حاجب و دربان گرفتن مدیران را مورد نکوهش قرار داده و آن را موجب بروز تنگناها شمرده است و «فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِیَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّیقِ‌»[۳].

ناسپاسی

ناسپاسی و کفور بودن، خصلتی نکوهیده برای هر انسان است، ولی در مدیریت می‌تواند در حد یک آفت زیان‌بخش، مورد توجه قرار گیرد ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَکَفُورٌ[۴].

تکبر و طغیانگری

هر انسانی ممکن است به تکبر و طغیانگری دچار گردد. ﴿کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی[۵] ولی خطر وقتی صدچندان می‌شود که این آفت به مدیریت سرایت کند.

شتابزدگی

قرآن انسان را بالطبع عجول و شتاب‌زده معرفی کرده است ﴿وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا[۶] ولی به عنوان یک خصلت نکوهیده و خطرناک در مدیریت، خطر شتابزدگی بیش از میزان خطری است که انسان در کارهای فردی و عادی خود با شتابزدگی به استقبال آن می‌شتابد.

لجاجت و خشک‌سری

منطقی بودن و هیچ سخنی را بدون دلیل نپذیرفتن و در برابر باطل ایستادن غیر از لجاجت و خشک‌سری است. این خصلت در انسان موجب تباهی مدیریت هم هست، مدیر شایسته باید با حسن نیت و اعتماد به منطق، استدلال و احترام به آرای دیگران، این خصلت را در خود بمیراند؛ زیرا که ﴿وَکَانَ الْإِنْسَانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلًا[۷].

فخر فروشی و امتیاز‌طلبی

از خود راضی بودن و به دیگران فخر فروختن و خود را از دیگران ممتاز شمردن، آفتی است که می‌تواند تمامی تلاش‌های یک مدیر کاردان و لایق را خنثی و موفقیت او را ناچیز گرداند. انسان اگر به حال خود رها شود دچار این آفت نکبت‌بار می‌شود ﴿إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ[۸]تواضع در مدیران می‌تواند در متوقف کردن رشد این خصلت منفی در درون آدمی و ریشه‌کن کردن آن مؤثر باشد.

عدم پویایی

حرکت خصیصه هر موجود زنده است، سازمان و مدیریت آن وقتی زنده است که پویا و پیشرو باشد. ایستایی در مدیریت و ایجاد وقفه در روند سازمان به معنای مرگ مدیریت است.

تسویف

کار امروز به فردا واگذار کردن (تسویف) نمودار فرار مدیر از مشکلات روزمره است و اگر این کار تکرار شود، آفت خطرناکی مدیریت را به تباهی می‌کشاند. امام صادق(ع) آن را به دریایی تشبیه کرده که غریق را به کام خویش می‌گیرد «إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی»[۹].[۱۰]

منابع

پانویس

  1. «و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  2. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  3. نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
  4. «به راستی آدمی ناسپاس است» سوره حج، آیه ۶۶.
  5. «حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.
  6. «و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
  7. «و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.
  8. «او سخت شادمان و خویشتن‌ستای است» سوره هود، آیه ۱۰.
  9. فقه سیاسی، ج۶، ص۱۴۶ ـ ۱۴۲.
  10. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص۴۹۷.